دانلود پروپوزال پایان نامه مقاله سمینار نقد پایان نامه کارشناسی ارشد

پروپوزال و پایان نامه دانشجویی نقد پایان نامه کارشناسی ارشد

خداست که معبودى جز او نیست ؛ زنده و برپادارنده است ؛ نه خوابى سبک او را فرو مى‌گیرد و نه خوابى گران ؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است ، از آنِ اوست . کیست آن کس که جز به اذن او در پیشگاهش شفاعت کند؟ آنچه در پیش روى آنان و آنچه در پشت سرشان است مى‌داند . و به چیزى از علم او ، جز به آنچه بخواهد ، احاطه نمى‌یابند. کرسى او آسمانها و زمین را در بر گرفته ، و نگهدارى آنها بر او دشوار نیست ، و اوست والاى بزرگ. در دین هیچ اجبارى نیست. و راه از بیراهه بخوبى آشکار شده است. پس هر کس به طاغوت کفر ورزد، و به خدا ایمان آورد، به یقین، به دستاویزى استوار، که آن را گسستن نیست ، چنگ زده است. و خداوند شنواى داناست. خداوند سرور کسانى است که ایمان آورده‌اند. آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى به در مى‌برد. ولى‌ کسانى که کفر ورزیده‌اند، سرورانشان همان عصیانگران = طاغوتند ، که آنان را از روشنایى به سوى تاریکی ها به در مى‌برند. آنان اهل آتشند که خود ، در آن جاودانند
نور وافتالمولوژي
Pamela S. Chavis, MD, & William F. Hoyt, MD
چشمها ارتباط تنگاتنگي با مغز دارند وغالبا سرنخ هاي تشخيص مهمي دربارة اختلالات سيستم عصبي مرکزي ارائه مي دهند. در حقيقت عصب اپتيک بخشي از سيستم عصبي مرکزي است. بيماريهاي داخل جمجمه اي غالبا با تخريب يا فشار بر بخشي از مسيرهاي اپتيک موجب اختلالات بينايي مي شوند. اعصاب جمجمه اي II ، IV وVI‌ که حرکات چشم را کنترل مي کنند نيز ممکن است گرفتار شوند واعصاب V‌وVII نيز رابطة‌ نزديکي با اعمال چشم دارند.
مسير حس بينايي
مرور توپوگرافيک
عصب جمجمه اي II حس اختصاصي بينايي را هدايت مي کند. نور توسط استوانه ها ومخروطهاي شبکيه حس مي شود ومي توان انها را عضونهايي حسي ويژه براي بينايي تلقي نمود. جسم سلولي هاي اين گيرنده ها استطاله هايي مي فرستند که با سلول دوقطبي، يعني نورون دوم در مسير بينايي، سيناپس مي کند. سلول هاي دوقطبي به نوبة خود با سلول هاي گانگليوني شبکيه سيناپس برقرار مي کنند. اکسون سلولهاي گانگليوني، لايه الياف عصبي شبکيه را مي سازند وبه هم مي پيوندند تا عصب اپتيک را بسازند. عصب از پشت کرة چشم بيرون مي ايد ودر بين مخروط عضلاني به عقب سير مي کند تا از طريق کانال اپتيک وارد حفرة جمجمه اي شود.
درون جمجمه، دوعصب اپتيک به هم مي پيوندند تا کياسماي اپتيک را تشکيل دهند. در کياسما بيش از نيمي از الياف (انها که از نيمة نازال شبکيه مي ايند) به سمت مقابل رفته وبه الياف تمپورال عصب مقابل که تقاطع نمي کنند مي پيوندند تا راه اپتيک (optic tract) را تشکيل دهند. هر راه اپتيک به دور پايک مغزي کشيده مي‌شود وبه طرف هسته زانويي خارجي مي رود تا در انجا سيناپس برقرار کند. بنابراين تمام اليافي که تکانه‌هاي نيمة راست ميدان بينايي را دريافت مي دارند راه اپتيک چپ را مي سازند وروي نيمکرة مغزي چپ معطوف مي شوند. به همين ترتيب، نيمة چپ ميدان بينايي روي نيمکرة مغزي راست معطوف مي شود. بيست درصد الياف در راه بينايي مربوط به عمل مردمک هستند. اين الياف درست در جلوي هسته از ان جدا مي‌شوند واز طريق بازوي کوليکولوس فوقاني به هستة pretectal در مغز مياني مي روند. بقية الياف در هستة زانويي خارجي سيناپس برقرار مي کنند. جسم سلولي هاي اين ساختمان، راه ژنيکولوکالکارين را مي سازند. اين راه از طريق اندام خلفي کپسول داخلي مي گذرد وسپس بصورت اشعة بينايي گسترده مي شود. اشعة بينايي از بخشهايي از لوب هاي تمپورال وپاريتال مي گذرد تا به قشر پس سري برسد.
