دعا نویسی

بیان مسأله :

    دعا از گذشته تا کنون تأثیر بسیار زیادی بر فرهنگ و روش زندگی مردم گذاشته است وهمیشه از ارکان مهم زندگی مردم بوده است . هر چه به عقب بر می گردیم دعا ، دعا نویسی ، جادو و امثالهم در فرهنگ و آیین ها پررنگ تر دیده می شود .

    دعا در زندگی روزمره ی مردم  نقش داشته و دارد ، مواردی از قبیل بیماری ، کشاورزی ، عزا ، عروسی ، تولد نوزاد ، مراسم مختلفی که در هر منطقه وجود دارد ، ولی نکته قابل توجه این است که در گذشته جزو ارکان زندگی بوده است ولی امروزه استفاده از دعا کمرنگ تر شده است .

    در گذشته (خصوصاً ) مردم برای انجام هر کاری و یا باز کردن گره ای یا حل گرفتاری به دعا متوسل می شدند و دعا نویسان نزد مردم از احترام خاصی برخورداربودند ، با اینکه همانطور که ذکرشد این اعتقادات امروزه کمتر مورد توجه قرار می گیرد ولی دعا و دعانویسی در مقایسه با دیگر فرهنگ های گذشته پا برجاتر است وهنوز هم جایگاه خاصی بین مردم دارد ، به خصوص در کشورهای جهان سوم.

    در جوامع ابتدایی دعا بیشتر به صورت جادو و جادوگری رواج داشته است ، و جادوگران جوامع را زیر سیطره و نفوذ داشتند و مردم در بیشتر موارد به آنها مراجعه می کردند و دستورات آنها را اجرا می کردند و حتی در دل ترسی از این افراد داشته اند . همچنین در رابطه با دعا نیز مردم از استفاده ی نادرست از دعاها می ترسیدند و از اینکه دچار دعا یا دعا زده شوند و یا برای آنها از طرف دشمنان دعا نوشته شود می ترسیدند و این اعتقاد وجود داشته و دارد که به وسیله ی دعا زندگی آنها دگرگون شود .

روش تحقیق :

 

    دراین پایان نامه از تحقیقات کتابخانه ای و میدانی همراه هم کمک گرفته شده است ، در زمینه ی تحقیقات کتابخانه ای از نوشته های نویسندگان بزرگ و صاحبنظران در زمینه ی دعا کمک گرفته شده است وهمچنین از کتابهای دعا و دعا نویسی و همچنین از کتابهای آسمانی استفاده شده است .

   در زمینه ی تحقیقات میدانی با مراجعه به دعانویسان و همچنین افرادی که به این افراد مراجعه می کنند و آنها را باور دارند و تحقیق در مورد اعتقادات مردم در بهتر انجام دادن پایان نامه تلاش کردن ….

کد :3392 فرمت :ورد+منابع صفحه :177

تاریخ دوره اشکانیان

مقدمه
آثاردوره اشکانیان درایران کمترمورد بررسی وکاوش باستان شناسی قرارگرفته است، شناخت ما ازاین عصرتاسده قبل بیشتربراساس منابع یونانی،رومی، چینی وتحقیق برروی سکه های آن دوران بود اما درسده بیستم با رشد کاوشهای باستان شناسي مربوط به این دوره به ویژه درخارج ایران فعلی اطلاعات گسترده تری فراهم ساخت ومحوطه های اشکانی بسیاری دربین النهرین، اسیای مرکزی و… کاوش شده متأسفانه به موازات آن درایران کاوشهای زیادی انجام نشد وتنها درچند محوطه اشکانی مثل کوه خواجه، قومس، قلعه یزدگرد وبرخی قبرستانهای آن عصرکاوشهای مختصری صورت گرفت واطلاعات وگزارشهای محدودی منتشرگردید.
«نام اشکانیان درهیچ کجای کتب مقدس(عهد عتیق: تورات) ذکرنشده است. قدیم ترین نوشته درمورد ساکنان ایالت پارت درسالنامه های آشوری می باشد. آشوریها منطقه پارت را به خوبی می شناختند این مطلب درگزارشی که ازحمله اسرحدون دردست است ذکرشده است. ظاهراً این حمله در673 ق.م واقع شده بود.
بعد ازان نام ایالت پارت را درسنگ نبشته بزرگ داریوش دربیستون به صورت”پرثو” آمده است، دربند سوم سنگ نبشته نقش رستم نزدیک تخت جمشید که داریوش درآن به ذکرنام یکایک ازممالک تابعه خود پرداخته وپارت بعد از مادو ایلام سومین ایالتی است که به وی باج می داده اند نیزآمده است. »
«در تاريخ طبرسي؛ ناماشكانيان «اشغانون» ذكر شده و در بارهآنها چنين تضاوت شده :«مردي بود به قهتان ،اصفهان، و پاريس از اين سوي  و جبال هم او داشت نام او اردوان و از اهل بيت ملوك بود از عجم2».
«درمجموع سه نظریه درباره نژاد اشکانیان درتاریخ مطرح است:
1.    ژوستن: مورخ معروف براین باوراست که پارتیان ازمردمان سکایی بودند، وی عقیده دارد که واژه پارت نیز یک واژه سکایی به معنا ومفهوم تبعید شده است.
2.    استرابون: مورخ وجغرافیدان نیزپارتیان را ازمردم داهه دانسته واین مردم نیزاصالت سکایی داشته اند به عقیده او آنها ابتدا درکناردریایی آزف کنونی نشیمن داشتند وسپس ازآنجا کوچیده وبه سوی خوارزم رفته ونیزازگرگان گذشته وبه خراسان مهاجرت کرده اند.
3.    سومین عقیده و نظرازسوی آریان اظهارشده است. براساس عقیده وی آنگاه که سزوستریس فرعون مصربه سرزمین سکاها حمله کرد به هنگام بازگشت پارتیان را با خود آورد و درکوه های واقع شده درمشرق دریایی گرگان مستقرکرد. محققان براین باورند که نظریه وی صحت ندارد.
درکل اشکانیان قبیله ای ازپارتی/ آپارنی(Aparni) بودند وآن تیره ای ازقبیله بزرگ داهه(Dahe) به شمارمی آمد وبه صورت چادرنشین دردشتهای بین جیحون ودریای مازندران زندگی میکردند  ».
مختصري از تاريخ اشكانيان
«همانطورکه گفته شد پرثو جزو سومین ایالت هخامنشی بود که بعد ازبه تصرف درآمدن آن توسط اسکندرساتراپ آن ناحیه موسوم به فراتافرتیس درناحیه هیرکانیا تسلیم اسکندرشد واسکندر، امی نا سپس راكه  درمصربود به سمت ساتراپ پارت تعیين کرد،به طور كلي حدود دولت اشكاني بر اساس حدود طبيعي محدود است يعني از شمال كوه هاي قفقاز درياي خزر و رود جيحون و سند و درياي عمان و دجله و فرات و… اين محدوده طبيعي عمدتا بخشي از سرزمين هخامنشيان را تشكيل مي دهد.3 »درعهد اسکندرپارتیا وهیرکانیا باردیگربا هم متصل شدندودرسال 321 ق. م فیلیپوس ازباکتریا به ایالت پارت مامورگردید ولی درسال 318 ق.م ساتراپ ماد ناحیه پارتیا را

مسخرو برادرش اداموس را به جای فیلیپوس گذاشت درسال یازدهم سلطنت
پادشاه سلوکی آتنی خوس دوم(تئوس) وبه سال 250 ق.م پارتها به رهبری ارشک (اشک اول) ازدولت
سلوکی جدا شدند ودولت اشکانی را درشمال شرق ایران تاسیس کردند. اشک
اول پس ازدو سال سلطنت درسال 248ق.م کشته شد وبرادرش تیرداد به جانشینی وی نشست.
پارتی ها سال به تخت نشستن وی را مبدأ تاریخ خود قرارداده اند یعنی سال 247ق.م. درزمان وی سلوکوس دوم به پارت لشکرکشید تا این ایالت را به دولت سلوکی برگرداند ولی به علت شورشهایی که درسوریه رخ داد مجبورشد به غرب بازگردد نتیجه جنگ به رسمیت شناختن ارشک به عنوان شاه پارت وگرگان بود.  »
«پس موسسین اصلی دولت پارت دوبرادر به نامهای ارشک(اشک اول) وبرادرش تیرداد(اشک دوم) بودند. تیرداد به سال 217ق.م هیرکانیا وقومس وکناره های جنوب شرقی را به تصرف آورده وپایتخت خود را به شهرصد دروازه منتقل کرد وبعد ازمرگ تیرداد پسرش اردوان پادشاه شد  »…

کد :3385 فرمت :ورد صفحه :98

زمينه‌ها و چگونگي جنگ‌هاي رِدّه

مقدمه
الف) اهمیت موضوع : ظهور اسلام منشاء تحولات بزرگی در تاریخ جهان گردید که بر همگان پوشیده نیست . تازیان در پرتو این آیین توانستند شاهنشاهی بزرگ ساسانی را از گردونه تاریخ خارج سازند و سرزمینهای بزرگی را از قلمرو روم شرقی تسخیر نمایند. اعراب به نام اسلام تمدن ایرانی را لگدمال تاراج خویش کردند، هر چند پس از مدتی بر ویرانه های آن به همت ایرانیان تمدن ایرانی- اسلامی دوباره پایه ریزی گردید. از آنجائیکه سرکوب شورشهای موسوم به ارتداد سرآغاز حرکت تهاجمی اعراب مسلمان به سرزمینهای  هم جوار بود، بررسی و تحلیل آن بخصوص نقشی که نتیجه این جنگها در ایجاد وحدت در میان اعراب شبه جزیره عربستان داشت اهمیتی فراوان دارد که متاسفانه در مطالعات تاریخی صدر اسلام مورخان معمولا از آن سرسری می گذرند.
سوای از مساله فوق، شناخت اینکه با وجودیکه اعراب در زمان حیات پیامبر اسلام را پذیرفته بودند،چرا پس از مرگ او به سرعت از این آیین برگشتند، خود مبحثی مهم است که موضوعی جالب و جذاب در زمینه مطالعه جامعه شناسی تاریخی برای ما فراهم می آورد.
جایگزینی دین اسلام به جای ادیان و باورهای دیگر در جامعه عربستان و فراگیر شدن آن نیز می تواند مبحثی جالب در حیطه جامعه شناسی دین باشد که هر چند موضوع مستقیم بررسی ما نیست ، اما از آن جاییکه تضاد دینی بهانه اصلی جنگهای موسوم به “ارتداد”
می باشد بررسی تحولی که دین اسلام از این منظر ایجاد کرد و مقاومت در برابر آن،
می تواند مقدمه لازمی برای این چالشها باشد که ما نیز به فراخور بحث نیم نگاهی بدان
داشته ایم.
همچنین تفسیر و تحلیل این نبردها و تاثیری که در تحکیم مشروعیت حکومت مدینه ایجاد کرد ماده خام خوبی است برای تبیین چگونگی استقرار نظام سیاسی خلافت و بخصوص مباحثی که در پرتو چالشهای جانشینی در حیطه معرفتی اندیشه سیاسی در عالم اسلام  نزد اندیشمندان مسلمان پس از آن پدید آمد؛ و نیز در بازخوانی مجدد این رویدادها می توان تحلیل تاریخی متفاوتی از چگونگی سیر حوادث منتهی به جنگهای رده، چگونگی انجام آنها و نیز نتایج حاصله ارایه داد که نگارنده در اینجا کوشیده است به وسع اندک خویش بدان بپردازد.
ب) پیشینه موضوع : در خصوص جنگهای ارتداد سوای از منابع عمومی تاریخ اسلام و برخی از کتابهای توصیفی که پیرامون این موضوع مورخان مسلمان نوشته اند  و ما در معرفی منابع آنها را نقل کرده ایم ، منابع متاخری نیز در این خصوص به رشته تحریر درآمده است که برخی به زبان تازی و بعضی به زبان پارسی است ، اینها عمدتا به نقل روایی رویدادها اکتفا کرده و جز چند برداشت خاص فرقه ای از حوادث، جملگی تحلیل یکسانی از چرایی حوادث ارائه نموده اند که ما آنها را در فصل ” بررسی ایده های موجود در باب ارتداد” آورده ایم، ماخذ عربی موجود در دسترس ما در خصوص جنگهای ارتداد عبارتند از ”  حروب الرده” از محمد احمد باشمیل ؛ و ” حرکه الرده ”  از علی العتوم؛ و ” حروب الرده” از زاهیه الدجانی  و نیز کتابی از محمد حسین هیکل درباره زندگی ابوبکر که در آن به جنگ های ارتداد نیز پرداخته شده است  ماخذی که در زبان فارسی بدین موضوع پرداخته اند عبارتند از ” تاریخ پیامبران دروغین در صدر اسلام” نوشته دکتر بحریه اوچ اوک که همانطور که از نامش پیداست تنها به مدعیان نبوت جنگهای ارتداد می پردازد، کتاب دیگری که در این خصوص نگاشته شده است ” جنگهای ارتداد و بحران جانشینی پیامبر (ص)” نوشته علی غلامی دهقی می باشد که علی رغم بررسی کلی جنگهای ارتداد، در مبحث تحلیلی این جنگها  جز ارایه یک دیدگاه شیعی که آن را نیز بررسی نموده ایم، تنها به ذکر ایده های عنوان شده در دیگر منابع اکتفا کرده است . پایان نامه ای تحت عنوان ” ریشه ها و ماهیت رده در یمن” در مقطع کارشناسی ارشد توسط ” محمد حسن اللهی زاده” در دانشگاه تربیت مدرس دفاع گردیده که آن نیز هم همانطور که از نامش پیداست، تنها قلمرو محدود یمن را مورد مطالعه قرار داده است و در باب ارایه دیدگاهی نوین همانند منبع قبل است.
پرسشها و مفروضات ( تئوری ها): پرسش اصلی ما در این تحقیق این است که دریابیم عامل اصلی ای که موجب پیدایش جنگ های “رده” شده چه بوده است اما در کنار آن پرسشهای فرعی دیگری مانند نحوه و دلیل به خلافت رسیدن ابوبکر و عوامل تثبیت کننده قدرت او ؛ دلایل حمایت قبایل منطقه حجاز از اسلام و عدم ارتداد آنان ؛ چرایی کامیابی اولیه برخی شورشهای ارتداد و پاسخ به چرایی ناکامی نهایی این شورشها را بررسی می نماییم.
مفروضات ما در این خصوص علاوه بر ایده های موجود مانند ریشه های اقتصادی ارتداد و پرهیز از پرداخت زکات، و نیز رقابت های قبیله ای و مخالفت با سلطه قریشیان بر دو ایده اصلی ، نخست تمایل جامعه عرب به بازگشت به وضع نخستین خویش و مخالفت با سلطه یک دولت مرکزی مقتدر که سلب کننده آزادی آنان است، و نیز تمایل برخی افراد فرصت طلب در بهره جویی از قدرت کاریزمایی قدرت پیامبر و جایگزینی خویشتن با تغییر و تبدیل شکل کاریزما از قبیله و آیین پیامبر به قوم و دین خویش استوار می باشد . که تمامی اینهادر بخش ” بررسی و نقد ایده های موجود در باب ارتداد” به تفصیل آمده است .
ت) چهارچوب نظری این تحقیق بر ایده های موجود در جامعه شناسی تاریخی تحلیل تحول طبقاتی جوامع و نیز جامعه شناسی سیاسی با استفاده از چارچوب تحلیلی ماکس وبر در باب ساخت سیاسی قدرتها و انواع سیادت ها مبتنی می باشد.
ث) سازماندهی مطالب: در این تحقیق پس از معرفی مختصر منابع به طرح پژوهش در مقدمه پرداخته  آنگاه در فصولی متفاوت، نخست به واژه شناسی مفهوم ارتداد به عنوان یک قضیه دینی و  انواع مختلف آن پرداخته سپس جهت رهیافت به مبحث اصلی زمینه های ایجاد ارتداد، تاریخ تحولات جامعه عربستان را به طور مختصر از منظرهای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی ، دینی و فرهنگی پیش و پس از ظهور اسلام تا آستانه مرگ پیامبر و نیز زمینه های به قدرت رسیدن ابوبکر را بررسی نموده و سپس ایده های ارائه شده در خصوص ماهیت و دلیل جنگ رده را بیان و نقد، و در نهایت تحلیل خود را در این خصوص تشریح می نماییم.
در آخر نیز پس از شرح چگونگی حوادث و رخدادها با بیان نتیجه گیری نهایی خود از این بحث با آوردن منابع و ماخذ مورد استفاده رساله را به پایان می بریم.
در پایان گفتنی است در دسترسی به منابع تحقیق این رساله که بسیاری از آنها به زبان عربی بوده به واسطه نبود آنها در کتابخانه دانشگاه و حتی بعضاً کتاب فروشی های تهران برای تهیه ، ترجمه و تنظیم آنان با دشواریهای فراوان روبرو بوده ام .

