,

بررسي احكام فقهي و تطبيق آن با آيات قرآن درباره طهارتهاي سه گانه (وضو- غسل- تيمم)

مقدمه
بدون شک بعثت حضرت محمد(ص) به عنوان رسول خدا از میان قوم جاهل عرب آرمان بزرگ و برجسته ای در بر داشته است. و قرنهاست که این آرمان متعالی در سراسر جهان اسلام، متجلی گردیده است.  اسلام به معنای انقیاد، تسلیم شدن و گردن کجی است در برابر اوامر و نواهی خدا و دستورات رسول خدا (ص). دین اسلام، دین فطرت، پاکیزگی و اجتماع است، جامعه اسلامی را به نظافت و رعایت بهداشت و آداب اسلامی و عبادت تشویق و راهنمایی می کند. فرد مسلمان را موظف می¬کند وقتی خود را زیر سایه اسلام دید از خود اسلامی مجسم بسازد، خود را الگوی مجسمی از اسلام قرار دهد زیرا هیچ سخن، خطبه و موعظه¬ای نمی¬تواند جانشین اسلام شود و اصل و پایه این تجسم نیز ایمان قلبی و عمل به اعمال اسلامی است. در حقیقت تنها دین اسلام است که شایسته پیروی بوده و ادامه مسیر آن آدمی را در این جهان فانی نیک-بخت و او را با سعادت اخروی به جهان ابدی می¬سپارد.
یکی از اهداف این رسالت عظیم طهارت و پاکیزگی می باشد، چرا که در دین اسلام مکرراً در این باره سفارش شده است:
«اِنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوابینَ وَ یُحِبُّ المُتَطهِرینَ»
همانا خداوند توبه کنندگان و تطهیرکنندگان را دوست دارد.
طهارت جسمی باعث آرامش روح و روان می گردد. و سلامتی که از نعمات والای خداوند است در سایه پاکیزگی و طاهر بودن بدست می آید. اسلام علاوه بر رعایت طهارت غذا، لباس، مکان، حیوانات و …… بسیار تاکید نموده است. رعایت پاکی هر کدام به دیگری وابسته بوده و عدم طاهر بودن هر کدام، نجاست دیگری را سبب می شود. بنابراین از منظر دین اسلام زندگی و حیات یک فرد مسلمان بر پایه پاکی و طهارت می باشد. بر استناد آیات آمده در قرآن و حتی کافرین نیز نجس به شمار می آیند.
فقهای بزرگ دینی اعم از شیعه و سنی در باره اصول طهارت و علی الخصوص طهارتهای سه گانه( وضو، غسل و تیمم) نظریات مختلفی دارند. ولی آنچه که مسلم است اعتقاد راسخ همه آنان به پاکی و وجوب رعایت آنها برای زندگی است. و بطور یقین ایمان هر مسلمان با رعایت پاکی کامل میشود.
پیامبر (ص) فرموده است:
«النظافهُ مِنَ الایمان.
نظافت جزیی از ایمان است.
فرمانبرداری از قوانین والای دین اسلام  بطور حتم انسان را به سوی تعالی و خوشبختی سوق می دهد و بر مسلمان آگاه و دانا واجب است علاوه بر رعایت قوانین الهی و دینی خویش به ترویج و تبلیغ آن نیز بپردازد به امید روزی که دنیا پر از عدل و داد گشته و با انقلاب حضرت مهدی(ع) سایه اسلام بر تمامی عالم هستی گسترده باشد.
شیوه پژوهش کتابخانه ای و میدانی می باشد و در آن از نظر فقها ی بزرگ اسلام اعم از شیعه و سنی استاده شده است.

فصل اول
کلیات

1-1- دردين اسلام دونظام وجود دارد:
نظام فقهي شيعه ونظام فقهي سنی. فقه شيعه داراي سه شعبه است:فقه شيعي امامي،فقه شيعه زيدي وفقه شيعه شيعه اسماعيليه.فقه سني داراي چهار شعبه مشهور است:فقه حنفي ،فقه شافعي،فقه مالكي وفقه حنبلي.چند دستگاه فقهي ديگر نيز درميان اهل سنت پديد آمده است كه پيروان زيادي را پيدا نكرده ورسميت نيافته است،البته ظايريه نيز مشهورند.علم فقه داراي ابواب وفصول بسيار است..مجموعه ابواب فقه تحت چهار عنوان بيان گرديده است.عبارات،عقود،ايفاعات.احكام وسياسات.درعلم فقه باب منظور كتاب است.به جاي باب الصلاة گفته مي شود:كتاب الصلاة مجموعه كتاب يا ابواب فقه 48كتاب (باب)است.درخلال اين ابواب مسائل وتكاليف عبادي،معاملاتي ،حقوقي وجزايي مطرح است.با توجه به قوانين استنباط ومنابع اوليه فقه امري نيست كه درفقه اسلامي براي آن حكمي تنوان يافت.به ويژه باامكان اجتهاد درمذهب شيعه معمول است در تاريخ فقه واجتهاد،مسائل فقهي فراواني مي توان يافت كه علي رغم موضوع آن، حكم فقهي آن مسئله به طور يكسان استنباط نگرديده است.اين اختلاف نظر ميان دوفرقه اماميه اهل سنت نبوده، بلكه در ميان فقيهان يك فرقه نيز مشاهده مي شود. اختلاف نظر فقهي در ميان مجتهدان و فقيهان از بدوشكل گيري اين علم پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) وغيبت امام عصر امري بديهي بوده و هيچ گاه درميان فقيهان مرسوم نبوده است كه نظر مخالف با رأي مشهور تحقير گرديد، بلكه فقه شيعه همواره بالندگي خود را مديون تحقيق، تفحص، اجتهاد وانبساط مي داند وتقليد را براي كسي كه توانايي استنباط احكام فقهي را دارد،حرام مي شمارد هرچند درتاريخ فقه شيعه كساني بودند كه درمسائل فقهي جرات وجسارت مخالفت با قول مشهور فقها را نداشتند. چنانچه حسن بن زيدالدين در كتاب اصول خود ، در بحث اجتماع وشهرت فتوائيه به اين مسئله اشاره مي فرمايد:
همانا بيشتر فقهاي بعد از شيخ طوسي، به دليل شدت اعتقاد وحسن ظن به او در فتوا دادن از اوپيروي مي كردند از اين رو فقهاي متاخر با احكام مشهوري مواجه شدند كه شيخ و پيروانش به آن عمل كرده بودند.لذا گمان كردند كه احكام بين علما مشهور است ودر نيافتند كه منشا ومنبع اين احكام مشهور شيخ طوسي مي باشد و اين شهرت دراثر پيروي از اوتحقق يافته است. موضوع اين رساله،يك موضوع فقهي است. بنابراين با توجه به مبادي علم فقه بايد به عنوان يك مسئله فقهي مورد بررسي وبحث قرار گيرد تا حكم فقهي وظیفه مكلف در اين رابطه معين وآشكار گردد. مسئوليت اين امر خطير برعهده فقيهان ومتخصصان علم فقه استتاد حكم شرعي اين مسئله را بيان فرمايند .لذا به بررسي نظر فقيهان درخصوص طهارت پرداخته وپيرامون تفسير آيات قرآن وتطبيق آن با احكام بحث مي شود.
قبل از ورود به بحث اصلي ،به طور مختصر پيرامون معنا ومفهوم نجاست وطهارت مسئله ای رابیان نموده و آنرا تحلیلی کوتاه می نمائیم.

1-2- بيان مسئله :
يكي از مسايل مهم نزد مسلمانان ،طهارت وپاكيزگي است.مسلمين طهارت را با ترتيب وقانون خاص رعايت مي كنند، به اطفال خود مي آموزند .اهل فقه و ايمان و يا محال فقهاي دين براي معتبر بودن ودرستي طهارت، شروط وترتيب خاصي را بر طبق آيات قرآن كريم بيان نموده اند .به طوريكه گفته مي شود، به درستي كه از بين اديان، ديني كه به طهارت اهميت بسيار مي دهد، اسلام است و در معاني ذكرشد: طهارت ،رفع آلودگي از نجاست است و بهترين وسيله براي طاهر شدن ،آب پاك است .چنانچه كه درقرآن آمده است:
«وينزلُ عليكُم مِن السماءماءًلِيطهركُم بِه»
«وانزلنا من السماءماءطهورا»
طهارت بر دوقسم اند :
مائيه:كه خود آن بر دوقسم است:  وضو وغسل
ترابيه: كه منظور تيمم است.
و اين دوقسم طهارت درطول هم هستند.كه هر كدام درجاي خود حائز اهميت است…….

کد :3528 فرمت :ورد صفحه :148

,

بررسی خسران و آثار آن در قرآن

  • مقدمه:

    حمد و سپاس خدایی را سزاست که انسان را از خاک آفرید و در او از روح خود دمید ، سپس خود را بر آفریدن او ستود و ملائکه را به سجده بر او امر کرد و بیان کرد که انسان را به هدف عبادت آفرید و او را خلیفه خود در زمین قرار داد .

    و درود بر پیامبران الهی که پیوسته برای هدایت انسان مأمور گشتند و او را به نعیم بهشتی بشارت و از عذاب الهی ترساندند .

    و درود بر پیامبر خاتم که اشرف پیامبران اوست و درود بر کتاب هدایت الهی قرآن که در بردارنده رطب و یابس است .

    انسان طالب هدایت و سعادت ابدی باشد راهی ندارد جزء اینکه پناه ببرد به قرآن مجید که کلام خدای عزیز عالم است و دستورات قرآن مجید را به کار ببندد . زیرا عمیق ترین و زیباترین و فصیح ترین کلام ، کلام خداست و قرآن که معجزء باقی پیغمبر است برای هدایت خلق آمده و تا قیامت کلامی به زیبایی قرآن نخواهد آمد .

    اما در راه هدایت ، همواره رهزنانی بوده اند که انسان را از صراط مستقیم بازداشته اند و او را به خسران و زیانکاری کشانده اند و باعث شده اند او تمام سرمایه های وجودی خود را برای حرکتی بی انتها به سوی کمال از دست بدهد .

    در آیات متعددی از قرآن کریم به موضوع خسران و مطالب مربوط به آن پرداخته شده است .

    نگارنده در این تحقیق می کوشد تا با بررسی آیات مربوط به خسران در حد توان خود ، تصویری جامع از این موضوع در دیدگاه قرآن ارائه کند .

    تلاش شده است در توضیح آیات از تفاسیر گوناگون استفاده شود و البته از این نکته غفلت نشده است که تحقیق صرفا به محلی برای نقل اختلافات تبدیل نشود . همچنین در مواردی از کتب اخلاقی استفاده شده است .

    اهمیت و ضرورت بحث:

    با نگاهی اجمالی به سوره عصر می فهمیم که قرآن همه انسان ها را در خسران و زیانکاری اعلام کرده و در این میان جماعتی که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام می دهند و تواصی به حق و صبر دارند،از آن مستثنی شده اند.

    لذا این خود دلیلی است بر اهمیت و ضرورت مطلب که برای این جانب انگیزه ای گردید که به بررسی و تحقیق در موضوع خسران و آثار آن در قرآن بپردازم.

    در این تحقیق مفهوم خسران و مصادیق و ویژگی های آن را مورد بررسی قرار داده و عوامل آن را با استفاده از آیات قرآنی بیان کرده ام و همچنین راهکارهای قرآنی از ابتلا به خسران آورده شده تا از نتایج سوء آن در دنیا و آخرت مصون مانده و به رشد و سعادت واقعی برسیم.

    ان شاء الله

    مروری بر مطالعات انجام شده:

    این جانب پس از جستجوی منابع ،تنها دو مورد یافتم که در آنها به صورت خاص به موضوع خسران پرداخته شده بود که عبارتند از :

    پایان نامه کارشناسی با عنوان «عوامل و پیامدهای خسران در آیینه قرآن و حدیث» از خانم اکرم دیانی که در هشت بخش تنظیم شده است:

    بخش اول:کلیاتی در باب خسران

    بخش دوم:حوزه های خسران

    بخش سوم:تعابیر گوناگون خسران در قرآن کریم

    بخش چهارم: شناخت خاسرین و ویژگیهای آنان

    بخش پنجم:عوامل خسران از دیدگاه قرآن

    بخش ششم: آثار و نتایج خسران

    بخش هفتم:زمان بروز و ظهور خسران

    بخش هشتم:راه های جلوگیری از خسر

    و همچنین در کتاب «حدیث هدایت» از علی لطفی که در باب اول به بررسی معنای خسران و زیانکاران واقعی می پردازد.

  • فهرست مطالب
  • فصل اول:طرح تحقیق                                4
  • مقدمه                                    5
  • اهمیت و ضرورت بحث                        6
  • پیشینه تحقیق                                7
  • اهداف تحقیق                                8
  • سوالهای تحقیق                            9
  • فرضیه ها                                9
  • روش تحقیق                                10
  • فصل دوم:یافته های تحقیق                            11
  • بخش اول:تعریف خسران،ویژگیها و مصادیق آن            12
  • الف)بررسی معنای لغوی واژه خسران                12
  • ب) مصادیق خسران                        17
  • ج)ویژگیهای خاسرین                        22
  • بخش دوم:عوامل خسران و راههای جلوگیری از آن            35
  • الف)عوامل خسران                        35
  • 1-تکذیب و انکار                    35
  • 2- کفر                            44
  • 3-باز داشتن مردم از راه خدا                52
  • 4-ظلم کردن                        54
  • 5-شرک ورزیدن به خدا                55
  • 6-پذیرش ولایت شیطان                57
  • 7-دروغ و افتراء به خداوند        62
  • 8-آلوده کردن نفس و اطاعت از آن            62
  • 9-باطل اندیشی و باطل کاری                64
  • 10- شکستن پیمانها                    67
  • 11- قطع پیوندها                    66
  • 12- فساد در زمین                    66
  • 13-سوء ظن داشتن بخدا                66
  • 14-مشغول شدن به دنیا و غفلت از یاد خدا        70
  • 15- فرو رفتن در فسادو بهره برداری از امکانات مادی در مسیر گناهان                            72
  • 16-عملکرد ضعیف در مسولیت            73
  • 17- درخواست بدون علم                74
  • ب:راههای جلوگیری از خسران:                77
  • 1-ایمان آوردن                        79
  • 2- انجام اعمال شایسته                81
  • 3-سفارش کردن به حق                82
  • 4- سفارش کردن به صبر                83
  • 5- تزکیه نفس                        84
  • 6-هدایت ویژه الهی                    86
  • 7- تسلیم در برابر خدا                    86
  • بخش سوم:آثار و نتایج خسران:                    87
  • الف)آثار خسران در دنیا                    87
  • 1-حسرت کشیدن و مغلوب شدن            87
  • 2- حبط اعمال                        89
  • 3- ندامت و پشمیانی                    90
  • 4- نازل شدن عذاب الهی                91
  • 5- گرفتار همنشین بد شدن در دنیا            93
  • ب) آثار خسران در آخرت:                    94
  • 1- ورود به جهنم                    95
  • 2- عذاب شدید                        95
  • 3- خلود در جهنم                    97
  • 4- خوار و ذلیل بودن در آتش جهنم            98
  • 5- فریادهای آنها را پاسخی نیست            99
  • 6- بر دوش کشیدن بار سنگین گناهان            100
  • 7- دچار حسرت گردیدن                101
  • 8- زشت و بد منظر شدن                102
  • 9- درخواست شفاعت و بازگشت به دنیا        103
  • 10- نابود شدن خدایان و سخنان دروغین آنها 104
  • 11- نهایت دوری از رحمت خداوند            105
  • 12- حبط اعمال                    106
  • نتیجه گیری                                109
  • فهرست منابع ومآخذ                                110

 

کد :3486 فرمت :ورد صفحه :120

بررسي زندگي واحوال رابعه عدويه (بانويی عارف در قرن دوم هجری)

   چكيده
موضوع عرفان و تصوف،يكي از مهمترين مباحث بشري در طي قرون به شمار مي رود.ودر تمامي اديان نيز بدان توجه شده است.زنان عارف همپاي مردان نقش بسزايي در پيشبرد نهضت تصوف و عرفان اسلامي داشته اند.
اين پايان نامه ابتدا به بحث عرفان و تصوف و رابطۀ آن با اسلام ميپردازد.سپس زندگي يكي از زنان عارف بصره،به نام«رابعه عدويّه»(متوفي 185يا135ه.ق)را مورد بررسي قرار مي دهد.كه با عبادات خويش و ورود به طريقت الهي به مقامات عارفان دست يافت. گويند،او اولين كسي است كه معني و مفهوم حقيقي «حبّ الهي»را در تصوف اسلامي وارد كرده است.«حج»در ديدگاه وي فقط به قصد ديدار روي دوست انجام مي شود.او «حال مشاهده» را درك كرده است واز جمله زناني است كه تجرّد را بر تأهل برگزيد تا با آزادي و استقلال خويش در طريق تصوف به بالاترين درجات نائل شود.وي با صوفيان نامدار همعصر خويش چون:معاذةعدويه،حسن بصري،سفيان ثوري و…معاشرت داشت. رابعه را صاحب كراماتي دانسته اندكه برخي در تذكرةالاوليا عطار آمده است. او زني فاضل و خردمند بود،اشعار استواري به وي نسبت مي دهند.مناجات وسخنان حكمت آميز وي در كتب عرفاني نقل شده است.در برخي اشعار پارسي نيز از وي سخن رفته است.
هدف اين پايان نامه،تبيين افكار و ابعاد شخصيّتي«رابعه عدويّه»عارفۀ نامدار قرن دوم هجري       مي باشد كه در طريق سير و سلوك حق، معادن وجود خويش را كشف نموده و با نيروي عشق و ايمان وبا سلاح معرفت،به سيمرغ حقيقت دست يافته است.
از آنجا كه از شرح زندگاني وي ،اطلاع چنداني در دسترس نيست،ومسأله با وجود افرادي به همين نام در عصر وي وهمچنين به دليل قلّت منابع و مآخذ،كاررا دشوار و تحقيق را محدود مي گرداند.با اين وجود، به قدر وسع و توان علمي سعي شده تا گامي در جهت معرفي اين بانوي پارسا برداشته شود.  روش پژوهش،به صورت تحقيق كتابخانه اي و فيش برداري از متون عرفاني است كه در كتب متعدد،  شرح حال و آراء و نكات برجستة زندگي وي  مورد بررسي قرار گرفته است….