تجزيه وتحليل ميدان بينايي براي
يافتن محل ضايعه در مسير بينايي
در تجربة باليني، محل ضايعات مسيرهاي بينايي با معاينة ميدان بينايي محيطي ومرکزي تعيين مي شود. ضايعات جلوي کياسما (در شبکيه يا عصب اپتيک) باعث نقايص يکطرفة ميدان مي‌شوند؛ ضايعات هر جاي مسير بينايي در خلف کياسما باعث نقايص هومونيموس سمت مقابل مي شوند. اين نقايص ممکن است هم ارز (congruent) (يعني داراي اندازه، شکل، ومحل يکسان) يا غير هم ارز باشند. ضايعات کياسما معمولا باعث نقايص باي تمپورال مي شوند.
ايزوپترهاي متعدد (ازمونهاي بينايي با اشيايي به اندازه هاي گوناگون) را بايد جهت ارزيابي کامل نقايص استفاده نمود. علامت بيماري روبه گسترش وفعال در يک نقص بينايي عبارت است از نواحي «اسکوتوم نسبي» (يعني يک نقص ميدان بزرگتر براي يک شيءِ ازموني کوچکتر). اين نقايص ميدان را «سراشيب (sloping)‌» مي گويند. اين بر خلاف ضايعات عروقي با کناره هاي شيب دار است (يعني نقص به يک اندازه است وربطي به اندازة شيء ازموني مورد استفاده ندارد). اين نقايص ميدان بينايي را مي گويند که «قطعي» است.
قانون کلي مهم ديگر اين است که هر چه نقايص هرمونيموس ميدان، هم ارزتر باشند (يعني دونيمه ميدان مشابه تر باشند)، ضايعه در جاي عقب تري در مسير بينايي قرار دارد. ضايعة‌ ناحية پس سري باعث نقايص مشابه در هر دوميدان مي شود، در حالي که ضايعات راه اپتيک باعث نقايص هرمونيموس ميدان بصورت غير هم ارز (نامشابه) مي شوند. همچنين هر چه ضايعات عقب تر باشد، احتمال مصون ماندن ماکولا بيشتر است، بنابراين، حفظ تيزبيني خوب در دونيمه ميدان محتمل تر است. البته يک همي انوپي هومونيموس کامل بايد تيزبيني سالم در ميدان بينايي غيرگرفتار داشته باشد (مسير خلف کياسمايي سالم)، زيرا ان قسمت از ميدان بينايي حاوي هر دوعمل ماکولا وشبکية‌ محيطي است. ضايعات پس سري ممکن است باعث ناهمگوني بين ازمونهاي استاتيک وکينتيک شوند (پديدة ريدوخ (Riddoch) ).
عصب اپتيک
شکل 1- عصب اپتیک
نوريت اپتيک
(پاپيليت)
نوريت اپتيک وپاپيليت واژه هاي گسترده اي هستند که به التهاب دژانراسيون، با ميلين زدايي از عصب اپتيک به علت انواع گسترده اي از بيماريها، اطلاق مي شوند. فقدان ديد، شکايت اصلي است ودر افتراق پاپيليت از ادم پاپي به کار مي ايد زيرا ممکن است در معاينة افتالموسکوپي شبيه به ان به نظر ايد.