منابع مورد استفاده ما در این رساله به چند گروه تقسیم می شوند . نخست منابع فقهی و کلامی که به معانی واژه ارتداد و احکام مربوط به آن پرداخته اند که شامل منابع شیعی و سنی می گردد . گفتنی است این گروه از منابع تنها جهت برداشتی مختصر از موضوع پایان نامه مورد استفاده قرار گرفته اند .
منابع تاریخی نیز به دو گروه تقسیم می شوند نخست منابعی که مخصوصا در خصوص بحث ارتداد نگاشته شده اند و منابع تاریخ های عمومی که در بررسی و سیر حوادث تاریخی صدر اسلام به بحث ارتداد نیز پرداخته اند. در اینجا به معرفی مختصر برخی از آنها می پردازیم:
ـ تاریخ طبری: تولد او به سال 224 هجری و مرگش به سال 310 هجری می باشد . کتاب طبری که نام عربی آن ” تاریخ الرسل و الامم و الملوک” نام دارد به شرح حوادث تاریخی تا سال 302 هجری قمری پرداخته است . طبری در شرح حوادث تاریخی که بر اساس رخداد اتفاقات به ترتیب سال وقوع آنها می پردازد.  در توضیح رویدادهای خلافت ابوبکر حوادث رده را نیز شرح می دهد . طبری کوشیده است تا رویدادها را از منظر روایت های مختلفی که به او رسیده است نقل نماید. کتاب او در خصوص جنگهای رده دارای ارزشی فراوان است که ما در جابجای حوادث از او نقل کرده ایم.
ـ تاریخ یعقوبی ( 284 هـ ) . تاریخ یعقوبی از زندگی آدم آغاز می شود و تا ایام خلافت ” معتمد علی الله” عباسی ادامه می یابد . یعقوبی که تمایلات شیعی دارد در کتاب خود از رسوم و عادات و آداب عرب جاهلی فراوان نام می برد . در شرح حوادث تاریخی او نیز حوادث را به ترتیب توالی تاریخی می آورد. در خصوص جنگهای رده هر چند او به اختصار از آنها می گذرد، اما در خصوص برخی حوادث گزارشهای جالبی ارائه می نماید.
فتوح البلدان، احمدبن یحیی بن جابر بلاذری (م 279 هجری) کتاب بلاذری از هجرت پیامبر از مکه به مدینه آغاز می شود و تا ” فتحهای سند” ادامه می یابد. او از جنگهای رده تحت عنوان ” داستان مرتد شدن اعراب در خلافت ابوبکر ” یاد می نماید، اما روایات آن را به تفضیل بیان نمی کند، ما در رساله خود برخی روایات متفاوت او را آورده ایم.
الفتوح، محمدبن علی ابن اعثم کوفی (314هجری) این کتاب از به خلافت رسیدن ابوبکر آغاز و به ” ذکر روایات در شهادت حسین بن علی(ع) پایان می یابد. کتاب الفتوح که برخی جنگهای داخلی مسلمین را تحت عنوان فتوح یاد می کند . وی در آغاز کتاب به بحث ارتداد به طور مختصر می پردازد ذکر نوع تقابل و دعوی اشعث بن قیس کندی با ابوبکر موجب ایجاد ایده شیعی بودن ماهیت ارتداد یمن در نزد برخی مورخان متاخر شیعی گردیده است.
محمد بن عمر واقدی، مغازی، کتاب اصلی واقدی در خصوص جنگ های رده “کتاب الرده” می باشد اما در این کتاب سه جلدی نیز که تا شرح اعزام سپاه اسامه به موته می پردازد، ما در خصوص وفود اعراب و نیز برخی خبرهای مربوط به حضرت علی(ع) و ابوبکر استفاده برده ایم .
العبر( تاریخ ابن خلدون) : ابن خلدون در تاریخ مفصل خود گزارش های از جنگهای رده در جلد اول کتاب خود ذکر می کند که برگرفته از منابع دیگر می باشد.
تاریخ کامل، عزالدین ابن اثیر: این کتاب که بیشتر برگرفته از تاریخ طبری است به طور مفصل به ذکر حوادث جنگ های رده می پردازد که تفاوت هایی نیز با تاریخ طبری دارد و به ویژه در خصوص مسیلمه و سجاح اخبار جالبی را نقل می کند.
تاریخ خلیفه بن خیاط، خلیفه بن خیاط العصفری( م 240 هجری) : این کتاب به شرح حوادث تاریخ اسلام تا سال 232 هجری پرداخته در خصوص جنگ های ارتداد مطالب جالبی دارد . وی در خصوص پیامبران دروغین به ” اسود” و ” سجاح” اشاره ای نکرده است.
طبقات الکبری، ابوعبدالله محمد بن سعد (م230هـ): این کتاب در شرح حال صحابه پیامبر که در جنگ های رده شرکت داشته اند به ذکر حوادث تاریخی آن نیز می پردازد.
البدء و التاریخ، مطهربن علی المقدسی ( م 507 هـ) : مقدسی در کتاب خویش ضمن پرداختن به سقیفه و چگونگی به خلافت رسیدن ابوبکر به توضیح جنگ های رده می پردازد. ما در رساله خود چند جا از این منبع استفاده برده ایم.
کتاب الرده، محمدبن عمر و اقدی: همچنین کتاب هایی بوده اند که به طور ویژه به شرح جنگ رده پرداخته بودند اما اکنون نشانی از آنها نیست . در این میان تنها کتاب الرده واقدی از دستخوش باد حوادث ایمن مانده است….
کد :3385 فرمت :ورد+منابع پایانی صفحه :140

,

جغرافیای فلسطین

جغرافیای فلسطین
فلسطین ، قلب جهان عرب ، در قسمت غرب آسیا واقع شده است و نقش پل ارتباطی بین قاره آسیا و آفریقا را بازی می کند . این سرزمین از قسمت غرب به دریای مدیترانه از شمال به اردن و سوریه و از جنوب با شبه جزیره سینا که قسمتی از مصر بود محدود می شود . بنابراین اهمیت سوق الجیشی این منطقه به ویژه در قلب کشورهای اسلامی پوشیده نیست . مساحت این کشور ۲۰۷۰۰کیلومتر مربع است . تابستانهای گرم و زمستانی معتدل و بارانی دارد ، جمعیت آن بیش از ۶میلیون است که مرکب از یهودیان مهاجر و عربهای فلسطینی است ، بیت المقدس پایتخت آن است که زیارتگاه مسلمانان و مسیحیان و یهودیان جهان است معادن گوناگونی دارد مردم به کشاورزی دامپروری و کارگری اشتغال دارند و بیش از ۳میلیون فلسطینی از وطن خود رانده و ۵/۱میلیون نفر از آوارگان هنوز هم در چادرها واردوگاهها به سر     می برند .

وجه تسمیه فلسطین :
در دورانهای گذشته به این سرزمین ارض کنعان گفته می شد چون اعراب کنعانی اولین گروهای مهاجر بودند که از جزیرة العرب کوچ کرده و به سرزمین فلسطین رفتند . و نام جد خود را که کنعان بود کنعان نامیدند و در محلی بنام اورسالم ساکن شدند . 1کلمه فلسطین در تورات بنام پالشتیسم که شامل نواحی جنوبی فنیقیه است اما برخی معتقدند که نام فلسطین از نام یکی از قبایل کریتی که جزایر مدیترانه به این ناحیه آمده اند گرفته شده است که حدوداً دوازده قرن قبل از میلاد و بعضی منابع اعلامی دارند که اولین بار از سوی امپراطوری رومی که به این ناحیه فالسطین یا فلسطین نامگذاری شده است .

اهمیت فلسطین برای ادیان مختلف
این سرزمین بدلیل اماکن مقدس مذهبی در نظر مسیحیان ، یهودیان و مسلمانان از قداست خاصی برخوردار است مجسد الاقصی از بناهای دورۀ اسلامی است .
آرامگاه حضرت ابراهیم و همسرش ساره در این سرزمین و شهر بیت اللحم زادگاه حضرت مسیح و شهر ناصره محل ظهور حضرت حضرت مسیح و مساجد و کلیساهای بیشماری همگی برقداست آن افزوده است . در بخش غربی مسجدالاقصی ، دیوار قدیمی و معروف به دیوار ندبه قرار دارد. به عتقاد مسلمانان محل اسقرار براق ، مرکب پیامبر در شب معراج بوده است . یهود نیز می پندارند که دیوارند به ، جزئی از دیوار غربی معبد قدیمی هیکل سلیمان است و کنار آن نماز و دعا می خوانند و نزد آنان نیز مقدس است 2.مسجدالاقصی مسجدی است که پیغمبر اسلام همه دورانی را که در مکه زندگی می کردند و تا هفدماه پس از هجرت به مدینه به سمت آن نماز    می کردند  .