شامل تمامی فصل ها به طور کامل

کد :3427 فرمت :ورد+منابع صفحه :222

,

شناخت و بررسي شيوه دعوت رسول اكرم (ص) بر اساس حكمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن

«مقدمه»
اَلحَمُدللِه الذَّي هَدانا لِهذا وَ ما كُنا لِنَهتَدي لَولا اَن هَدانا اَللهُ  (ستايش خداي را كه ما را بدين [راه] هدايت نمود ، و اگر خدا ما را راهبري نمي كرد ما خود هدايت نمي يافتيم).
حمد و سپاس خداي را كه به عنوان خالق «ماسوي الله» هر موجودي را در راه سعادت خودش تا نهايت كمالش راهنمايي كرده و فرموده : «رَبُنّا الَذي اَعطي كُلَ شَيءٍ خَلقه ثُمَّ هَدي».(پرودگار ما كسي است كه هر چيزي را خلقتي كه در خور اوست داده ، سپس آن را هدايت فرموده است).و هيچ موجودي را از قائده به كمال رسيدن مستثني نكرده و انسان را كه اشرف مخلوقات دانسته ، كمال و سعادت عظمي عنايت فرموده و به سوي آن هدايت كرده است.و عقل را راهنما به سوي كمال و منشا شكوه و سربلندي انسان قرار داده است.
اما از آنجايي كه سعادت و كمال انسان منحصر به سعادت مادي نمي باشد ، بلكه جهان معنا هر دو جهان را شامل مي گردد به همين خاطر خداوند متعال اول عقل آفرينش يعني حضرت محمد (ص) را به عنوان نبوت برگزيد و او را به بندگانش حجت قرار داد : «حُجَهُ اَللهِ عَلَي العِبادِ النَبِّيُ و الحُجَه فيما بَينَ العِبادِ وَ بَينَ اَللهِ اَلعَقلُ» .(حجت خداوند بر بندگان پيامبر است و حجت ميان بندگان و خدا عقل است).و آن حضرت را خليفه خود بر روي زمين قرار داد تا راهنما و هدايت گر خلق به سوي او باشد و ايشان بشارت دهنده و ترساننده نيكان و بدان قرار داد تا حجت را بر مردم تمام گرداند.
«رُسُلاً مُبَشرينَ وَ مُنذرينَ لِئَلا يَكونَ لِلناسِ عَلَي اللهِ حُجَه بَعدَ الرُسُلِ وَ كانَ اَللهُ عَزيزاً حَكيماً» .(پيامبراني كه بشارت گر و هشدار دهنده بودند، تا براي مردم ، پس از (فرستادن) پيامبران ، در مقابل خدا (بهانه) و حجتي نباشد و خداوند توانا و حكيم است.)
بنابراين همچنان كه بدون نبوت غافله بشريت به هدفي كه از آفرينش او در نظر بوده است نمي رسد، تبيين احكام و مقررات الهي توسط راهبران غير معصوم نيز راه به جايي نخواهد برد و موجب گمراهي خواهد شد و اين نيازمند به دلايل عقلي و نقلي محكم مي باشد.
در اين رساله تحت عنوان « بررسي شيوه هاي دعوت پيامبر اسلام (ص) با تكيه بر حكمت ، موعظه و مجادله احسن» با استفاده از آيات  قرآن كريم و احاديث معصومين به بررسي شيوه هاي دعوت رسول اكرم (ص) پرداخته و پس از بررسي و تحليل نظرات مختلف ، نظريه مختار بيان گرديده است.و به اندازه بضاعت اندك ، قطره اي ناچيز از اين درياي بيكران چشيده و به نكات زير دست يافتم كه : «حكمت» نوري افاضه اي از سوي خداوند است به كساني كه از نيروي عقل خود بتوانند درست استفاده نمايند ، عطا خواهد شد و در سايه آن به حقايق معلومات و درجاتي  از كمال مي رسند.
و موعظه يكي از راه هاي دعوت و جلب قلوب شمرده مي شود كه پيامبر اسلام (ص) براي جذب افرادي كه داراي احساسات و عواطف جوشان و بيداري عمومي بودند از موعظه بهره مي برد و خداوند متعال براي اينكه پيامبرش را اسوه اهل استدلال قرار دهد، به او ابلاغ فرمود كه استدلال محض ، همه جا سودمند نيست ،‌بلكه علاوه بر آن ، از موعظه براي دعوت ديگران استفاده نمايد.
و «مجادله» كه رسول اكرم (ص) به طور مطلق از آن نهي نشده است بلكه از آن مجادله غير احسن و يا باطل منع شده است ، چنانكه خداوند متعال مي فرمايد : «وَلا تُجادَلوا اَهلَ الكُتابِ اِلا بِالَّتي هِيَ اَحسَن» ، بنابراين مجادله احسن در اسلام جايز مي باشد كه قانون عملي براي رسول اكرم (ص) در مقابل مخالفان اسلام بوده است.در مقابل مجادله احسن مجادله باطل قرار مي گيرد كه مطابق قرآن كريم و روايات معتبر معصومين ، بر مردم حرام گرديده است زيرا در اين نوع جدال ،‌سعي و تلاش مخالفان در جهت حق جلوه دادن عقايد باطل و نادرستشان مي باشد در حالي كه مجادله احسن با استفاده از اصول مشترك طرفين براي محقق ساختن حق و اثبات آن صورت مي پذيرد.
اين پايان نامه به روش كتابخانه اي و با استفاده از منابع تفسيري و روايي و با راهنمايي اساتيد محترم راهنما و مشاور در پنج فصل تاليف و تنظيم گشته است :
فصل اول- شامل كليات (اهداف و انگيزه موضوع ، سوالات تحقيق ، پيشينه تحقيق ،‌روش تحقيق و ساختار و محدوده تحقيق) مي باشد.
فصل دوم- مفهوم حكمت ، موعظه ، جدل و كاربرد آنها در قرآن كريم به عنوان شيوه دعوت پيامبر اكرم (ص) شامل (معاني لغوي و اصطلاحي حكمت ، موعظه و جدل و كاربرد آنها در قرآن كريم و شيوه هاي پيامبران در ابلاغ پيام الهي به خصوص شيوه رسول اكرم (ص) مي باشد).
فصل سوم- جلوه هاي حكمت الهي كه اهم آن شامل : (اهميت حكمت از نظر اعتقادي ،  حكمت و توحيد ، حكمت الهي هدف بعثت انبياء ، اعطاي حكمت بر صالحين در قرآن كريم ، حكمت واعطاي فضل بر رسول اكرم (ص) و خاندانش (عليهم السلام) ، تاويل حكمت در قرآن و روايات) مي باشد.
فصل چهارم- جلوه هاي موعظه از منظر قرآن و روايات معصوم كه اهم آن شامل : (موعظه در قرآن كريم ، موعظه اخلاقي ، نفساني ، تاثير گذاري موعظه ،‌اقسام موعظه ،‌تاويل موعظه) مي باشد.
فصل پنجم- جلوه هاي مجادله در قرآن و روايات كه عبارتند از : (انواع مجادله در قرآن و روايات ، مجادله احسن پيامبران الهي ، جلوه هاي مجادله احسن پيامبر اكرم (ص) در قرآن كريم و زمينه هاي مجادله غير احسن ، اهداف مجادله) مي باشد.
در نهايت به نتيجه گيري كلي پرداخته شده است.
از پروردگار متعال پيوسته درخواست نماييم «الهم انّي اسئلك ان تصلّي علي محمد نبّي رحمتك و كلمه نورك و ان تملأ قلبي نور اليقين و صدري نور الايمان و فكري نور النيات و عزمي نور العلم و قوّتي نور العمل و لساني نور الصدق و ديني نور البصائر من عندك و بصري نور الضياء و سمعي نور الحكمه و مودتي نور الموالاه لمحمد و اله عليه السلام……
(خدايا از تو مي خواهم كه اولاً درود فرستي بر محمد پيغمبر رحمتت و كلمه نورت و ثانياً پر كني دلم را با نور يقين و سينه ام را با نور ايمان و فكرم را با نور تصميمات و تصميمم را با نور دانش و نيرويم را با نور كار و زبانم را با نور راستي و دينم را با نور بصيرت ها از پيشت و ديده ام را با نور روشنايي و گوشم را با نور حكمت و مودتم را با نور دوستي و پيوستگي با محمد و آلش كه سلام بر آنان باد……)

فصل اول : کلیات

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع
1 – 2 – سؤالات تحقیق
1 – 3 – پیشینۀ تحقیق
1 – 4 – روش تحقیق
1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

موضوع مورد بحث تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اکرم  ( ص ) یا تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن » در محدودۀ قرآن و روایات معصومین « علیهم السلام  » از کتب و تفاسیر شیعی بهره گرفته شده است که در طی یک چکیده و مقدمه و پنج فصل و جمع بندی و نتیجه نهايي می باشد که هر فصل نيز شامل مباحثي که امید است به یاری خداوند این گام کوچک مورد عنایت پروردگار قرار گیرد

کد :3402 فرمت :ورد+منابع صفحه :150

 

,

عالم

مقدمه

و کلام ابتدا اینکه سپاس خدای را عزو جل که پیمودن راهی که عشق او می برد روشن ترین راه هاست گرچه سخت ترین باشد شاید بگویید چرا با عشق آغاز کردم آخر عشق خداوند بود که مرا تا به اینجا راهنمایی کرد و باز شاید بگویید حرف بیهوده ای است خداوند همه بندگانش را راهنمایی می کند آری صحیح است این کلام اما خداوند آنچه در تقدیر من بود در خوابهای شبانه ام می گفت و نشان می داد غلط و درست را نه تنها راه درست زندگی خودم را بلکه مسائلی که احساسات یا همان چیزی که از نظر روانشناسان حس ششم نامیده می شود و از نظر عرفا الهام و وحی است در خواب و بیداری برایم رخ داد و مرا تا به اینجا آورد تا جایی که به جایی رسیدم که باید موضوعی
می یافتم برای پایان نامه مقطع کارشناسی ارشدم در همین زمان بود که جناب آقای دکتر مظاهری استاد گرانقدرم مرا با ابن عربی و نظریاتش آشنا کرد و چه نزدیک بود کلام او به احساسات و الهامات وارده بر قلب من پس تاخیر را جایز ندانسته و موضوع پایان نامه خود راهمان چیزی انتخاب کرده بودم که تا حدودی در خواب و بیداری با آن آشنایی داشتم تا در مورد آن بیشتر بدانم و اینگونه موضوع خود را انتخاب کردم.

در ابتدا از تعریف کلمه عالم شروع کردم و تعداد عوالم گوناگون در کتب فلسفی و عرفانی و قرآنی وجود دارد و در فصل اول به آن پرداختم عالم به ماسوی الله و جهان گویند و تعداد عوالم در دیدگاههای فلاسفه و عرفا در قرآن مختلف است و تعاریف مختلفی که در این باب گفته شده در فصل اول ذکر گردیده است اما اینکه تاریخچه مثل چیست و این عالم مثال از کجا آمده و اولین بار چه کسی آن را مطرح کرده باید گفت اولین بار افلاطون در نظریه معروف مثل افلاطونی آن را مطرح و به بحث در مورد جهان مثل پرداخته است بعد از او مشاییان و اشراقیون نظرات مختلفی در باب مثل افلاطونی ارایه دادند که در فصل دوم آورده شده و در پایان این فصل تفاوت میان افلاطونی و مثل علقه از دید اشراقیان پرداخته شده است و در فصل سوم عوالم و تعدادی از آنها از نظر فلاسفه ای چون سهروردی و ملاصدرا و همچنین عوالم و عالم مثال در گلشن راز محمد لاهیجی آورده شده و در آخر این فصل به بیان عالم مثال، تعریف آن و تعریف عرفا از عالم مثال پرداخته ایم در فصل چهارم عالم مثال از نظر ابن عربی آورده شده است ابن عربی در این مورد نظریه خیال را مطرح کرده است از نظر ابن عربی عالم مثال عالم خیال است که به خیال متصل و خیال منفصل تقسیم می شود اما اینکه معنای خیال درمورد انسان چیست و ادراک خیالی و نقش آن در عرفان و نظر شارحان غیر مسلمان ابن عربی در مورد عالم خیال چیست در این فصل به آن اشاره شده است در ادامه به بررسی خیال منفصل که برزخ یا عالم است و ارتباط انسان با آن از طریق حواس پنج گانه است و بعد از آن خیال متصل و چگونگی ارتباط  با آن که از طرق مختلف از جمله رویا،خواب،الهام،مکاشفه،معراج انجام می گیرد که ابن عربی در این معراج به هفت آسمان عروج کرده و بعد از آن به سدره المنتهی فلک، منازل، کرسی،عرش،عما،صعود کرده است وبه  بیان آنها پرداخته شده است و در پایان این فصل هم مقایسه ای انجام داده ایم بین خیال متصل و خیال منفصل.

امید است که این تحقیق ناچیز بتواند برای خوانندگان عزیز مفید واقع شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 


عالم

تعریف عالم:

عالم به فتح لام ما سوی ا… را گویند که مشتق از علامت است و جهان وجود را از آن رو عالم گویند که علامت و نشانه وجود است. در یک تقسیم کل بر دو بخش است: یک بخش قدیم که شامل مجردات و عقول و نفوس بعلاوه افلاک و نقوس ناطقه فلکیه و کلیات عناصر و دیگری محدث مانند زمانیات و موالید(قطب الدین شیرازی، 1380،ص391)

فلاسفه گویند دو عالم علوی و سفلی است. علمای اصول گویند از عرش تا فرش هرچه هست عالم است.( امام محمد بن عمرالزمختری ،بی تا، ص1053)

پس از این عالم ، عالم دیگر هست که آحاد مدرکات در آن عالم مشتمل باشد بر علومی نامتناهی. چنانکه هر یک از این آحاد چون مدرکات عالم می باشد.

آنچه که از وهم و خیال که از حواس باطن است همه از عالم اول گیریم و معقولات از عالم دوم گیریم(عین اقضاه همدانی ، بی تا ،ص215)

بدان که هرچه هست آفریده است به جز حق تعالی از آسمان و زمین و غیره ها آن را عالم نامند و هر جنس را از خلایق عالمی نهند و گویند هجده هزار عالم است. و بدانکه نباید که عالم از این جنس بیرون باشد. یا واجب الوجود باشد یا ممکن الوجود یا ممتنع الوجود( سهروردی ، بی تا،ص 378).

ظاهر عالم را خلق گویند که عالم اجسام است و باطن او را امر گویند که عالم ارواح است.بدانکه خدای تعالی چون موجودات را بیافرید عالمش نام کرد. موجودات از وجهی علامت است و از وجهی نامه است . از این وجه که علامت است عالمش نام کرد و از این وجه که نامه است کتابش نام نهاد آنگاه فرمود که هر این کتاب بخواند مرا و علم و ارادت و قدرت من را بشناسد. در آن وقت خوانندگان ملائکه بودند و خوانندگان به غایت خرد بودند و کتاب به غایت بزرگ بود. از جهت عجز خوانندگان نسخه ای از این کتاب عالم باز گرفت و مختصری از این کتاب باز نوشت و آن اول را «عالم کبیر» نام نهاد و آن دوم را عالم صغیر نام کرد. هرچه در آن کتاب بزرگ بود در این کتاب خرد بنوشت بی زیادت و نقصان ( انفسی ، بی تا ، ص 142)

بدان که عالم اسم جواهر و اعراض است . مجموع جواهر و اعراض را عالم گویند و هر نوعی از جواهر و اعراض را عالم گویند. عالم که موجود است وجود خارجی دارد در قسمت اول به دو قسمت:

عالم ملک و عالم ملکوت یعنی عالم محسوس و عالم معقول . اما این دو عالم را به اضافات و عبارات به اساس مختلفه ذکر کرده اند:

عالم ملک و ملکوت، عالم خلق و عالم امر، عالم شهادت و عالم غیب، عالم محسوس و معقول مانند این و مراد از این جمله همین دو عالم بیش نیست یعنی عالم ملک و ملکوت
(گوهرین ، 1382،ص.ص24تا 35)

صورت  عالم افلاک و اجرام و عناصر همه کروی است و چه شکل کروی بهترین و کامل ترین اشکال است. چنانچه گفته اند: بهترین اشکال شکل متدیر است.

اما عالم به هر ساعت و هر لحظه به یک قرار ثابت نیست و هر چه هست در هر ساعت آن نیست می گردد و هست می شود و از غایت سرعت تجرد فیض رحمانی پندارند که همان قرار است.( شیخ محمود لاهیچی ، 1374،ص ص 492و 495)

در حکمت الاشراق مجموعه دوم مصنفات این چنین آمده است:

«در این هیچ سخن نیست که مفردات ملک و ملکوت بیست و هشت اند. سخن در آن است که اول عالم ارواح است و بعد از آن عالم اجسام یا اول عالم اجسام است . آنگاه عالم ارواح یا هر دو مجامع است دیگر آنکه اول مرتبه اعلی پیدا آمد و به مراتب ، به مرتبه اسفل رسید. »(سیدجعفر سجادی ، 1373، ص 456)

بدان که چون خدای تعالی خواست اجسام را بیافریند بدان دردی ظلمانی نظر کرد. آن دردی بگداخت و به جوش آمد. از زبده و خلاصه آن «دردی» عرش [بیافرید]. [و از زبده و خلاصه آن باقی، کرسی[بیافرید] و از زبده و خلاصه آن باقی، آسمان هفتم [ بیافرید] و از زبده و خلاصه آن باقی، آسمان اول [بیافرید] و  از زبده و خلاصه آن باقی عنصر آب [بیافرید] و از زبده و خلاصه آن «باقی» عنصر خاک [بیافرید] « پس » مفردات عالم ملک تمام شد«پس» مفردات عالم ملک و ملکوت بیست و هشت آمد، چهارده ملک چهارده ملکوت و مرکب سه آمد [جسم] جماد، [جسم] نبات و [جسم] حیوان همچنین مفردات حروف تهجي بیست و هشت آمدند و کلمه سه آمد. « اسم و فعل و حرف» ای درویش!

اما شیخ بهایی بر این عقیده است که عوالم كلي دو است یک عالم خلق است که یکی از حواس پنجگانه ظاهری محسوس است و دو عالم امر است که با حس دریافته نشود ، چون جان و عقل. و از این دو عالم به عالم ملک و ملکوت و عالم شهادت و غیبت تعبیر کنند . ( شیخ بهایی ، 1384،ص ص 521،530)

در بیان تقسیمات عالم:

در کتب مختلفه تقسیم بندی های زیادی در این مورد آمده است چه از نظر  عرفا، چه از نظر فلاسفه مثل سهروردی و ابن عربی. باید گفت که عالم خود به اقسامی تقسیم می شود که عبارتند از:

عالم ملک، عالم ملکوت، عالم خلق، عالم امر و… ( گل بابا سعیدی 1384،ص 511)

عالم انسانی – که جامع جمیع عوالم است.

عالم اجسام – اهل شریعت گویند که خدای تعالی در آن وقت که خواست عالم را که جواهر و اعراض است بیافریند اول چیزی که آفرید جوهری بود و آن جوهر اول گویند. چون خداوند تعالی خواست که عالم ارواح و اجسام را بیافریند به آن جوهر اول نظر کرد آن جوهر اول بگداخت و به جوش آمد، آن چه زبده و خلاصه آن جوهر بود بر سر آمد بر مثال زبده قند و آن چه دروی کدورت آن جوهر بود در بن نشست بر مثال دروی قند خدای تعالی از آن زبده نورانی مراتب عالم ارواح را بیافرید و از آن دروی ظلمانی مراتب عالم اجسام پیدا آمد. ( نسفی،بی تا ، ص 50 )

 


عوالم اربعه

در مورد عوالم اعتقاد همگان بر عوالم چهارگانه است مراد از عوالم اربعه عالم لاهوت، ملکوت  جبروت،ملک و ناسوت و بعضی عوالم خمسه گویند، که عبارت است از عالم علم، عین، جبروت ملکوت ، خلق .

بر طبق تفسیری که شارح گلشن راز از این کتاب در مورد عوالم آورده است نتیجه می گیریم که عوالم به پنج تقسیم می شود. در این کتاب چنین آمده است: بدان که عوالم کلیه پنج است اول عالم ذات که آن را لاهوت و هویت عینیه و غایت الغایات و نهایت النهایات واحدیت گویند. دوم عالم صفات که جبروت خوانند. سیم عالم ملکوت. چهارم عالم ملک که عالم شهادت خوانند. پنجم عالم ناسوت که كون جامع نامیده اند و از این پنج عالم سه عالم اول داخل در  غیب اند زیرا که از ادراک حواس بیرون اند و دو عالم آخر داخل شهادت اند چون محسوس به حواس اند.

گفتم که عالم بر دو قسم تقسیم شده: عالم علوی و عالم سفلی

عالم علوی شامل افلاک و ستارگان است که از اثیر تشکیل یافته اند و عالم سفلی شامل اجسام عنصری یا عناصر چهارگانه (آب ، آتش، خاک، باد) می باشد.

عالم سفلی یا  عالم عناصر را عالم کون و فساد (= جهان پیدایش و تباهی) نامیده اند زیرا معتقد بودند که عالم علوی، تباهی ندارد. و پیدایش و تباهی، خاص عالم عناصر است. عالم به مفهوم خاص مجموع از یک جنس واحد است . عالم خارجی یا عالم حسی مجموعه اشیایی است که توسط حس درک می شوند و در مقابل عالم درونی است.

عالم درونی مجموع احوال روانی است که توسط شعور، قابل درک است. معتقدین به وجود عالمی غیر عالم جسمانی قائل به عالم روحانی نیز هستند.( بهاءالدین خرمشاهی ،1368،ص23)

دانشمندان اسلامی در تقسیم بندی های خود در بیان این عوالم بر اساس چیزی که از قرآن اقتباس کرده اند این تقسیم بندی را بدست آورده اند:

عالم الغیب و الشهاده و عالم الذر.

