تکنولوژی نساجی

مقدمه:
پيشرفت تكنولوژي نساجي در چند سال گذشته به اندازه اي چشمگير و تغييرات تكنيكي آن به قدري متنوتع بوده است كه مي توان به جرأت ان را به عنوان دومين تحول بزرگ صنعتي در زمينه تكنولوژي و ماشين سازي به حساب آورد. اگر اولين تحول بزرگ صنعت و نساجي را در قرن نوزدهم به كار افتادن چرخهاي اين صنعت توسط نيروي مكانيكي بدانيم، به طور قطع دوم تحول بزرگ صنعت نساجي در اواسط قرن بيستم و با ارائه روش هاي جديد رسيدنگي مانند توليد الياف فيلامنت ريسندگي اوين اند، و در بافندگي ماشينهاي بافندگي بي ماكرو و ماشين هاي بافندگي چند فازي انجام گرفته است.
دلايل تحول صنعت نساجي به غير از مسائل اقتصادي و تكنيكي توليدي، به عوامل زير بستگي داشته است:
–  ازدياد سريع جمعيت در قرن نوزده و بيست سبب شد تا نياز به افزايش توليد كارخانه هاي نساجي و در نتيجه افزايش توليد ماشين آلات نساجي بيشتر شود.
–  پيشرفت سريع ساير صنايع در نتيجه كمبود كارگر و بالا رفتن دستمزد در اين صنايع باعث شد كه كارگران صنعت نساجي ديگر روي آورد. در اين مورد تنها راه حل علمي اتوماتيك كردن ماشينها براي كم كردن نياز به كارگر و به موازات آن افزايش توليد ماشين آلات به منظور قادر ساختن كارخانه هاي توليدي به پرداخت دستمزد بيشتر بود.
–  بالا رفتن تمدن ماشيني ملتها و تحول روز افزون مد در زندگي عامه مردم سبب شد تا ميزان معرف سرانه منسوجات افزايش يابد.
ماشينهاي بافندگي از زمان بوجود آمدن دستگاه بافندگي دستي تا مشينهاي بافندگي اتوماتيك دوره تكميلي قابل ملاحظه اي را پشت سر نهاده است. با اين وصف اگر مطالعه سطحي در اين مورد انجام گيرد، ملاحظه مي شود كه تكنيك كار ماشين هاي جديد به همان دستگاههاي بافندگي دستي شباهت دارد. با اختراع ماشينهاي بافندگي بافندگي بوجود آمد و روشهاي بافندگي جديدي ارائه شد.
در دوره توسعه و تكميل ماشينهاي بافندگي تا زمان بوجود آمدن ماشينهاي بي ماكو تحولاتي پيدا شد. در حاليكه بر روي دستگاه بافندگي دستي هر نوع پارچه اي از لحاظ جنس بافته مي شد، با مكانيزه شدن اين دستگاه ها و بوجود آمدن ماشينهاي بافندگي براي هر نوع پارچه اي ماشين مخصوصي ساخته شد. به طور مثال ماشينهاي بافندگي براي پارچه هاي پنبه اي، فيلامنت پشم و غيره ساخته مي شد و فقط در همين موارد به كار مي رفت. واضح است كه اين ماشينهاي مورد استعمال ويژه اي داشت و فقط براي بافتن پارچه مخصوصي قابل استفاده بود. با عرضه شدن ماشين هاي بي ماكو و با توجه به اين مطلب كه يكي از خصوصيات آنها عمومي بودن كاربرد آنهاست و مي توان پارچه هاي متنوعي بر روي آنها بافت، كارخانه هاي سازنده ماشينهاي اتوماتيك براي رقابت با ماشينهاي بي ماكو مجبور شدند ماشينهايي بسازند كه كاربرد آنها عمومي باشد. در حقيقت بايد گفت كه كارخانه هاي سازنده امروزه سعي مي كنند كه ماشينهاي بافندگي را با موارد كاربرد متنوع عرضه كنند. با وجود اين ممكن است اصطلاح ماشني بافندگي عمومي كمي اغراق آميز باشد. زيرا با وجود آنكه از نظر مكانيكي و تكنولوژي بافت، امكان عمومي بودن يك ماشين بافندگي وجود دارد ولي كاربرد چنين ماشيني در بيشتر موارد از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست. در مورد عمومي بودن ماشينهاي بافندگي مي توان حداكثر تا آنجا پيش رفت كه مثلاً براي دو پارچه مختلف، نمره نخ، پهناي پارچه و تراكم در يك حد قرار داشته باشد. در غير اين صورت حتي از نظر تئوري قابل قبول نيست كه به طور مثال بتوان بر روي يك ماشين بافندگي اتوماتيك پشمي يك پارچه ظريف ابريشمي بافت.
با در نظر گرفتن مطالبي كه در مورد كاربرد ماشينهاي بافندگي عمومي گفته شد، نمي توان ماشينهاي بافندگي را به طور صحيح و مجزا از يكديگر تقسيم بندي كرد. در كتابهاي قديمي نساجي تقسيم بندي ماشينهاي بافندگي بر اساس نوع محورهاي متحرك و تعداد آنها انجام مي شد، اما امروزه اين تقسيم بندي صحيح نيست. امروز مي توان ماشينهاي بافندگي را بر اساس طريقه پود گذاري آنها تقسيم بندي كرد:
–         ماشينهاي بافندگي با سيستم پود گذاري معمولي.
در اين ماشينها پود گذاري توسط ماكويي كه در داخل آن ماسوره نخ پود قرار دارد انجام مي شود. اين ماشينها به طور كلي شامل ماشينهاي بافندگي معمولي و اتوماتيك هستند. ماشينهاي بافندگي معمولي بيشتر در بافت پارچه اي سنگين، مانند پشمي و غيره استفاده قرار مي گيرد. امروزه اكثر ماشينهاي بافندگي با روش پود گذاري معمولي از نوع اتوماتيك هستند.
–         ماشينهاي بافندگي با سيستم پودگذاري غير معمولي…….

 
عنوان

صفحه
1- مقدمه

2- تاريخچه

3- خلاصه مطلب تكنولوژي و اقتصادي

– بررسي تكنولوژي بافندگي

– ماشين هاي بافندگي با ماكو

– ماشين هاي بافندگي بي ماكو

– مقايسه ماشين هاي با ماكو و بي ماكو و مكانيزمهاي راپيري

– بررسي اقتصادي

– ويژگيهاي ماشين هاي بي ماكوي جديد.

ماشين هاي با فندگي با ماكو:

1-1-1- اجزاي يك دستگاه بافندگي

1-1-2- اسكلت ماشين بافندگي.

1-1-3- ميل لنگ، كلاچ و الكتروموتور ماشين بافندگي.

1-1-4- ترمز

1-1-5- محور بادامكهاي ضربه

1-1-6- دفتين

عنوان

صفحه
1-1-7- ماكو

1-1-8- ترمز نخ پود در داخل ماكو

1-1-9- مضراب

1-1-10- كناره گير پارچه

1-1-11- ورد ماشين بافندگي

1-1-12- ميل ميلك

1-1-13- لامل و دنده شانه اي

1-1-14- غلتك نخ تار (اسنو)

1-1-15- پل نخ تار

1-1-16- ميله هاي تقسيم كننده نخ هاي تار

1-1-17- غلتك كشيدن پارچه (غلتك خاردار- غلتك سمباده اي)

1-1-18- غلتك پيچيدن پارچه

1-1-19- عمليات مختلف در ماشين بافندگي (دايره زماني)

مكانيزمهاي تشكيل دهنه:

1-1- مكانيزمهاي تشكيل دهنه كار

1-2- انواع دهنه

عنوان

صفحه
– نوع تشكيل دهنه

الف) دهنه رو         ب) دهنه زير             ج) دهنه رو- زير

– چگونگي تشكيل دهنه:

الف) دهنه نامنظم           ب) دهنه منظم

– انواع دهنه در لحظه دفتين زدن

الف) دهنه بسته         ب) دهنه باز           ج) دهنه نيمه باز

– لحظه تشكيل دهنه:

الف) دهنه معمولي         ب) دهنه زود           ج) دهنه زير

1-3- انواع مكانيزمهاي تشكيل دهنه:

1) مكانيزم تشكيل دهنه بادامك

2) مكانيزم تشكيل دهنه دابي

3) مكانيزم تشكيل دهنه ژاكارد

1-4- طرح بادامك و انواع آن

مكانيزم پود گذاري و دفتين زدن ماشين هاي بافندگي با ماكو:

1-5- تئوري پود گذاري و دفين زدن

1-6- محاسبه سرعت ماكو

عنوان

صفحه
1-7- علل سريعتر كردن ماشين هاي بافندگي بي ماكو

1-8- دلايل ديگر براي ازدياد سرعت ماشين هاي بافندگي بي ماكو

1-9- تعيين مسير حركت ماكو

2-1- محاسبه تقعر (فرورفتگي) كف دفتين

2-2- انتخاب شانه بافندگي

2-3-شانه هاي بافندگي مخصوص

2-4- نگاهداري شانه

کد :3536 فرمت :ورد صفحه :125

 

بررسی انواع بافت سرژه

کليات
– هدف
هدف از انجام اين پروژه بررسي بافت هاي معكوس سرژه از لحاظ تشكيل دهنه رو و زير مي باشد كه متناسب با اين ارتفاع دهنه در نخ هاي تار كشش هاي مختلفي را ايجاد مي كند كه اين اختلافات روي خواص پارچه هاي توليدي ما تأثير خواهد داشت و بافت هايي كه بررسي خواهد شد شامل   و   و   و   و   و   و   و   و   و  مي باشد كه در طي اين پروژه خواصي مثل استحكام، نفوذپذيري هوا و رنگ پذيري و زيردست پارچه و غيره مورد بررسي قرار خواهد گرفت.
– پيشينه تحقيق
در بسياري از كارخانجات متناسب با امكانات موجود از بافت هاي مختلف سرژه استفاده مي نمايند، ما در اين پروژه مي خواهيم به نتيجه اي برسيم كه مثلاً بين دو بافت سرژه   و   كدام يك از اين دو طرح نسبت به هم برتري بيشتري دارند و تأثيري كه روي خواص مختلف پارچه مي گذارند چيست و ماشين هاي بافندگي مورد استفاده براي اين بافت ها با كدام طرح بافت روان تر كار مي كند.
– روش كار و تحقيق
براي اين پروژه ابتدا ده نوع پارچه با ماشين بافندگي روتي بافته مي شود سپس  نمونه هاي بافته شده در آزمايشگاه كنترل كيفيت مورد آزمايشهاي مختلف قرار خواهد گرفت نتايج اين آزمايشات در فصول بعدي بررسي خواهد شد و سپس نمونه هاي كوچك ديگري از پارچه هاي بافته شده اند انتخاب مي شود و اين نمونه ها در آزمايشگاه رنگرزي توسط دستگاه آزمايشگاهي نمونه رنگ كشي HT رنگ شده از لحاظ رنگ پذيري روي پارچه ها بررسي مي شود و براي اينكه بتوانيم نتايج دقيقي از ميزان جذب اين پارچه ها به دست آوريم پس آب اين رنگ ها نيز جمع آوري شده و در آزمايشگاه تكميل توسط دستگاه اسپكتروماتوگرافي از لحاظ ميزان جذب رنگ در فصول بعدي بررسي مي شود…
فهرست
  • مقدمه 3
  • فصل اول 5
  • كليات 6
  • 1-1- هدف 6
  • 1-2- پيشينه تحقيق 6
  • 1-3- روش كار و تحقيق 7
  • فصل‌دوم 8
  • 2-1- مکانیزم های تشکیل دهنده 9
  • 2-2- طرح بافت 11
  • 2-3- انواع بافت ها 11
  • 2-4- مکانیزم های تشکیل دهنه کار 37
  • 2-4-2- نوع تشکیل دهنه 37
  • 2-4-3- چگونگی تشکیل دهنه 41
  • 2-4-4- انواع دهنه در لحظه دفتین زدن 42
  • 2-4-5- لحظه تشکیل دهنه 44
  • 2-5- انواع مكانيزم تشكيل دهنه 46
  • مکانیزم تشکیل دهنه بادامکی 46
  • 2-6-  انواع مکانیزم تشکیل دهنه بادامکی 48
  • 2-7- تقسیم بندی دابی ها 51
  • 2-7-1- دابی يک بالابر: 51
  • 2-7-2- مکانیزم تشکیل دهنه دابی 52
  • 2-7-3- مکانیزم تشکیل دهنه دابی دو بالابر : 54
  • 2-8- ایجاد تشکیل دهنه در ژاکارد : 56
  • 2-8-1- مکانیزم تشکیل دهنه ژاکارد: 57
  • 2-8-2- مکانیزم عملكرد دستگاه ژاکارد: 58
  • 2-8-3-عوامل محدود کننده سرعت ژاکارد در سیستم تشکیل دهنه : 60
  • 2-10- ازدياد طول ناحیه دهنه جلو و دهنه عقب ( برای تخ تار ) 63
  • 2-11- تنظیم مطلوب دهنه 67
  • 2-12- هندسه دهانه تار 71
  • 2-13- وسايل و تجهيزات مورد استفاده 72
  • 2-13-1-شرح دستگاه ها 72
  • 2-14- دهانه تار نامتعادل 74
  • 2-15- دهانه تار متعادل 76
  • 2-16-1- زمان تشكيل دهانه متوسط 81
  • 2-16-2- زمان تشكيل دهانه زود 82
  • 2-13- اسپكتروم اختلاف كشش تار براي زمان تشكيل دهانه هاي تار متفاوت. 84
  • 2-17- مقاله 85
  • 2-18- فرضیات مربوط به مفهوم تشکیل دهنده جدید 86
  • 2-18-1- پیاده سازی تشکیل دهنده دیسکی 89
  • 2-19- بررسی فرضیات کلی 91
  • 2-20- بافت پارچه های دولا 95
  • فصل سوم 99
  • مقدمه 100
  • 3-1- لزوم كشش در بافندگي 101
  • 3-1-2-لزوم يكنواختي كشش تار: 102
  • 3-2-  دلايل تغيير كشش در طي بافندگي: 103
  • 3-3- كنترل كشش نخ تار 104
  • 3-3-1- روش هاي كنترل كشش نخ تار 104
  • 3-3-2- اثر سرعت بر روي ميزان كشش تارها 105
  • 3-4- ارتباط بين هندسه دهانه نخ تار، زمان تشكيل دهانه و كشش نخ تار 106
  • 3-5- اثرات ميزان كشش نخ تار بر روي ساختمان پارچه 107
  • 3-6- تأثير اصطكاك روي كشش تار 108
  • 3-7- ارزيابي و توسعه كشش سنج 109
  • 3-8- عوامل موثر در کشش نخ تار 110
  • 3-9- مكانيزمهاي باز كننده نخ تار 116
  • 3-9-2- مکانیزم های باز کننده نخ تار به صورت متناوب با محرکه الکتریکی 117
  • 3-9 – 3-  مکانیزم های باز کننده نخ تار با چرخش پیوسته غلتک نخ تار 117
  • 3-9-3-1- مکانیزم باز کننده نخ تار با کنترل سرعت متغیر 117
  • 3-10-پل تار 118
  • فصل‌چهارم 122
  • 4- آزمايشات 122
  • 4-1- مواد مورد نياز 123
  • 4-2- مشخصات پارچه 123
  • 4-3- مشخصات ماشين بافندگي سولزر روتي مدل 126
  • 4-4-1- راه اندازي ماشين بافندگي: 126
  • 4-4-1-2- حركت (كلاچ و ترمز) 127
  • 4-4-1-6-تعيين طول كف دفتين 128
  • 4-4-2-1-جاگذاري شانه: 129
  • 4-4-3-كنترل پود: 129
  • 4-4-4-سيستم تيك آپ پيچش پارچه: 129
  • 4-4-5-پيچش پارچه: 130
  • 4-4-6-دهانه كار: 131
  • 4-4-7-حاشيه لينو و حاشيه كمكي: 132
  • 4-4-8-سيستم حركت بادامكي: 133
  • 4-4-9-امكانات بافت هاي مختلف در حاشيه: 133
  • 4-5-بررسي تنوع بافت در ماشين هاي رپير: 134
  • 4-6- انتخاب نمونه 137
  • 4-6-1- ريش ريش كردن نمونه: 137
  • 4-6-2- عوامل ثابت و متغير بافت: 138
  • 4-7- دستگاه هاي اندازه گيري: 138
  • 4-7-2- دستگاه سنجش ضخامت پارچه (Unit highness- Meter) 144
  • 4-7-2-1- روش كار با دستگاه: 144
  • 4-7-3- ضخامت پارچه 145
  • 4-7-4- وزن پارچه 150
  • 4-8- جدول وزن انواع الياف 4-7-4- 1- دستگاه گرد بر پارچه ( براي محاسبه وزن متر مربع پارچه ) 151
  • 4-7-4- 1- دستگاه گرد بر پارچه ( براي محاسبه وزن متر مربع پارچه ) 152
  • Sample Cutter 152
  • 4-7-4-2-شرح و توضيح عمومي دستگاه: 152
  • 4-7-4-3-توضيح قسمت هاي دستگاه و عملكرد آن: 153
  • فصل پنجم 156
  • بحث و مقايسه نتايج 156
  • نتيجه گيري از آزمايشات انجام شده 158
  • نتيجه گيري كلي 160
  • پيوست ها 163
  • منابع و مآخذ: 177