مروری بر تاریخچه فلسطین :
قبل از ورود اسلام به این ناحیه منابع به سه حکومت باستانی اشاره دارد : بنامهای کنعانیون ، فلسطینیون و ابراهیمیون .
سلسله کنعانیون : در حدود ۲۵۰۰ق . م توسط چند قبیله عرب که از شبه جزیرة العرب مهاجرت کرده بودند تأسیس و بنام جدشان کنعانیون نامیدند و بعدها در اثر جنگهای مداوم با مصر و بابل و بدلیل اختلافات درونی از دست رفت .
فلسطینیون :
در سال۱۱۸۴ ق .م موفق به تشکیل حکومت می شوند و حاکمان آنها را قبایل کریتی تشکیل دادند این سلسله تحت تأثیر تمدن کنعانیون واقع شد و بسیاری از اعتقادات خود را از کنعانیون گرفتند و جنگهای مداوم اینان با ابراهیمیون باعث شد که رو به زوال و رو به سقوط روند .
ابراهیمیون :
در سال ۱۸۵۰ق . م حضرت ابراهیم در شهر اور عراق متولد که بعدها به سرزمین کنعان مهاجرت کردند و از فرزندان او یعقوب بدلیل انتصابش به اسرائیل بنی اسرائیل نامیدند و بعد از مدتی قوم بنی اسرائیل بدلیل قحطی و و خشکسالی به مصر نزد یوسف می رود امّا بعد از گذشت زمان بعد از ترور مجبور به مهاجرت از مصر       می گردد و حضرت موسی گروهی از بنی اسرائیل به رهبری فردی بنام یوشع به فلسطین می فرستد امّا بنی اسرائیل سرپیچی کرد و مدت ۴۰سال سرگردان           می شود . بعد از مرگ حضرت موسی قوم بنی اسرائیل وارد فلسطین می شوند و از برخورد مصریها و بابلیها استفاده کرده و دست به تأسیس یک امپراطوری به رهبری حضرت داود می زنند . جانشین حضرت داوود ، سلیمان بود . بعد از مرگ سلیمان قلمرو ابراهیمون به دو قسمت تقسیم شد و بعدها بدست بابلیها تصرف می گردد وقتی که کوروش هخامنشی بابل را می گیرد و اجازه بازگشت به تبعیدیان یهودی می دهد از آن زمان به بعد یهودیان بطور مداوم تحت حاکمیت ایرانیها ، یونانیها و رومیها درمی آیند در دورۀ رومیها قیامها مانند مکابیون از سوی یهودیان سازمان داده می شود این قیام به شدت توسط سرداران رومی سرکوب می گردد و از آن زمان به بعد منطقه فلسطین بصورت یک ایالت رومی درمی آیند و یهودیان بر اثر حمله رومیها پراکنده شد و بدین صورت حضور قوم بنی اسرائیل در فلسطین پایان می یابد و باقی آنها به سایر سرزمینها مهاجرت می کنند .

نفوذ مسیحیت در فلسطین
همانطورکه نوشتیم در سال ۶۳ق. م یکی از سرداران رومی به نام پومپه موفق      می شود منطقه فلسطین را تصرف کند و به صورت ایالت نشین روم در می آورد و مردم فلسطین قیامهایی را سالهای ۷۰و ۱۳۰م برپا می دارند که بشدت سرکوب      می شود و یهودیان به سواحل مدیترانه ، اروپا متفرق می شوند و تا اوائل قرن بیستم از دست می دهند . دین یهودیان که مسیحیت را یک بدعت تلقی می کردند رشد چندانی ندارد امّا بعد از تجزیه امپراطوری روم به دو قسمت غربی و شرقی و بویژه حمات امپراطوری بیزانس از دین مسیحی زمینه های مسیحی شدن منطقه فراهم       می شود و بخصوص سفر همسر کنستانتین بنام هیلانه در سال ۶۲۶م به شهر بیت المقدس انجام داد و کلیساهای معروفی چون قیامت و المهد را ساخت روند مسیحی شدن گسترش یافت . از سال  ۳۲۶م تا ۶۱۶ م به مدت ۳ قرن فلسطین از مناطقی است که در جنگلهای ای…

کد :3363 فرمت :ورد+منابع صفحه :70

بررسی تاریخ وادبیات اندلس

مقدمه
یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن است.وقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کند.اندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارد.دسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند. ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره امویان داشته باشیم.مسلمانان تقریباًهشت قرن دراندلس زندگی کردندوتوانستندباتکیه برقوای نظامی وارداین کشورشوند.آنان دراین مدت پایه های تمدنی درخشان راپایه ریزی کردندودرزمینه های علمی وفرهنگی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.درنتیجه این سرزمین یکی ازمراکز مهم انتقال تمدن اسلامی به اروپاوهمچنین پل ارتباطی میان شرق وغرب درزمینه های مختلف فرهنگی شد.دراین مدت حکومت های مختلفی دراندلس حکمرانی کردند که یکی ازآنهاحکومت اموی است.حکومت اموی دراندلس،حکومتی مقتدربوده وویژگیهایی داشته است.دراین دوره دامنه ادب گسترش یافت وبرتعدادشاعران وادیبان افزوده شد.وبسیاری ازعلمای شرق رابه خودجذب کرند.ودانشمندان بزرگی راپرورش دادندکه هرکدام ازآنهاآثاربسیار ارزنده علمی وفلسفی راداشتند.خودامراء هم اهل شعروادب بودندوشعردرنزدآنهاجایگاه خاصی پیداکرد.
اکثرتحقیقات پیشین تنها اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.لذاانگیزه من ازانتخاب این موضوع ، جمع آوری و بررسی شعرامرای اموی بوده وبرای اینکه بحث تازه ای درزمینه تاریخ امویان دراندلس انجام شودسبب شدتابه این موضوع بپردازم وبرای انجام این پژوهش ازکتابها ومنابع موجوددرکتابخانه های ایران استفاده کردم.
توجه به شعرامرای اموی چیزجدیدی نبوده،درباره پیشینه چنین موضوعی بایدگفت که درزمان مستنصرهم یک چنین کاری انجام شده.همانطورکه حمیدی درکتاب جذوۃ المقتبس به این نکته اشاره کردکه:اوازهرفرصتی برای تشویق به تالیف استفاده می کرد.گویندکه وقتی برای یکی ازنبردهایش از قرطبه بیرون می رفت(325ق/963م)،ابن صفارخواست که به دلیل ضعف جسمی ازهمراهی بااوخودداری کند،حکم به این شرط پذیرفت که تعهدکنداشعارامراء وخلفای اموی رادرکتابی گردآورد؛درست مانندکاری که صولی درزمینه اشعارعباسیان انجام داده است.ابن صفارهم پذیرفت وچنین کتابی راتالیف نمود.جالب اینکه احمدبن نصر،پیش ازبازگشت مستنصر،کتاب رادرطلیطله از داوبر دو مستنصرازدیدنش بسیارشادمان شد.(951،1/394).امامتاسفانه این کتاب بدست مانرسیده است.وبعدازآن هم کارمستقلی دراین زمینه انجام نشده بود.تااینکه من درمیانه کاربه کتابی برخوردکردم به نام الامراء الامویون الشعراء فی اندلس نوشته ابراهیم بیضون.نویسنده دراین کتاب برخی ازاشعارامراءراگردآوری کرده وبه نقدوتحلیل آنهاپرداخته.اماتفاوت کارمن بااین کتاب دراین است که علاوه برگردآوری همه اشعاربه دسته بندی وبررسی ویژگی های شعری آنها پرداختم ودرانتهای اشعارهریک ازامراءبه نکات بلاغی آن اشاره ای داشته ام.
دراین پژوهش سعی نموده ام که باتکیه برآثارارزشمندمورخانی همچون ابن ابار،مقری،ابن عذاری،ابن بسام،وبامراجعه به منابع کهن وبااستفاده به مصداق های تاریخی مسلم درتاریخ وادب اندلس به جمع آوری وبررسی اشعاربپردازم.
این رساله ی شامل یک مقدمه،سه فصل ونتیجه گیری است.هرفصل ازبخشهایی تشکیل شده،نخستین فصل شامل تاریخ اندلس است.باتوجه به اینکه موضوع رساله من بررسی شعرامرای اموی است لازم بوددرموردتاریخ پیش ازامراءهم بحثی داشته باشیم.لذابخش اول درموردفتح اندلس است وبخش دوم که دنباله بحث پیشین است اختصاص داردبه دوره ی حکومت والیان وبخش سوم شامل روی کارآمدن دولت اموی تاسرنگونی آنان است.
فصل دوم شامل شعراندلسی وویژگیهای آن است.شعراندلسی درزمان حکومت اموی آئینه تمام نمای شعرشرقی بود.اندلسی هادائماًبامشرق زمین ارتباط داشتندوازهمان موضوعات شرقی اتخاذ می کردندوساختاروقالب شرقی رابه کارمی بردند.ازآنجاکه طبیعت اندلس بسیارزیبا وجذاب بودبرروح شاعرتاثیری عمیق می گذاشت.ازاین روی ذوق وقریحه اوشکوفامی شدوآنان طبیعت رامانند یک انسان زنده تصورمی کردندوبااوسخن می گفتندوزیبایی هایش راتوصیف می کردند.
فصل سوم،شعرامرای اموی دراندلس رادربرمی گیرد.دراین فصل ابتداتاجائیکه درمنابع ذکرشده بوداشعارامراءراجمع آوری کردم،بعدبه دسته بندی ابیات پرداختم وباتوجه به اینکه کارم بررسی ابیات بوده پیش ازآوردن هرقطعه معنای کلی ابیات را به گونه ای آوردم که به ترجمه نزدیک است.واگرنکته خاصی دربرخی ازشعراءبوده به آن اشاره کرده ام ونکاتی ازویژگی شعری آنهاراذکرکرده ام.درآخرهم به نتیجه گیری آن پرداخته ام.
درپایان اذعان می دارم رساله ی حاضرعاری از لغزش وکاستی نیست؛اماامیدوارم که این پژوهش فتح بابی برای پرداختن به موضوعاتی ازاین قبیل باشد.
1-1آندلس
آندلس ، نامی است که عرب ها به شبه جزیره ایبریا، واقع در جنوب اروپا اطلاق کردند. این سرزمین در نزد یونانیان به نام ایبریا ودر نزد رومیان به اسم اسپانیا خوانده می شد. (بدر، 1980، 95)
گمان می رود که این کلمه،تحریف شده کلمه واندالیسیا باشدکه این نام از مهاجمین واندال گرفته شده است.آنان مردمی از نژاد ژرمن ویا اصل اسلاوی بودند که پس از استقرار در شبه جزیره ایبریا،دولت خود را به شمال آفریقا توسعه داده وبر آن منطقه نیز حکومت کردند. (بستانی، بی تا، 472-471)
از این رو نخستین قومی که در دوران کهن در این سرزمین ساکن شدند،اندلوش (اندلس،فندلس) نامیده شد. (حجی،1997، 37)
شبه جزیره ایبریه در جنوب غربی قاره اروپا واقع است،که به وسیله کوه های برانس از قاره اروپا، وتنگه جبل الطارق از شمال قاره آفریقا جدا شده است. از شمال غربی تا جنوب غربی آن در امتداد آبهای اقیانوس اطلس واز شرق تا جنوب شرقی آن در امتداد دریای مدیترانه است. (مقری، 1968،1/152،حجی،1977، 35). بدین ترتیب اندلس ناحیه ای است آباد وخرم که دارای کوه ها وآب های روان ومعادنی از زر وسیم وبناهایی سنگی داشته است؛ مورخان اسلام وغرب از آن به نام “بهشت سرزمین های اسلامی” یاد کرده اند. (حمیری، 1937، 162).
1-2  فتح اندلس
هنگامی که نیروهای مسلمان در کناره های نزدیک و جزیره های همسایه اسپانیا گسترش می یافت  این سرزمین تحت حکومت گوت ها بود. (ابن قتیبه، 1967 ،2/86-85). مسلمانان، مغرب دور راگشوده وبر شهر طنجه دست یافته بودند وبرای سیطره کامل بر مغرب، کافی بود شهر سبته اگر در مقابل طنجه ودر سوی دیگر زبانه مغربی قرار داشت، به تصرف خود در آورند. تصرف این شهراز آن جهت برای مسلمانان دشوار بود که فرمان روای شهر-کنت جولیان- با تمام توان به دفاع از آن پرداخت وهر گونه حمله ای را که به منظور فتح آنها آن جا رخ می داد، دفع می کرد. با این وصف، موسی پسرنصیر ، مشتاق دستیابی بر این شهر مستحکم شد وسرانجام به آن چه می خواست، رسید.(مونس، 1959، 52)
مسلمان زمانی که مغرب را به طور کامل فتح کردند، طبیعی بود که موج کشور گشایی شان آرام نگیرد ولذا طارق با سپاهیان عرب همراه خود، در کنار طنجه اردو زد. (بلاذری، 1959، 232)
موسی نیز نوزده هزار سپاهی از بربرهای به اسلام گرویده رابا سلاح وذخیره کامل در اختیار طارق قرار داد. با گذشت زمان وپس از انتشار اسلام درمغرب، مردم آن سرزمین برای پیش بردن پرچم آیین نو، جرأت وآمادگی پیدا کردند. بدین ترتیب اندیشه فتح اندلس یا اسپانیای اسلامی به اذهان آنان خطور کرد. (مقری، 1968، 1/107، 111، 117)
در این هنگام نامه ای از کنت جولیان به موسی رسید که در آن مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده و وعده داده بود که سنگرهای خود را به ایشان خواهد سپرد. موسی از طریق منابع اطلاعاتی کنت جولیان وهم پیمانانش با خبرشد که اوضاع داخلی اسپانیا سخت دچار آشفتگی واختلاف سیاسی است واز این روی، به ندای وی پاسخ مثبت داد. (ابن عذاری، 1951، 4/2؛ مؤلف مجهول، 1981، 5)
در پی پیشنهاد جولیان مبنی براین که سبته وپایگاه های دیگرش را در اختیار مسلمانان گذاشته وگشتی های خود رابرای حمل لشکر اسلام در اختیار آنان قرار داده ولشکر خود رابه موسی سپرده واورا در تمام مراحل راهنمایی کند، موسی از خلیفه اموی ولید بن عبدالملک برای شروع عملیات نظر خواست وخلیفه موافقت خود رابا این شرط اعلام کرد که نخست، قدرت اندلس را با اعزام گروه هایی برای حمله های کوچک وگذارا بیازمایند. (مؤلف مجهول، 1989،5 عنان،1366، 1/37).
بدین منظور در رمضان 91 ق. برابر با 710 م نیروی کوچکی مرکب از پانصد تن از جنگجویان که صدتن از ایشان سواره بودند با گذر از تنگه به شبه جزیره ایبریا در آمدند. این حمله به فرماندهی ابوزرعه بن مالک معافری انجام شد. این گروه در جزیره ای مقابل سبته که بعدها به نام فاتح آن، “طریف” نام گذاری شد، فرود آمدند وحملات خودرا آغاز کرده، با انبوهی از غنایم به دست آمده به سلامت باز گشتند. موفقیت آمیز بودن این یورش، مسلمانان را به فتح اندلس امیدوارساخت وآنان را تشویق کرد به فرماندهی طارق به حمله ای بزرگ تر بپردازند. (عنان؛ 1366، 1/38-37).
بدین ترتیب طارق در ماه رجب 92ق. برابر با آوریل 711م از تنگه عبور کرد ودر کنار کوهی لنگر انداخت که با انتساب به وی، “جبل الطارق” نام گرفت. (حجی، 1997، 46) طارق در مدتی کوتاه، شهرهای استجه سپس قرطبه، غرناطه، البیره وطلیطله را تصرف کرد، به طرف شمال رفت وپس از عبور از قشتاله ولیون و کوه های آستوریاس، بر سواحل جنوبی اندلس دست یافت ودر مدت یک سال از جنوب تا شمال اندلس را تصرف کرد. (ابن قوطیه، 1982، 35-34).
طارق، اخبار پیشروی ها را به اطلاع موسی رسانید وچون از موسی بن نصیر کمک خواست، او نیز در رمضان 93ق/ ژوئن 712م. با سپاهی مجهز حمله ی خود را آغاز کرد وپس از گذشت یک سال از شروع حمله ی موسی، دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در شمال غربی طلیطله، به هم رسیدند وپس از مدتی اندلس به دست مسلمانان فتح شد. آنان از دورترین نقطه جنوبی تا کوهساران پیرنه و سواحل شمالی را از مالقه و طرکونه و در شرق تا اشبونه در غرب را گشودند و از دشت های جنوبی تا ارتفاعات قشتاله را تصرف کردند واز هیچ شهربزرگ یا دژ استواری نگذشتند؛ مگر اینکه برفرازش پرچم اسلام را برافراشته، آنان سرزمین را تحت قلمرو وسیع دولت بزرگ اسلامی درآوردند. (مؤلف مجهول، 1989،15).
سرانجام در سال 95ق. طارق و موسی بن نصیر از سوی ولید بن عبدالملک به دمشق فراخوانده شدند و پیشروی ها متوقف شد.
در برخی منابع آمده است که ولید بعد از باخبرشدن ازفتح وپیروزی موسی بن نصیر به او بدگمان شده و پنداشت که او قصد دارد وی را از خلافت خلع وخود در آن جا حکومت کند. نامه های موسی هم به علت درگیری ها مدتی به تأخیر افتاده بود واین امر بربدگمانی خلیفه اموی افزود. اما موسی چنین فکری درسرنداشت؛ بلکه می خواست سپاه اسلام را پس ازفتح کامل اروپا از طریق قسطنطنیه وآسیای صغیر به شام، پایتخت خلافت اسلامی برساند وبه این ترتیب تمامی حوزه مدیترانه را تحت اختیار دولت اسلامی درآورد. اما اصرار ولید به آمدن اوبه دمشق وی را از هدفش بازداشت. (ابن عذاری، 1951، 2/20؛ مؤلف مجهول، 1989، 19).
به هرحال، موسی در سال 95ق. برابر با 714م اندلس را ترک کرد وهنوز در راه بازگشت به شام بود که ولید بن عبدالملک درگذشت وبرادرش سلیمان به مدت دوسال جانشین او شد. موسی بن نصیر هم درحالی که فرزند خود عبدالعزیز رابه عنوان والی به حکومت اندلس گماشته بود، خود در مدینه درگذشت. (سالم، 1962، 112)…..