در مورد تعداد عوالم اختلاف است که بعضی به چهار عالم و بعضی تا هجده هزار عالم را بیان کرده اند. عالم خلق و عالم امر در قرآن آمده است. عالم شهاده و عالم غیب نیز در قرآن آمده است.

اما در مورد عالم غیب گفته اند عالمی است که از حواس انسان پنهان است و به حس در
نمی آید . غزالی گوید تعداد عوالم بسیار است و هریک از ادراکات برای آن آفریده شده تا انسان توسط آن به یک عالم از عوالم موجودات مطلع شود برای عالم غیب و عالم شهادت نامهای دیگری گفته اند.

عالم ملک، عالم ملکوت، عالم تکوین، و جهان ازل، جهان طبع و خرد (عالم طبیعت و عالم عقل) و جهان جزئی و جهان کلی برخی میان عالم سفلی ( عالم فرودین ) و عالم علوی (عالم برین) قائل به تفاوت شده اند به نظر آنها عالم سفلی، همان کون و فساد است و عالم علوی مشتمل بر افلاک، عقول، نفوس و اجرامی که در آن است می باشد.

همچنین میان عالم کبیر و عالم صغیر فرق هست عالم کبیر را به مفهوم آسمانها یا به آسمان و زمین و آنچه میان آنهاست یعنی کل هستی اطلاق کرده اند. برخی گفته اند، عالم کبیر، قلب و عالم صغیر نفس است. کسانیکه انسان را عالم صغیر می دانند گویند: صورت بدن انسان، شبیه صورت عالم کبیر است و در وجودش قوایی نهفته است که دارای افعال متضاد و اعمال مختلف است مانند قوایی که عالم کبیر از آنها بوجود آمده است بابا افضل گوید: دو جهان هست : الف) حقیقت،
ب) مثال

حقیقت اصل است و مثال فرع، حقیقت، جهان کلی است و مثال، جهان جزئی و موجودات عالم جزئی (جسمانی) دارای مقدار و اندازه هستند و موجودات جهان کلی بی کمیت و اندازه است موجودات جهان جسمانی در نفس خود مرده اند و حیات آنها به عالم حقیقت یا عالم عقل بستگی دارد.

سهروردی به چهار عالم قائل است: 1) عالم عقول و ملائک که در اصطلاح او عالم انوار قاهره است . 2) عالم نفوس (انوار مدبره)  3) عالم برزخیان  که عالم حس است و عبارتست از عالم افلاک، ستارگان و عالم عناصر 4) عالم مثال و عالم خیال که در اصطلاح او عالم صور معلقه ظلمانیه و مستنیره است و ارواح اشقیا و سعدا در آن عالم است .( خرمشاهی ، بهاء الدین ، 1368، ص 23)

در عرفان اسلامی عوالم امر ملکوت ، شهادت بدون ماده و مدت بوجود آمده اند مانند عقول و نفوس، عالم ملک و شهادت و با ماده آفریده شده است مانند افلاک و عناصر و موالید سه گانه، معدن، نبات و حیوان.

از نظر عرفان اینگونه است که انسان به اعتبار سعه وجودی و وجدان و مراتب و عالم عین مظهر اسم جامع حقایق وجودی منحصر در پنج مرتبه است که نزد عارفان حضرات خمس نام دارد .

 

عوالم خمسه

به نظر عارفان حضرت ذات اولین حضرت است چون نسبت عوالم خلقی، غیب مطلق است و نیز از آن به عالم علم حق تعبیر کرده اند. دومین عالم، شهادت است که در مقابل غیب است. سومین عالم حضرت غیبت مضاف است که دو قسم است: الف) عالم نزدیک به غیب مطلق که عالم جبروت، عالم ارواح و عالم ملکوت است.

ب) عالم معقول، عالم نفوس چهارمین عالم، عالم مثال است پنجمین آن حضرت جامع است. برای عالم غیب تحت تأثیر حکمت نو افلاطونی و مکتب تصوف عوالم و نام های دیگر قائل
شده اند. غزالی لوح محفوظ را از عالم ملکوت می داند و عبدالرزاق کاشانی از عالم جبروت
می داند. ملاصدرا مجموع عوالم را سه نوع می داند : عالم عقل، عالم خیال ، عالم حس .

در نظر صوفیه مجموعه موجودات عالم کبر خوانده می شود و انسان که مظهر و جامع جمیع عوالم است عالم صغیر است.

کد :3242 فرمت :ورد صفحه :137

,

اعتقاد به معاد در مكاتب مختلف

امكان و ضرورت معاد

مقدمه

بحث ما درباره مسأله معاد است. مسأله معاد از نظر اهميت، بعد از مسأله توحيد مهمترين مسأله ديني و اسلامي است. پيغمبران ( و بالخصوص آنچه از قرآن در باره پيغمبر ما استفاده مي‌شود) آمده‌اند براي اينكه مردم را به اين دو حقيقت مؤمن و معتقد كنند: يكي به خدا ( مبدأ ) و ديگر به قيامت و يا فعلاً به اصطلاح معمول ما معاد مسأله معاد چيزي است كه براي يك مسلمان ايمان به آن لازم است، يعني چه؟ يعني در رديف مسائلي نيست كه چون از ضروريات اسلام است و ايمان به پيغمبر ضروري است، پس ايمان به آن هم به تبع ايمان به پيغمبر ضروري است. ما بعضي چيزها داريم كه بايد به آنها معتقد بود، به اين معنا كه اعتقاد به آنها از اعتقاد به پيغمبر منفك نيست، ” بايد ” به اين معناست نه به معني تكليف، به معني اين است كه انفكاك‌پذير نيست كه انسان به پيغمبر و اسلام ايمان و اعتقاد داشته باشد ولي به اين چيز ايمان نداشته باشد. مثلاً روزه ماه رمضان ، مي‌گويند كه روزه ماه رمضان از ضروريات اسلام است. اگر كسي روزه نگيرد و بدون عذر روزه بخورد، اين آدم فاسق است ولي اگر كسي منكر روزه باشد، از اسلام خارج است، چرا؟ براي اينكه اسلام ايمان به وحدانيت خدا و ايمان به پيغمبر است و امكان ندارد كه كسي به گفته پيغمبر ايمان داشته باشد ولي روزه را منكر باشد، چون اينكه در اين دين روزه هست از ضروريات و از واضحات است، يعني نمي‌شود انسان در ذهن خودش ميان قبول گفته‌هاي پيغمبر و منها كردن روزه تفكيك كند. ولي خود مسأله اعتقاد به روزه داشتن مستقلاً موضوع ايمان و اعتقاد نيست. يعني در قرآن هيچ جا وارد نشده : ” كساني كه به روزه ايمان مي‌آورند” . اما گذشته از اينكه مسأله معاد و قيامت مثل روزه از ضروريات اسلام است (يعني نمي‌شود كسي معتقد به پيغمبر باشد ولي منكر معاد باشد ) در تعبيرات قرآن كلمه ايمان به قيامت، ايمان به يوم آخر آمده است، يعني پيغمبر مسأله معاد را به عنوان يك چيزي عرضه كرده است كه مردم همان‌طوري كه به خدا ايمان و اعتقاد پيدا مي‌كنند، به آخرت هم بايد ايمان و اعتقاد پيدا كنند، كه معني آن اين مي‌شود كه همين‌طوري كه خداشناسي لازم است ( يعني انسان در يك خدي مستقلاً با فكر خودش بايد خدا را بشناسد) در مسأله معاد نيز انسان بايد معادشناس باشد, يعني پيغمبر نيامده است كه در مسأله معاد بگويد چون من مي‌گويم معادي هست شما هم بگوييد معادي هست، مثل اينكه من گفتم روزه واجب است شما هم بگوييد روزه واجب است ، نه . ضمناً افكار را هدايت و رهبري و دعوت كرده كه معاد را بشناسند، معرفت و ايمان به معاد پيدا كنند.

انسان از ابتداي آفرينش بر روي زمنين تاكنون عليرغم همه پيشرفتهايي كه كرده، نتوانسته است تا مسئله مرگ و نيستي خود را حل كند، زيرا مرگ انسان يكي از قوانين ثابت و پابرجاي طبيعت مي‌باشد. اين فكر كه ما از كجا آمده‌ايم؟ علّت بوجود آمدن ما چه بوده است؟ چرا بايد زندگي كنيم؟ چرا بايد بميريم؟ و پس از مرگ به كجا مي‌رويم؟ و سوألاتي از اين قبيل هميشه بطور طبيعي ذهن هر انسان را رف نظر از عقايد، مذاهب و آرمانهاي موجود در جامعه در قورن گذشته و حال مشغول نگه‌داشته و براي آن تاكنون جوابي نيافته است. بطور مثال : اين فكر در شاعران معروف گذشته تأثير و اين قطعه زيبا را در اين وصف سروده است:

روزهـا فكـر من اين است و همه شب سخنـم           كه چرا غافـل از احـوال دل خويشتنـم

از كجــا آمـده‌ام، آمـدن از بهــر چــه بـــود                    به كـجا مـي‌رم آخـر ننمائــي وطنـــم

مانده‌ام سخت عجب،كزچه سبب ساخت مرا              يا چه بودست مراد وي از اين ساختنم

به هر حال پيدا كردن جواب سؤالات متعددي كه انسان در اين باره مطرح مي‌كند زمينه‌ساز اين تحقيق در خصوص امكان و ضرورت معاد مي‌باشد.

ابتدا سعي مي‌كنيم با يك پيش‌زمينه تاريخي از گذشته و نحوه پاسخگويي افكار، مذاهب و ايده‌ئولوژي‌هاي موجود در قبل از اسلام موضوع را تا حدي بشكافيم و پس از آن پاسخها و نتايج تحقيقات انجام در اين زمينه را از زبان مكاتب ( خصوصاً مكتب اسلام و قرآن) را مورد بررسي قرار داده و از اين راه به نتيجه‌اي كه مورد نظر مي‌باشد برسيم.

1- پيشينه تاريخي

1/1-  عقيده به معاد در انسانهاي بُدوي ( اوّليه ) : عقيده به معاد در انسانهايي كه قبل از ايجاد تمدنهاي بزرگ تاريخي زندگي مي‌كرده‌اند، وجود داشته است ولي آنها عقيده داشتند كه انسان در همين دنيا مجدداً زنده مي‌شود و زندگي جديدي را از سر مي‌گيرد، زيرا انسان هميشه دوست داشته كه زندگي جاويدان داشته باشد و هيچ‌وقت نميرد، و اين الهام در وجود او بوده و شواهدي كه از آثار باستاني بدست آمده نشانگر اين مطالب است كه انسان بدوي در كنار قبر مردگان خود وسايل راحتي و خوراك او را نيز دفن مي‌كرده كه تا پس از زنده شدن مجدد براي رسيدن به مقاصد خود از آن استفاده نمايد.

2/1- عقيده به معاد در بين مصريان : آثاري كه باستان‌شناسان از تمدن مصر بدست آورده‌اند نشان‌دهنده اين مطلب است كه آنان نيز به زندگي پس از مرگ و وجود روح و برگشت روح به بدن اعتقاد داشته و براي همين امر مرده‌هار خود را موميايي مي‌كردند تا از متلاشي شدن جسم جلوگيري و برگشت روح به بدن را آسانتر نمايند. از طرفي در كنار قبر مردگان طلا، جواهر، وسايل جنگ ، خوراك , پوشاك و حتي گاهي اوقات زنان وي را ( به صورت زنده بگور) قرار ميددادند و ثروتمندان براي اينكه اين وسايل دزديده نشوند، قبر درگذشتگان خود را در خانه‌هايي به شكل هرم قرار مي‌دادند كه اهرام ثلاثه مصر در مورد فرعونهاي آن زمان يكي از اين نشانه‌ها مي‌باشد كه در حال حاضر يكي از عجايب هفتگانه مطرح در دنيا مي‌باشد. در بعضي از منابع [1] ذكر گرديده كه مصريان به دنياي ديگر پس از مرگ اعتقاد داشته‌ان و اين اعتقاد عموميّت داشته و مي‌گفتند كه در دنياي ديگر پاداش خوبي و كيفر بدي افراد به آنان داده مي‌شود. بعضي از مصريان ستارگان ثابت را كه همه شب در آسمان ديده مي‌شد، جايگاه انسانهاي خوب مي‌دانستند. بعضي ديگر مي‌گفتند كه اوزريس الهه و سنبل دادگري است و به همراه معاونينش بنامهاي : توشه، اتوپس هوريس و مقات با همكاري 42  قاضي اين كار را انجام مي‌دهد و اگر حكم به نيكوكاري فرد دهد او در بهشت و نعمت جاويد قرار مي‌گيرد و اگر رأي به بدكاري وي دهد آن فرد خوراك درندگان شده و يا در آتش مي‌سوزد و يا به مجازاتهاي ديگري مي‌رسد. در منبع ديگري [2] آمده كه اكثريت مصريها داراي آئين  “پلي‌ته‌ايسم” و تعدادي الهه و خدايان بوده‌اند و گاو مي‌پرستيدند و او را مقدس مي‌دانستند. اين گاو به نام “آپيس” معروف بوده است. كاهنان معبدهاي مختلفي كه در مصر وجود داشت از عقايد ساده مردم استفاده مي‌كردند و به همين دليل دست به تهيه مجموعه‌اي به نام ” مرده‌نامه” زده بودند كه انواع طلسم‌ها و دعاها و سحر و جادو در آن نوشته شده بود و اين مجموعه را با قيمتهاي زياد به مردم مي‌فروختند تا از راه خواندن آن ارواح مردگان آمرزيده شوند.

3/1- عقيده به معاد در بين برهمايي‌ها : دين برهمايي از قديمي‌ترين اديان در هندوستان است. برهما در زبان سانسكريت نام خداست، بنابراين نام بنيانگذار اين دين يا عقيده با خود نام‌آورنده آن يكي نمي‌باشد. در اين دين نوعي پرستش سه‌گانه وجود دارد. آنها به برهما بعنوان خداي آفريننده و به وشنو بعنوان خداي نگهبان و به سيفا بعنوان خداي ويرانگي معتقدند. اركان اعتقادي اين دين بر پايه 3 اصل، امتيازات طبقاتي، رياضت و زهدگرايي تا مرز ترك دنيا و ضرورت تناسخ و حلول مردگان در پيكر حيوان، انسان و گياه استوار است و 2 اصل اساسي دين برهمن بر پايه وحدت وجود و تناسخ يا عود ارواح به اجساد در اين جهان مي‌باشد. آنها معتقدند كسي كه رياضت‌هاي زياد بكشد و تقاضاي نفس را در خود از بين ببرد و به دنيا و تجملان آن اهميّت ندهد، پس از مرگ به سوي پروردگار( برهما ) خود مي‌رود و اگر كسي به امور دنيوي علاقه نشان بدهد، روح او در بدن حيوان ، انسان و يا گياه حلول نموده و به ميزان عمل بد خود در مجازات قرار مي‌گيرد و اين كار آنقدر ادامه مي‌يابد تا كاملاً به درجه كمال مطلوب برسد و به برهما بپيوندد.

4/1- عقيده به معاد در بين بودائيان : كلمه بودا به نام پايه‌گذار اين دين مي‌باشد كه در هندوستان رواج يافته است. اين دين به تناسخ معتقد است و مي‌گويد:

الف ـ درد و رنح لازمه وجود انسان است.

ب ـ برگشت به دنيا به دليل شهوت‌پرستي است و انسان بايد آنقدر به اين دنيا بيايد و از آن برود تا كاملاً پاك شده و به مقدسات بپيوندد.

ج ـ ترك شهوت مايه نجات از درد است و مي‌تواند عاملي براي جلوگيري از برگشت انسان به اين دنيا باشد. ضمناً جهان ديگر براي آنان بعنوان “نيروانا” ناميده شده است.

5/1- عقيده به معاد در بين زرتشتيان : دين زرتشت بر پايه عدالت پي‌ريزي شده و در آن توبه و آمرزش از گناه وجود ندارد و اعتقاد بر اين است كه دنياي ديگري وجود دارد كه در آنجا بهشت و جهنم قرار دارد. روح انسان پس از مرگ تا 3 روز بر بالاي جنازه مي‌ماند و در روز چهارم از جنازه جدا مي‌شود و براي رسيدن به بهشت  تا جهنم بايد 4 مرتبه را طي كند تا به مقصد برسد. اگر نيكوكار باشد وجدان وي به صورت دختري زيبا مي‌آيد و او را از پل صراط مي‌گذراند و پس از طي مراحل به بهشت مي‌رسد و اگر بدكار باشد وجدان وي به صورت پيرزن زشت‌رو ظاهر مي‌شود و او را به سوي جهنم مي‌برد و بدليل بزهكاري از پل صراط مي‌افتد و در نهر گداخته قرار مي‌گيرد. اين دين به رستاخيز پس از اتمام عمر دنيا معتقد است. اعتقاد بر اين است كه پس از مرگ انسان در دادگاهي محاكمه مي‌شود كه 3 قاضي دارد و نام يكي از آنها “ميترا” مي‌باشد. بدكاران به جهنم و نيكوكاران به بهشت نزد اهورمزدا مي‌روند و آنهايي كه خوبي و بدي در آنها مساوي است در بين زمين و آسمان مي‌مانند. اساس دين زرتشت بر 3 اصل پندارنيك، گفتارنيك و كردارنيك استوار گرديده و از نظر اعتقاد به جهان آخرت تقريباً شبيه دين اسلام است.

6/1- عقيده به معاد در بين قوم يهود : در تورات اعتقاد بر اين است كه نتيجه پيروي از احكام خدا رسيدن به ارض موعود در اين دنيا و بهره‌مند شدن و نتيجه بدي قحطي و اسارت و هلاكت مي‌باشد. اين دين به آن شكل به قيامت و دنياي ديگر اشاره‌اي ندارد و خداي بني‌اسرائيل كه در تورات معرفي شده مجازات را در همين دنيا اعمال مي‌كند.

7/1- عقيده به معاد در مسيحيان : از محتويات انجيلهاي چهارگانه چنين برداشت مي‌شود كه حضرت مسيح(ع) وجود روز رستاخيز را هم به صورت زباني و هم به صورت عملي ( از طريق زنده نمودن مردگان) اعلام نموده است. در انجيلها بيشتر از دوزخ ( جهنم ) و كمتر از بهشت و نعمت‌هاي آن صحبت شده است.

از آثار به‌جا مانده از گورستان‌هاي كهن، چنين به دست مي‌آيد كه بشر، از آغاز پيدايش خود، زنده شدن مردگان را به نوعي باور داشته و به بازگشت آنان به صحنه زندگي معتقد بوده است. به همين جهت مرگ را پايان زندگي نمي‌دانسته است. يك نمونه صدق گواه اين ادعا، وجود كشفياتي است كه اخيراً باستان‌شناسان در شهر سوخته انجام داده‌اند. اين مكشوفات نشان مي‌دهد كه مردم آن ديار، دستاخيز انسان‌ها را باور داشته، و به اين منظور مردگان را با اشياء مورد علاقه‌شان به خاك مي‌سپردند. اين نكته، موضوعي نيست كه ويژه شهر سوخته و يا سرزمين ايران باستان باشد، بلكه در جاي‌جاي كره خاكي هر كجا گورستاني تاريخي پيدا شده است آثار به‌جا مانده در درون آن گورها، بيانگر چنين باوري اصيل در ميان انسان‌هاي گذشته است، از نژاد سفيد گرفته تا نژاد سرخ و زرد و سياه، از آسيا گرفته تا اروپا و آفريقا و آمريكا. هر چند اين باور مقدس در طول تاريخ، دچار فراز و نشيب‌هايي شده و قهراً به خرافاتي آلوده شده است, ولي اين آميختگي موجب از ميان رفتن اصالت آن نمي‌شود. آئين مقدس و جهان‌شمول اسلام ، موضوع زنده شدن مردگان در روز واپسين را آن‌چنان روشن و آشكارا بيان نموده و به تنقيح همه جانبه آن پرداخته است كه جاي هرگونه ابهام و ترديد را از ميان برداشته، و اين باور اصيل را از زنگارهاي جهل و خرافات تاريخي زدوده است. در قرآن كريم و روايات ائمه‌طاهرين عليه‌السلام به صراحت، حقيقت دنيا و آخرت، عالم برزخ، روز محشر، بهشت و دوزخ، نعمت‌هاي بهشتي و كيفرهاي دوزخ به تصوير كشيده شده است.