180 صفحه

بررسی صنعت نساجی

خلاصه

..با اختراع ماشینهای بافندگی بافندگی بوجود آمد و روشهای بافندگی جدیدی ارایه شد. در دوره توسعه و تکمیل ماشینهای بافندگی تا زمان بوجود آمدن ماشینهای بی ماکو تحولاتی پیدا شد. در حالیکه بر روی دستگاه بافندگی دستی هر نوع پارچه ای از لحاظ جنس بافته می شد با مکانیزه شدن این دستگاه ها و بوجود آمدن ماشینهای بافندگی برای هر نوع پارچه ای ماشین مخصوصی ساخته شد. به طور مثال ماشینهای بافندگی برای پارچه های پنبه ای فیلامنت پشم و غیره ساخته می شد و فقط در همین موارد به کار می رفت. واضح است که این ماشینهای مورد استعمال ویژه ای داشت و فقط برای بافتن پارچه مخصوصی قابل استفاده بود. با عرضه شدن ماشین های بی ماکو و با توجه به این مطلب که یکی از خصوصیات آنها عمومی بودن کاربرد آنهاست و می توان پارچه های متنوعی بر روی آنها بافت کارخانه های سازنده ماشینهای اتوماتیک برای رقابت با ماشینهای بی ماکو مجبور شدند ماشینهایی بسازند که کاربرد آنها عمومی باشد. در حقیقت باید گفت که کارخانه های سازنده امروزه سعی می کنند که ماشینهای بافندگی را با موارد کاربرد متنوع عرضه کنند. با وجود این ممکن است اصطلاح ماشنی بافندگی عمومی کمی اغراق آمیز باشد. زیرا با وجود آنکه از نظر مکانیکی و تکنولوژی بافت امکان عمومی بودن یک ماشین بافندگی وجود دارد ولی کاربرد چنین ماشینی در بیشتر موارد از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست. در مورد عمومی بودن ماشینهای بافندگی می توان حداکثر تا آنجا پیش رفت که مثلا برای دو پارچه مختلف نمره نخ پهنای پارچه و تراکم در یک حد قرار داشته باشد. در غیر این صورت حتی از نظر تیوری قابل قبول نیست که به طور مثال بتوان بر روی یک ماشین بافندگی اتوماتیک پشمی یک پارچه ظریف ابریشمی بافت. با در نظر گرفتن مطالبی که در مورد کاربرد ماشینهای بافندگی عمومی گفته شد نمی توان ماشینهای بافندگی را به طور صحیح و مجزا از یکدیگر تقسیم بندی کرد. در کتابهای قدیمی نساجی تقسیم بندی ماشینهای بافندگی بر اساس نوع محورهای متحرک و تعداد آنها انجام می شد اما امروزه این تقسیم بندی صحیح نیست. امروز می توان ماشینهای بافندگی را بر اساس طریقه پود گذاری آنها تقسیم بندی کرد ماشینهای بافندگی با سیستم پود گذاری معمولی. در این ماشینها پود گذاری توسط ماکویی که در داخل آن ماسوره نخ پود قرار دارد انجام می شود. این ماشینها به طور کلی شامل ماشینهای بافندگی معمولی و اتوماتیک هستند. ماشینهای بافندگی معمولی بیشتر در بافت پارچه ای سنگین مانند پشمی و غیره استفاده قرار می گیرد. امروزه اکثر ماشینهای بافندگی با روش پود گذاری معمولی از نوع اتوماتیک هستند. ماشینهای بافندگی با سیستم پودگذاری غیر معمولی. این ماشینهای بافندگی به گروههای مختلفی تقسیم می شوند 1- ماشینهای بافندگی که در آنها عمل پودگذاری توسط یک جسم پرتاب شوند انجام می شود. پود گذاری در این ماشینها یا توسط ماکوی گیره ای که فاقد ماسوره است و در دو سر ماکو گیره هایی تعبیه شده و یا توسط جسم پرتاب شونده گیره دار کوچکی که ابتدای نخ پود را می گیرد و به داخل دهنه می کشد انجام می شود. 2- ماشینهای بافندگی که به طور مثبت پودرگذاری می کنند. این ماشینها دارای گیرههایی هستند که توسط تسمه و یا میله به داخل دهنه رفته و نخ پود را وارد می کنند. 3- ماشینهای بافندگی جت- این نوع ماشینها به وسیله جت آب و یا جت هوا نخ پود را به داخل دهنه وارد می کند. 4- ماشینهای بافندگی چند فازی- در این ماشینها همزمان چند دهنه به صورت سری و یا موازی تشکیل می شود و چند پود را وارد دهنه می کند. تاریخچه بافندگی یکی از قدیمیترین صنایع دستی بشر به شمار می رود امروزه شواهدی در دست است که مشخص می کند بشر از نه هزار سال پیش از پارچه بافته شده استفاده می کرده است. به این دلیل صنعت نساجی به خصوص بافندگی دارای تاریخچهای بسیار قدیمی است. قرنهای متمادی صنعت بافندگی به عنوان مهمترین صنعت تولیدی بشر به شمار می رفت. و نه تنها از نظر تولیدی این صنعت اهمیت داشته بلکه تاثیر آن در مسایل اجتماعی نیز اهمیت فانی داشته است. به طور مثال استفاده از برده ها در تولید مواد اولیه مانند الیاف طبیعی بخصوص در مزارع پنبه و یا استفاده از کودکان خردسال درکارخانه های نساجی به ویژه در بافندگی نمونه هایی از تاثیر اجتماعی صنعت نساجی به شمار می رود. نخ های تولیدی در زمانهای قدیم بسیار نایکنواخت و ضخیم بود و به همین دلیل پارچه های تولیدی نیز کاملا صخیم بودند. به این وصف در کتابهای مختلف آمده است که در این ادوار نیز پارچه های ظریف تولید می شده است. به نظر می رسد که اولین طریقه تولید پارچه توسط بشر عبارت بود از آوریختن نخهای تار از یک چوب افقی و آویزان کردن وزنه هایی در انتهای نخها به منظور ایجاد کشش در نخ تار (مانند بافتن تور ماهیگیری که در قدیم در ایران رسم بود). نخ پودر به صورت یک بسته از لابلای نخهای تار عبور داده می شد. تا بافت پارچه تشکیل شود. طریقه ای که بعدها ابداع شد عبارت بود از قرار دادن نخهای تار داخل یک چارچوب افقی به طوریکه این نخها در داخل آن کاملا کشیده قرار می گرفت. و نخ پود از لابه لای نخهای تار عبور داده می شد(مانند بافتن کف پوش حصیری که در گیلان مرسوم است) . به علت طول محدود تاب و نخ تار روی آن پارچه بافته شده نیز دارای طول محدودی بود. در قرن بعد نخ تار بر روی غلتک نخ تار پیچیده می شد واین غلتک در کی دستگاه بافندگی دستی قرار می گرفت. نخ های تار پس از باز شدن از روی غلتک تار به حالت افقی در می ‌آمد و در این حالت توسط نخ پود بافته می شد. پس از بافتن پارچه بر روی غلتک پارچه پیچیده می شد. این نوع دستگاه سالیان متمادی و به عبارت دیگر تا اواسط قرن نوزدهم تنها وسیله بافت پارچه به شمار می رفت. اولین تحول در راه تکنیکی شدن دستگاه بافندگی در سال 1733 میلادی توسط شخصی به نام جان کی ایجاد شد. وی با اختراع روش پرتاب ماکوی سریع سبب شد تا عمل بافندگی نسبت به پیش تندتر شود. گرچه این اختراع تولید دستگاه بافندگی را به مقدار کمی افزایش داد ولی باعث گردید تا راه جدیدی برای اختراعات بعدی گشوده شود. در سال 1785 میلادی ادموند کارت رایت موفق شد یک دستگاه مکانیکی بافندگی را اختراع کند. همزمان با اختراع روش استفاده از ا نرژی بخار توسط جیمز وات در سال 1776 نیز ارایه شد و بدین ترتیب میسر گشت که بتوان قسمت اعظم دستگاههای مکانیکی را از آهن و چدن ساخت. در نتیجه دستگاهها با نیروی بخار به حرکت در می آمد. در اویل سالهای 1800 میلادی دستگاههای بافندگی که از چدن ساخته شده بود توسط انرژی بخار کار می کرد. در سال 1809 ماری ژوزف ژاکارد موفق شد دستگاه تشکیل دهنده ژاکارد را اختراع کند. با این اختراع صنعت بافندگی هندی (ایجاد تصاویر و اشکال بزرگ در پارچه) که تا این تاریخ دستی انجام می شد به صورت مکانیزه درآمد. دستگاههای بافندگی دستی که تا زمان استفاده از انرژی های مختلف مانند بخار و یا برق مورد بهره برداری بود باید به عنوان دستگاه بافندگی دستی نامید و دستگاههای دیگر را به عنوان ماشین بافندگی نامگذاری کرد. در ماشینهای بافندگی عملیاتی مانند دفیتن زدن پودگذاری تشکیل دهنه و غیره توسط نیروی مکانیکی انجام می شود. ولی در این ماشینها اگر نخ روی ماسوره تمام شود کارگر باید ماشین را متوقف سازد و ماسوره پر را جایگزین ماسوره خالی کند. همچنین کارگر باید به محض پاره شدن نخ پود و یا نخ تار ماشین را متوقف سازد تا از ایجاد عیوب مختلف در پارچه جلوگیری شود. با این توضیح نتیجه می شود که ماشینهای بافندگی احتیاج به کارگر زیادی دارد و در حقیقت در دورانی که کارخانه های بافندگی مجهز به ماشینهای غیر اتوماتیک بودند هر ماشین به یک کارگر نیاز داشت. علاوه بر این توقف ماشین جهت تعویض ماسوره باعث می شد که راندمان ماشین نیز به میزان قابل توجهی کاهش یابد. این مسایل سبب شد که به مرور ماشینهای بافندگی به مکانیزم های مجهز شود که عملیات فوق را به صورت اتوماتیک انجام دهد این عمل علاوه بر بالا بردن راندمان ماشین میسر می سازد که یک کارگر بتواند با بیش از یک ماشین کار کند. ماشینهای بافندگی که به قسمتهای اتوماتیک مجهز هستند ماشینهای بافندگی اتوماتیک نامیده می شوند. اتوماتیک شدن ماشینهای بافندگی در اواخر قرن نوزدهم شروع شد و در قرن بیستم به کمال