کد :3316 فرمت :ورد+منابع صفحه :100

تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران

تاریخ ایران و تاریخ پزشکی ایران
دکتر مهدی دماوندی
فهرست جلد اول:
فصل اول – قبل تاریخ
اصل و پایه¬ی پزشکی جهان – تاریخچه پزشکی ایران – اولین پزشک و جراح – اولین جراحی آسیا – علل بیماری و بهداشت.
سومر – اسطوره ی گیل گمش – تاریخچه پزشکی سایر ملل – مصر – آشور و بابل – هند – اولین مایه¬کوبی و اولین بیمارستان – سوما – یونان و روم – ارسطو – بقراط – جالینوس – چین – طب قوم یهود – طب سرخپوستان آمریکا.
تمدن در کجا آغاز شده است؟ – اختراع خط – آسیاب¬های بادی – مذهب ایران قدیم – آئین¬های قبل از زرتشت و معاصر آن – آئین زرتشت – یکتاپرستی زرتشت – زرتشت و پزشکی – مغ ها – تقسیم¬بندی پزشکان – آشوپزشک – دادپزشک – کاردپزشک – سیمرغ و سزارین – گیاه پزشک – هوم – مانتره پزشک – ستور پزشک.
دولت ماد – اسارت قوم یهود – نگاهی به تورات (عهد قدیم).
فصل دوم – هخامنشیان:
کورش کبیر – ذوالقرنین – کورش و علوم – ساعات آخر زندگانی کورش – کمبوجیه – اصلاح گاهشماری ایرانی – تاریخچه مصر – اولین دموکراسی – داریوش کبیر – داریوش و علوم – داریوش در تورات – خشایارشا – اردشیر اول – فیثاغورث و ایران – بقراط – سوگندنامه بقراط – اردشیر سوم – ضبط صوت ایرانی – تساوی حقوق زن و مرد.
فصل سوم – اسکندر و ملوک¬الطوایف
اسکندر مقدونی – صورت و سیرت اسکندر – سلوکیان – دولت پنت – دولت آتروپات – دولت پارت و اشکانیان – سورن کیست – خیزش مجدد فرهنگ ایرانی – اشکانیان و علوم – جالینوس – تولد عیسی مسیح – مشترکات ادیان – فرقه نستوری یا مسیحیان آشوری – انجیل¬های دیگر – کشف انجیل برنابا – دولت روم – وضع زنان و بردگان رومی.
فصل چهارم: ساسانیان
اردشیر بابکان – انحراف در دین – شاپور اول ساسانی – شاپور دوم – مانی – دانشکده پزشکی گندی شاهپور – روزگار برتری دین مسیح – یزدگرد اول – بهرام گور – خسرو انوشیروان – بزرگمهر حکیم – انوشیروان و زنجیر عدالت – ازدواج محارم و طبقات اجتماعی – خسرو پرویز – پزشکان معاصر خسرو پرویز – نامه حضرت محمد (ص) –  انقراض دولت ساسانی – اردشیر سوم – پوراندخت و آذرمیدخت – یزدگرد سوم و علل سقوط ساسانیان – استیلای عرب بر شام – کمک ایرانیان به اعراب و جنگ قادسیه – فیروز سوم – باو – سلمان پارسی – فرزندان سلمان – هنر ساسانی – کتابسوزی دروغ بزرگ.
مقدمه مؤلف:
بسم الله الرحمن الرحیم
ن و القلم و ما یسطرون* ما انت بنعمه ربک بمجنون* و انَّ لک لَاَجراً غیر ممنون و انک لعلی خلقٌ عظیم… و ان یکادُ الذّین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما، سمعو الذِّکر و یقولونَ انَّهُ لمجنون* و ما هو الا ذکرٌ للعالمین.
انگیزه از تألیف چنین کتابی آنست که بدانیم گذشتگان این مرز و بوم همیشه دوستدار علم و عالمان بوده¬اند و در پیشرفت علوم مختلف از جمله پزشکی چه زحماتی کشیده¬اند. سرزمین ایران به واسطه موقعیت خاص جغرافیائی در چهارراه جهانی قرار داشته و این چهارراه هم چهارراه حوادث بزرگ جهانی بوده و هم چهارراه علوم جهانی و مملکت ایران فقط توسط جهانگشایان بزرگ بوده است که فتح شده است. علت این سقوط¬ها موریانه¬هائی بوده است که در تنه این درخت به مرور رشد کرده و لذا با توفانی شکسته است ولی هیچ¬گاه از ریشه کنده نشده است و مجدداً به نشو و نما پرداخته است. کشور ایران مطالب جدید و خوب را حتی از دشمن خود گرفته و بهترین آن¬ها را به فرهنگ خود ممزوج کرده است و جالب آن¬که فاتحان را مغلوب فرهنگ خود و مبلغان فرهنگ خود کرده است.
مثلاً اسکندر (الکساندر فرزند فیلیپ مقدونی) را آن¬چنان شیفته خود کرد که آن افسارگسیخته را لجام زد و متمایل به خوی ایرانی کرد و حتی لباس¬های ایرانی را بر لباس¬های نیمه عریان یونانی ترجیح داد و از وزراء ایرانی و امراء ایرانی جهت اداره ممالک فتح شده خود کمک گرفت.
ایرانیان هیچ تعصب کوری نسبت به علوم نداشته و علوم را از چهار گوشه جهان گرفته و با ذوق و هنر ایرانی آمیخته و بسیار شاخ و برگ بر آن افزوده-اند و به جهانیان عرضه کرده¬اند و جهان را مدیون خود کرده¬اند.
ایرانیان علاوه بر علوم و فنون، باغ¬های ایرانی – بیمارستان¬های ایرانی – مملکت¬داری و دیوانسالاری معماری و شعر و ادب و بسیار چیزهای دیگر را به جهان عرضه کرده¬اند.
مثلاً مغولان بی¬فرهنگ را رام خود کرده و آن¬ها را به فتح بغداد فرستادند، حکومت عباسی که فقط اسمی از آن عظمت قبلی خود داشت و برای حفظ خود تفرقه در میان امیران بلاد اسلامی می¬انداخت و بارها سلاطین ایرانی را برضد هم شورانده بود تا تضعیف شوند، حتی سلطان جلال¬الدین خوارزمشاه را که برای کمک از خلیفه جهت جنگ با مغولان به عراق رفته بود، نه تنها کمک نکرد بلکه لشگری را برعلیه او فرستاد تا او را تنبیه کند!!
به اعتراف هندوان درخشنده¬ترین دوره هند، زمانی بود که مغولان مسلمان با کمک وزراء ایرانی و معماران ایرانی به بازسازی و عمران آن کشور پرداخته¬اند و هندوستان مرکزی برای هنرپروران و اهل قلم جهان آن زمان شد.
اینجانب از تألیف دو منظور برای هموطنان داشته که دچار افراط و تفریط ممکن است باشند. اول آن¬که به افرادی که هر سخنی را در مورد عظمت گذشته می¬شنوند، آن را تمسخر می¬کنند و می¬گویند از زنده کردن استخوان پوسیده¬ها چه نفعی وجود دارد، بگویم که کودک وقتی قدش بلندتر از پدرش می¬شود که بر دوش پدر سوار شود.
دوم به افرادی که عظمت ایرانی را فقط محدود به دوره قبل از اسلام می¬دانند، بگویم که به اقرار دوست و دشمن اوج درخشش علوم در ایران بعد از ظهور اسلام بوده است، چراکه حصار طبقاتی را شکست و علوم را از انحصار طبقات خاص خارج کرد که حتی یک کفشگرزاده نیز می¬توانست دانشمند شود.
و نه قصد دعوای پان¬ایرانسیم دارم چراکه این ترفندها توسط خارجیان در ممالک اسلامی ایجاد شده تا تفرقه بیاندازند و حکومت کنند. و جالب است بدانیم کسانی که بیش از همه بر این طبل¬ها می¬کوبند که به آن طایفه و نژاد وابستگی هم ندارند. مثلاً در ایران جشن¬های 2500 ساله شاهنشاهی با خرج زیر انجام شد، در حالی که امیر اسدالله علم بانی آنست و حتی شاه و فرح با آن اسراف¬ها مخالف بودند و به اقرار خودش آن¬ها را راضی کرده و این نکته را باید دانست که این غلام حلقه به گوش انگلستان از نژاد ایرانی نبوده و از عرب¬تباران بوده است.
صدام حسین که آن همه عرب عرب می¬کرد و جنگ با ایران را جنگ عرب بر علیه مجوس و تکرار جنگ قادسیه می¬دانست، او اصلاً عرب نبوده و روستای او ترک تبار، عرب زبان بوده¬اند یا مصری¬ها که داعیه رهبری اعراب را دارند، اصلاً عرب نیستند و قبطی هستند و جالب است که صلاح¬الدین ایوبی، سلطان مصر و قهرمان پیروز در جنگ صلیبی، یک کرد است.
و همچنین ابومسلم خراسانی نیز تبارش مشخص نیست و یا سلطان محمود غزنوی که ترک بود مسحور سخن بلند فردوسی می¬شود که از ترکان تورانی بد می¬گوید و هموست که اولین استقلال¬دهنده کامل به سرزمین ایرانیان از سلطه عباسیان است.
شاعر نامدار ایران فردوسی هم وقتی می¬خواهد از رستم قهرمان شاهنامه سخن بگوید، رستم را آمیخته¬ای از نژاد ایرانی و مادرش را عرب و افغانی می-داند و تعصب به خرج نمی¬دهد که از او یک نژاد خالص ایرانی منظور کند. و یک انگیزه برای خارجیان که بزرگان ایران را به نام خود جا می¬زنند و کارهای آنان را به نام دانشمندان خود و یا خیلی منصف باشند به نام عرب جا می¬زنند و از این¬که ذکری از ایران بیاورند پرهیز می¬کنند و در کتاب¬هایشان به نام تمدن اعراب یا طب عربی می¬آورند و اگر هم کسی از ایران را نام ببرند فقط می¬گویند از یونان اقتباس شده، جالب است حتی اگر یک مجسمه از زیر خاک درآورده شود می¬گویند تحت تأثیر هنر یونانی و غرب است.
ارزش چنین کتاب¬هائی که به تاریخ علوم می¬پردازند در چند زمینه است:
1.    به قول پروفسور کرالو آلفونسو هیچکس نیست که منکر اهمیت و سودمندی تاریخ باشد، گوئی آدمی با ایشان همزمان و هم¬سخن شده است. ابن خلدون گوید: فن تاریخ «اندیشه و تحقیق درباره حوادث و مبادی آن¬ها و جستجوی دقیق برای یافتن علل آن¬هاست – باید دانست که حقیقت تاریخ خبر دادن از اجتماع انسانی است که همان عمران جهان است و احوالی که بر آن عارض می¬شود».
و آگاهی از آن¬ها و اندیشه در مسائل و معضلات آن¬ها باعث می¬شود بدانیم چگونه می¬شود از حالات سیاسی و ظهور و سقوط و افت¬وخیزهای ملل آگاه شده و از تکرار آن در آینده بکاهیم.
2.    آدمی به پدران و نیاکان خود سرافرازی می¬نماید و تکریم این حکیمان و جاودانی کردن اکتشافات و اختراعات و تألیفات ایشان، احسان و انعام به همه بشر است. به قول قرآن (سوره توبه) ان الله لا یضیع اجرالمحسنین.
3.    آن¬کس که به عمد از دانستن این¬گونه چیزها خودداری کند از بزرگترین لذت و عالی¬ترین شادی خاطر که برای هر صاحب عقلی و قدر حال حاضر خود را دانستن را از خود دریغ کرده است.
4.    بعضی علوم قدیمی را کوچک می¬شمارند و گمان دارند که هرچه مخالف عقاید و معارف و علوم جدید باشد خطای محض است درحالی¬که این¬ها نردبان علم بوده¬اند و در زمان خودشان حق و درست بوده¬اند و ممکن است آن¬چه امروز علم حق می¬دانیم، نسل بعدی نیز به کوتاهی عقل ما بخندد.
5.    تاریخ علوم مایه عبرت است و ارتباطی ناپیدا از عقل و ادب و روحانیت گذشته با حال دارد.
6.    واجب است این میراث گرانبها را حفظ کرده و به آن افزود، دگران کاشتند و ما خوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند.
7.    آخرین فایده متصور آن¬که با شناختن آداب پژوهش و ابتکار و آفرینش آثار علمی، ما را به راه¬هائی که رفته¬اند آشنا می¬کند و روش¬هائی مفید را از نو زنده کند. و علومی که ارتباطی به نیازمندی¬های مادی آن روز  نداشته¬اند روزی مورد استعمال عملی فراوان پیدا کرده است.
در این کتاب می¬بینیم که پادشاهان ایرانی از پزشکان خارجی در دربار استفاده می¬کرده¬اند این نشانه¬ی برتری پزشکان غیرایرانی نیست، بلکه از روی سیاست بوده، چراکه از توطئه¬های داخلی می¬¬ترسیدند و عین همین اقدام را سایر پادشاهان در کشورها خودشان نیز انجام می¬داده¬اند که از پزشکان سایر بلاد در کنار پزشکان خود سود می¬برده¬اند.
در انتهاء سخنی از آیت¬الله خامنه¬ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می¬آوریم که در مورد خودباوری است در جمع اساتید و دانشجویان ایراد نموده¬اند (22 / 3 / 82): «روزی بود که در همین کشور، بعضی افراد از مسلمان [و ایرانی] بودن و نماز خواندنشان خجالت می¬کشیدند … از بسم¬الله گفتن در اول سخنرانی خجالت می¬کشیدند، از بردن نام خدا و اهل بیت علیهم¬السلام خجالت می¬کشیدند.
آن روز دشمنان هویت ملی و اسلامی ما، جو فرهنگی را به گونه¬ای ساخته بودند که مسلمان جرأت نکند و جسارت نداشته باشد … انقلاب اسلامی آمد و اسلام را سکه¬ی رایج و پرچم سربلندی کرد، آن¬گاه در مجامع جهانی … دیگران هم احساس کردند که مسلمان بودن افتخار دارد من دیدم سران کشورهای [اسلامی] در ابتدای سخنرانی¬هایشان در مجامع جهانی، بسم¬الله می¬گفتند… امروز عیناً همان تهاجم وجود دارد، می¬خواهند شما به خاطر شهادت پدران، برادران و فرزندانتان احساس سرشکستگی کنید… اگر روح فداکاری در یک ملت زنده باشد هیچ عاملی نمی¬تواند بر آن ملت غلبه کند.» (به نقل از کتاب انقلاب مهدی – نوشته مهدی نوری)
ایرانیان هر زمانی که خود  را شناخته¬اند، به بزرگی رسیده¬اند و در زمان درخشش تمدن اسلامی، این ایرانیان بوده¬اند که رهبری مسلمانان را در علم و فن و سیاست به دست داشته¬اند و غرب را از بلاد خود عقب زده¬اند و شاید به زودی شاهد تکرار مجدد آن باشیم. انشاءالله.
یادآور می¬شود مطالب داخل گیومه [] از مؤلف می¬باشد. ضمناً از پیشنهادات و انتقادات استقبال می¬شود.
دکتر مهدی دماوندی…