نهج‌البلاغه كه قسمتي از سخنان و نامه‌ها و كلمات قصار امام اميرالمؤمنين علي عليه‌السلام است داراي محورهاي گوناگون سياسي، اخلاقي و اعتقادي است. هر چند معاد موضوع اصلي اين كتاب را تشكيل نمي‌دهد، ولي از لابه‌لاي آن مي‌توان به خوبي و روشني ابعاد گوناگون آن را دريافت. از اين‌رو نگارنده بر آن شده است كه در اين باره تحقيقي به عمل آورد كه نتيجه اين تحقيق و بررسي چيزي است كه در برابر خوانندگان قرار گرفته، و به نام  معاد در نهج‌البلاغه تقديم مي‌گردد. اميداست اين اثر ناچيز گامي در راستاي معرفي گوشه‌اي از مباحث اعتقادي نهج‌البلاغه و نيز به دنبال آن، شناخت يكي از باورهاي اصيل اسلامي به شمار آيد. و خوانندگان گرامي را بهره‌اي رسانيده و ذخيره‌اي براي روز حساب و نياز نگارنده باشد.

1- دورنماي رستاخيز در اديان پيشين و قرآن ، تأليف سيدقطب ، ترجمه غلامرضا خسروي حسيني

1- معاد در نگاه عقل و دين نوشته محمدباقر شريعتي سبزواري

کد :3228 فرمت :ورد صفحه :125

,

چرا معصومین نسبت به هم عملکرد مختلفی دارند (حدیث سلسله الذهب)

چرا معصومین نسبت به هم عملکرد مختلفی دارند (حدیث سلسله الذهب)

چکیده
در جامعه امروزی ما شاهد هجوم انواع حملات فرهنگی هستیم. در واقع سوالات و شبهات بسیاری باعث سردرگمی خصوصاً در نسل جوان امروز شده است . تنها راه نجات از این مهلکه تمسک جستن به سخنان و رهنمودهای اهل بیت علیهم السلام است. تحقیق پیش رو درصدد جوابگویی به شبهات زیر است:
1.    علل عملکرد مختلف معصومین علیهم السلام چه بوده است؟
2.    علل پذیرش ولایتعهدی از طرف امام رضا علیه السلام چیست؟
3.    هدف حضرت از بیان حدیث سلسله الذهب چه بوده است؟
4.    «انه لیس کمثله شی» به چه معنا است؟
5.    حل شبهه جبر و تفویض در کلام حضرت  به چه صورت است؟
6.    شبهه اراده انسان و علم الهی چگونه جواب داده می¬شود؟
7.    اراده الهی جزء صفات ذات است یا زائد ذات است؟
8.    حدوث عالم در کلام حضرت چگونه بیان می¬شود؟
9.    شرح «بسم الله»در کلام حضرت به چه صورت است؟
10.    از بررسی احادیث «لولاالحجه» چه نتیجه¬ای گرفته می شود؟
11.    ولایت معصومین علیهم السلام بر ماسوی الله به چه معنااست؟
12.    تفسیر آیه «و اذابتلی ابراهیم ربه … و اماماً در آیه به چه معنا است؟
13.    منظور از « الظالمین» در آیه فوق به چه معنا است ؟
14.    امام رضا علیه السلام با چه بیانی امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف را معرفی می-کند؟
جواب سوالات به شرح زیر است:
1.    دربخش اول ابتدا عصمت را در مرحله ثبوتی بیان کرده و در بخش های بعدی عصمت در مرحله اثبات بیان می¬شود. به این صورت که با پذیرش عصمت در پیشوایان باید این را  بپذیریم آنچه آن بزرگواران انجام می¬دهند، بر اساس خیر و مصلحت است. البته سایر فرق اسلامی عصمت را شرط امامت نمی¬دانند وهرچند امام گناه کرده باشد باز هم شرایط امام شدن را دارد.
2.    از علل قبول ولایتعهدی همین بس که مأمون کار خود ر ابه شورایی که عمر تشکیل داد و حضرت امیرالمومنین علیه السلام را مجبور به حضور درآن کرد تشبیه کرد.
3.    با حدیث سلسله الذهب حضرت دو اصل «توحید» و «امامت » را به خوبی بیان کرده و قبول ولایت خودشان- که مستلزم پذیرش ولایت معصومین علیهم السلام است – شرط ورود به دژ محکم الهی دانسته اند.
4.    آیه«انه لیس کمثله شی ء»  به ما می¬فهماند بین خدا و مخلوقات مفارقت ذاتی و جزء به جزء است و ما قادر به درک ذات الهی نیستیم زیرا هیچ نوعی سنخیتی بین خدا و مخلوقات وجود ندارد (عجز از درک ذات بی منتهای باری تعالی حد کمال و معرفت است)
5.    جواب شبهه جبر و تفویض چنین است : «لاجبر ولاتفویض بل امر بین الامرین»زیرا هر کدام به تنهایی مفسده هایی دارند.
6.    خداوند عالم به افعال انسان است.  از طرفی انسان دارای اختیار است. این  مسئله دو مقوله جدای از هم هستند . علم الهی مستلزم تحقق فعل نیست، هر چند نجات انسان ازمهلکه در علم الهی وجود دارد.
7.    اراده الهی جزء صفات فعل است، زیرا اگر خداوند بخواهد می¬توانداراده نکند آیات و روایات دال بر این مطلب است.
8.    عالم حادث است. زیرا خداوند قدیم است ، چیزی پیش از او نبود و چیزی همراه او در قدیم با او وجود نداشته است.
9.    حضرت با تفسیر «بسم الله »به ما می¬فهمانند که انسان با این سخن داغ بندگی را بر خود می¬نهد و خود را تنها مختص خدای باری تعالی می¬کند.
10.    زمین هیچ گاه بدون حجت باقی نمی¬ماند که اگر چنین شود، سبب خلقت از بین می-رود و زمین اهلش ر ادر خود فرو می¬برد.
11.    با توجه به سخن حضرت ولایت بر ما سوی الله ، به این معنا است که عالم و عالمیان به منزله نصف گردو و نزد امام خود هستند و امام ولایتش نسبت به خود افراد، به خودشان بیشتر است.
12.    با این آیه برتری امامت بر نبوت و رسالت به خوبی اثبات می¬شود.
13.    رسالت الهی هیچگاه به ظالم نمی¬رسد ، هر چند فرد برای یک لحظه متلبس به این صفت باشد یعنی امامت خلفای سه گانه با این آیه به خوبی رد می¬شود.
14.    حضرت کراراً طولانی شدن غیبت و امتحانات سخت الهی در آخر الزمان را خبر داده ولی در نهایت مژده رسیدن حق به صاحب اصلی اش را به ما می دهند.
انشاءالله ماجزء وصل شدگان به حق و حقیقت باشیم.

مقدمه
اگر دیدگان را بر افق خلقت بگشاییم و اندکی فراتر از محسوسات را بنگریم، چهارده حقیقت ملکوتی و چهارد ه وجود نورانی را خواهیم دید که بر بلندای آفرینش به بندگی حضرت حق مشغولند .
آفرینش به برکت آنان آفریده شده و بقیه مخلوقات به طفیل آنان پای در این عالم گذارده اند. حضرت مهدی _(عجل الله تعالی فرجه شریف ) می¬فرمایند:
ما مصنوع پروردگار مان هستیم ، و پس از آن خلائق برای ما آفریده شدند. آری خداوند آفرینش را به آنان آغاز نموده  و به آنان خاتمه  می بخشد.
ایشان به اذن و عنایت خدای رحمن، در تمام جهان حاضر و بر هر آشکار و پنهان ناظرند. واقف به احوال پیشینییانند و آگاه به آمال آیندگان.
آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم، معلمان دین خدا و مبلغان و مروجان آیین اسلامند.
محبت و دوستیشان و ولایت و فرمانپذیری از ایشان و بغض از دشمنانشان، شرط قبولی طاعات وعبادات و رمز سعادت دنیوی و اخروی انسانهاست و بدون ولایتشان ، هیچ طاعت و عبادتی به درگاه الهی پذیرفته نمی¬شود.
از اینرو ست که امام رضا علیه السلام می¬فرمایند:
«هر کس در حالی که عارف به امامانش نباشد ، بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.»
بدین ترتیب واضح است که تجاهل در مساله امامت و عدم موضع گیری صریح در انتخاب امام و پیشوا به معنای انکار و طرد آن از گستره زندگی است و ثمره آن مرگ بر جاهلیت و فرجام بر او دردنیا و آخرت است.
امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می¬فرمایند :«در آن روز هر قومی به نام امام زمانشان و کتاب و پروردگار و سنت پیامبر خویش خوانده می¬شوند». پس بر همه ما واجب است که امام و پیشوای حق ر ابا اطلاع و تحقیق انتخاب کرده و تابع آن بزرگان در تمام امور دنیوی باشیم تا در آخر به سعادت اخروی برسیم انگیزه اینجانب از نوشتن چنین تحقیقی معرفت یافتن به وجود مقدس امام رضا علیه السلام ، آن  امامی که مملکت ما تحت لوای ایشان قرار دارد و به برکت ایشان روزی می¬خورد.
از طرفی در زمان حضرت مباحث کلامی، فلسفی رونق بسیاری یافته ، از این رو حضرت را عالم
آل محمد صلی علیه و آله و سلم نامیدند  پس هدف اینجانب از بررسی مناظرات آن حضرت ،
تطبیق آن در جامعه امروزی می باشد که سیر در آن می تواند   پاسخگوی سوالات و
شبهات بسیاری از افراد باشد که این را ه ما را به حق و حقیقت نزدیک تر می¬سازد. تحقیق
اینجانب از روش «کتابخانه ای»و به شیوه« تحلیلی» «توصیفی» و با استفاده از کتب
«کلامی»،«فلسفی» ، «فقهی» و« تاریخی »سعی در جوابگویی به شبهات و نزدیکتر شدن به فهم کلام
حضرت بوده است.
مختصراً بخشهای مورد بررسی شده در این تحقیق چنین است.
بخش اول: اختلاف عملکرد معصومین علیهم السلام و تحلیل آن
1 -1 عصمت ، مبین اختلاف عملکرد معصومین
2 – 1 منشأ اختلاف شیعه و سنی در امامت
3 – 1 چرا عامه عصمت را در امام لازم نمی¬دانند؟
4 – 1 وجوب عصمت امام در کلام معصومین علیهم السلام
بخش دوم: علل پذیرش ولایتعهدی
1 – 2 مأمون و شخصیت او
2 – 2 مأمون و سیاست
3 – 2 ولایتعهدی
الف) دلائل مأمون برای انتخاب ولیعهد
ب ) علل قبول ولایتعهدی توسط حضرت
بخش سوم : بیان معار ف الهی از مدینه تا خراسان
1 – 3 عرضه اعمال شیعیان بر امام
2 – 3 حدیث سلسله الذهب
– شرح «وانا من شروطها»
بخش چهارم: تبیین معارف در سخنان ثامن الحجج علیه السلام
1 – 4 توحید
الف) توحید ذاتی (انه لیس کمثله شی)
ادراک خداوند
مفارقت کلی خداوند با همه چیز در موجودات
ب) جبر و تفویض و ارده الهی
– نفی جبر و تفویض در کلام امام رضا علیه السلام
– بیان آیه الله مکارم شیرازی
– علم خداوند و اراده انسان
– جواب شبهه فوق درکلام امام خمینی (ره )
– تقابل علم خداوند و اراده انسان در کلام امام رضا علیه السلام
ج ) چگونگی اراده الهی در کلام امام رضا علیه السلام
– سخنان حضرت پیرامون اراده الهی
– اقوال حکماء پیرامون اراده الهی
– اقوال فقها و متکلمین پیرامون و اراده الهی
د) صفات خداوند عین ذات الهی اوست
– کلام امامیه و اشاعره پیرامون صفات خدا
– اشکالات و اراده به کلام اشاعره
ج) ولایت معصومین بر ما سوی الله
– برتری مقام امامت بر نبوت  در کلام امام
– شر ح و تفسیر ایه«و اذا ابتلی ابراهیم ربه… » و برتری امامت بر نبوت و رسالت
– منظور از «اماماً» درکلام اهل سنت
– جواب علامه طباطبایی (ره) به علمای اهل سنت
– شرح و تفسیر کلام علامه طباطبایی (ره )
– منظور از «الظالمین» در آیه فوق
– لفظ «ظالمین» و شبهه فخررازی
– کلام استاد سبحانی پیرامون حقیقت مشتق
– جواب اصولیها بر شبهه فخر رازی
– جواب علامه طباطبایی (ره)
و) امام زمان عجل الله تعالی فرجه شریف درکلام امام رضا علیه السلام

بخش اول
کلیات

تعریف و تبیین موضوع:
در این تحقیق سعی شده به یک سری مباحث عقیدتی پرداخته شود، که می تواند راه گشای حل بسیاری از شبهات  می باشد.
ما فراوان در نحوه ی عملکرد معصومین مشاهده می¬کنیم که آنان  فی الواقع هدف شان یکی ولی عملکردهای مختلفی خصوصاً نسبت به حکام وقت خود داشته اند. خاصه امام رضا علیه السلام که با پذیرفتن ولایتعهدی مأ مون شرایط خاصی را دارا شده اند، که این عمل موجب نسبت دادن اتهامات فراوانی به ایشان شد . درواقع با بیان عصمت از دیدگاه تشیع به این سوالات ……

کد :3208 فرمت :ورد صفحه :78

آراي عرفاني حكيم نظامي گنجوي

آراي عرفاني حكيم نظامي گنجوي

چكيده

حكيم نظامي گنجوي به عنوان يكي از اركان ادب فارسي در تاريخ ادبيات ايران مطرح است. اما در كتاب‌هاي ادبي تنها به بيان خصوصيات شعري و همچنين توصيفات، مبالغه، صورخيال و… در اشعار او پرداخته شده و كمتر از عرفان و آراي عرفاني او سخن به ميان آمده است. در اين رساله سعي شده آرا و آموزه‌هاي عرفاني او در حد بضاعت نگارنده مورد بررسي قرار گيرد.

نخستين بابي كه براي رسيدن به موضوع اصلي رساله، گشوده شده؛ آشنايي مختصري است با نام و نسب و زندگي و آثار او كه به پنج گنج معروف است. نظامي از شاعراني است كه در ضمن اشعار خود به وقايع مهم زندگي مانند ازدواج، فرزندش محمد، فوت پدر، مادر، دايي و همسرش اشاره كرده است. بنابراين در مورد بيش‌تر حوادث مهم زندگي وي نكات مبهي وجود ندارد.

هرچند نام استادان نظامي از نكات پوشيده و نامعلوم زندگي اوست؛ اما مقام علمي و ادبي او بر كسي پوشيده نيست. او تا حدود سن سي سالگي به دنبال كسب علم و دانش بوده و پس از آن كه دقايق و نهاني‌هاي علوم را يكايك بازجسته است؛ گوشه‌گيري و عزلت را انتخاب نموده و به رياضت و تربيت نفس همت مي‌گمارد؛ تا اين كه به معرفت حقيقي مي‌رسد. درباب دوم ضمن اين كه به بيان اين مطالب پرداخته شده، تاثير سنايي و شاعران ديگر بر نظامي مدنظر قرار گرفته است.

او علاوه بر اين كه سخت به مايه‌هاي عقيدتي شعر سنايي و ناصر خسرو معتقد است؛ به ظرافت‌هاي شعري و اظهار دانش و فضل خود در علوم مختلف و به ويژه علوم ادبي در شعر خويش،‌ اهتمام مي‌ورزد. شعر نظامي از نظر درون مايه عقيدتي، دنباله‌رو آثار اخلاقي ـ عرفاني سنايي، و سخن حكمي ـ اخلاقي ناصر خسرو و از نظر گرايش به مفاهيم علمي براي خلق مضامين، پيروانوري است.

نظامي در بيان مفاهيم الهيات و به ويژه در مناجات و راز و نيازهايش از تغزل و توصيف استفاده نمي‌كند. بنا به گفته علامه محمد تقي جعفري گويا اين روش از قرن هفتم به بعد رايج شده است.

اما تأثير نظامي بر شاعران بعد از خود نيز واضح و آشكار است. حتي شاعران بزرگي چون مولوي، سعدي و حافظ از اين تأثير مصون نبوده‌اند و اين مطلب، مقام بلند علمي و ادبي او را مي‌نماياند.

باب سوم اين رساله تأملي بر افكار و عقايد اوست. عده‌اي براساس برخي از ابياتش او را شافعي و اشعري مي‌دانند؛ اما اشعار ديگري از او نشان مي‌دهد كه وي معتقد به نوعي تقيه در ابراز افكار و عقايد بوده و نمي‌توان به طور قاطع راجع به عقايد او اظهار نظر كرد.

نظامي حكيم است و حكيم به حكم حكتمش، سخاوتمندانه و دلسوزانه به هدايت و راهنمايي خلق مي‌پردازد و از طرفي ديگر ادبيات فارسي، ريشه در انديشه و ديدگاه توحيدي دارد و در اين ديدگاه پند و اندرز و احساس مسئوليت در برابر ديگران وظيفه هر انساني و به ويژه انسان آگاه و خردمند است. بنابراين او كه از شجره طوباي بالنده و تنومند اسلام بهره برده و به اين سخن گرانبار مولا علي (عليه السلام)  «كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته»؛ تأسي نموده، خود را مسئول و موظف مي‌داند كه به نصيحت ديگران بپردازد. نصايحي كه پشتوانه‌اي قرآني و روايي دارد. گاه ابيات و اشعار او ترجماني از يك آيه يا روايتي از ائمه معصومين عليهم السلام است. براي بيان پند و اندرزها و بهره‌گيري از آن‌ها، در باب چهارم به جايگاه پند و اندرز در ادب فارسي و به ويژه در آثار نظامي پرداخته شده است.

اما در باب پنجم كه قسمت اصلي و شالوده اين رساله بر آن نهاده شده؛ مباحثي در عرفان نظري و عملي انتخاب شده و ضمن معرفي مختصر آن مبحث، آياتي از كلام الله مجيد و احاديثي از ائمه معصومين عليهم السلام؛ به عنوان سرچشمه و منبع اصلي عرفان ناب و همچنين بيان سخن و يا اشعار فحول عرفان؛ ابياتي از حكيم نظامي نيز آورده شده است.

مطلبي كه يادآوري آن در اين قسمت لازم است؛ اين كه مشخصات دقيق منابع و مآخذ مانند سال و محل نشر و نام انتشارات كه در پاورقي به آن اشاره نشده؛ در بخش فهرست منابع و مآخذ آورده شده است. اما نكته بديهي در اين رساله كاستي‌ها و كمبودهاي بي‌شمار آن است كه به بضاعت مزجاه نگارنده و گستردگي مباحث باز مي‌گردد؛ بنابراين از اساتيد گرانقدر و خوانندگان محترم پذيرفتن عذر تقصير را خواهانم.