خود اولین قدم در راه اتوماتیک شدن ماشین با اختراغ مکانیزم تعویض ماکو در اواخر قرن نوزدهم برداشته شد و پس از آن مکانیزم تعویض ماسوره اختراع گردید. در این زمان سیر اتوماسیون در بافندگی که به کندی پیش می رفت زیرا به علت وجود نیروی کارگری فراوان و ارزان رغبت زیادی به اتوماسیون وجود نداشت. البته دلایل دیگری نیز در این مورد وجود داشت و آن محدودیت هایی از نظر کاربرد طریق جدید مکانیک و الکتریکی در قسمتهای اتومات بوده و حتی می توان ادعا کرد که تکنیک ماشینهای بافندگی آن زمان برای قبول اتوماسیون هنوز نارس بود. توسعه اتوماسیون در ماشینهای بافندگی تا سالهای 1960 ادامه داشت. علاوه بر این پیشرفتهای دیگری در تکنیک اتوماسیون بوجود آمد که از آن جمله می توان به مکانیزم مراقبت تار و پود مکانیزم تغذیه کننده ماسوره با استفاده از جعبه حمل ماسوره به جای باطری ماسوره و مکانیزم پیچیدن ماسوره در ماشین بافندگی اشاره کرد. در زمان تحول و تبدیل ماشین بافندگی به ماشین بافندگی اتوماتیک راه های دیگری نیز برای بالا بردن تولید ماشین بافندگی باز شد . در همان زمانهای اولیه به این نکته توجه شده بود که مهمترین عامل محدود کننده سرعت ماشین بافندگی وجود ماسوره نخ بود در داخل جسم پود بر (ماکو) و در نتیجه زیاد بودن جرم جسم پرتاب شونده به داخل دهنه است. به این دلیل از اوایل قرن بیستم روشهای جدیدی برای پود گذاری پیشنهاد شد. در سال 1866 باکستون و شرمن ایده ای را به ثبت رساندند که بر اساس آن یک سوزن گیره ای به داخل دهنه رفته و نخر پود را از سمت دیگر به داخل دهنه می کشید. در سال 1871 شخصی به نام ویلیام جی در آمریکا سیستمی را به ثبت رساند که بر اساس آن دو سوزن گیره ای عمل پود گذاری را انجام می داد. یک سوزن نخ پود را وارد دهنه می کرد‌ (پود آور) و در وسط دهنه سوزن دیگری نخ پود را گرفته و از دهنه خارج می کرد. (پود بر). در سال 1805 دانیل مونسون استون سیستمی را عرضه کرد که در آن عملیات عمل پودگذاری توسط ماکویی انجام می شد که در دو سر آن دو گیره وجود داشت و متنا و با نخ پود را از طرفین وارد دهنه می کرد. در سال 1911 کارل پاستور در آلمان امتیاز یک سیستم ماکو گیره ای را به دست آورد. در سال 1914 جی- سی- بروکز اولین روش پودگذاری با هوا را به ثبت رساند. در سال 1922 برای اولین بار کارل وانتین و یوهان گابلر در آلمان موفق شدند که ایده یک روش بافندگی جدید را به وسیله ساختن یک ماشین بافندگی گیره ای جامه عمل بپوشانند که در آن نخ به صورت قلاب از پودآور به پودبر منتقل می شد. امتیاز این ایده در سال 1925 صادر گردید. و در سالهای 1930 تعداد زیادی از ماشینهای گابلر در کارخانه های مختلف بکار افتاد. در سالهای 1924 مهندسی بنام روولف روسمن یک روش جدید پود گذاری را بنیان گذارد که ماشین بافندگی پروژه کتایل امروزی نتیجه آن است. در سال 1939 ریموند دواس در فرانسه موفق شد روش جدید پود گذاری انتقال سر نخ پود از پود آور به پود بر را اختراع کند. در سال 1949 اولین ماشینهای بافندگی جت آب توسط ولادیمیر استواتی در چکسلواکی ساخته شد. گرچه در نمایشگاههای مختلف ماشین آلات نساجی همیشه سیستم ها و مکانیزیم های جدیدی نشان داده و ارایه می شود اما کارخانه های نساجی کمتر رغبت داشتند این ماشینها را خریداری کنند و در حقیقت نیمه دوم دهه 1960 را باید زمان شروع کار ماشینهای بافندگی جدید دانست. در این زمان 36 کارخانه مختلف ماشین سازی به تولید ماشینهای بافندگی جدید اشتغال داشتند . اگرچه ماشینهای بافندگی جدید به علت روش خاص پود گذاری خود می توانند تا چند برابر ماشینهای بافندگی اتوماتیک پارچه تولید کنند اما تولید بیشتر آنها به علت اینکه مکانیزم پود گذاری باید پس از هر بار پود گذاری خارج از دهنه کار متوقف شود تا دهنه برای پود گذاری مجدد تعویض شود محدود است. به این دلیل همزمان با توسعه و تکمیل ماشینهای بافندکی جدید سیستم دیگری مورد بررسی قرار گرفت که در آن ماشینهای بافندگی قادر باشند همزمان چند پود را در دهنه های متعدد وارد کنند. این سیستم توان پودگذاری ماشین را چند برابر افزایش داد. این ماشینها امروزه به ماشینهای چند دهنه ای یا چند فازی معروف هستند. ازمیان ایده های مختلفی که پیشنهاد شد شاید بتوان مکانیزم پیشنهادی کارل موتور را که در اواخر دهه 1930 ساخته شد به عنوان اولین ایده عملی بحساب آورد. در سال 1955 ایده دیگری در این زمینه توسط جنتیلینی ارایه گردید که بر اساس آن تعدادی ماشین بافندگی نیز ساخته شد و در یکی از کارخانه های ایتالیا مشغول کار شد. فرق ایده موتر و جنیتیلنی در این بود که موتر دهنه کار را به صورت امواج تشکیل می داد و در ایده جنیتیلنی چندین دهنه پشت سر هم تشکیل می شد و همزمان باهم تعدادی نخ پود در داخل دهنه ها قرار می گرفت. به علت آنکه ایده جنیتیلنی قابل توسعه نبود به مرور از بین رفت و اکنون نمونه ای از این ماشین درموزه وین است. چکیده مطلب تکنولوژی و اقتصادی در این چکیده ابتدا ماشینهای بافندگی از نظر تکنولوژی در ارتباط با بافت منسوجات بررسی و دسته بندی شده و سپس از نظر اقتصادی مقایسه می گردد و در نهایت بهترین انتخاب از نظر تکنولوژی مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. بررسی تکنولوژی ماشین های بافندگی با ماکو در گذشته ماشینهای بافندگی معمولا یک پارچه می بافتند و عرض شانه ماشین های بافندگی نسبت به هم سرعت ماشین یعنی دور در دقیقه ماشین و یا تعداد پودهای بافته شده در دقیقه انجام می شد به طور مثال ماشینهای بافندگی برای بافت پارچه های روش پنبه ای ساخته می شدند و در نتیجه پارچه تکمیل شده با عرض 90 یا 100 سانتی متر تولید می شد. ماشینهای تکمیل این نوع نسوج مثلا ماشین چاپ وغیره نیز دارای عرضهای متناسب با پارچه مربوط بودند. ماشینهایی که برای بافت پارچه های فاستونی به کار می رفت دارای عرض 160 سانتی متر یا 170 سانتی متر بودند که پارچه تکمیل شده با عرض 150 یا 155 سانتی متر تولید کردند. بدین ترتیب اگر دو ماشین بافت پارچه پنبه ای از نظر تولید با یکدیگر مقایسه می شدند واضح بود که ماشین با سرعت میل لنگ بیشتر تولید بیشتری ارایه می داد. این دلیل در مورد پارچه های فاستونی نیز مصداق پیدا می کرد با به بازار آمدن ماشینهای ماکو که یکی از مزایای آنها امکان بافت چند عرض پارچه در یک ماشین بود مقایسه سرعت ماشینها (منظور سرعت میل لنگ یا محور اصلی و یا دقیق آنهاست) به منظور بررسی میزان تولید آنها نمی توانست صحیح باشد. از این رو معیار دیگری برای مقایسه این ماشینها در نظر گرفته شد که توان پودگذاری ماشین می باشد. به طور مثال چنانچه در یک ماشین با عرض شانه 110 سانتی متر و سرعت 220 دور در دقیقه و در ماشین دیگر عرض 110 سانتی متر با سرعت 200 دور در دقیقه پارچه بافته شود تولید آنها باید از طریق ذیل مقایسه شود متر پود بافت شده در دقیقه 24200=220110 متر پود بافته شده در دقیقه 4400=2001102 در ماشینهای بافندگی با ماکو در ارتباط نزدیک با سرعت ماکو است. به عبارت دیگر اگر در نظر باشد که سرعت ماشین بافندگی افزایش یابد لازم است که سرعت ماکو نیز به طور متناوب افزایش یابد. زیرا در یک دور میل لنگ عملیات مختلفی برای بافت یک پود انجام می شود که این عملیات طبق دیاگرام زمانی ماشین باید در زمانهای معین شروع و خاتمه یابد. عمده ترین این عملیات به ترتیب عبارت است از تشکیل دهنه پودگذاریو دفتین زدن باز شدن نخ و پیچیدن پارچه و عملیات مربوط به کنترل و اتوماسیون که دایره زمانی را تشکیل می دهند. اگر حداکثر سرعت ماشینهای با ماکوی فعلی را در 220 دور در دقیقه در نظر بگیریم یک دور گردش میل لنگ تقریبا 22060 ثانیه طول می کشد و کلیه عملیات ذکر شده می بایستی در این زمان انجام شود. عملیات یک سیکل بافندگی  دفتین زدن  پودگذاری  تشکیل دهنه کنترل تغذیه نخ تار پیچیدن پارچه مکانیزمهای مشترک و یا شبیه هم در بی ماکو و با ماکوتغذیه نخ تار و پیچیدن پارچه تشکیل دهنه (کنترل) مکانیزمهای متفاوت ماشینهای بی ماکو و با ماکو پودگذاری بنابراین چنانچه هر یک از این عملیات سریعتر انجام شود در نتیجه کل زمان لوازم برای بافت یک پود کاهش می یابد و در نتیجه سرعت ماشیسن نمی تواند افزایش داده شود. همان گونه که ذکر شد سرعت ماکو یکی از مهمترین عواملی است که می تواند در افزایش سرعت ماشین بافندگی نقش داشته شود….