کد :3310 فرمت :ورد+ فاقد منابع صفحه :184

شرح زندگي طالبوف

شرح زندگي طالبوف فاقد منابع

شرح حال
یگانه سند معتبری که درباره¬ی شرح زندگی طالبوف در دست داریم، شرح حال مؤجزی است که طالبوف ، بنا به درخواست فریدون بیک کوچرلی و در حدود سال های 1906 – 1905 نوشته است. این شرح حال در روزنامه¬یی که به همت همین فرد منتشر می شد،به چاپ  رسیده است. طالبوف در آن نامه، به طور خلاصه، از محل و تاریخ تولد، آثار قلمی خود، شغل و مکانی که در حال حاضر در آن زندگی می کند. سخن گفته است.
نام کامل وی میرزا حاجی عبدالرحیم  ابن ابی طالب نجار تبریزی، معروف به طالبوف است. او بعداً خود را طالب زاده نامید زیرا واژه ی «اف» (دقیقاً هم معنی زاده یا فرزند) پسوند نامهای روسی بود . وی در کوی سرخاب تبریز در خانواده¬یی نجارپیشه چشم به جهان گشوده  است خود وی تصریح می کند که پدرش استاد ابوطالب، نجار بود و جدش، استاد علیمراد همین حرفه را داشت .
طالبوف در حدود 17 – 16 سالگی شهر و دیار خود را مثل بسیاری از هموطنانش ترک کرده به تفلیس رفت و به کار مشغول شد. این امر باید در حوالی سال 1267 ، مصادف با سومین سال سلطنت ناصرالدین شاه اتفاق افتاده باشد.
در مورد سن مهاجرت او نظر دیگری نیز وجود دارد. در مقاله¬یی که به مناسب دخالت طالبوف در مجله¬ی «ایران نو» انتشار یافته، چنین می خوانیم «حاجی ملا عبدالرحیم … در سی سالگی شرح حال :
1-    جزوه¬ی روابط فرهنگی ایران و شوروی ، تبریز، 1326
2-    مجله¬ی راهنمای کتاب، شماره های 10 – 9 آذر دی 1348
3-    رحیم رییس نیا، ایران و عثمانی، ج 1، ص 810
سه تفلیس رفته در آن جا با روشنفکران مسلمان و کنسول ایران روابط دوستانه بر قرار کرد».
در جایی دیگر نیز همین تأیید شده است «مرحوم طالبوف تحصیلات ابتدایی خود را اعم از صرف و نحو، منطق، فلسفه، در مدرسه طالبیه¬ی تبریز اکمال (تکمیل) نموده و قریب سی سالگی از تبریز بادکو به رفت… » اما خود طالبوف در نامه¬یی به میرزا محمدابراهیم خان معاون الدوله در تاریخ جمادی الثانی 1323 نوشته است:
«من پنجاه سال است در روسیه هستم، مرا نشناختند در برلین یک ماهه شناختند ».
این نوشته قول او نسخت تأیید می کند. در مجله ایشیق (روشنایی) که سال دقیق آن مشخص نیست، اما حدود سالهای 1323 ه. ق (1905) منتشر می شد. اشاره شده است که:
«… وی ظلم و استبداد جاری در مملکت خود را تحمل نتوانست کرد و پنجاه سال بیش از این ترک دارد و دیار کرد …»
در مورد علت مهاجرت او دلایل زیادی ذکر شده است . رحیم رییس نیا علت اصلی مهاجرت های گروهی و فرد در آن برهه¬ی زمانی را «نابسامانی اقتصادی و عدم امنیت داخلی» ذکر می کند . حائری دلیل مهاجرت شخص طالبوف را تلاش برای رسیدن به آرزوهای دور و درازی که در سر داشت، می داند . اما به طور کلی دلیل مهاجرت او را با توجه به زمان و مکانی که در آن زندگی طی کرد، این گونه می توان دسته بندی کرد.
1-    کسب ثروت، تحول و جداشدن از طبقه¬ی فرودست. در آن زمان تبریز موقعیت تجاری و اقتصادی او را  در گذشته را نداشت و بعد از جنگهای ایران و روس عده¬ی زیادی از تجار تبریز به همین دلیل رهسپار مناطقی دیگر، خصوصاً استانبول و قفقاز شدند. هم زبانی و گاهی خویشاوندی مشترک میان مردم تبریز و این نواحی نیز در تسریع این روند مؤثر بوده است.
2-    علاقه¬ی او به آموختن. به گفته¬ی حائری ، او علاقه¬ی زیادی به آموختن داشت و بیشتر وقت خود را به مطالعه¬ی مطالبی اختصاص می داد که از زبان های اروپایی به روسی ترجمه شده بودند . این کار او سبب شد که در عین آموختن زبان روسی، آثار معروف بسیاری را از نویسندگان روسی و اروپایی بخواند. مطالعه¬ی مداوم و خواندن آثار بزرگان، زبان روسی او را به حدی تقویت کرد که توانست تعدادی از آنها را نیز ترجمه کند. علاقه طالبوف به آموختن علم، از خلال آثارش به خوبی قابل مشاهده است. این اشتیاق او تا حدی است که علی اکبر ولایتی آن را «علم زدگی» می نامند .
3-    موقعیت خاص قفقاز به عنوان دهلیزی برای ورود افکار نو به ایران. در حقیقت قفقاز و ترکیه عثمانی در آستانه مشروطیت در معبر اصلی و مهم ورود افکار جدید به ایران و پناهگاهی برای روشنفکران ایرانی بود .
مهاجرت طالبوف به هر دلیل که اتفاق افتاده، در اوایل با سختی همراه بوده است. او نیز همانند بسیاری از ایرانیان به ناچار شد که به عنوان کارگر فصلی، مشغول کار شود. بر اساس اطلاعات رسمی، در سالهای 1903 – 1891 اقامت حدود 62000 نفر کارگر فصلی ایرانی در قفقاز به ثبت رسیده است . آنان معمولاً در شرکت های نفتی و شیلات آذربایجان و کارگاههای راه سازی گرجستان کار می کردند. در داغستان «یک چهارم همه¬ی کارگران در صنعت و حمل و نقل را ایرانیان تشکیل می دادند .»
او در چنین شرایطی زندگی و کار در تفلیس را نزد محمدعلی خان کاشانی ، یک ایرانی مهاجر از طایفه¬ی شیبانیان کرمان، آغاز کرد. محمدعلی خان به کار مطالعه کاری راههای قفقاز ( که در زبان روسی پدارتچی می نامند) مشغول بود و در طول مدتی که در تفلیس و سایر شهرهای قفقاز به سر می بردف توانسته بود با کوشش بسیار سرمایه¬ی قابل توجهی، فراهم سازد.
طالبوف در تشکیلات محمدعلی خان مشغول به کار گشت. رفت و آمد خانوادگی با این فرد باعث آشنایی او با فرزندانش شد نامهای ماهرخ و اسد که در جای جای آثار او به چشم می خورد، مربوط به این اشخاص است. عندلیب کاشانی در حق محمدعلی خان و فرزندانش اشعار متعددی سروده، تاریخ و مناسبت محمد علی خان و تولد هر یک از فرزندان او (اسدالله، مهدی، خاور، ماهرخ و خورشید) را در سروده هایش آورده است.
طالبوف بعد از سالها کار و کوشش در خدمت محمدعلی خان ثروتی جمع آوری کرد و توانست مستقلاً به کار مقاطعه کاری بپردازد.
وی در آن جا به عنوان پیمانکار راه سازی می کرد و راه پستی مسیر راستوف – استاورپل و و کئورگی نمسک – پاتی گورسک و ولادی قفقاز را اداره می کرد.
طالبوف با ار در شهرهای قفقاز سرمایه خوبی به دست آورد و جز طبقه سرمایه دار ان زمان گردید. در این فاصله زبان روسی را نیز به طور کامل یاد گرفت و خواندن آثاری ادبی این زبان، تأثیر به سزایی در به وجود آوردن آثار خود وی داشت….
کد :3201 فرمت :ورد صفحه :84