  • فهرست مطالب
  • عنوان                                      صفحه
  • چكيده
  • مقدمه
  • باب اول) زندگي نظامي
  • فصل 1) نام و نسب و ولادتگاه نظامي
  • فصل 2) خانواده نظامي
  • باب دوم ) مقام حكيم نظامي
  • فصل 1) مقام ادبي
  • فصل 2)‌آثار نظامي
  •                              الف) مخزن الاسرار
  • ب) ليلي و مجنون
  • ج) خسرو و شيرين
  • د) هفت پيكر
  • هـ) اسكندرنامه
  • و) آثار ديگر
  • فصل 3) مقام علمي
  • فصل 4) سبك شعري و گفتار عرفاني
  • فصل 5) اثرپذيري او و تاثير وي بر شاعران ديگر
  • باب سوم) عقايد نظامي
  • فصل 1) اوضاع سياسي ، اجتماعي و مذهبي قرن ششم
  • فصل 2) آراء و افكار او
  • باب چهارم) پند و اندرزهاي نظامي
  • فصل 1) جايگاه پند و اندرز در ادب فارسي
  • فصل 2) نصايح بزرگان دين
  • فصل 3) پشتوانه قرآني و روايي نصايح نظامي
  • باب پنجم) آرا و آموزه‌هاي عرفاني در آثار نظامي
  • ـ پيوند ادب و عرفان
  • بخش اول) عرفان نظري
  • ـ عرفان نظري
  • فصل 1) توحيد
  • فصل 2) عشق
  • فصل 3) تجلي
  • فصل 4) وحدت وجود
  • فصل 5) مقام نبوت
  • فصل 6) مقام ولايت
  • فصل 7) عقل
  • بخش دوم) عرفان عملي
  • ـ عرفان عملي
  • فصل 1) مقام انسان
  • فصل 2) دل
  • فصل 3) ادب
  • فصل 4) ذكر
  • فصل 5) تواضع و فروتني
  • فصل 6) اخلاص
  • فصل 7) زهد
  • فصل 8) مقام فنا
  • نتيجه‌گيري و پيشنهاد
  • منابع و مآخذ
  • چكيده انگليسي

کد :3164 فرمت :ورد صفحه :421

مبانی فلسفی علامه طباطبائی درتفسیر المیزان

مبانی فلسفی علامه طباطبائی درتفسیر المیزان

پيشگفتار

فرزانگاني که در زندگی، مشعلی از دانش فرا راه انسان‌ها افروخته‌اند، حق عظیمی بر بشریت و حق سپاس و ستایش و قدردانی بر ما دارند. اگر بتوانیم قدرشناس و حق گزار آنان باشیم، گام کوچکی در راه ادای تکلیف انسانی و اسلامی برداشته ایم و با جاودانه ساختن نام و یاد آنان خدمتی به فرهنگ و دانش بشری و احترامی به قله‌های رفیع ایمان و معنویت  کرده ایم. تکریم و بزرگ داشت عالمان و به جاودانگی سپردن سیره و فکر و روش آنان راه‌های گوناگون دارد، از بهترین آن‌ها بیان و بررسی روش‌های علمی آنان است.

فیلسوف و مفسر کبیر مرحوم علامه طباطبایی از چهره های برجسته ای بود که روزگار مانند او را کمتر آورده است. او در تفسیر و فلسفه و مباحث اجتماعی درخشید و آثار گران‌بهایی از خود به‌جا گذاشت که حاکی از تفکر عمیق و نورانی و برهان قاطع اوست، علمای بزرگی را تربیت کرد که در طلیعه آن‌ها شهید آیت الله مطهری، شهید آیت  الله بهشتی و علمای دیگر قرار دارند که مشعل علم و دانش را روشن نگه داشتند. استاد شهید مرتضی مطهری در توصیف  شخصیت علامه طباطبایی می فرماید، او مردی است که صد سال دیگر تازه باید بنشینند و افکار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش او پی ببرند.

آنچه در علامه طباطبایی وجود داشت، جامعیت او در علم، معرفت، ایمان و عمل صالح او بود. علم عمیق برهانی و معرفت دقیق شهودی و عرفانی و نيز اخلاق و شایستگی‌های کرداری و رفتاری او را مستعد و آماده ساخته بود تا از نور قرآنی الهام گیرد و چنین شگفتي‌اي از علم و کمالات را ایجاد کند. مجموعۀ صفات یاد شده که سیرۀ علمی و عملی آن نادرۀ دوران را تشکیل و شخصیت حقیقی و ارکان وجودی او را شکل می‌دهد از او تندیس فرزانگی و مجسمۀ علم و اخلاق ساخت. تراوشات بیانی و نوشتاری علامه طباطبایی نشان دهنده دریای وجودی وي است. او شخصیت جامعی بود که ظرف فلسفه و عرفان و تفسیر را از مظروف دینی پر ساخت و با بال عقل و نقل منتشر کرد.

کتب فلسفی علامه بدایة الحکمه و نهایة الحکمه، ستون‌های استوار مباحث فلسفی است که برای تدریس در حوزه های علمیه به قلم تحریر درآمده است.

همچین رسائل و کتب دیگر ایشان هر یک نشان دهنده توجه بي‌حد این متفکر و اندیشمند ممتاز به مسائل مهم جهان اسلام و علی الخصوص تشیع بوده است، اما شهرت عمده او بیشتر در زمینه تفسیر و فلسفه است. درخشان‌ترین اثر مرحوم علامه تفسیر کبیر المیزان و نام عزیز او با تفسیر جاودانه اش المیزان قرین گشته است. و بسیاری علامه طباطبایی را با عنوان صاحب المیزان می شناسند.

تفسیر ارزشمند المیزان به حق بر تارک تفاسیر شیعه می درخشد. شخصیت ممتاز علمی نویسنده و پاره ای ویژگی‌هاي منحصر به فرد اثر، اعتباری خاص به این تفسیر بخشیده است. سه ویژگی‌ این اثر شریف قابل توجه است:

نخست، اسلوب تفسیری آن است. المیزان با روش تفسیر قرآن به قرآن، بر آن است که آیات قرآنی را در ارتباط با هم بنگرد و تیرگی ها و ابهامات فهم هر آیه را به مدد وضوح آیات دیگر برطرف کند.

خصوصیت دوم، اشتمال بر مباحث مستقل روایی است. علامه به ذکر روایات مربوط به هر آیه اکتفا نمي‌کند، بلکه روایت را با روایت در می آمیزد و میزان ارتباط مضمون آن‌ها را با ظاهر آیات بررسی مي‌کند و صحت و سقم آن را از هم باز می شناسد. افزون بر این، در موارد فراوانی با بیانی لطیف و دقیق میان مضامین به ظاهر مختلف آن‌ها الفت و وفاق ایجاد می‌کند.

ویژگی سوم المیزان آن است که تنها به برکشیدن نقاب از چهرۀ معانی آیات اکتفا نمي‌کند و در کنار برطرف کردني ابهامات و معضلات تفسیری و ایضاح معانی آیات قرآنی به پاسخگویی مسائل اعتقادی و فقهی و فلسفی و اجتماعی همت مي‌گمارد. مرحوم علامه در المیزان چه در ضمن بررسی آیات و چه در قالب مباحث مستقل فلسفی به تحلیل عقلانی و برهانی آیات و پاسخگویی به نیازهای فکری جامعه پرداخته است. در این مقاله درصدد بررسی تلاش حضرت علامه هستیم….

  • فهرست مطالب
  • پيشگفتار    1
  • فصل اول: کلیات
  • 1-1 جایگاه علم تفسیر در میان مسلمانان     6
  • 2-1 تعریف تفسیر     7
  • 3-1 دلیل نیاز به تفسیر     8
  • 4-1 پیدایش تفسیر     9
  • 5-1 داناترین صحابه به معانی قرآن     10
  • 6-1 اهل بیت آگاه به معانی قرآن     11
  • 7-1 مفسران صحابی     13
  • 8-1 عبدالله بن مسعود    14
  • 9-1 اُبَيْ بن کعب     15
  • 10- 1عبدالله بن عباس     15
  • 11-1 ویژگی تفسیر صحابه     16
  • 12-1 مکتب تفسیری مفسران آگاه     17
  • 13-1 شکل گیری مکاتب تفسیری     18
  • 14-1 تاویل گرایی فصل مشترک همه مکاتب تفسیری     20
  • 15-1 مکاتب تفسیری    22
  • 16-1 مکتب روایی محض     22
  • 17-1 مکتب کلامی     24
  • 18-1 مکتب عرفانی     25
  • 19-1 معروف‌ترین تفاسیر عرفانی     26
  • 20-1 مکتب فلسفی    27
  • 21-1 تفسیر المیزان     30
  • 22-1 روش تفسیری المیزان     32
  • 23-1جنبه روایی المیزان     34
  • 24-1 جنبه عقلی المیزان     37
  • 25-1 جنبه فلسفی المیزان     38
  • فصل دوم: خداشناسی
  • 1-2 خداشناسی     45
  • 2-2 ضرورت بحث     46
  • 3-2 برهان صدیقین     49
  • 4-2 تحقیق     52
  • 5-2 صفات الهی     53
  • 6-2 انقسام صفات     56
  • 7-2 عینیت صفات با ذات     57
  • 8-2 تحقیق    58
  • 9-2 توحید    58
  • 10-2 تحقیق    60
  • 11-2 توحید در ربوبیت    60
  • 12-2 توحید در الوهیت    61
  • 13-2 تحقیق    63
  • 14-2 علم الهی     63
  • 15-2 چگونگی علم خدا به اعمال انسان     68
  • 16-2 تحقيق    68
  • 17-2 قضا و قدر     69
  • 18-2 نظرات مختلف در مورد قضا و قدر     71
  • 19-2 شبهه فخر رازی     74
  • 20-2 تحقیق    76
  • 21-2 عدل الهی     77
  • 22-2 وجود شر در عالم     78
  • 23-2 تحقیق     80
  • 24-2 آیا فعل خداوند تابع مصلحت است؟     81
  • 25-2 تحقيق    82
  • 26-2 اثر صادر از خداوند واحد و مطلق است.     82
  • 27-2 تحقیق    84
  • 28-2 تنها خدا در ذات خود استقلال دارد.     84
  • فصل سوم: نبوت
  • 1-3 نبوت     87
  • 2-3 تحقيق    87
  • 3-3 تفاوت نبی و رسول     88
  • 4-3 تحقيق    89
  • 5-3 اثبات نبوت    89
  • 6-3 تقریر برهان اول     90
  • 7-3 تحقیق     90
  • 8-3 تقریر برهان دوم     92
  • 9-3 تحقیق     93
  • 10-3 بررسی یک شبهه و تقریر برهان سوم     93
  • 11-3 تحقیق     94
  • 12-3 خصایص نبوت     95
  • 13-3 وحی    95
  • 14-3 راههای کسب معرفت     96
  • 15-3 وحی در اصطلاح حکما    97
  • 16-3 انواع وحی     98
  • 17-3 اعجاز    99
  • 18-3 تحقیق     101
  • 19-3 معجزه در قرآن     102
  • 20-3 تحقیق     104
  • 21-3 معجزه پیامبر اسلام     105
  • 22-3 جهات اعجاز قرآن     106
  • 23-3 تحقیق     107
  • 24-3 معجزاتی دربارۀ قوم بنی اسرائیل     107
  • 25-3 تحقیق     109
  • 26-3 عصمت انبیاء    109
  • 27-3 تحقيق    112
  • 28-3 یک شبهه     112
  • 29-3 تحقیق     113
  • فصل چهارم: معاد
  • 1-4 معاد     115
  • 2-4 چگونگی معاد     116
  • 3-4 تحقیق    117
  • 4-4 اثبات ضرورت معاد     118
  • 5-4 برهان عدالت     118
  • 6-4 تحقیق     119
  • 7-4 برهان رحمت     121
  • 8-4 تحقیق    122
  • 9-4 برهان غایت    122
  • 10-4 تجسم اعمال    123
  • 11-4 تحقیق    127
  • 12-4 خلود در عذاب    127
  • 13-4 دیدگاه علماء    129
  • 14-4 ديدگاه محدثان    129
  • 15-4 ديدگاه متکلمان    129
  • 16-4 اشکالات خلود    132
  • 17-4 تحقیق     135
  • 18-4 شفاعت     135
  • 19-4 مفهوم شفاعت     136
  • 20-4 اشکالات شفاعت     136
  • 21-4 پاسخ به اشکالات     140
  • 22-4 شفاعت کنندگان     141
  • 23-4 شفاعت به چه چيزهايي تعلق مي‌‌گيرد؟    142
  • 24-4 شرایط شفاعت کنندگان     142
  • 25-4 چه موقع شفاعت گناهان را از بین می برد.     142
  • 26-4 شفاعت شامل چه کسانی می‌شود.     143
  • 27-4 تحقیق     143
  • فهرست منابع    145

کد :3160 فرمت :ورد صفحه :150

, , , ,

نقش ایثار در منابع اسلامي و تأثير آن در تكامل فرد و اجتماع+پرسشنامه

-1بيان مسئله

مسئله مورد نظر در پژوهش حاضر بررسي جايگاه ايثار در منابع اسلامي، انواع ايثار، تذثير ايثار فرهنگ فرد و اجتماع و عوامل گسترش دهنده و باز دارنده ايثار مي‌باشد.

1-تعريف مفهومي ايثار و جايگاه آن در اسلام؟

2-بررسي انواع ايثار

3-تأثير ايثار بر فرد و اجتماع

4-بررسي عوامل گسترش دهنده و بازدارنده ايثار

5-بررسي ايثار و شهادت در دين هاي مسيح و يهود

2-1- اهميت و ضرورت مسئله:

تاريخ نهضت هاي اسلامي آكنده از حضور مردان و زناني است كه در عرصة جهاد، خالصانه به ميدان عمل آمدند و با جان فشاني و ايثار، بي نام و نشان از خويش، حق را بر اريكة عدالت نشاندند در اين نوشتار تلاش شده است تا در دو بخش مجزا پس از مقدمه، تعاريف و مفاهيم فرهنگ ايثار و مصاديق عيني و عملي آن به شكل مشروح بيان شود.

فرهنگ شهادت و ايثار، تجلي بخش هويت ديني و احياي ارزش هايي است كه حيات انديشه يك جامعة انساني را ضمانت مي‌كند و بهداشت رواني انسان را در عرصه هاي اجتماعي و سياسي و اقتصادي شكل مي‌دهد. به ديگر سخن، شهيدان، در يك انتخاب آگاهانه، با نفي خويش به نفع جامعه و يك انديشه همت مي گمارند، و فضاي رخوت و غفلت عصر خود را به فضاي تلاش و بينش فرا مي خوانند. آنان به كابلد بي رمق يك جامعه، روح خودباوري مي دهند و حيات و حركت ارزش هايي كه در طوفان حوادث به فراموشي سپرده شده است به منصة ظهور مي رسانند.

طو دو دهة اخير انقلاب اسلامي، ملت ايران، حوادث زيادي را تجربه كرده است. انقلاب اسلامي يك پديدة منحصر به فرد در تاريخ معاصر بود و هشت سال دفاع مقدس نيز متمايزترين جدال قرن در اين عرصه، ظهور و حضور مردان بزرگ و انديشه هاي ناب و پاك، مفاهيم عميق ارزش هاي انساني را در جهان بشريت متجلي ساخت و مباني فرهنگ نوين الهي و ديني را به عنوان يك هويت زنده و جاويد به صحنه كشاند. گرچه اين فرهنگ ريشه در تعاليم عالية اسلام داشت. اما در قالب جديد با مفاهيم و مصاديق نوين خود، پا به ميدان گذاردند و در حوزه هاي گوناگون اجتماع و خانواده اثر گذارده است.

اينك پس از گذشت سال ها از حماسة به يادماندني و به ميدان آمدن نسل نوخاستة انقلاب، شاهد بروز نگرش ها، نيازها و ارزش هاي جديدي در گسترة سياست، فرهنگ و اقتصاد جامعه هستيم كه تأمل و تدبر متوليان فرهنگي را جلب نموده است. بي گمان راه پيشرفت جامعة اسلامي درك صحيح و روشن از فرهنگ ايثار و شهادت است و زنده نگه داشتن ياد و خاطره آنها وظيفة اقشار مختلف اجتماع است.

اگر بتوانيم در كنار نيازهاي روزمرگي شهروندان امروز، نياز پاسداشت اين حريم را به آنان تعليم دهيم، امنيت رواني- اجتماعي آنان را تضمين كرده ايم.

 

3-1 اهداف پژوهش

1)بررسي ارتباط ايثار با عقايد و باورهاي ديني

2)بررسي ايثار به عنوان يكي از آموزه هاي ناب اسلامي

3)بررسي و تحليل نقش ايثار در تكامل بشر و جوامع بشري

4)بررسي تأثير ايثار در حوزه هاي گوناگون اجتماعي

  • فهرست مطالب
    فصل اول: كليات
    1- مقدمه
    2- بيان مسئله
    2-1 اهميت و ضرورت مسئله
    3-1 اهداف پژوهش
    4-1 جامعه آماري
    5-1 نمونه و روش نمونه گيري
    6-1 روش تحقيق
    7-1 مراحل اجراي تحقيق
    8-1 مشكلات تحقيق
    9-1 ارائه پيشنهادات
    فصل دوم: ايثار در منابع اسلامي
    2-تعريف ايثار
    1-2 نمونه اي از آيات قرآن كريم درباره ايثار و شهادت
    3-انواع ايثار
    1-3 جهاد
    2-3 شهادت
    3-3 فناي عاشق در معشوق
    4-3 دهش و بخشش
    5-3 انفاق
    6-3 جامعه پزشكي
    4-ايثار پيامبر (ص) و اهل بيت(ع)
    1-4 ايثار پيامبر در راه ترويج اسلام
    1-1-4 ايثار در آئين محمدي (ص) و ائمه اطهار (ع)
    2-1-4 ايثار انصار نسبت به مهاجران
    2-4 ايثار حضرت علي
    3-4 حماسه حسيني
    5 شهادت
    1-5 فلسفه وجودي فرهنگ ايثار و شهادت در مكتب اسلام
    1-1-5 ايثار و شهادت در تاريخ اسلام
    2-5 شهادت طلبي و انتفاضه
    3-5 انگيزه هاي شهادت طلبي
    4-5 شهادت در دين يهود
    5-5 شهادت در مسيحيت
    6-5 ايثار و شهادت طلبي در تاريخ پر بار انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي
    1-6-5 شهيد و شهادت از ديدگاه امام خميني (ره)
    2-6-5 شهادت در بسته تاريخ از ديدگاه امام خميني (ره)
    3-6-5 مفهوم و ارزش شهادت از ديدگاه امام خميني (ره)
    4-6-5 مقام و منزلت شهدا از ديدگاه امام خميني (ره)
    فصل سوم: تأثير ايثار در تكامل فرد و اجتماع
    6-تأثير ايثار در تكامل فرد
    1-6 ايثار و خدا محوري
    2-6 نقش ايثار در رشد و تعالي انسان
    3-6 ايثار و عزت نفس
    4-6 ايثار و توجه به آخرت
    5-6 ايثار و صبوري در برابر ناملايمات
    7- تأثير ايثار در تكامل اجتماع
    8-ترويج فرهنگ ايثار در حوزه اجتماعي
    1-8 سطح نخست (خانواده)
    2-8 سطح دوم (محيط جغرافيايي)
    3-8-سطح سوم (جامعه)
    9-ترويج ايثار در حوزه فرهنگي
    10-ترويج ايثار در حوزه سياسي
    11- ترويج ايثار در حوزه اقتصادي
    فصل چهارم: بررسي ديدگاه دانش آموزان در خصوص مفهوم ايثار و تأثير در تكامل فرد
    و اجتماع
    12-جداول و نتايج
    13-نتيجه گيري
    14-فهرست منابع و مآخذ
    15-ضمائم
    1-15 نمونه پرسشنامه
    2-15 نمونه مصاحبه

 

140 صفحه

 

,

بررسی عوامل خانوادگی موثر بر بزهکاری جوانان

خلاصه تحقيق :

اين تحقيق عوامل خانوادكي موثر بر بزهكاري جوانان را بررسي مي كند كه در يك نمونه 200 نفري شامل 100 نفر دانشجو و 100 نفر بزهكار است و به مقايسه اين دو گروه در مورد وضعيت اقتصادي خانواده ، اختلافات و روابط بين اعضاي خانواده و نوع رابطه والدين با فرزندان مي پردازد . اهميت اين مسئله ، تحقيق و بررسي را ضروري مي سازد تا با تشخيص علل آن و با ريشه كن كردن آنها ، عده زيادي از دام اين بلاي اجتماعي برهند و مفيد حال جامعه و مردم خويش باشند . فرضيه هايمان كه در بالا ذكر شده ، جامعه آماري ما زندان شهرستان نيشابور و دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان نيشابور مي باشد . روش تحقيق نيمه تجربي است و متغيرهاي وابسته و مستقل به اين صورت انتخاب شده كه ، متغير وابسته عبارت است از بزهكاري و متغيرهاي مستقل عبارتند از : وضعيت اقتصادي خانواده ، اختلافات و روابط بين اعضاي خانواده  و نوع رابطه والدين با فرزندان ، مي باشد .