130 صفحه

اصول کلی جریان یک سیال در طول ریسندگی لیف

مقدمه
اولین علم مورد نیاز برای توسعه روش های ریسندگی استفاده شده، برای تولید لیف به وسیله بررسی بر روی عنکبوت و کرم ابریشم ارائه شد. این مخلوقات نشان داده اند که مراحل زیر برای استخراج الیاف ممتد نازک موردنیاز می باشند.
1- کسب مایع ریسندگی
2- شکل گیری مایع ریسندگی
3- سخت شدن مایع ریسندگی
به علاوه الیاف تولید شده ای که ما به حالت ریسیده به دست می آوریم. ممکن است این که الیاف تولید شده به طراحی بعدی نیاز داشته باشند. بنابراین آنها باید دارای خصوصیات کافی باشند. در کارخانه الیاف پلیمری، پلیمردر شکل مذاب یا محلول تحت فشار از طریق اجسام موئینه دارای ضخامت های مشخص در دسته 002/0 تا 04/0 سانتی متر و طول هایی برابر با 3 تا 4 برابر ضخامت جریان دارد. مایع از جسم موئینه به صورت یک نخ بیرون می آید و مذاب به سرعت در یک ماشین نخ پیچی جمع می شود. به صورتی که مذاب رنگ شده و در آخر جامد شده و در نهایت به صورت یک لیف نازک که از کاهش تدریجی بخش مقطع عرضی ایجاد می شود که به صورت یک لیف با سطح مقطع متحدالشکل با ضخامت یکسان به دست می آید. اولین مایعات قابل ریسندگی محلولهای نیترات سلولز در یک ترکیب الکل/ حلال اتر بودند و جامد سازی مایع ریسندگی به وسیله تبخیر حلال ایجاد شده است.  دومین روش تولید لیف که توسعه یافت فرآیند ویسکوز بود. که در آن یک محلول سلولز به وسیله انعقاد شیمیایی جامد شده بود. پلی اکریلونیتریل اغلب به وسیله این روش ریسیده شده است.  سومین روش با توسعه یک ماده مذاب – پایدار (نایلون 66) ایجاد شده و جامد سازی مایع ریسندگی به وسیله منجمد کردن آن صورت می گیرد. پلی اتیلن تر فتالات، نایلون 66 و پلی پروپیلن، (منظم) همه به وسیله این روش ریسیده شده اند.  روش های اول، دوم و سوم ارائه شده در بالا همگی روش های خوبی هستند که به صورت روش های خشک ریسی، تر ریسی و ذوب ریسی شناخته شده اند.  ریسندگی مذاب جدیدترین و اقتصادی ترین روش می باشد.
ریسندگی مذاب نیز ساده ترین ریسندگی می باشد و از نظر تکنولوژیکی زیباترین روش تولید الیاف می باشد. جامد سازی نخ مذاب وابسته به انتقال گرما می باشد، در حالی که در خشک ریسی این نیز وابسته به یک راه انتقال توده می باشد و در تر ریسی وابسته به دو راه انتقال توده می باشد. نتیجه این است که نسبت های تولید سریع در ذوب ریسی امکان پذیر شده مذاب نرم می باشد. پایداری گرمایی پلیمر مذاب یک شرط مهم برای ذوب ریسی می باشد. پلیمرهایی که یک نقطه ذوب پایدار را دارا نمی باشند. گاهی اوقات نرم کردن و شکل دادن آنها با یک ماده نرم کننده فرار یا قابل استخراج قبل از ریسندگی، صورت می گیرد. به هر حال، این روش به اندازه روش ریسندگی از محلول ها در سطح وسیعی استفاده نشده است. انتخاب بین خشک ریسی و ترریسی براساس یک تعداد از عواملی که بعداً شرح داده می شود. انجام شده است.
جدول 1-3- الیاف تولید شده به روش ریسندگی متفاوت را نشان می دهد. گرچه پلیمرهای آروماتیک در طبقه تر ریسی ذکر شده اند.  اما آنها به وسیله جت خشک تر ریسی با استفاده از تکنولوژی ریسندگی کریستال مایع تولید شده اند. به طور مشابه گرچه الیاف پلی اتیلن به وسیله ریسندگی مذاب تولید می شوند اما وزن مولکولی فوق العاده بالا و تراکم بالای پلی اتیلن در استفاده از روش ریسندگی – ژل پلی اتیلن به لیفی تبدیل می شود که دارای قدرت ارتجاعی بالایی می باشد.  کیفیت یک لیف ریسیده عملکرد بعدی آنرا در صورتی تعیین می کند که لیف ریسیده متحد الاشکل و مشابه باشد، لیف طراحی شده، مورد استفاده تجاری نیز متحد الاشکل و یک جور می باشد. خصوصیاتی آن نظیر خصوصیات مکانیکی و خصوصیاتی مثل قابلیت خشک شدن نیز مهم می باشند که این یک جنبه خیلی مهم می باشد. اگر لیف ریسیده متحد الاشکل و یک جور نباشد، لیف نهایی دارای ناحیه های ضعیفی بوده و متحد الشکل نبوده و باعث ایجاد ضرر می شوند و جنبه غیر رقابتی در بازار پیدا  می کنند.
عملکردهای ریسندگی شرح داده شده در بالا وابسته به جریان مواد مذاب و محلولها بوده که در این قسمت یک بررسی خلاصه راجب جریان مذاب می کنیم.  این به خوبی شناخته شده است که مواد اصلی می توانند در سه حالت توده وجود داشته باشند که این سه حالت عبارتند از: گاز، مایع و جامد. حالت توده یک ماده اصلی بوسیله رابطه بین میانگین انرژی جنبشی و میانگین انرژی اصلی فعل و انفعال بین مولکولهای ماده اصلی تعیین می شود. در گازها، میانگین انرژی جنبشی خیلی بیشتر از میانگین انرژی اصلی فعل و انفعال بین مولکولها می باشد.  از طرف دیگر در جامدات، میانگین انرژی اصلی فعل و انفعال مولکولی خیلی بیشتر از میانگین انرژی جنبشی می باشد. در مایعات، این مقدارها تقریباً برابر هستند.