,

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه همراه با منایع

بسمه تعالی

فصل اول- کلیات طرح

1-1 بیان مسئله

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه که در آن با توجه به بازه زمانی بین سالهای 910هـ..ق الی 1210هـ..ق و با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان و و شاید حس کنجکاوی در مورد چگونگی و ضعیف ادبیات عرب در ایران در دوره اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان مرا برآن واداشت تا این بررسی و سیر تحولی ادبیات عرب در این دوره را بررسی کنم و آشنایی بيشتر با این سیر تحولاتی را بیان نمایم.

1-2 هدف های تحقیق

به طور اجمال می توان هدف از تحقیق فوق را در چند مسئله بیان نمود به طوری که نه تنها اطلاعاتی از زبان ادبیات عرب بر ما آشکار سازد بلکه بتوان اطلاعاتی در زمینه ادبیات عرب در این دوره و شناختن بازه زمانی آن و همچنین تحولات این دوره را برای ما نمایان سازد که به اجمال به بیان اهداف مورد نظر به صورت فهرست وار می پردازم.

1- تاریخ ادبیات عرب از گذشته تا دوره فوق .2- واژه های مورد نیاز در ادبیات عرب.3- بررسی دوران صفویه و افشاریه و زندیه شامل سلاطین و وضعيت دوران فوق.4- علما و دانشمندان و نویسندگان و آثار علمی آنها که به نگارش در آمده و اطلاعات آن را در دسترس ما می باشد.

4- نمونه ای از ادبیات شعری در این دوره.5- تحلیل ادبی تعدادی از ابیات از نظر فنون شعری از دیدگاه غزل ،‌قصيده ، ملمع و…

اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن

1-3 باید اذعان نمود از آن جهت موضوع فوق اهمیت دارد که کمتر شخصی این زمان را مورد تحلیل قرار داده و در این زمان ادبیات عرب به نوعی دارای نقصان و افول قرار شده است چرا که از طرفی سلاطین به نوعی مخالفت خود را با ترویج ادبیات عرب اظهار داشته و از طرفی شاهان ایرانی زنده نگاه داشتن ادبیات فارسی را در فکر خود پرورش می دادند و انگیزه بيشتر من جهت انتخاب موضوع فوق ارتباط کاری و نوعی حس کنجکاوی بررسی وضعیت ادبیات عرب در آن زمان برایم به وجود آمده بود لذا بر آن شدم که موضوع را تحليل نمایم.

سوالات فرضیه تحقیق

1-4 سوالاتی که برایم در این زمینه مطرح شد عبارتند از :

1- ادبیات عرب چگونه به زمان صفویه رسید و تاریخچه اجمالی آن چیست؟

2- دوران صفویه و افشاریه و زندیه چه زمانی می باشند.

3- چه دانشمندان و نویسندگانی در این دوره در ایران می زیسته و فعالیت می کرده اند؟

4- آیا نمونه ای از شعرا در زمینه ادبیات عرب توسط نویسندگانی ایرانی موجود می باشد.

5- آیا می شود تعدادی از آنها را تحلیل نمود.

فرضیه های تحقیق : شامل ادبیات عرب و چگونگی عدم شکوفایی در سه دوره فوق و نوسیندگان در دوره مورد نظر ، علل افول ادبیات عرب ، برخورد علما با ادبیات عرب ، چگونگي رفتار سلاطین با ادبیات عرب و علت پس رفت ادبیات عرب در این دوره.

کد :3198 فرمت :ورد صفحه :245

,

بررسي مسائل تاريخي خصوصاً جغرافياي تاريخي (گناباد)

بررسي مسائل تاريخي خصوصاً جغرافياي تاريخي  (گناباد)

فصل اول

مقدمه
در قرآن كريم تاكيد فراواني به سير و سياحت و انديشه در سرنوشت اقوام و ملل شده و اين امر انگيزه‌اي بسيار قوي است تا در احوال و سرگذشت اقوام و امم مختلف درزمينه‌هاي گوناگون از جمله تاريخ، جغرافيا، فرهنگ و غيره كوشا باشيم. اگر كمي به گذشته برگرديم و سابقه و قدمت و اقتدار تمدن و فرهنگ اسلامي را مد نظر بياوريم متوجه اين نكته مي‌شويم كه ارمغان جاودانه‌اي كه اسلام به همراه مواهب ديگر براي بشريت آورد و براي هميشه او را مديون مراحم عميق خويش قرار داد، همان فرهنگ و تمدن انسان فراگيري است كه هنوز انسانيت از ثمرات آن بهره‌مند است. كارنامه اسلام در قرن‌هاي درخشان آن، كارنامة فرهنگ انساني است. اين نكته كه اسلام در طي قرن‌هاي دراز موجد يك فرهنگ پيشرو بوده است چيزي است كه از تاريخ فرهنگ انساني به درستي بر مي‌آيد و به قول برخي از محققين «دنياي اسلام به قدر كافي افتخارات راستين دارد كه نياز به گزاف و دعوي نداشته باشد.»
با نگرشي بر جريانات حاكم بر جهان علم و سياست، متوجه مي‌شويم مدتي طولاني است كه مبارزه‌اي تمام عيار از سوي غربي‌ها عليه مشرق زمين خصوصاً ممالك اسلامي در جريان است و هر لحظه بر التهاب شعله‌هاي اين نبرد و تهاجم فرهنگي و سياسي افزوده مي‌شود.
به نظر نگارنده يكي از راههاي مبارزه صحيح و اصولي با اين تهاجمات، مسلح شدن به سلاح علم و ايمان است. اگر ما مسلمانان مختصري از تاريخچة تمدن و فرهنگ عظيم و با شكوه اسلامي را بدانيم و با نقاط ضعف و قوت آن آشناشويم و بكوشيم افتخارات عظيم علمي گذشته ايران و اسلام را حتي‌الامكان زنده نماييم، خود بهترين حربه براي مبارزه با اين شبيخون فرهنگي و سياسي خواهد بود و به نظر مي‌رسد «حداقل تحقيق و تفحص در احوال امم گذشته در كشورها و بلاد اسلامي مي‌توان آن حس حقارت نفس را كه هجوم تجاوز گرانه فرهنگ غربي در بعضي بيخبران ما برانگيخته، بكاهد.» ما در گذشته توانسته‌ايم و هم اكنون نيز مي‌توانيم در عرصه علم و دانش و تمدن و فرهنگ (به مانند قرون اوليه اسلامي) بدرخشيم، هر چند كه اين امر مستلزم پيمودن راهي بس مشكل و طولاني است اما رسيدن به آن محال نمي‌باشد.
با توجه به اين موضوع، بررسي مسائل تاريخي خصوصاً جغرافياي تاريخي كشورمان حداقل ما را با گذشتة شكوهمند آن در بستر زمان آشنا مي‌كند و بدين ترتيب از نقاط ضعف و قوت آن مطلع مي‌شويم و چون علم جغرافياي تاريخي در برگيرندة ابعاد مختلف و زمينه‌هاي متنوع علمي (وضعيت طبيعي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، تاريخي، آثار تاريخي و …) است، در اين جهت سودمندتر خواهد بود.
خراسان سرزميني است گسترده در پهنه فلات ايران با شهرها و دهكده‌هايي كوچك و بزرگ كه جايگاه آغاز ساختن و پرداختن زندگي و تمدن بشري بوده است و بدون ترديد نه تنها در آفرينش‌هاي تمدن ايران زمين بلكه در ساختارهاي گوناگون جامعه انساني نقش راستين را داشته و بدين جهت است كه بسياري خراسان را سرزمين مقدس جامعه انساني به حساب آورده و شناخت و آشنايي با آنه در تاريخ زندگي انسان بر اين محيط گذشته است تغييرات و تحولاتي كه در اين كانون در طول قرن‌ها به وقوع پيوسته خود، حركت انسان به سوي انسان شدن را نمايان مي‌سازد و پيوسته بر اين مسير دشوار انسان بودن، حركت خود را ادامه داده و بازگو مي‌نمايد، چه مشكلاتي در راه بوده تا روشنايي را تجديد حيات بخشد و بدين جهت گذشته خراسان چراغي است فرا راه آينده بشري.
آنچه بر ديدگاه مي‌نشيند، پژوهشي است بر مبناي جغرافياي تاريخي پاره‌اي از اين سرزمين افسانه‌اي كه خود با رازهاي بسياري همراه است و اگر چه مفهوم جغرافياي تاريخي هنوز از نظر محققان به طور دقيق تعريف نشده و مشخص نگرديده است و گاهي آن را شعبه‌اي از جغرافياي انساني شمرده و زماني مطالعه تغييرات عوامل جغرافيايي در طول زمان به حساب آورده‌اند ولي به نظر مي‌رسد كه جغرافيا بستر رويدادهايي است كه محتواي تاريخي دارند و بايد چنين نتيجه گرفت كه جغرافياي تاريخي مجموعه‌اي است از مطالعات محلي با وجه به دگرگوني‌ها و بازسازي‌ها و خلاقيت‌هاي انسان در طول حياتش در آن ناحيه و بدين ترتيب جغرافيايي در طول تاريخ با توجه به عوامل انساني تاثير گذار بر اين مكان‌هاي جغرافيايي مي‌باشد.
بيان مسئله
در اين مجموعه كه به صورت پايان نامه مكتوب گرديده سعي شده از اطلاعات و مدارجي كه درج مي‌شود به بهترين حالت ممكن استفاده شود تا در صورت امكان يك منبع اطلاعاتي به عنوان مفيد در دسترس خوانندگان قرار گيرد. در اين مجموعه علاوه بر جغرافياي طبيعي به ويژگي‌هاي انساني و تاريخي اين منطقه اشاره گرديده است و علاوه بر آن اشاره‌اي به رويدادهاي تاريخي شده است و همين طور آشنايي با آداب و رسوم و باورهاي مردم منطقه و تاثير آن بر رفتاري مردمان آن ديار توجه گرديده است.
بيان هدف
هدف از انتخاب اين موضوع اين موضوع جهت ارائه‌ي پايان نامه تحصيلي شناخت و معرفي هر چه بيشتر منطقه‌ي باستاني از سرزمين كهن‌مان است.
همين موضوع باعث گرديده كه با ياري خدا بتوانيم از اين طريق شناخت بيشتري نسبت به منطقه‌ي تاريخي گناباد پيدا كنم و در خدمت علاقمندان و دوستداران اين گونه اطلاعات قرار دهم.
طرح تحقيق
آنچه در اين تحقيق فراهم شده مختصري از مونوگرافي همان طوري كه مي‌دانيم مونوگرافي سبك نگاري جامعه يا اجتماعي است كه در يك محل زيست مي‌كند و در اصطلاح به معني شناخت جغرافيايي و اقتصادي و اجتماعي و انساني يك منطقه است.
مونوگرافي حاضر مربوط به روستاي گناباد است و مونوگرافي روستايي بررسي موقعيت و شناخت جغرافيايي، اجتماعي، اقتصادي و انساني روستا يا ده است.
با اين حال نويسنده كوشش دارد كه فقط آمار و ارقام را ارائه ندهد بلكه علاوه بر آمار و ارقام، تحليل بر مونوگرافي روستاي گناباد داشته تا تحقيق جنبه‌ي تحليلي به خود بگيرد.
با توجه به فرهنگ روستا، نوع ساختار اجتماعي و هم چنين آداب و رسوم و زبان كه آكنده از سنت‌هاي اسلامي و قديمي و لبريز از قوانين منظم و يا قبيله‌اي بوده است كه خود نشان دهنده‌ي غنا و قدمت روستا بوده كه تحقيق در مورد اين مسائل علاوه بر اين كه ما را با فرهنگ روستا آشنا مي‌كند، چند درباره‌ي اين سنت‌ها را نيز مي‌تواند به دنبال داشته باشد در واقع اين تحقيق مي‌توان به يك رشته از اطلاعات و گوناگون كه در مورد روستا است دست پيدا كرد.
وضعیت طبیعی گناباد
گناباد در منابع معتبر تاریخی و وجه تسمیه
گناباد از جمله شهرهای کهن و بسیار قدیمی ایران است که قدمت آن به چند هزار سال قبل می رسد. با نگرشی به منابع تاریخ و جغرافیای کشورمان درمی یابیم که این شهر طیّ دورانهای تاریخ به نامهای گوناگون نامیده اند که در برخی از آنها خود لفظ نشان دهندۀ معنی می باشد.
در این قسمت به برخی از اسامی گوناگون و تعابیر مختلفی که در جهت تعریف و شناساندن گناباد، در مراجع و فرهنگهای مورد مطالعه وجود دارد اشاره می شود.
در برخی از منابع آمده که : «قهستان(قوهستان) ناحیه ای از خراسان در بیابان فارس است و شهری بدین نام ندارد و قصبه ( مرکز) آن قاین و شهرهای آن ینابذ (گناباد) و طبسین است که …»
همچنین مترجم ذکر می کند:« در شاهنامۀ فردوسی نیز به لفظ کُنابَد (کُنابُد) آمده است آنجا که می گوید:
یکی سوی کوه کنابَد برفت     یکی سوی ریبَد خرامید نفت»
البته مؤلف در حاشیه توضیح می دهد که «ظاهراً این محل در شاهنامه همان کوغناباد است و [محلی به غیر از] گناباد می باشد» و در صفحات بعد آمده است که : « بادغیس دارای شهرهای کوه سیم (جبل الفضّه) کوه کوغناباد، بست، … است و همین لغت در نزهةالقلوب به صورت کوه غناباد آمده است.»
نکته قابل ذکر اینکه تطبیق نقاط جغرافیایی مطرح شده در شاهنامه فردوسی (مرتبط با نبردهای حماسی ایران و توران در خراسان بزرگ و مرز توران) با گناباد فعلی واقع در جنوب خراسان، مورد تأیید اکثر محقّقین و مؤلفین می باشد.
کد :3194 فرمت :ورد صفحه :210

کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی و جایگاه آن در ایران

 

کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی و جایگاه آن در ایران و علت افول کتابخانه ها

خلاصه

با توجه به اهميت كتاب و كتابخانه در جهان اسلام، كه ناشي از تعاليم اين مكتب آسماني است، و وجود احاديث و روايات بيشماري از رسول اكرم و ائمه درباره دانش و پژوهش، جايگاه كتاب و كتابخانه در تمدن اسلام به وضوح آشكار مي شود. در دوران تمدن اسلامي دو دوره كلي و بارز وجود دارد، دوران رشد و شكوفايي علم و دانش در اين تمدن، كه باعث به وجود آمدن كتابخانه هاي بسيار بزرگ و كاملي شد كه به كمك دانشمندان و محققان آن زمان به وجود آمدند و ديگر دوره افوق كه در اين دوره به دلايل مختلفي از جمله عوامل دروني و بيروني، افول علم و دانش و در كنار آن كم رنگ شدن نقش كتابخانه ها در جهان اسلام را شاهد مي باشيم.

كليد واژه ها: ايران- تاريخ- تمدن اسلامي – كتاب – كتابخانه ها

فهرست

خلاصه. 1

مقدمه. 2

ابزار و وسايل كتابت در دوران اسلام. 3

كتابخانه هاي تمدن اسلامي.. 3

الف: كتابخانه هاي شخصي.. 6

ب: كتابخانه هاي مساجد. 6

ج:كتابخانه هاي عمومي.. 6

معرفي برخي از كتابخانه هاي عمومي دوران اسلامي.. 7

كتابخانه حلب.. 7

كتابخانه شاپور. 7

كتابخانه سيد رضي.. 8

كتابخانه سيد مرتضي.. 8

د- كتابخانه هاي نيمه عمومي.. 9

كتابخانه فارس… 9

كتابخانه رامهرمز. 9

كتابخانه بصره. 10

كتابخانه ابن شاه  مردان.. 10

كتابخانه صاحب بن عباد. 10

چگونگي اداره كتابخانه ها و نحوه در آمد و مخارج آنها 11

شیوه های تهیه کتاب.. 11

کتابخانه های ایران اسلامی.. 12

دلايل افول كتابخانه هاي اسلامي.. 15

عوامل بروني.. 16

عوامل دروني.. 16

نتيجه. 17

يادداشت‌ها : 18

Abstract 20

دكتر غلامحسين سعيديان.. 22

چكيده. 22

كليد واژه‌ها 23

مقدمه. 24

آذربايجان بزرگ و اميرخان تركمان.. 25

پي‌نوشت‌ها و توضيحات.. 36

منابع و مأخذ. 48

سياست‌هاي شاه عباس اول در رونق تجاري ايران.. 52

چكيده. 52

واژه‌هاي كليدي: 52

مقدمه. 52

اقدامات شاه عباس اول در رشد و تجارت.. 57

الف- امینیت راه‌ها ئ مبارزه با راهزنان.. 60

ب- احداث راه و کاروانسرا 60

ج- حمايت از اتباع خارجي ( بازرگانان و مبلغان مسيحي) 62

د: استفاده از ارمنه در تجارت ابريشم. 66

نتيجه. 68

پي‌نوشت‌ها و يادداشت‌ها 69

فهرست منابع. 73

عنوان مقاله: 77

چكيده: 77

كليد واژه‌ها 78

مقدمه: 78

الف: شهرها 81

ب: رودها و رودخانه‌ها 96

ج: درياها و درياچه‌ها 97

د-كوه‌ها 98

ه: دژها و قلاع. 99

و: اماكن جغرافيايي ديگر. 101

پي ‌نوشت‌ها 103

فهرست منابع و ماخذ.

104 صفحه

,

تاریخچه و مبانی نظری طراحی پارک

 

فصل اول

بین النهرین (3500 سال قبل از میلاد) بین النهرین یا میان دو رود جلگه حاصلخیزی بین رودهای فرات و دجله است و یکی از نخستین بهنه های تمدن انسانی شناخته می شود. در دوران باستان این سرزمین‌رابطه ستایش آمیزبا طبیعت مبین نوع ارتباط انسان با طبیعت پیرامونش بوده و ویژگی‌های این رابطه را عناصر زیر تشکیل می‌داده است. احترام به محیط طبیعی و تقدیس آن انسان را موظف می‌ساخت که تمای فعالیتش را با طبیعت هماهنگ سازد. تقدیس طبیعت موجب می‌شد که انسان خود را نگهبان آن بپندارد و تمامی عملیاتش را با عناصر آن ( خطوط نور و رنگهای طبیعت ) همگون و هماهنگ سازد. زمین به عنوان “زمین – مادر” منبع و منشا تمامی خوبی‌ها و زایش‌ها و بقای هستی تلقی می شد. آب نیز عنصری برای تولید و بقا محسوب می شد و برای رویاندن و ایجاد خنکی به کار می رفت واهمیتی تمثیلی و معنوی داشت. نگرش و اعتقادات موجود در این زمینه در باغهای معلق یا پردیس های بابل تجلی یافته که در امتداد دیوارهای شهر بابل در زمین‌های حاصلخیز به صورت یک سری از تراس‌های مشجر روی یکدیگر ساخته شده بود و از فراز آن جلگه و بیابانهای اطراف دیده می شد. روی هر یک از تراس‌ها گونه‌های گیاهی متفاوت کاشته شده بود.(شکل) این باغ ها دارای محوری بودند که با دو ردیف درخت احاطه می شده و از میان آنها جویی از آنها می گذشت. سیمای این باغها از طریق کشفیات باستان شناسی مشخص شده که کروکی Lacon آن را نشان دهد. باغهای معلق بابل از قدیمی‌ترین باغهای کهن جهان می‌باشد این باغ در سال قبل از میلاد مسیح و همزمان با شروع سلسله پادشاهان پارسی احداث شده است. این باغ یکی از عجایب هفتگانه جهان محسوب می شود. باغ مذکور رابه شکل هرم ساخته اند. این هرم را تراس بندی کرده و طبقات و تراسها را از وسط پلکانهای عظیم به یکدیگر مربوط ساخته بودند. در هر تراس درختان و درختچه ها و درختان گلدار فراوان کشت نموده بودند تا باغ به شکل یک کوه پردرخت در آید. در این باغ نه تنها به طور زیبایی بلکه بخاطر پیچیدگی ساختمان و نحوه آبیاری آن حایز اهمیت به سزا می‌باشد. 1-1-2- مصر (3500 سال قبل از میلاد ) جلگه حاصلخیز مصر نیز در امتداد رود پرآب نیل همزمان با تمدن بین النهرین جایگاه یکی از تمدن‌های بزرگ دوران باستان بوده که از کشاورزی یافته‌ای نیز برخوردار بوده است. دراین سرزمین رابطه انسان مبتنی بر “الهام از طبیعت” و “آمیختگی معماری با طبیعت” قرار داشت و ویژگی آن بدین شرح قابل جمع بندی است طبیعت پایه الهام معماری بنای معابد مصری بشمار می‌رفت. به نحوی که مونومان ها ( اهرام معابد و …) تقلیدی از کوه وجهت نزدیکی به خورشید است ستون ها تقلیدی از نخل و سرستون ها تقلیدی از گلهای نیلوفر (Lotus) و پاپیروس (Papirus). معبد دیرالبحری نمونه بارزی از معماری این دوره است که تراسهای آن با آمفی تیاتر طبیعی آمیخته شده است و آخرین تراس آن به عنوان المان نهایی بنا به کوه متصل می‌شود. سیستم باغسازی در مصر باستان قطعات مسطح مستطیل شکلی بودند و گیاهان در آن با فرم منظمی کاشته می‌شدند و دیوارهای بلندی آنها را احاطه می‌کردند (شکل‌های 8 و9) این باغ ها با کانالهای آبی که نخل‌های کوتاهی کنار آنها کاشته شده بود به قسمت‌های متعدد بصورت شطرنجی تقسیم می‌شدند. در کناراین کانالهای آب گذرهایی نیز برای ارتباط قسمتهای مختلف در نظر گرفته می‌شد. داربست‌های مو نیز در این باغها از در ورودی تا آستانه محل اقامتگاه امتداد می‌یافت. در مواردی وسط این باغها حوض آبی تعبیه می‌شد که عمدتا از زهکش آبهای زمینی تغذیه می‌شدند و محل پرورش گیاهان آبزی بشمار می‌رفتند و در خنک ساختن محیط نقش داشتند. در اطراف این باغها یک ردیف درخت در کنار دیوار باغ کاشته می‌شد تا از نفوذ بادهای صحرا به داخل آن جلوگیری بعمل آید. در مجموعه طراحی این باغها تحت تاثیر عوامل اقلیمی و محیطی آنها قرار داشت و باغها مکانی برای زندگی خصوصی محسوب می‌شدند. اغلب تصاویر این دوره تعویض فصول بذرافشانی میوه چینی دامپروری پرندگان مختلف مرداب رود نیل و دیگر محیط‌های طبیعی را نشان می‌دهند که بیانگر وابستگی مصریان باستان به عناصر طبیعی پیرامون خویش هستند. باغ مصری دوران باستان الگوی مشخصی برای باغسازی در غرب بوده است. 1-1-3- یونان ( از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد) تمدن یونان باستان درجنوب شبه جزیره بالکان شکل گرفت که سرزمینی کوهستانی کم باران با خاکی نه چندان حاصلخیز و سواحلی بینهایت صخره‌ای و کوهستانی بود. این سرزمین تنها در بعضی مناطق جدا افتاده مانند “لاکونی” و “بثوتی” در مرکز و “ستالی” در شمال دارای دشت‌های حاصلخیز و مناسب برای کشاورزی بود و هر چند که دریا در تکامل جامعه آن نقش عمده است اما در سراسر این شبه جزیره رودخانه ای موجود نبوده است. بطور خلاصه یونان کشوری است با جغرافیا و آب و هوای متغیر خطوط ساحلی آن عمیقا تو رفته و بریده بریده است. در این دوران برای یونانیان طبیعت مکانی مقدس بود ونظم هندسی معماری در نظم طبیعت ادغام می‌شد. ویژگی ارتباط انسان با عناصر طبیعت در یونان باستان به شرح زیر جمع بندی می‌شود در ادبیات یونان باستان که آثار “هومر” (ایلیاد و اودیسه) شاخص آن است طبیعت به عنوان مکانی مقدس توصیف شده است. شیوه معماری و نوع استقرار معابد در بستر طبیعت به گونه‌ای بوده که به فضا ابعاد و مضامین نمادین (سمبلیک) می‌بخشیده است. نظم هندسی معابد درکنار نظم طبیعت شکل می‌گیرد و با آن ادغام می‌شود. مانند معبد اکروپولیس در یونان ( واقع در روی تپه) و معبد Peastum در ایتالیا ( واقع ر زمین صاف و باز) .