  • فصل اول:
  • مقدمه
  • موضوع كلي
  • موضوع ويژه
  • اهميت موضوع
  • هدفها يا فرض‌ها
  • جامعه آماري و نمونه
  • محدوديتهاي تحقيق
  • فصل دوم:
  • پیشینه
  • فصل سوم:
  • روش تحقيق
  • روش گزينش نمونه
  • فصل چهارم:
  • خلاصه تحقيق
  • فهرست منابع

48 صفحه

, ,

جامعه شناسی نفاق در قرآن

مقدمه

فرهنگ و نظام اجتماعي –سياسي اسلام ،در جريان رشد و پويايي خويش همواره در معرض خطراتي بوده و مي باشد . باتوجه به تاريخ اسلام و متون ديني مي توان دريافت ،گاهي خطراتي كه  از درون فرهنگ و نظام اسلامي را در معرض آسيب قرار داده است با اهميت تر از تهديداتي است كه ازبيرون با آن مواجه بوده است . بنابراين در صورت موفقييت نيروهاي خطرساز دروني، ضربه هاي كاري تري وارد مي آورند . توضيح اينكه: با دقت در مشاهدات اجتماعي چنين نتيجه گيري مي شود كه برخي انسانها بر شخصيت واقعي خويش روكش ايمان كشيده و دينداري را ابزاري جهت دنيا محوري خود قرار داده اند ، و چون از بيشتر راهكارهاي اجتماعي نظام اجتماعي –سياسي جامعه اطلاع دارند و مي توانند مشكلاتي  جدي در مسير رشد و پويايي فرهنگ اسلامي ايجاد كنند  .در فرهنگ ديني به اينگونه افراد منافق گفته مي شود . نفاق مشكلي است كه اسلام از ابتداي ظهور با آن مواجه بوده است و در قرآن و روايات جزء هاي آن بارها مورد تأكيد قرار گرفته است . از اينرو بهترين روش جهت رفتار شناسي و درنتيجه كنترل اين قشر از جامعه برسي متون مذهبي و ديني است كه در اين برسي ارجحيت با قرآن مي باشد.بنابراين با توجه به خطرهايي كه از ناحيه اين گروه جامعه را تهديد مي كند، شناخت كنش هاي منافقان در    عرصه هاي مختلف اجتماعي، سياسي، فرهنگي، اقتصادي مي تواند به شناخت ساخت نظام كنش منافقان و روابط اجتماعي آنها در عرصه هاي مختلف و تعيين چگونگي واكنش منافقان نسبت به قضاياي مختلف، كمك كند . بنابراين سعي ما در اين پژوهش اين است كه با توجه به آيات قرآن از ويژگي هاي اين گروه و راه هاي كنترل خطرات آنها آگاه شويم و سپس تحليلي جامعه شناسانه از نوع رفتار و عملكرد منافقان ارائه دهيم. علاوه بر اين استخراج مفاهيم اجتماعي قرآن پيرامون موضوع مورد پژوهش از نكات مثبت پژوهش مي باشد .

در پايان برخورد لازم مي دانم از دفتر تبليغات اسلامي كه امكان اين پژوهش را براي اين جانب فراهم آورد ،همكاري خوب و صميمانه گروه علوم اجتماعي دفتر تبليغات اسلامي خراسان ،ناظر محترم جناب حجة السلام والمسلمين دكترغلام رضا صديق اورعي كه علاوه بر نظارت بر  پژوهش ،در  نظرات ايشان نهايت  و همكار كوشا و صبورغير قابل انكار است، سركار خانم نرگس اصفهاني، نهايت تقدير و تشكر را داشته باشم و موفقيت گروهي و فردي اين بزرگواران را از خداي منان آرزو مندم…

  • فصل اول
    مقدمه
    موضوع پژوهش
    بیان مسئله:
    هدف و ضرورت
    فصل دوم : ادبیات پژوهش
    الف: بیان مفاهیم
    مقدمه:
    ۱-مفهوم سیستم
    ۲-مفهوم فراگیر سیستم اجتماعی
    ۳-مفهوم رفتار behavior
    4-مفهوم عمل(action) ، عمل اجتماعی(social acion) و تعامل اجتماعی(ntraction)
    5-گروه اجتماعی               social group
    6-هنجار (norm)
    7- توجه مجدد به چهارچوب عمل :
    ۸- تعریف کنش اجتماعی:
    ۹- عناصر کنش اجتماعی:
    ۱۰ -کنش متقابل:
    ۱-انتظارات متقابل
    ۲-هنجارها و ارزشها
    ۳-ضمانت اجراها
    ۱۱- نقش اجتماعی:
    ۱۲- سنخ اجتماعی
    ۱۳- نظام اجتماعی:
    فرایند دو گانه نظام اجتماعی:
    ۱۴- قشر اجتماعی
    ۱۵- نظامهای قشر بندی اجتماعی :
    ۱۶- مفهوم نفاق:
    الف: نفاق :
    ب:  منافق:
    ب-پیشینه تحقیق
    ۱-اخلاق در قرآن
    ۲-سیمای نفاق در قرآن۱
    ۳- پیامبر و منافقین
    ۱- علل روی آوردن به نفاق:
    ۲- شیوه های نفاق :
    ۳- ویژگیهای منافقان :
    ۴- ابزار منافقان برای نیل به اهداف :
    ۵- روش پیامبر در برابر منافقان :
    ۶- مجدداَ سکوت پیامبر در مقابل گستاخی عبدالله بن ابی تکرار می شود و سوء استفاده وی از صبر و گذشت پیامبر نمایان می گردد.
    ۷- روش عملی پیامبر در مقابل منافقین دوری جستن و تأیید نکردن ایندسته است
    ۴- دشمنان دوست نما۱:
    علائم و نشانه های منافق :
    ۵- منافق و منافقین۱ :
    علامت مؤمن : نماز ، روزه ، انفاق ، زکات بر فقرا
    در بخش دیگر به صفات منافقین پرداخته که عبارتند از :
    منافقان به رفتارهای زیر خصوصیت پیدا می کنند :
    رفتار منافقان در لباس پیمان شکنان :
    ۶-اسلام مکتب مبارز و مولد۱
    ۷-اخلاق از دیدگاه قرآن و عترت۲
    ۸-نفاق یا کفر پنهان۳
    ۹-فرهنگ واژه اخلاق در قرآن۱
    ۱۰-سی و دو سخنرانی پیرامون سوره حشر۲
    ۱۱-گذری بر سوره حشر۳
    -۱۲مصباح الشریعه۴
    ۱۳-رساله قلع الغیبه۵
    ۱۴-نبوغ حافظ شیرازی۶
    فصل سوم : روش تحقیق
    روش پژوهش:
    ۱-۲-تحلیل درونی :
    ۲-۱-۲:خصیصه ذهنی:
    ۲-۲:تحلیل بیرونی:
    نتیجه:
    فصل چهارم: یافته های پژوهش
    مقدمه :
    بخش دوم:
    جدول شماره ۲
    بخش سوم
    فصل پنجم
    تحلیل داده ها
    مقدمه :
    ۱- بررسی کنشهای فرهنگی منافقان :
    تعاملات فرهنگی:
    پیامبر – منافقان
    مومنان – منافقان
    کافران – منافقان
    ۲-کنشهای فرهنگی منافقان با منافقان و کافران
    ۱- بررسی کنشهای اجتماعی منافقان
    تعاملات اجتماعی
    پیامبر – منافقان
    منافقان – پیامبر
    منافقان – مومنان
    کنشها و تعاملات اجتماعی منافقان در رابطه با پیامبر و مؤمنان
    ۱-تخریب رأس هرم نظام اجتماعی
    ۲-از بین بردن همبستگی میان مسلمین
    الف : کنشهای اجتماعی منافقان عبارتند از :
    ب : تعاملات اجتماعی منافقان عبارتند از :
    ۱- بررسی کنشهای سیاسی منافقان
    کنشهای سیاسی منافقان در رابطه با نظام سیاسی
    کنشهای سیاسی منافقان در رابطه با دشمنان نظام اسلام
    تعاملات سیاسی
    ۴- بررسی کنشهای اقتصادی منافقان :
    تعاملات اقتصادی
    ۱- تذکر دادن و دعوت به ایمان :
    ۱- اعراض کردن و حذر کردن :
    ۲- تهدید به مجازات :
    ۳- مماشات ( تحمل کردن )
    فهرست منابع و مآخذ

 

213 صفحه

,

تحقیقی با موضوع عارفان

مقدمه :‌
شك ،‌ گمان و يقين
از جمله مسائل مربوط به حوزه معرفتند كه بشر پيوسته در زندگي با آن روبه روست .
– شكل حاصل اشتراك ميان معلومات و مجهولات است .
– گمان به قول مولانا همچون شيشه زرد و كبودي است كه انسان از پشت آن به حقايق و مسائل پيرامون  خويش مي نگرد .
پيش چشمت داشتي شيشه ي كبود
زان سبب عالم كبودت مي نمود        1329/1
بشكن آن شيشه كبود و زرد را
تا شناسي گرد را و مرد را 3959/1
– و يقين بوستان آرامش و همنشيني با حقيقت است .
– انسان به لحاظ دو بعدي بودن وجودش – جسم و روح – گاهي در مسائل مادي و دنيوي دچار شك مي شود كه بايد به كمك ابزار «‌ حس و عقل »‌ آن را به يقين مبدل ساخت .
و گاهي نيز درامور معنوي و ماوراء  طبيعي به شك و ترديدهايي مبتلا ميشود كه براي رفع آن ياري جستن از حواس و نيروي عقلاني نه تنها شكلي را حل نمي كند بلكه او را دچار سر گشتگي مي كند . اينجاست كه دو راه بيشتر در پيش رو ندارد :
1- پاك ساختن چهره دل از غبار حس نفساني تا مغيبات غيبي در آن ،  صورت خويش را بنمايند و حقيقت حق جلوه گر شود ،‌ زيرا تا انسان در قيد خود باقي است خير و شر خود را هم درست تشخيص نمي دهد بلكه آنچه را كه خير اوست شر مي پندارد و آنچه را براي او مايه ي شر است خير گمان مي برد و بدين اشتباه به بيراهه مي آورد  .
2- خود را به كسي كه اين راه را طي نموده است و گردنه هاي آن را پشت سر گذاشته بسپارد .
ذكر كلياتي كه در اين مجموعه به آنها پرداخته شده !‌
1- اقسام عوالم ،‌ ابزار و راههاي شناخت آنها ؛‌ از آنجا كه بحث مورد نظر – شك و يقين – در رابطه با عالم غيب و شهود مطرح مي شود و نيز ارتباطي كه اين بحثها با انواع  علوم و معارف و ابزار دستيابي بدانها دارد به طور اجمال- اين مسائل- و ابتدا مورد بررسي قرار گرفت . به عنوان مثال مباحثي درباره عقل و استدلال و استدلاليون و تلاش آنها- با ذكر تاريحچه اي از پيدايش چنين تفكري-  براي دستيابي به حقيقت مورد بررسي قرار گرفته است .
2- تعاريف شك و گمان و يقين ،‌ ذكر انواع و درجات هر يك .
3- عوامل موثر در ايجاد هر كدام و نتايجي كه هر يك در پي دارند .
4- ابيات متن اين مجموعه بر طبق ابيات و شماره مثنوي معنوي به تصحيح «‌ رينولد الين نيكلسون »‌ است .
5- منابع و ماخذ ؛‌ شامل منابعي است كه يا مستقيما مورد ارجاع قرار گرفته اند كه اكثر آنها در پاورقي ذكر شده اند و يا منابعي هستند براي مطالعه در اين زمينه همچون شروح مثنوي كه مذكور است .
6- جز شك و يقين كه مجموعه نام  آنها را بر خود دارد .  واسطه اين دو مضمون ؛‌ يعني ،  گمان و نيز مترادف آنها مثل كلمات ترديد و ظن نيز مورد بررسي قرار گفتند .
7-  مطالبي كه مورد بررسي قرار گرفته اند بر اساس مضاميني است كه مولانا به عنوان نماينده عرفا آن را در مثنوي و ابيات آن بيان داشته و بدانها پرداخته است .
8- در پايان نيز فصلي از آيات قرآن كريم كه در آنها به مسئله شك و يقين اشاره شده است همراه با ترجمه ذكر شده است .
بي گمان اين اثر خالي از ايراد و اشتباه نيست ،‌ اميد است استادان بزرگوار بر من منت نهاده ،  از راهنمائيهاي صادقانه خويش مرا بهره مند گردانند .
بخش اول
فصل اول :‌ گفتاري چند از زندگي مولانا
مولانا جلال الدين محمد بن سلطان العملا بهاء الدين محمد بن حسين بن احمد خطيبي بكري بلخي كه در كتابها ازاو به نامهاي «‌ مولاناي روم »‌ ،‌ «‌ مولوي » و «‌ملاي روم »‌ ياد كرده اند ،‌  يكي از بزرگترين و تواناترين گويندگان متصوفه و از عارفان نام آورآسمان ادب فارسي ،‌ شاعر حساس صاحب انديشه و از متفكران بلا منازع عالم اسلام است .
پدرش سلطان العلما بهاء‌ الدين محمد معروف به «‌ بهاء  ولد »‌ (543-628 هجري )‌ از عالمان و خطيبان بزرگ و متنفذ و از بزرگان مشايخ صوفيه در آخر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري و تربيت يافته نجم الدين كبري بود و در نتيجه نقاري كه در ميان او و سلطان محمد خوارزمشاه پيدا شده بود در حدود سال 610 هجري با خانواده و خاندان خويش از مشرق ايران به جانب مغرب مهاجرت كرد و بعد از گذر از شهرهايي به دعوت سلطان كيقباد سلجوقي در قونيه اقامت گزيد و در همانجا در گذشت .
جلال الدين محمد فرزند بها ء‌ الدين ولد كه در قرن ششم ربيع الاول سال 604 هجري در بلخ ولادت يافته بود در آغاز اين سفر طولاني پنج و شش ساله بود و گفته شده است هنگام عبور از نيشابور همراه پدر به صحبت عطار نيشابوري رسيده بود .
بعد از وفات سلطان العلما سال 628 يا 631 فرزندش جلال الدين محمد به خواهش مريدان به جاي پدر بر مسند وعظ و تدريس پدر نشست ،‌ اندكي بعد از فوت پدر مريد او برهان الدين محقق ترمذي در طلب استاد به قونيه آمد و چون استاد در گذشته بود تربيت فرزندش جلال الدين كه در آن وقت به علوم «‌ قال »‌ به كمال بود ،‌ همت گماشت و براي آنكه در علوم شرعي و ادبي كامل شود او را به مسافرت و تحصيل به حلب و دمشق بر انگيخت و او در حلب و دمشق به تحصيل در فقه صنفي پرداخت و گويا به فيض محبت محي الدين عربي نائل گشت و پس ازين سفر كه هفت سال به طول انجاميد به قونيه بازگشت و پس از طي طريق و سلوك به اجازه استاد مسند تعليم و ارشاد يافت .  پس از وفات استاد به سال 638 ،‌ مولوي تا سال 642  كه سال ملاقات او با شمس تبريزي است به تدريس علوم شرعي در قونيه و وعظ و تذكر اشتغال داشت .
مولوي با يافتن شمس پشت به مقامات دنيوي كرد و همواره ملازم صحبت او بود تا آنكه شمس در سال 645 هجري به دست عده اي از شاگردان متعصب مولانا كشته شد و مولانا همچنان در فراق او مي سوخت تا به تصور آنكه او را در شام خواهد يافت به دمشق سفر كرد و مدتي در آنجا جستجو نمود و پس از ناكامي به قونيه بازگشت . پس از شمس تا ده سال ديگر صلاح الدين قونوي معروف به «‌زركوب »‌ ارادت مولانا را به خود جلب كرد و چون صلاح الدين در محرم سال 657 در گذشت عنايت مولانا نصيب حسام الدين حسن بن محمد معروف به چلبي حسام الدين گرديد . و او بود كه مولانا را به نظم مثنوي تحريض كرد و تا پايان در اين راه با او همراه بود . مثنوي بزرگترين اثر اوست كه در شش دفتر  بحر رمل مسدس مقصور يا محذوف  در حدود 26000 بيت سروده شد. كه در آن مولانا مسائل مهم عرفاني و ديني و اخلاقي را مطرح نموده است . و در ضمن آن به آيات و حديثها اشاره نموده است .
دومين اثر بزرگ او «‌ديوان كبير »  مشهور به ديوان غزليات شمس تبريزيست كه در پايان غزل مقام شمس الدين تبريزي اشاره و به نام او تخلص نموده است .  غزلهاي او مملو از حقايق عرفاني و در تايي مواج احساسات شاعر است .  همچنين او رباعياتي دارد كه 3966 بيت را شامل مي شود .
همچنين مولانا اثرهايي به نثر دارد كه عبارتند از :
فيه مافيه – مكاتيب – مجالس سبعه است .
از جمله معاصران مهمتر از همه معين الدين پروانه است كه غالبا براي استماع مجالس مولانا به «‌مدرسه »‌ او مي رفت و به همبن سبب هم قسمتي از «‌ فيه مافيه »‌ خطاب به اوست .
كسان ديگر همچون صدر الدين قونيوي ،‌ نجم الدايه ،‌ علامه قطب الدين شيرازي ،‌ قاضي سراج الدين ارموي را مي توان نام برد .
وفات مولانا در پنجم جمادي الاخر سال 627 اتفاق افتاد مرگ وي واقعه اي سخت در قونيه تلقي شد .  جنازه او را در »‌ قبه خضرا »‌ به خاك سپردند . با آنكه او بر مذهب اهل سنت بود در عين اعتقاد و دين داري مردي آزاد انديش بود و به مذاهب ديگر به ديده احترام و بي طرفي ،‌ چنانچه شايسته مردان كامل چون اوست ،‌ مي نگريست .
فصل دوم :‌ تقسيم بندي عوالم
جمله آفرينش از حيث ماهيت بردو نوع منقسم است :‌
اول عالم خلق يا ملك
 دوم عالم امر يا ملكوت
عالم خلق ،‌ جهان اجسام است كه قابل مساحت و تجزي است . لكن عالم امر ضد اجسام و غير قابل تجزيه است .
با توجه به تفاوت ماهيت اين دو عالم ؛‌ راهها و وسايل وصول به شناخت اين دو عالم نيز متفاوت است و هر يك علم و وسيله خاص خود را مي طلبد .
ابزار و راههاي شناخت اين دو عالم
براي شناخت عالم خلق مي توان از اين راهها و وسايل ياري جست :
 حواس :‌ كه بشر از راه مطالعه و مشاهده عيني طبيعت با رموز و اسرار اين جهان آشنا مي گردد . كه حاصل آن نيز علوم تجربي است كه راه دستيابي به آن  مشاهده و تجربه است .
 عقل :‌ كه در اثر قوه استدلال  و قياس نتيجه اي را پيش بيني و استنتاج مي كند .
 البته در بيشتر موارد اين دو وسيله – حس و عقل – هر دو به كمك يكديگر براي شناخت و دستيابي به رموزو حقايق آفرينش مورد استفاده بشر قرار مي گيرند و اكثرا  حس و مشاهده  مقدمه اي براي استنتاج  منطقي مطلبي است .
مثلا :‌ وقتي انسان رد پايي رامشاهده مي كند – دريافت از طريق حس بينائي – نتيجه مي گيرد كه كسي از آنجا عبور كرده است – دريافت نتيجه استدلالي و عقلي .
در بعضي موارد نيز تنها ازنيروي عقل و استدلال براي رسيدن به شناختي از حقايق اين عالم مدد گرفته مي شود كه با اين وسيله قابل دريافت باشند كه چنين شناختهايي در حوزه علوم عقلي جاي مي گيرند و از جمله آنها مي توان به « ‌فسلفه »‌  اشاره نمود ،  كه مي كوشد با ابزار عقل و استدلال به شناخت منطقي در امورنائل شود .
از روشهايي كه فلسفه درموضع استدلال  به كار مي گيرد «‌ قياس »  نام دارد . كه خود به دو بخش عقلاني و حسي قابل تقسيم است . و آن عبارت است از ؛‌ حكم به موضوع مطابق حكم به موضوع ديگر به جهت اشتراك ميان آن دو . يا سنجيدن و مقايسه هر دو چيز كه با هم شباهت دارند و استنتاج حكم كلي از آن .
از جمله قياسهاي حسي مي توان از داستاني كه در «‌ مثنوي مولانا »‌ بدين منظور اشاره شده ،  نام برد و آن «‌ به عيادت رفتن شخص كر مريض را »‌ است .  شخص كر كه به عيادت دوست مريض خود رفته بود در قياسي كه از شباهت حركت لبهاي بيمار به الفاظ مورد نظر خود داشت دچار اشتباه شد :‌….