فهرست مطالب
  • فصل اول: 3
  • 1-1- مقدمه 3
  • 2-1- جریان برش (Shear flow) 9
  • 2-2-1- جریان موئینه (مویرگی) 12
  • 3-2-1- جریانهای غیر نیوتنی 15
  • 5-2-1- ویسکوزیته حقیقی 23
  • 6-2-1 ویسکوزیته محلول 26
  • 8-2-1 اندازه گیری ویسکوزیته برش: 34
  • 3-1- جریان کشیدگی 36
  • 3-3-1- طبیعت جریان کشیدگی 36
  • 2-5-1- ناپایداریهای جریان: 57
  • فصل دوم: 74
  • 2- خشک ریسی 74
  • 13-2- بسط مدل 93
  • 1-13-2- سنيماتيک جريان 94
  • طرح عددي 114
  • 4-4-3- عملکردهای بعدی تولید: 146
  • 5-9-3- خط وايندر(دستگاه برداشت نخ) 164
  • 4- بررسي روشهاي ريسندگي محلولي 166
  • 1-3-4- روش غوطه‌وري الياف : 172
  • استحكام انبساطي 5.1  3.0 (g/d) 178
  • 4-4- ريسندگي الياف رايون بمبرگ 179
  • 10-4- ريسندگي با سرعت بالا : 199

200 صفحه

تاثیر آنزیم بر روی کالاهای رنگرزی شده با رنگ مستقیم

مقدمه
همگام با رشد فزايندة استفاده از فرآيندهاي بيوتكنولوژي در صنعت، استفاده از آنزيم‌ها در صنايع نساجي نيز گسترش چشمگيري داشته است. به عنوان مهمترين نمونه از اين موارد مي‌توان هيدروليز كتنرل شده آنزيمي كالاهاي سلولزي توسط سلولازها را نام برد.  اين عمليات اولين بار در ژاپن تحت عنوان بيوپوليشينگ (1) براي تكميل پارچه هاي تاري ـ پودي بكار گرفته شد. اين تكميل خاص پارچه هاي پنبه اي نبوده و مي‌تواند براي پارچه هاي بافته شده از كتان، رامي و ديگر الياف سلولزي و مخلوط آنها با الياف مصنوعي و پروتئيني نيز بكار برده شود.  هيدروليز آنزيمي منسوجات سلولزي، توسط ايزوآنزيم هاي سلولاز انجام مي‌شود. سلولاز به سيستمي از آنزيم ها اطلاق مي‌شود كه باهم به صورت زنجيره اي عمل كرده و قادر به شكستن پليمرهاي سلولزي بسيار آرايش يافته هستند. اجزاء سلولاز عبارت از:
الف) اكسو ـ بتا ـ 1و4 ـ گلوكانيز  (E.C.3.2.1.91)
ب) اندو ـ بتا ـ 1و4 ـ گلوكانيز  (E.C.3.2.1.4)
ج) بتا ـ گلوكزايداز  (E.C.3.2.1.21)
مي‌باشد (3و2) به طور خلاصه مكانيزم هيدروليز پليمرهاي سلولزي توسط اين آنزيم‌‌ها را مي‌توان به اين صورت در نظر گرفت كه:
– اكسو گلوكانيزها (اكسوسلولازها) واحدهاي سلوبيوز را از انتهاي غيراحيايي زنجيره‌هاي سلولزي جدا مي‌كنند.
– اندوگلوكانيزها (اندوسلولازها) پيوندهاي بتا ـ 1و4 ـ گلوكزايدها را به صورت تصادفي هيدروليز مي‌كنند و سبب كاهش درجه پليمريزاسيون زنجيره هاي سلولزي مي‌شود.
– بتاگلوكزايدها يا سلوبيازها واحدهاي سلوبيوز را به گلوكز تجزية مي‌كنند.
– اگرچه يك همكاري گروهي بين اين تركيبات مشاهده شده است ولي جزئيات نحوة فعاليت آنها كاملاً مشخص نمي‌باشد.
سلولاز قابل استفاده در صنعت نساجي از حدود 12 منبع مختلف تهيه مي‌شود. دسته‌بندي آنزيم هاي سلولاز معمولاً باتوجه به محدودهpH آنان صورت مي‌گيرد كه منظور آن است كه در اين pH بالاترين فعاليت را دارند و براين اساس آنزيم هاي سلولاز به سه دسته اسيدي، بازي و خنثي تقسيم مي شوند.  آنزيمهاي خنثي در pH حدود 7-6 بالاترين فعاليت را داشته و آنزيمهاي اسيدي در pH محدوده 5/5-5/4 فعال تر مي باشند در حاليكه آنزيم هاي قليايي در محيط هاي قليايي فعالند. رايج ترين آنزيم هاي مورد استفاده جهت پارچه هاي پنبه اي آنزيم‌هاي اسيدي و خنثي مي باشند. آنزيم هاي قليايي در مواد شوينده خانگي بكار مي روند كه به خارج شدن لكه ها و بهبود سطح پارچه بعد از چند بار شستشو كمك مي‌كنند.
آنزيم سلولاز در سالهاي اخير در تكميل منسوجات پنبه اي در جهت كاهش پرزها در پارچه‌هاي حلقوي و در شستشوي پارچه‌هاي كتاني به طور وسيع استفاده شده اند. اين آنزيم ها در تكميل هاي نساجي و در ماشين هايي كه در آنها فعاليت مكانيكي وجد دارد مانند جت ها، وينچ ها و ماشين هاي شستشويي بكار مي روند. آن نكته كه افزايش فعاليت مكانيكي، شدت هيدروليز توسط آنزيم را در طول فرآيند هيدروليز افزايش مي‌دهد مورد تاكيد قرار گرفته است……
فهرست
  • فصل اول : مقدمه
  • 1-1)  مقدمه
  • 1-2) اهداف پروژه
  • 1-3) اهميت پروژه
  • 1-4) كارهاي انجام شده قبل
  • 1-4-1) هيدروليز آنزيمي سلولز و عوامل مؤثر در شدت هيدروليز
  • 1-4-2) اثر آنزيم سلولاز بر رنگ پذيري الياف سلولزي
  • 1-4-3) تأثير رنگ به كار رفته روي پارچه در شدت هيدروليز آنزيمي
  • فصل دوم: تجربيات
  • 1-2) مواد مورد استفاده
  • 2-2) وسايل مورد استفاده
  • 2-3) روش انجام آزمايشات
  • 2-3-1) رنگرزري پارچه هاي پنبه اي قبل از هيدروليز آنزيمي
  • 2-3-2) هيدروليز آنزيمي پارچه هاي پنبه اي قبل از رنگرزي
  • فصل سوم: نتايج و بحث
  • فصل چهارم: نمونه ها
  • فصل پنجم: مقالات لاتين