 

فهرست

فصل اول

بررسی تاریخچه باغسازی

باغهای جهان

بین النهرین (3500 سال قبل از میلاد)

– مصر (3500 سال قبل از میلاد

– یونان ( از قرن پنجم تا چهارم پیش از میلاد)

روم ( از اواخر قرن چهارم قبل ازمیلاد تا قرن پنجم بعد از میلاد)

باغسازی در قرون وسطی

باغهای اروپا

باغهای اسلامی در اسپانیا

ایران ( از قرن پنجم پیش از میلاد تا قرن هفتم بعد از میلاد)

قرون میانی ( از قرن پنجم تا قرن پانزدهم میلادی)

از قرن پنجم تا یازدهم

از قرن یازدهم به بعد

باغ‌های اندرونی خلفای بنی‌امیه)

باغسازی بعد از قرون وسطی

نمونه های ویلا- باغ- منظر

دوره باروک (قرن هفدهم)

نمونه های “ویلا- پارک”

نقش فرانسه در تکامل طراحی منظر قرن هفدهم

مجموعه “و- لو- ویکونت”

مجموعه “ورسای”

عصر روشنگری (قرن هجدهم)

فرهنگ باغ سازی چین

جایگاه نقاشی منظر فرانسه در باغسازی انگلستان

تحول تاریخی باغ در ایران

باغ های تیموری

باغ های قاجاری

باغ های شیراز

باغ تخت

باغ ارم

باغ های تبریز

باغ فتح آباد

باغ فین کاشان

باغ شاهزاده (ماهان کرمان)

باغ گلشن

فصل دوم

مبانی نظری

بررسی عناصر باغهای ایرانی

آب نما و استخر

کوشک

درخت و گیاه

حصار

زمین

بررسی مفاهیم در معماری باغ

حس مکان یا مکانیت

همزمان زمان – صورت

نواخت یا ریتم

هندسه

ابعاد نهادین

خصوصیات کالبدی باغ ایرانی

باغ واقع در محیط های هموار

باغ واقع در روی تپه

باغ آبی

باغ – خانه

باغ واقع در کنار رودخانه

آب و طبیعت در معماری

آب و معماری

مقدمه

طبیعت رهنمودی در معماری

رمانتیسم بنیان های معرفت شناختی

بنیان های معرفت شناسانه رمانتیسم

نقش تخیل در معرفت شناسی رمانتیسم

عاطفه و احساسات هنر رمانتیک

گرایش به گوتیک در معماری

طبیعت و نگرش تازه رمانتیک ها

طبیعت گرایی رمانتیک ها

جنبش نیوگوتیک در هنر و معماری فرانسه

بررسی اجمالی فرم

نتیجه

 

130 صفحه

 

میراث فرهنگی و بررسی جنبه های مختلف آن

 

خلاصه

مبحث اول : تعاريف ميراث فرهنگي
1- ميراث فرهنگي به مفهوم عام:
در دستيابي به يك تعريف براي ميراث فرهنگي، لازم است كه معيارهاي مشخصي مورد توجه قرار گيرند.  در اين ارتباط سه معيار اصلي پيشنهاد مي‌شود، شيئيت، قدمت و پيام انساني
اين معيارها مي‌توانند ما را به اين مضمون نزديك نمايند كه :
هرپديده‌اي ( اعم از منقول و غيرمنقول و آنچه كه ميراث مادي و معنوي  خوانده مي‌شود)
كه قدمتي دارد (طول اين قدمت نسبي است) و واجدپيامي انساني است ( يا چيزي از انسانهاي گذاشته براي عرضه دارد) شايسته است كه بعنوان «ميراث فرهنگي» خطاب گردد.
نتيجتاً ناديده گرفتن هر يك از اين سه عامل موجب انحراف جدي در استخدام اصطلاح ميراث فرهنگي براي بيان مقصود مي‌شود.در توضيح امر برآنيم تا هر يك از اين ملاك ها را براي شناسايي ميراث فرهنگي تبيين نماييم.
الف ) شيئيت:
اگر شيئيت ميراث فرهنگي مورد تأكيد است نه به اين دليل كه ممكن است ميراث فرهنگي بعنوان چيزي ذهني تصور شود چرا كه بديهي است، ما چيزي را بعنوان ميراث فرهنگي تلقي مي‌كنيم كه بنحوي به منصه ظهور رسيده باشد بلكه معياري است جهت بازياي بدين معنا كه اين مورد از شاخص‌هاي ميراث فرهنگي نيست بلكه يك معياربراي كمك به شناسايي آن است. به نظر مي ‌رسد كه مواجهه مستقيم با بقاياي تاريخي و برخورد با عينيت آن به انسان نوعي شهود اعطا مي‌كند،نوعي دريافت  استنتاجي خاص كه از خواندن تاريخ يا توضيح شفاهي حاصل نمي‌شود.  به قدري تأمل در قرآن كريم در مي‌يابيم كه در كنار روشهاي منطقي براي جستجوي حقيقت، قرآن بشررا به سفر وديدن آثار دعوت مي‌نمايد،از سويي مرور تجارب شخصي به ما نشان مي‌دهد كه در مواجهه با اصل يك تابلوي نقاشي يا شنيدن اجراي زنده يك قطعه موسيقي تا چه حد واكنشي متفاوت داشته ‌ايم. بدين معنا كه مشاهده حضور فيزيكي يك اثردر يك موزه يا در محوطه تاريخي موجب افزايش قدرت مواجهه و توجه بيشترمي‌گردد. بايد به ياد داشت  كه بيشتر آثار باقيمانده بعنوان يك اثر هنري خلق نشده‌اند بلكه به جهت گذر سالهاي بسيار تأثير ژرفي بر بيننده مي‌گذارند.  بنابراين معيار شيئيت، امكان تجربه‌اي بي بديل را براي مخاطب فراهم مي‌نمايد بدين معنا كه شهود مستقيم گذشته را ممكن امكان و گفتگوي روحي با ؟؟؟ را تحميل مي‌نمايد.
ب) ‌قدمت :
دومين معيار پيشنهادي براي تبيين ميراث فرهنگي، قدمت است. مساله قدمت براي مطالعه گذشته بسيار با اهميت است زيرا اين عنصر ضمن اينكه موفقيت اثر در تاريخ تعيين كرده واطلاعات با ارزشي را ارائه مي‌نمايد حس خاصي را در مشاهده برمي‌انگيزاند. بي شك گذشته نقش مهمي درزندگي رواني انسان‌ها ايفا مي‌كند.بسياري از رويكردهاي عاطفي به گذشته ناشي از قدمت به ارث رسيده در اشياء تاريخها مي‌باشد،دراين راستا آن قابل ذكر است اينكه مقدار فاصله با گذشته كه حس قديمي بودن را مي‌آ‏فريند،نسبي است وواضح است كه براي آنچه ميراث ناميده مي‌شود،حداقل سني بايد وجود داشته باشد.ليكن شايان ذكر است كه قرآن كريم نيز طول زمان مشابهي بعنوان يك مقياس براي تعيين آنچه كه قديمي يا از گذشته است ارائه مي‌نمايد.  در ميان سه معيار پيشنهادي اين قدرت است كه ما را به گفتگو ودرك پيام پيشينيان دعوت مي‌نمايد لذا اگر عامل قدرت را حذف كنيم چندين بعنوان ميراث فرهنگي باقي نخواهد ماند.

فهرست

فصل اول: مفاهيم ومباند. 8
1- معني زبان شناسانه ( فيلولوژيك) 8
مبحث اول : تعاريف ميراث فرهنگي 11
1- ميراث فرهنگي به مفهوم عام: 11
الف ) شيئيت: 11
ب) ‌قدمت : 12
ج) پيام انساني: 13
3- مفهوم خاص ميراث فرهنگي (ميراث فرهنگي معنوي) 15
5- تعريف ميراث فرهنگي در كنوانسيونهاي بين المللي: 19
1- مباني ارزشي: 26
2-مباني قانوني 31
الف – مبناي ملي حقوق ميراث فرهنگي 31
ب )  مبناي بين المللي حقوق ميراث فرهنگي 33
ب) علل عارضي 37
فصل دوم: تاريخچه حقوق ميراث فرهنگي درايران 39
مبحث اول: قبل از انقلاب 39
1- تشكيل وزارت معارف، اوقاف وصنايع مستظرفه 39
2- تشكيل وزارت فرهنگ وهنر 43
2- حفاظت آثارباستاني وبناهاي تاريخي و مرمت آنها: 47
3- جلب همكاري سازمانهاي ملي و دولتي: 47
4- تربيت كارشناسان و متخصصان مورد لزوم: 47
مبحث دوم : ميراث فرهنگي در ايران پس از انقلاب اسلامي 49
1- تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور 49
1- تشكيل سازمان ميراث فرهنگي كشور 50
2- استقرار ضوابط ميراث فرهنگي پس از انقلاب: 51

بخش دوم 59
فصل اول : جايگاه ميراث فرهنگي در حقوق ايران: 60
1- ميراث فرهنگي در قانون اساسي: 60
قانون اساسي چين : 62
قانون اساسي كره جنوبي: 63
قانون اساسي كانادا: 63
قانون اساسي سوريه: 63
1- قانون برنامه اول توسعه: 64
2- قانون برنامه دوم توسعه: 65
بند 3) قانون برنامه سوم توسعه: 66
3- ميراث فرهنگي در قوانين شهري: 67
ب ) مقررات شهرداري‌ها: 71
4- ميراث فرهنگي در قوانين و مقررات مالي كشور: 75
ب ) معافيتهاي مالي: 79
1- حفاري در ابنيه واراضي باستاني و حريم آن 81
ب ) حفاري 82
1- حقوق و تكاليف مربوط به دارندگان مجوز حفاري: 83
2- نظارت سازمان ميراث فرهنگي بر عمليات حفاري: 84
4- حفاري در املاك خصوصي: 85
5- حفاري غيرمجاز: 85
و ) حفاري تصادفي: 86
2- ورود وصدور (قاچاق ) 87
قاچاق اموال فرهنگي- تاريخي بدل: 88
استرداد اموال فرهنگي – تاريخي 92
خريد وفروش 92
الف ) خريد و فروش آثار فرهنگي –تاريخي منقول: 93
ب ) خريد وفروش آثار فرهنگي –تاريخي غيرمنقول : 95
فصل 2: 96
مبحث اول: سازمانهاي حمايت كننده در كشور: 96
1- سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري: 97
الف – تشكيل سازمان: 97
ب ) اهداف و وظايف سازمان 98
ج) اركان سازمان 99
شوراي عالي سازمان: 99
1- هيأت امناء 101
ب) اهداف ووظايف 103
2- شوراي مركز: 104
4- انجمن ميراث فرهنگي: 105
ب)‌اهداف ووظايف : 105
2- اخطار به مالك: 109
3- اعلام عمومي ثبت اثر: 110
6- حفاظت ومرمت اضطراري: 112
1- اطلاع به دولت: 113
2- اعمال حق مالكيت يا تصرف: 113
الف ) وظايف سازمان‌هاي فرهنگي وگردشگري: 115
ب ) حقوق و تعهدات مالك: 116
مبحث سوم: الحاق ايران به معاهدات و سازمانهاي بين المللي 117
1- الحاق به معاهدات بين المللي 117
2- الحاق به سازمانهاي بين المللي: 119
1- شناساندن موزه ها و آثارفرهنگي ايران 120
بخش سوم 122
فصل اول : معاهدات بين المللي 123
مبحث اول : » 123
1:موضوع ودامنه مشول 123
الف- دامنه شمول كنوانسيون به لحاظ اعضاي متعاهد : 123
ب – دامنه شمول كنوانسيون به لحاظ سرزمين: 125
2- روشهاي حمايت از اموال فرهنگي در كنوانسيون: 125
ب- حمايت خاص: 126
2- اشغال: 129
ج ) حمايت عالي: 129
3- قلمرو اجرائي كنوانسيون : 131
الف) اقدامات زمان صلح : 131
1- موضوع ودامنه شمول 135
2-  مقررات شكلي و اجرايي : 136
3- تعهدات دول عضو كنوانسيون 139
1) تعهدات تقنيني: 140
الف – تصويب كنوانسيون: 140
ب – تصويب قوانين كيفري واداري: 140
2- تعهدات اجرايي: 141
3- تعهدات نظارتي : 141
1- وجود حفاظت حقوقي: 149
2- مديريت مناسب: 149

 
152 صفحه

9200 تومان