فهرست مطالب

  • مقدمه :‌ 3
  • شك ،‌ گمان و يقين 3
  • بخش اول 5
  • فصل اول :‌ گفتاري چند از زندگي مولانا 5
  • فصل دوم :‌ تقسيم بندي عوالم 6
  • ابزار و راههاي شناخت اين دو عالم 7
  • معرفت در تاريخ صدر اسلام 11
  • بخش دوم 13
  • دسته اول :‌ شك مذموم 15
  • دسته دوم : شك ممدوح 16
  • نمونه ديگر از اين نوع شك ؛‌ 17
  • فصل دوم :  اثبات مسئله اختيار در انسان با كمك شك 19
  • بخش سوم 20
  • فصل اول :‌ تعاريف 20
  • عوامل موثر در به گمان افكندن 22
  • د )  اضطرار :‌ 24
  • فلسفي : 29
  • فصل دوم :‌ از چه گمانهايي بايد بر حذر بود ؟‌ 32
  • بخش چهارم 37
  • فصل اول :‌ مباني تعاليم عرفا 37
  • مساله وحدت وجود 38
  • كشف و شهود 38
  • فصل دوم :‌ مراحل معرفت در تربيت معنوي عرفا 41
  • يقين :‌ 41
  • علم اليقين :‌ 42
  • عين اليقين : 42
  • فصل سوم :‌ ملازمت شريعت و طريقت با توجه به مراحل سه گانه يقين 44
  • آيات و احاديث 49
  • مثلها و بديهيات 52
  • چشم يقين : 56
  • فصل چهارم رابطه غيب و يقين 58
  • بخش پنجم 62
  • فصل اول :‌ شك از ديدگاه قرآن 62
  • فصل دوم :‌ ريب 64
  • فصل سوم :‌ ظن 67
  • فصل چهارم :‌ يقين 72
  • فهرست اعلام 75
  • فهرست مكانها 76
  • منابع و ماخذ :‌ 77

80 صفحه

,

تحقیقی با موضوع پرورش فضایل اخلاقی

آمادگيهاى لازم براى پرورش فضائل اخلاقى
1- پاك بودن محيط
2- نقش معاشران و دوستان
نقش معاشران در روايات اسلامى
تاثير معاشرت در تحليلهاى منطقى
3- تاثير تربيت‏خانوادگى و وراثت در اخلاق
رابطه اخلاق و تربيت‏خانوادگى در احاديث اسلامى
4- تاثير علم و آگاهى در تربيت
نتيجه
رابطه <علم‏» و <اخلاق‏» در احاديث اسلامى
5- تاثير فرهنگ جامعه در پرورش فضائل و رذائل
رابطه آداب و سنن با اخلاق در روايات اسلامى
چگونگى تاثير <عمل‏» در <اخلاق‏» در روايات اسلامى
7- رابطه <اخلاق‏» و <تغذيه‏»
رابطه تغذيه و اخلاق در روايات اسلامى
صفات اخلاقى و اعمال اخلاقى
________________________________________
اضافه بر آنچه تاكنون براى پيشرفت‏برنامه تهذيب اخلاق گفته‏ايم، امور ديگرى وجود دارد كه تاثير بسزائى در مبارزه با رذائل اخلاقى و تقويت اصول فضائل در وجود آدمى دارد كه از جمله امور زير را مى‏توان برشمرد:
1- پاك بودن محيط
بى‏شك وضع محيط اجتماعى زندگى انسان اثر فوق‏العاده‏اى در روحيات و اعمال او دارد چرا كه انسان بسيارى از صفات خود را از محيط كسب مى‏كند. محيطهاى پاك غالبا افراد پاك پرورش مى‏دهد و محيطهاى آلوده غالبا افراد آلوده.
درست است كه انسان مى‏تواند در محيط ناپاك، پاك زندگى كند و بعكس در محيطهاى پاك سير ناپاكى را طى كند و به تعبير ديگر، شرايط محيط علت تامه در خوبى و بدى افراد نيست ولى تاثير آن را به عنوان يك عامل مهم زمينه ساز نمى‏توان انكار كرد.
ممكن است كسانى قائل به جبر محيط باشند – همان‏گونه كه هستند – ولى ما هر چند جبر را در تمام اشكالش نفى مى‏كنيم اما تاثير قوى عوامل زمينه ساز را هرگز انكار نخواهيم كرد.
با اين اشاره كوتاه به قرآن باز مى‏گرديم و آياتى را كه درباره تاثير محيط در شخصيت انسان به دلالت مطابقى يا به اصطلاح التزامى سخن مى‏گويد، مورد بحث قرار مى‏دهيم:
1- والبلد الطيب يخرج نباته باذن ربه والذى خبث لايخرج الانكدا كذلك نصرف الآيات لقوم يشكرون (سوره اعراب، آيه‏58)
2- وجاوزنا ببنى اسرائيل البحر فاتوا على قوم يعكفون على اصنام لهم قالوا يا موسى اجعل لنا الها كما لهم آلهة قال انكم قوم تجهلون (سوره اعراف، آيه‏138)
3- وقال نوح رب لاتذر على الارض من الكافرين ديارا – انك ان تذرهم يضلوا عبادك ولايلدوا الافاجرا كفارا (سوره نوح، آيات‏26 و27)
4- يا عبادى الذين آمنوا ان ارضى واسعة فاياى فاعبدون (سوره عنكبوت، آيه‏56)
5- ان الذين توفيهم الملائكة ظالمى انفسهم قالوا فيهم كنتم قالوا كنا مستضعفين فى الارض قالوا الم تكن ارض الله واسعة فتهاجروا فيها فاولئك ماويهم جهنم وساءت مصيرا (سوره نساء، آيه‏97)
ترجمه:
1- سرزمين پاكيزه (و شيرين) گياهش به فرمان پروردگار مى‏رويد; اما سرزمين‏هاى بد طينت (و شوره زار) جز گياه ناچيز و بى‏ارزش از آن نمى‏رويد; اين گونه آيات (خود) را براى آنها كه شكر گزارند، بيان مى‏كنيم.
2- و بنى‏اسرائيل را (سالم) از دريا عبور داديم (ناگاه) در راه خود به گروهى رسيدند كه اطراف بتهايشان با تواضع و خضوع گرد آمده بودند (در اين هنگام بنى‏اسرائيل) به موسى گفتند: <تو هم براى ما معبودى قرار ده همان‏گونه كه آنها معبودان (و خدايانى) دارند!» گفت: <شما جمعيتى جاهل و نادان هستيد!»
3- نوح گفت: <پروردگارا! هيچ يك از كافران را بر روى زمين باقى مگذار! چرا كه اگر آنها را باقى بگذارى، بندگانت را گمراه مى‏كنند و جز نسلى فاجر و كافر به وجود نمى‏آوردند!»
4- اى بندگان من كه ايمان آورده‏ايد! زمين من وسيع است، پس تنها مرا بپرستيد (و در برابر فشارهاى دشمنان تسليم نشويد!)
5- كسانى كه فرشتگان (قبض ارواح) روح آنها را گرفتند در حالى كه به خويشتن ستم كرده بودند، به آنها گفتند: <شما در چه حالى بوديد؟(و چرا با اين كه مسلمان بوديد، در صف كفار جاى داشتيد؟!)» گفتند: <ما در سرزمين خود، تحت فشار و مستضعف بوديم.» آنها [ فرشتگان] گفتند: <مگر سرزمين خدا، پهناور نبود كه مهاجرت كنيد؟!» آنها (عذرى نداشتند، و) جايگاهشان دوزخ است و سرانجام بدى دارند….
  • فهرست
  • پرورش فضایل اخلاقی 1
  • آمادگيهاى لازم براى پرورش فضائل اخلاقى 3
  • 1- پاك بودن محيط 3
  • 2- نقش معاشران و دوستان 12
  • نقش معاشران در روايات اسلامى 19
  • تاثير معاشرت در تحليلهاى منطقى 22
  • 3- تاثير تربيت‏خانوادگى و وراثت در اخلاق 25
  • رابطه اخلاق و تربيت‏خانوادگى در احاديث اسلامى 36
  • 4- تاثير علم و آگاهى در تربيت 41
  • نتيجه 48
  • رابطه <علم‏» و <اخلاق‏» در احاديث اسلامى 50
  • 5- تاثير فرهنگ جامعه در پرورش فضائل و رذائل 56
  • رابطه آداب و سنن با اخلاق در روايات اسلامى 66
  • چگونگى تاثير <عمل‏» در <اخلاق‏» در روايات اسلامى 85
  • 7- رابطه <اخلاق‏» و <تغذيه‏» 90
  • و در شعر ديگرى نقل مى‏كند: 92
  • رابطه تغذيه و اخلاق در روايات اسلامى 93
  • صفات اخلاقى و اعمال اخلاقى 101

110 صفحه

, ,

بیان مفاد قاعده طهارت و مستندات طهارت و حدود دلالت آن

طرح تحقیق
1 ـ طرح مساله
با ظهور اسلام در شبه جزیره عربستان ، تحولی عظیم در تمامی زمینه های زندگی عرب جاهلی بوجود آمد و احکام مربوط به طهارت و نجاست نیز از این دگرگونی بی بهره نبود و اسلام در این زمینه هم شیوه های نو به جهان عرضه داشت . هر چند تا کنون در کتب فقهی نسبت به قاعده طهارت بحثهای زیادی شده است ولی ابعاد این بحث مهم فقهی بطور جداگانه هیچگاه مد نظر نبوده است .
2 ـ مسائل تحقیق
الف ـ آیا قاعده طهارت جزء اصول عملیه است یا یک قاعده فقهی است ؟
ب ـ آیا قاعده طهارت در همه ابواب فقه جاری می شود یا فقط به ابواب خاصی تعلق دارد؟
ج ـ آیا قاعده طهارت بر 4 اصل عملی ( استصحاب ، برائت ، احتیاط و تخییر تقدم دارد یا خیر ؟
3 ـ فرضیه ها
الف ـ قاعده طهارت یک قاعده فقهی است نه یک اصل عملی ، این قاعده گر چه شباهت زیادی به اصول عملیه دارد ولی وجه افتراق آن با اصول عملیه این است که مجرای اصول عملیه همه ابواب فقه و اصول است ، در حالیکه مجرای قاعده طهارت فقط عبادات می باشد
ب ـ قاعده طهارت فقط به ابواب عبادات اختصاص دارد و در بقیه ابواب فقه همچون معاملات و جزائیات جاری نمی شود .
ج ـ بنظر می رسد قاعده طهارت بر اصل استصحاب رجحان دارد ، تقدم آن بر اصل احتیاط در بعضی موارد محل تردید است ، و قاعده تخییر نیز با این اصل اصطکاک پیدا نمی کند و اصل برائت نیز با این اصل مترادف و هم مبنا است .
4 ـ اهداف تحقیق
ـ تبيين جايگاه قاعده طهارت در میان دیگر قواعد فقهی
ـ مطالعه تطبيقی قاعده طهارت بعنوان اصلی مهم در فقه عبادات
– استفاده دانش پژوهان دانشگاه ، حوزه های علميه و ديگر طالبان علم
5 ـ سابقه تحقیق
در مورد قاعده طهارت تاکنون تحقیقات زیادی صورت نگرفته و ما حصل آنچه انجام شده وجیزه هایی بوده است که به نگارش در آمده است و از جمله آنها می توان به کتاب  قواعد الفقهیه آیت الله مصطفوی  اشاره نمود که در ایران به چاپ رسیده است .
اما مزیتی که که رساله حاضر نسبت به نظائرش دارد این است که به جزئی ترین مسائل مربوط به مبانی قاعده طهارت و ریشه های آن پرداخته است ، در عین حال اکثر رساله ها و پایان نامه ها و کتب مختلف وقتی به بحث طهارت وارد شدند خصوصا فقهای امامیه به اصل بحث طهارت پرداخته و از کنه قاعده طهارت غافل شده اند  ، در این رساله به اصل قاعده طهارت ، اهمیت آن و اهداف آن پرداخته و کالبد شکافی کرده و سعی شده از حاشیه و به درازا کشانیده شدن بحث با عنایت به گستردگی آن اجتناب گردیده است .
6 ـ ضرورت تحقیق
اهمیت و ضرورت آشنایی با قاعده و اصل طهارت با توجه به نقش و کارکرد اساسی و مهم آن در زندگی روزمره و جامعه مشخص می شود ، تا بتوان در پرتو این تحقیقات و مناظرات و مباحث مبتنی بر  موازین فقهی به الگوی کارآمدی دست یابیم .
7 ـ شیوه تحقیق
در این پایان نامه ، شیوه تحقیق و جمع آوری اطلاعات مبتنی بر روش کتاب ورزی و کتابخانه ای می باشد که پس از جمع آوری معلومات و اطلاعات لازم به تحلیل و بررسی داده ها و اطلاعات پرداخته ایم . در جمع آوری اطلاعات فقهی در وهله اول به منابع موجود فارسی مراجعه شد و با ملاحظه کمبود اطلاعات لازم از منابع عربی به نحوی گسترده جهت غنی شدن مباحث بعمل آمد .
  • فهرست مطالب
    چکیده…………………………………………………………………………………………………………1
    طرح تحقیق……………………………………………………………………………………………………2
    فهرست مطالب……………………………………………………………………………………………….6
    فصل اول : کلیات
    مبحث اول : مفهوم قاعده ………………………………………………………………………………11
    گفتار اول : معنای لغوی قاعده………………………………………………………………………..11
    گفتار دوم : تعریف و معنای اصطلاحی قاعده …………………………………………………..13
    مبحث دوم : معنای طهارت‏و بررسی نشاپیدایش……………………………………………….14
    مبحث سوم : تفاوتها و جایگاهها……………………………………………………………………..18
    گفتار اول : تفاوت میان قاعده و اصل………………………………………………………………18
    گفتار دوم : جایگاه قواعد فقهی بین فقه و اصول……………………………………………….22فصل دوم : قاعده طهارت
    مبحث اول : مدارک قاعده ……………………………………………………………………………..25
    گفتار اول : آیات شریفه  رآن…………………………………………………………………………..25
    گفتار دوم : روایات و سیره معصومین……………………………………………………………….28
    گفتار سوم : خصوصیات قاعده طهارت…………………………………………………………….32
    مبحث دوم : جریان قاعده طهارت در شبهات موضوعیه و حکمیه………………………….33
    گفتار اول : شبهه موضوعیه و حکمیه و تفاوت آنها……………………………………………..33
    گفتار دوم : جریان یا عدم جریان این قاعده در شبهات ذکوره…………………………….35
    مبحث سوم : اصل احتیاط و قاعده طهارت………………………………………………………..37
    گفتار اول : جایگاه اصل احتیاط……………………………………………………………………….37
    گفتار دوم : عدم تعارض اصل احتیاط با قاعده طهارت………………………………………..42
    گفتار سوم : سیره پیامبر اعظم ( ص ) و معصومین ( ع )………………………………………45
    مبحث چهارم : ارتباط اصول عملی دیگر با قاعده طهارت……………………………………46
    گفتار اول : استصحاب و قاعده طهارت…………………………………………………………….46
    گفتار دوم : برائت و قاعده طهارت…………………………………………………………………..46
    گفتار سوم : اجزاء و قاعده طهارت…………………………………………………………………..50فصل سوم : واقعی بودن طهارت و نجاست
    مبحث اول : اعتباری بودن طهارت و نجاست…………………………………………………….54
    مبحث دوم : عرفی بودن طهارت و نجاست………………………………………………………..55
    مبحث سوم : واقعی بودن طهارت و نجاست ……………………………………………………..55

    فصل چهارم : رابطه قاعده طهارت با دیگر قواعد فقهی
    مبحث اول : قاعده طهارت و قاعده حرمت نجاست…………………………………………….65
    مبحث دوم : قاعده طهارت و قاعده غلبه……………………………………………………………67
    مبحث سوم : قاعده طهارت و قاعده جب …………………………………………………………71

    فصل پنجم : مصادیق اجرای قاعده طهارت
    مبحث اول : جواز بهره برداری از پوست مردار…………………………………………………..75
    مبحث دوم : طهارت و پاک بودن اهل کتاب………………………………………………………84
    مبحث سوم : نجس بودن نیم خورده کافران……………………………………………………….92
    مبحث چهارم : حرام بودن هم غذایی با کافران در یک ظرف………………………………..99
    مبحث پنجم : حرمت غذا خوردن در ظرفهای کافران…………………………………………105
    مبحث ششم : شستشوی بدن در گندابها…………………………………………………………..122
    مبحث هفتم : پیوند اعضای انسان ………………………………………………………………….130
    نتیجه گیری………………………………………………………………………………………………..143
    منابع و مآخذ………………………………………………………………………………………………145

153 صفحه

,

تحقیقی با موضوع ریشه های بدحجابی زنان

 