63 صفحه

ساختار سطحی الیاف نساجی استفاده شده در امباسینگ غلتکی

مقدمه
بسياري از پيشرفت هاي تكنولوژي توليد الياف مصنوعي مبني بر توسعه ( تغيير ) در سطح الياف مي باشد [1] در بيشتر موارد الياف پروفيلي ( سطح مقطع غير دايره‌اي ) به وسيله نازل اسپينرت ، به ايجاد يك سطح پروفيلي در طي ريسندگي ليف مي انجامد به هر حال اين تكنولوژي 2 اشكال دارد :
1- پروفيلي شدن فقط در جهت طولي اتفاق مي افتد ( پروفيلي شدن طولي )
2- شكل پروفيلي محدود به شكل نازل اسپينرت ، ويسكوزيته مواد شكل دهندة الياف و تورم در طي الكستروژن كردن الياف مي باشد بنابراين سطح الياف نسبتاً زبر مي باشد
در نتيجه بسياري از اثرات مبني بر سطوح نانو ساختاري نمي تواند كاربردي موثر داشته باشد با توليد برجستگي هايي در موقعيت مكانيي دلخواه ( پروفيل افقي ) مشخصات مهم سطح الياف ، ممكن است در محدودة وسيعي بهبود پيدا كند (‌گسترش پيدا كند )  نمونه هاي امكان پذير عبارتند از :
– منسوج با افزايش مساحت سطح كه قادر است ، مقدار زيادي از رطوبت را برداشت كند و توانايي خشك شدن سريع بااجاره دادن آب در چسبيدن به سطح بدون نفوذ به داخل ليف .
– نخ با استحكام كششي بالا به وسيلة افزايش اصطكاك بين تك ليف ها
– دستمال كاغذي ساخته شده براي كاربرد پزشكي باكنترل رشد سلول
– اين مقاله روشي ارائه مي دهد كه چگونه الياف مي توانند داراي ساختار سطحي شوند .
با استفاده از رول امباسينگ(‌همچنين وب امباسينگ ناميده مي شود ) ( به شكل 1 توجه كنيد )
برجستگي هاي طرح از يك غلتك منقوش بر روي سطحي از ليف كه با شكل گيري از يك مادة ترموپلاستيك در يك دماي مناسب بالاي دماي انتقال شيشه‌اي (Tg) منتقل مي شود . اين پروسه به امباسينگ داغ برروي سطح نازكي از صفحة‌پليمري براي ساخت المنت هاي نوري شباهت دارد [‍2] يا برروي لاية‌نازك مقاوم  ترموپلاستيك در فرآيند چاپ نانو استفاده مي شود [5-3] و چاره‌اي براي روش هاي قطع عضو ليزري مي باشد
2-  رول امباسينگ برروي فويل ( صفحة فلزي نازك ) و الياف :
 در رول امباسينگ از سطح با مساحت هاي بزرگ ، مثلاًٌ‌ در امباسينگ داغ (‌هات امباسينگ)‌يك ساختة برجسته (‌منقوش ) برروي لاية پليمر ترموپلاستيك فشار وارد مي كند .  يك لاية‌نازك فلز قابل خم شدن برروي غلتك منقوش مورد استفاده قرار مي گيرد كه مي تواند به عنوان يك پوشش برروي سيلندرنصب شود تا كنون لاية مصرفي يك لاية نازك پليمري يا فويل يا پارچة بافته شده بوده است ‍]6] چنانچه سيلندر دوران كند طرح از غلتك منقوش خميده به صورت مداوم برروي فويل كه به سمت شكاف دو سيلندر تغذيه مي شود ، فشار وارد مي كند . سپس تا زماني كه به سمت بيرون شيار حركت مي كند قالب مي خورد فويل وقالب ( شكل )‌در حرارت پايدار نيستند زيرا فقط وقتي كه سيلندر سخت ، داغ هست در تماس با سطح فويل مي تواند دماي پليمر در آن محل را در حدود دماي Tg بالا بياورد .
 پروسه حالتي براي شكل دهي دارد كه اجازه مي دهد سطح با دوام خوب تغيير شكل دهد بدون اينكه تأثيري بروي شكل فويل داشته باشد رول امباسينگ يك پروسة مناسب براي توليد در مقياس صنعتي مي باشد در سرعت 0.25m/sel ؟؟ فويل با ضخامت 60cm توان عملياتي 0.1m2/s قابل دستيابي مي باشد .آن مي تواند سطوح بزرگ را فلس دار كند و براي توليد واشرهاي زير   فرايند تركيب مجدد ( به عنوان مثال براي استفادة مرحله‌اي و تكرار امباسينگ ) و مناطق بزرگ آبكاري داراي پيشرفت مي باشد  بنابراين براي فويل ساخت الياف يك تكنولوژي مداوم ضروري مي باشد . به هر حال يك غلتك منقوش برروي ليف استفاده مي شود كه باعث مي شود ليف كوبيده و نرم شود وتغيير شكل دهد و ساختار فقط در يك منطقة‌محدودي مي تواند انتقال پيدا كند آن منطقه‌اي كه مستقيماً در معرض غلتك برجسته قرار گرفته است (‌شكل 2)….
     فهرست
  • چكيده : 2
  • 1- مقدمه : 2
  • 2-  رول امباسينگ برروي فويل ( صفحة فلزي نازك ) و الياف : 4
  • 3-آزمايشات 6
  • 3-نتايج : 8
  • 5- نتيجه 9
  • غلتك هاي امباسينگ : 11
  • انواع تكميل : 15
  • تكميل ثابت : 16
  • امبوسينگ (Embssing) 18
  • شراينرايزينگ ( Schreinerising) 18
  • پلي استر : 19
  • پلي استر با الكتريسيته ساكن كم 28
  • -انتخاب مواد رنگرزي مناسب الياف پلي استر 34
  • فرآيند رنگرزي با مواد رنگي ديسپرس 38
  • مواد رنگرزي ديسپرس با اندازه مولكولي كوچك : 47
  • رنگرزي الياف پلي استر با مواد رنگرزي ديسپرس به روش ترموزول (Thermozol) : 50
  • رنگرزي الياف پلي استر با مواد رنگرزي ديسپرس در حضور كاري ير : 53
  • انواع كاري يرها : 60
  • 2)  كاري ير هاي پارافنيل فنل (ppp) 61
  • كاري يرهاي نوع دي فنيل 61
  • كاري يرهاي كلروبنزول 62
  • شستشو رداكشن Reduction Cleaeing 62
  • رنگرزي الياف پلي استر در عمل 64
  • رنگرزي با مواد رنگرزي ديسپرس 66
  • كاري يرها : 67
  • روش عمومي رنگرزي : 67
  • ثبات تصعيد : 70
  • بافندگي حلقوي : 73
  • عمل بافتن 74
  • ساختمان بافت حلقوي 74
  • جلو و پشت ماشينهاي بافندگي حلقوي 80
  • اصول مراحل بافت برروي يك سوزن 80
  • ماشين امباسينگ ( Embossing ): 89
  • متغيرهاي موجود در ماشين امباسينگ : 90
 93 صفحه