نوريت رتروبولباريک يک نوع نوريت اپتيک است که انقدر دور از ديسک اپتيک رخ مي دهد که تغييرات اوليه در ديسک اپتيک توسط افتالموسکوپ ديده نمي شوند. تيزبيني بشدت کاهش يافته است («بيمار چيزي نمي‌بيند ودکتر هم چيزي نمي بيند»). پاپيليت عبارت است از تورم ديسک در اثر التهاب اپتيک موضعي در سر عصب (عصب اپتيک داخل چشمي).
شايعترين علت نوريت رتروبولبار، اسکلروز مولتيپل است. در واقع، تشخيص اسکلروز مولتيپل در %60-25 بيماري که بين 20 و45 سالگي هستند ويک حملة نوريت رتروبولبار داشته اند، داده مي شود. درصد پيشرفت اسکلروز مولتيپل پس از يک حملة نوريت اپتيک با افزايش مدت پيگيري بيماران بالاتر خواهد بود. ساير علل عبارتند از مراحل اخر نوروسيفليس، امبليوپي هاي توکسيک، ساير بيماريهاي ميلين زدا، اتروفي اپتيک لبِر، ديابت مليتوس، وکمبود ويتامين. اگر فرايند به حد کافي مخرب باشد منجر به پيشرفت اتروفي اپتيک روبه عقب مي شود ونقايص دستجات الياف عصبي در لاية الياف عصبي شبکيه ظاهر مي شود . ديسک رنگ صورتي طبيعي خود را از دست مي دهد ورنگپريده مي شود. موارد راجعة شديد منجر به يک ديسک سفيد گچي با حدود مشخص در يک چشم نابينا مي شوند….
  • فهرست
  • مسير حس بينايي 4
  • مرور توپوگرافيک 4
  • تجزيه وتحليل ميدان بينايي براي 5
  • يافتن محل ضايعه در مسير بينايي 5
  • عصب اپتيک 5
  • شکل 1- عصب اپتیک 6
  • نوريت اپتيک 6
  • (پاپيليت) 6
  • يافته هاي باليني 6
  • تشخيص افتراقي 7
  • درمان 7
  • سير وپيش اگهي 7
  • اسکلروز مولتيپل 8
  • يافته هاي باليني 8
  • درمان، سير، وپيش اگهي 9
  • نوروپاتي ايسکميک اپتيک 10
  • شکل 2- نوروپاتي ايسکميک اپتيک 10
  • ادم پاپي (Papilledema) 11
  • اتروفي عصب اپتيک 13
  • طبقه بندي اتيولوژيک 13
  • يافته هاي باليني 13
  • تروماي عصب اپتيک 16
  • اتروفي اپتيک با اساس ژنتيکي 16
  • 1-نوروپاتي اپتيک لبِر 16
  • 2-اتروفي اپتيک مادرزادي يا شيرخواران 17
  • اتروفي اپتيک همراه با بيماريهاي نورودژنراتيو 17
  • ناهنجاريهاي عصب اپتيک 17
  • کياسماي بينايي 18
  • تومورهاي هيپوفيز 18
  • شکل 3- تومورهاي هيپوفيز 19
  • کرانيوفارنژيوم 19
  • شکل 4- کرانيوفارنژيوم 19
  • مننژيوم هاي فوق زيني 19
  • گليوم هاي کياسما وعصب اپتيک 20
  • مسيرهاي بينايي خلف کياسمايي 20
  • شکل 5- مسيرهاي بينايي 21
  • مردمک 22
  • نورواناتومي مسيرهاي مردمکي 22
  • مردمک ارژيل روبرتسون 23
  • مردمک تونيک 23
  • سندرم هورنر 24
  • نقص مردمکي اوران 24
  • حرکات خارجي چشم 25
  • اناتومي حرکات توام ارادي 25
  • ضايعات مسيرهاي فوق هسته اي 27
  • لوب فرونتال 27
  • لوب پس سري 27
  • (تالاموس) 27
  • پل مغزي (pons) 27
  • عصب ابدوسنس (VI) 32
  • علايم ونشانه هاي فلج عضلات 33
  • سندرمهاي مؤثر بر اعصاب جمجمه اي 34
  • مياستني گراو 35
  • نيستاگموس 36
  • طبقه بندي نيستاگموس 37
  • منابع 39
12000ایمیل اشتباه وارد نکنید ایمیل صحیح بدون www می باشد

ديدگاهي بدهيد !