مقدمه
ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابلاي افكار و عقايد آنان بايد جستجو كرد . فكر اين نسل از نظر مذهبي آن چنان كه بايد راهنمايي نشده است و از اين نظر فوق‌العاده نيازمند هستند و اين راهنمايي بايد با زبان و منطق همراه باشد .  چرا كه هر كسي احساس مي‌كند اين نسل آنقدر ها هم لجوج نيست و آمادگي زيادي براي دريافت حقايق دارد و هدف از انتخاب اين عنوان «‌ريشه‌هاي بدحجابي زنان » اين است كه احساس شد ، گذشته از انحرافات عملي فراواني كه در زمينه حجاب بوجود آمده اين مسئله و ساير مسائل مربوط به زن ، وسيله‌اي شده در دست يك عده افراد ناپاك و مزدورصفت كه از اين طريق عليه دين مقدس اسلام جار و جنجال تبليغاتي راه‌ بيندازند .  بديهي است كه با شرايط موجود اين جوان از جنبة‌ مذهبي به قدر كافي راهنمايي نشده و اين تبليغات آثار شوم بر روحية جوانان مي‌گذارد . با بررسي اين طرح اميد است تأثير فراواني بر روي عقايد و افكار جوانان بگذارد و حتي بعضي از بانوان به اصطلاح متجدد عملاً در وضع خود تجديد نظر نمايند .
بدون شك پديده « برهنگي » بيماري عصر ماست و دير يا زود اين پديده بعنوان يك بيماري شناخته خواهد شد . فرضاً ما كوركورانه از غرب تقليد كنيم بايد ببينيم كه كار برهنگي در غرب به كجا رسيده و فرياد چه كساني را بلند كرده است ، بعداً تقليد از غرب را ادامه بدهيم .
نامه چارلي چاپلين يكي از هنرپيشگان معروف جهان به دخترش پس از اينكه به دخترش اجازه مي‌دهد فقط به خاطر هنر مي‌توان لخت و عريان به روي صحنه رفت و تاكيد مي‌كند اين لختي فقط روي صحنه و براي ضرورت هنر مي‌باشد  . مي‌نويسد : برهنگي بيماري برهنگي عصر ماست ، اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن كسي باشد كه روح عريانش را دوست داري ، بد نيست بداني كه دوران پوشيدگي تو را ده سال پير نمي‌كند . بهر حال اميدوارم تو آخرين كسي باشي كه از تبعة غريزه لختي بشوي »
لزوم پوشيدگي زن در برابر مرد بيگانه يكي از مسايل مهم اسلامي است و در قرآن كريم در سوره نور به آن اشاره شده و از مفاد آيات چنان فهميده مي‌شود كه « هر مسلمان ، چه مرد و زن ، بايد از چشم‌چراني ، نظربازي اجتناب كند و مرد و زن بايد پاكدامن باشند و زنان بايد پوشش خود را بر ديگران آشكار نكنند و درصدد تحريك و جلب توجه مردان نباشند » .
پوشيدن زن خود را از مرد بيگانه و رعايت لزوم حريم ميان مردان و زنان اجنبي و عدم جواز خلوت ميان مرد و زن بيگانه بيان شده است .
با توجه به اينكه مردم كمتر به اين موضوعات اهميت مي‌دهند ولي با معضلاتي كه در جامعه با آن روبرو هستيم بايد به دنبال كشف علت باشيم كه چرا اينگونه مفاسد رخ مي‌دهد و با بررسي و تحقيق مي‌فهميم كه علتهاي گوناگون در كار است كه «‌ بدحجابي و بي‌حجابي » روحيه افراد تأثير منفي و مخرب مي‌گذارد .  با توجه به موانعي كه در ادامه راه بود گاهي دچار ترديد مي‌شدم اما دريافتم كه بخاطر تازگي موضوع ارزش تحقيق در اين باره چند برابر است . چرا كه به عوامل و ريشه‌هاي معضلات آگاهي مي‌يابم و حداقل توان خويش را در رفع اين    معضلات مي‌آزمايم .
اين طرح در 3 بخش ارائه مي‌شود كه بخش اول در مورد حجاب بعنوان يك پوشش براي فرد مي‌باشد تا جلو هر گونه فساد گرفته شود ،‌مي‌باشد . اين حجاب و پوشش ، از ابتداي اسلام بوده و براي سلامتي و حفظ خانواده ، بهداشت رواني در جامعه و پيشرفت علمي در ترقيات فكري و حفظ حريم زن و مرد و پيشرفت كارهاي اقتصادي مي‌باشد « چرا حجاب بعنوان يك پوشش است و از نظر اسلام تا چه حدي شخص بايد رعايت حجاب نمايد » .  جايگاه زن در جامعه كجاست و حجاب چقدر جلونظر بازي را مي گيرد و حجاب چرا براي زن بعنوان يك الگو مي باشد. بخش دوم در مورد بي‌حجابي كه نداشتن روسري و چادر و امثال آن است .
اين بي‌حجابي در ايران از زمان رضاخان شروع شد ، بي‌حجابي كه باعث بي‌بند و باري و فساد و طلاق و ترويج و فرهنگ برهنگي شد .
فهرست
  • مقدمه 1
  • بخش اول : حجاب
  • فصل اول 6
  • 1.تعريف حجاب 7
  • 2.تاريخچه حجاب 7
  • 3.حجاب چرا 7
  • فصل دوم : 11
  • 1.عوامل حجاب 12
  • الف : صعود به مراتب معنوي 12
  • ب : حجاب مانع اختلاط بي‌شرط 12
  • ج : پوشش سالم براي حفظ زن 12
  • د : حجاب جايگاه زن و فرهنگ پرهيز 14
  • هـ: حجاب و نظربازي از نظر قرآن 15
  • فصل سوم : منافع حجاب 17
  • فصل چهارم : سوالاتي در مورد حدود پوشش 22
  • بخش دوم : بي‌حجابي
  • فصل اول :1- تعريف بي‌حجابي 27
  • 2-تاريخچه حجابي 27
  • 3-شروع پيدا شدن نقشه بي‌حجابي در كربلا 29
  • فصل دوم : انواع بي‌حجابيها 30
  • فصل سوم : عوامل بي‌حجابي 33
  • الف : بي‌بند و باري 34
  • ب : فساد 35
  • ج : جهل و ناآگاهي 39
  • د : علل سياسي 40
  • هـ : مرز باريك بي‌حجابي و فساد 40
  • ي : فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي 40
  • و : طلاق 43
  • فصل چهارم : راه‌هاي مبارزه با عوامل بي‌حجابي 44
  • الف : تقويت ايمان و اعتقاد 45
  • ب : احياء ارزشها و فرهنگ اصيل اسلامي 45
  • ج : شناساندن الگوهاي والا 46
  • فصل پنجم : پيامدهاي بي‌حجابي 48
  • الف : پيامدهاي فرهنگي ، عقيدتي بي‌حجابي 49
  • ب : پيامدهاي اجتماعي بي‌حجابي 49
  • ج : پيامدهاي اقتصادي 49
  • بخش سوم : بدحجابي
  • فصل اول : تعريف حجاب 54
  • فصل دوم : منشاء حركتهاي بدحجابي 57
  • فصل سوم : انواع بدحجابيها 60
  • فصل چهارم : ريشه‌هاي بدحجابي 63
  • 1-مدگرايي 64
  • 2-بي‌بند و باري 64
  • 3-آزادي زن در روابط اجتماعي 65
  • 4-ممنوعيت سبب طغيان مي‌شود 66
  • 5-انگيزه جنسي 69
  • 6-استفاده ناصحيح از پوشش 71
  • 7-مورد توجه ديگران قرار گرفتن و جلب توجه كردن 72
  • 8-عرضه و تقاضا 73
  • 9-هوسراني 74
  • 10-كسب موقعيت 75
  • 11-ضعف ايمان 75
  • 12-دگرآزاري 76
  • 13-اظهار غناي مالي 76
  • 14-ملامت ديگران 77
  • 15-تقليد 77
  • 16-وباي اجتماعي 78
  • 17-تشكيل مجامع و كانونهاي بدحجابي 79
  • 18-صيد دلهاي مردان 81
  • 19-تعليم و تربيت ناصحيح و نادرست 82
  • 20-غرب‌زدگي 84
  • 21-تهاجم فرهنگي دشمن 85
  • الف : گستره تهاجم فرهنگي 85
  • ب : انگيزه دشمن از تهاجم فرهنگي 85
  • ج : بهترين شگرد دشمنان مبارزه فرهنگي 87
  • د : ابزار تهاجم فرهنگي 88
  • هـ : تصور غلط از فرهنگ اسلامي 88
  • 22-كمبود شخصيت 89
  • 23-ارضاء تمايلات 92
  • 24-حاكميت فرهنگ غرب 92
  • 25-استعمار و سوءاستفاده از بدحجابي 92
  • 26-خودنمايي 93
  • فصل پنجم 95
  • 1-عوامل بدحجابي 96
  • الف : عدم هماهنگي بين ارگانهاي تبليغي و فرهنگي 96
  • ب : تلاش تشكيلاتي احزاب و دسته جات وابسته ورشكستگان سياسي 96
  • ج : گروهكهاي منافقين 96
  • د : عقده حسارت و حس خودكم‌بيني 97
  • و : دگرگوني ارزشها 98
  • هـ : الگوهاي ناهنجار 99
  • ي : خلاءهاي دروني 100
  • 2-انگيزه‌هاي بدحجابي 101
  • الف : انگيزه رواني و اجتماعي 101
  • ب : انگيزه اقتصادي 106
  • 3-آفتهاي بدحجابي 109
  • الف : پرهيز از چشم و هم‌چشمي در رقابتها 109
  • ب : خشم و تندخويي 109
  • فصل ششم : 112
  • 1-راه‌هاي مبارزه با عوامل بدحجابي 113
  • 2-برخورد با پديده بدحجابي 116
  • الف : برخورد با پديده بدحجابي شمشيري دولب 116
  • ب : تدبير را جايگزين احساس كنيم 118
  • ج : تدوين قانون حجاب 20 خبر ، 2 تكذيب 122
  • د : شيوه برخورد با بدحجاب غيرمنطقي و منطقي 125
  • فصل هفتم : 1-پيامدهاي بدحجابي 127
  • الف : پيامدهاي بدحجابي 128
  • ب : پيامد اقتصادي ، فرهنگي 128
  • 2-آثار بدحجابي 132
  • الف : جدايي و طلاق 132
  • ب : فساد اجتماعي 133
  • ج : سقوط شخصيت زده 133
  • د : تكذيب آيات الهي 133
  • و : احساس پوچي 134
  • هـ : ايجاد غفلت 134
  • ي : بدآموزي 135
  • نتيجه : 136
  • منابع و مآخذ

160 صفحه

,

بررسی نقش نماز در شخصیت جوانان

 

سخن ما
قال الامام علىّ بن ابى طالب(عليه السلام): «الله الله فى الصّلوة فإنّها عمود دينكم»
«خدا را، خدا را درنظر گيريد در توجه به نماز، كه پايدارى دينتان به نماز باشد.»
گر چه هر يك از احكام و فرائض دينى به جاى خود از اهميت و ارزش خاصى برخوردار است، امّا در اين ميان بعد از معرفت الهى هيچ فريضهاى به والايى مرتبه نماز نرسد. چرا كه اين، تنها نماز است كه معراج مؤمن و عامل تقرب انسان وارسته، به خدا شناخته شده و معيار پذيرش همه واجبات قرار گرفته است. به اين جهت آخرين پيام سفيران الهى، سفارش به نماز، اين استوانه استوار دين بوده، چنانچه پرسش نخستين روز رستاخيز هم از آن خواهد بود.  آرى نماز، تنها محبوبِ دلدادگان به حضرت حق و روشنى ديده و چراغ راه پويندگان كوى دوست و محفل انس خلوت نشينان وادى عرفان است.
آنان كه زندگى را بی ياد او نخواهند و رستگارى خويش را با شهادت در محراب نماز بينند «فزت ورب الكعبة» و با تمام وجود در راه زنده داشتن نام و ياد خداى خويش و اقامه نماز و راز و نياز با او كوشند و سرانجام خود فدايى راه نماز شوند «اشهد انّك قد اقمت الصلوة» اين همه، جايگاه ويژه و عظمت فوق العاده اين فرضيه الهى را روشن می سازد و همگان را به تعظيم اين عالیترين نمونه شعائر الهى وادار می كند، كه هم خود، اهل نماز و راز و نياز باشند و هم در جهت اشاعه فرهنگ نورانى نماز در جامعه تلاشى پيگير نمايند، (الذين إن مكنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة)، تا به وظيفه دينى خود عمل نموده باشند و همواره مشمول رحمت بی پايان الهى قرار گيرند. و در اين راستا فضلاى اهل قلم حوزه، رسالتى بس عظيم دارند كه با تأليف و انتشار آثار ارزشمند دينى، فرهنگ نماز و انس با خداوند متعال را در جامعه دينى ترويج دهند و رايحه دلپذير معنويت را به فضاى جان همگان بويژه نسل جوان برسانند. چنانچه تاكنون آثار فراوانى را در اين رابطه منتشر نموده اند كه از آن جمله است اثر گرانقدر فاضل گرامى جناب حجة الاسلام والمسلمين آقاى مصطفى خليلى، تحت عنوان «نقش نماز، در شخصيت جوانان». و ما خادمان فرهنگى آستانه مقدّسه مفتخريم كه در آغازين روزهاى سالى كه به نام اوّلين شهيد محراب، «حضرت امام على بن ابى طالب(عليه السلام)» نامگذارى شده، با عنايات كريمه اهلبيت حضرت فاطمه معصومه(عليها السلام) و مساعدتهاى توليت معظم حضرت آية الله مسعودى و معاون امور ادارى، مالى ايشان جناب آقاى فقيه ميرزايى موفق به چاپ و نشر اين اثر گرانمايه شديم; باشد كه گامى در جهت ترويج فرهنگ دينى برداشته و از اقامه كنندگان نماز باشيم.
فهرست مطالب
  • سخن ما 4
  • مقدّمه 6
  • فصل اوّل : 8
  • نقش نماز در شخصيت جوانان 8
  • روح و حقيقت نماز 8
  • اهميت دوران جوانى 12
  • انعطاف پذيرى روحيه جوانان 13
  • نيازهاى غريزى و فطرى جوانان و پاسخ آن 15
  • نقش نماز و تعاليم دينى در شخصيت جوانان 17
  • ياد و ذكر خدا مايه آرامش دلها 20
  • نماز بارزترين مصداق ذكر خدا 21
  • آيا نماز انسان را از زشتى باز می دارد؟ 23
  • آفات و موانع آثار نماز 26
  • الف ـ اكتفا به صورت و ظاهر نماز: 26
  • ب ـ عدم اخلاص و حضور قلب: 28
  • ج ـ استخفاف و سبك شمردن نماز: 31
  • د ـ عدم مداومت در نماز: 33
  • فصل دوّم : 36
  • علل كم توجّهى يا بی توجّهى برخى از جوانان به نماز 36
  • محيط خانواده و بی توجهى والدين 37
  • عدم آگاهى و بينش كافى از فريضه نماز 38
  • سستى و تنبلى 39
  • مجالست و همنشينى با دوستان ناباب 40
  • فساد اخلاقى 40
  • مزاحم دانستن نماز براى كارهاى شخصى 41
  • تكبر و غرور 41
  • تسويف (واگذارى امور به آينده) 42
  • ضعف اعتقادى 42
  • رفتار نامناسب مبلغان دينى 43
  • راه حلها 44
  • 1 ـ نقش خانواده در تربيت فرزندان: 44
  • 2 ـ عدم آگاهى از فريضه نماز: 47
  • 3 ـ سستى و تنبلى: 48
  • 4 ـ مجالست و مصاحبت با دوستان: 51
  • ملاك و معيار انتخاب دوست 52
  • 1 ـ دارا بودن فكر و عقيده سالم: 52
  • 2 ـ حسن خلق و فروتنى: 53
  • 3 ـ عاقل بودن: 55
  • 4 ـ خوشنامى و شهرت داشتن به خوبى: 57
  • 5 ـ صادق بودن و صداقت داشتن: 58
  • حدود و قلمرو دوستى 60
  • فلسفه حمد و سوره (قرائت) 75
  • فلسفه تشهد 87
  • فصل چهارم : 91
  • اهميت و آثار نماز در اسلام 91
  • 1 ـ ارزش و جايگاه نماز 91
  • 2 ـ اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق 93
  • 3 ـ نماز اولين فريضه الهى 95
  • 8 ـ نماز يعنى تمام دين 102
  • 9 ـ نماز و رابطه آن با حاكميت دينى 104
  • 10 ـ نماز مهمترين وسيله تقرب به خدا 106
  • 11 ـ قرآن و نماز دو سفره الهى در زمين 108
  • 12 ـ نماز موجب گشايش مشكلات دنيا 109
  • 13 ـ نماز باعث بخشش گناهان 112
  • 14 ـ نماز عامل نجات از عذاب الهى 113
  • 16 ـ عنايت الهى به نمازگزار 116
  • 17 ـ آثار نماز در عالم قبر 117
  • ضلالت و گمراهى نتيجه ضايع كردن نماز 121
  • سختترين عذاب دوزخ براى بىنمازان 123
  • گناه كسى كه به بی نماز كمك كند 127
  • پستتر بودن  بی نماز از برخى حيوانات

150 صفحه

,

دانلود تحقیقی با موضوع نماز

 

مقدمه
حمد و سپاس خدايى را سزاست كه شكر شاكرين و حمد حامدين و ذكر ذاكرين و سعى خالصين متوجه درگاه اوست. ستايش بيكران مرا و راست كه در خلق خويش هيچ كاستى نگذاشت بل همه مخلوقات حتى پست ترين شان را به راستى بگذاشت. تسبيح لايتناهى بر آستان او كه آدمى را در مسير سعادت بر همه موجودات، ولايت و تاج خلافت در سياره زمين بر او كرامت و خلعت «لقد كرّمنا» بر اندامش عنايت و بعد از تكوين، مصداق «فتبارك» بر قامتش مقالت فرمود. حمد و آفرين بر ذات جهان آفرين كه هستى را آميخته با حكمت و تعاليم را براى بشر همراه با مصلحت و براى وصول به سربلندى و عزّت توأم ساخته است. و درود بى پايان بر ختم پيامبران و فص رسولان و اهل بيت و پاكان كه شريعت به دست ايشان پايان و حجت خدا به عصمت آنان تمام گرديد. درود بى منّت و سلام با عزت بر سالكان راه طريقت و شاهدان كوى حقيقت كه سر در راه حفظ شريعت در كف اخلاص نهاده و نزد دوست تحفه بردند.

با حمد بى انتهى بر ذات ربوبى و درود بى منتهى بر شأن مصطفوى، مُصحف بى مقدار نماز را محمّد ساخته تا شايد از اين فريضه الهى كه بزرگترين و مهمترين فريضه در تمامى اديان الهى تشريع شده، نفوس مستعده بهره گيرند. بر همه جوانان معزّز و مكرّم، معرفت به اين نكته لازم است كه در دين مبين اسلام، نماز لبيك همه ذاكران، عمل آزادگان، طواف عارفان، ميقات كعبه عاشقان، سعى وصفاى پاكدلان، پرواز بيدار دلان مقصد سالكان، داروى دلهاى مجروح، شفاى قلبهاى محزون و تسكين دلهاى مفتون است. نماز كمال عابدان و معراج عالمان، معبد عاشقان و گل خوشبوى بوستان قلب پاك جوانان است.

جوان چون واجد قلب پاك و فاقد و فارغ از هرگونه ارزشهاى ناپاك است مىتواند با نماز، پلّههاى كمال را طى كند و به قلّه جمال باريابد. با برپايى نماز به مقام سرورى و سيادت راه يابد و دعاى اللهم اجعلنى للمتقين اماماً (خدايا مرا پيشواى پرهيزكاران قرارده) را ورد كلام خود سازد. چون كه هيچ عملى مثل نماز بينى شيطان را به خاك مذلّت نمىسايد و توجهات الهى را نصيب انسان نمىسازد و هيچ بندهاى جز از طريق نماز به مقام قرب نمىرسد. بسيار زيبا فرمودهاند آن رهبر فرزانه كه: «مبتدىترين انسانها رابطه خود را با خدا به وسيله نماز آغاز مىكنند. برجستهترين اولياء خدا نيز بهشت خلوت اُنس خود با محبوب را در نماز مىجويد. اين گنجينه ذكر و راز را هرگز پايانى نيست و هر كه با آن بيشتر آشنا شود جلوه و درخشش بيشترى در آن مىيابد»(1).

پس بيائيم همّت نمائيم كه با تمسك به نماز به مقام قرب، راه يابيم و جوانى خويش را با سيره مردان الهى گره زنيم تا شايد در جهان جاودانى در منزلگه صادقان و صالحان منزل گزينيم كه طوبى لهم و حسن مآب. براى جوانان عزيز بايد مسلّم باشد كه هر چه در بهار جوانى كاشتند در پائيز پيرى درو خواهند نمود و به سنين بعد از جوانى عبادت را موكول نمودن از وسوسههاى شيطانى است.

جوانا ره طاعت امروز گير***كه فردا جوانى نيايد ز پير

 

فهرست مطالب

  • سخن ما 4
    فصل اوّل : 6
    نقش نماز در شخصيت جوانان 6
    1 ـ سوره مباركه جن، آيه 14. 9
    1 ـ نهج الفصاحه، حديث 2050. 10
    1 ـ سوره مباركه عنكبوت، آيه 45. 20
    1 ـ تفسير الميزان، ج16 ص138. 22
    آفات و موانع آثار نماز 22
    پروردگار»(1). 23
    ب ـ عدم اخلاص و حضور قلب: 24
    ج ـ استخفاف و سبك شمردن نماز: 28
    فصل دوّم : 32
    علل كم توجّهى يا بىتوجّهى برخى از جوانانبه نماز 32
    عدم آگاهى و بينش كافى از فريضه نماز 34
    سستى و تنبلى 34
    فساد اخلاقى 35
    تكبر و غرور 36
    ضعف اعتقادى 37
    1 ـ صحيفه سجاديه، دعاى 64. 41
    4 ـ مجالست و مصاحبت با دوستان: 44
    ملاك و معيار انتخاب دوست 46
    4 ـ خوشنامى و شهرت داشتن به خوبى: 50
    5 ـ صادق بودن و صداقت داشتن: 51
    غرور و تكبر 59
    رابطه اعتقاد و عمل 64
    آثار و نتايج اعتقادات دينى 65
    فصل سوّم : 70
    فلسفه نماز 70
    فلسفه قبله 73
    فلسفه حمد و سوره (قرائت) 77
    فصل چهارم : 89
    اهميت و آثار نماز در اسلام 89
    3 ـ نماز اولين فريضه الهى 92
    7 ـ نماز آخرين وصيت انبياء و اولياء الهى 97
    9 ـ نماز و رابطه آن با حاكميت دينى 100
    12 ـ نماز موجب گشايش مشكلات دنيا 103
    17 ـ آثار نماز در عالم قبر 109
    فصل پنجم : 110
    عذاب تاركين نماز 110
    سختى دنيا و ترك نماز 110

115 صفحه