تاثیر و تدابیر خطی در طراحی لباس

دامنه رنگها
رنگها ميتوانند حس گرما يا سرما بدهند. قد را بلندتر يا كوتاهتر ، رنگ صورت را درخشنده تر يا بي رنگ كنند. رنگ قرمز و نارنجي از رنگهاي گرم و آبي، بنفش از رنگهاي سرد هستند. رنگهاي تيره و سياه كه نور را در خود جذب مي كنند اثر گرمي بيشتري دارند در صورتيكه سفيد و رنگهاي روشن كه نور را منعكس مي كنند اثر سردي مي دهند. بنابراين با دانستن اين نكات ميتوان براي فصول مختلف رنگهاي مناسب انتخاب كرد. اثر رنگها روي اندام همانطور كه مي دانيد مختلف است. تمام رنگهايي كه در آن قرمز و زرد مي باشند رنگهاي (ادوانس) يا پيشرفته خوانده شده بنابراين شيئي را جلوتر نشان داده اندام را بزرگتر مي كند. از طرف ديگر رنگهايي كه شامل آبي باشد شيئي را دورتر نشان مي دهند. در نتيجه كوچكتر مي كنند. ولي تيرگي و روشني نوع رنگ هم بستگي دارد. مثلاً دليل نيست هر نوع قرمز اندام را بزرگ كند. مثلاً قرمز تيره و خاكستري مخلوط داشته باشند ممكن است اصلاً روي اندام اثر بزرگي نداشته باشد. يك راه ساده امتحان ايسنت كه پاي خود را در يك كفش سفيد و سياه و يا ورني مشكي و جير امتحان كنيد و اثر بزرگي و كوچكي را متجه شويد.
اثر رنگها در پوست صورت
رنگ پوست، موها و چشم آنقدر متفاوتند كه به آساني نمي توان يك قانون دقيق و انتخاب رنگ كه براي هر كس مناسب باشد داد. شايد بهترين راه همانطور كه قبلا هم گفته شد اين باشد كه رنگها در مقابل صورت در نور طبيعي قرار داده و نتيجه مطلوب گرفت و ديد كه چه رنگي مناسب با پوست صورت،‌رنگ مو و چشم مي باشند. در انتخاب رنگ پارچه اول رنگ پوست در نظر گرفته ميشود. رنگ پوست از تعدادي زرد و قرمز تشكيل شده است. با علم به ايكه رنگها با هم هماهنگي هم با تكرار تأكيد مي شوند بنابراين از بكاربردن رنگهايي نامناسب مثلاً سبز اگر پوست گلگون و سرخ مي باشد و يا بنفش اگر پوست زرد و پريده است اجتناب كنيد. همچنين اگر پوست زرد و پريده داريد نبايد رنگ زرد را انتخاب كنيد. رنگ قرمز اگر پوست شما قرمزي دارد يعني خيلي صورتي است. كساني كه ته چهره روشن دارند رنگهاي تيره كه تركيب با خاكستري دارد برايشان مناسب است و كساني كه چهره زرد دارند برايشات مناسب نيست. رنگ سفيد و مشكي هم روي پوست صورت اثر مخصوصي دارند. مشكي چون نور را جذب مي كنند رنگ را از صورت مي گيرد. در نتيجه پريده نشان مي دهد براي همين است كه معمولا يك يقه با ‌روشن روي لباس تيره دوخته ميشود كه تا اندازه اي اين اثر را خنثي مي كند.
با وجوديكه رنگ تيره روي اشخاص سفيد پوست اثر دراماتيك دارد ولي روي رنگ پريده اثر جذب ندارد. همچنين تعداد زيادي رنگ روشن هم همان اثر را خواهند داشت. رنگ سبز و سبز – آبي رنگ صورتي گونه را تأكيد مي كند. اگر ته رنگ صورت تيره باشد آبي – سبز مناسب است و رنگهايي كه خاكستري دارند بهتر از رنگهاي درخشان چه روشن و چه تيره هستند. همچنين براي تأكيد رنگ مو بايد در نظر داشت كه رنگهاي روشن موهاي سياه و خرمايي راتيره و رنگهاي تيره زردي موهاي بلوند را تأكيد مي كنند. گاهي شخصي مي خواهد زيبايي چشمها بيشتر تأكيد شود با پوشيدن يك رنگ هماهنگ نتيجه مطلوب را مي‌گيرد…..
فهرست
  • بررسي و تجزيه و تحليل بدن 2
  • بررسي بدن : 2
  • بررسي صورت 2
  • بررسي رنگ ها : 2
  • خطوط روي بدن 4
  • دامنه رنگها : 6
  • اثر رنگها در پوست صورت 7
  • اثر رنگها در اندام : 8
  • اثر طرح پارچه 9
  • تدابير پارچه هاي بته دار : 10
  • اثر نوع پارچه : 10
  • انعكاس نور 11
  • پارچه هاي آهاردار و بي آهار : 11
  • پارچه هاي بدن نما : 12
  • خواص روحي رنگها : 17
  • شدت رنگ : 18
  • روانشناسي رنگ 19
  • كلاه براي صورت با فيگورهاي مختلف 26
  • مهار كردن تحت كنترل در آوردن Subdved 28
  • هم رنگي Analogous 29
  • چرخة رنگ 33
  • شروع مد 35
  • روح و رنگ 36
  • مختصري در مورد كتاب هاي مؤسسه: 49
  • دروس رشته الگوسازي: 54
  • « دايره يا چرخه رنگ»65
65 صفحه

تکنولوژی منسوجات هوشمند

مقدمه
از قرن نوزدهم ، تغييرات تحول گونه با سرعتي غير قابل انتظار در بسياري از حوزه هاي علم و تكنولوژي صورت گرفته است كه اثرات عميقي بر زندگي بشر گذاشته است. اختراع چيپ هاي الكترونيكي، رايانه‌ها، اينترنت، كشف و تكميل نقشه ژنوم انساني و بسياري موارد ديگر كل جهان را تغيير داده است قرن گذشته پيشرفت هاي فوق العاده اي نيز دز صنعت منسوجات و پوشاك بوجود آورده كه داراي تاريخ چندهزار ساله است. شالوده هاي اساسي درك علوم طراحي شده است تا راهنماي كاربرد بهينه و پردازش تكنولوژي الياف طبيعي و توليد الياف سنتزي باشد. ما چيزيهاي زيادي از طبيعت آموخته‌ايم. رايون ويسكوز، نايلون، پلي استر و ساير الياف سنتزي در ابتدا براساس تقليد از همتاهاي طبيعي آنها ابداع گرديد. اين تكنولوژي به گونه اي پيشرفت كرده است كه الياف سنتزي و محصولات آنها در بسياري از جنبه ها از آنها فراتر رفته است.  روش هاي بيولوژيكي براي سنتز كردن پليمرها يا منسوجات بيانگر يك روش دوستانه محيط زيستي و انعطاف پذير براي بكارگيري منابع طبيعي است. طراحي و پردازش به كمك رايانه ها ، اتوماسيون با كنترل راه دور متمركز يا پراكنده و سيستم هاي مديريت تأمين زنجيره اي متمركز اينترنت محور بيش از پيش مشتري ها را به ابتداي زنجيره نزديك مي‌كند.
با نگاه به جلو درمي‌يابيم كه در آينده اين وضعيت بيشتر هم خواهد شد. در نتيجه توسعه هاي بعد ما بايد انتظار چه ظرفيت هاي جديدي را داشته باشيم؟ اين ظرفيت ها حداقل بايد شامل مقياس نانو، پيچيديگ، شناخت و كل گرايي باشد. توانايي جديد مقياس ترا سه درجه اهميت را علاوه بر هدف كلي حاضر و ت وانايي هاي محاسباتي قابل دسترسي كلي به ما مي دهد. در يك زمان كوتاه ما به ميليون ها سيستم و بيليون ها اطلاعات موجود در اينترنت متصل خواهيم شد. تكنولوژي هايي كه امكان بيش از يك تريليون عمل در ثانيه را مي دهند در دستور كار پژوهش است. تكنولوژي در مقياس نانو سه درجه اهميت پايين تر از اندازه بيشتر ابزار انسان ساخته امروزي را به ما مي دهد. اين تكنولوژي به ما امكان مي دهد تا اتم ها و مولكول ها را به گونه اي كم هزينه و با بيشترين روشهاي ممكن از نظر قوانين فيزيكي چينش كنيم. اين تكنولوژي به ما اجازه مي دهد تا ابررايانه هايي بسازيم كه روي سر يك الياف و دسته اي از نانوروبوت هاي پزشكي كوچكتر از يك سلول انسان قرار بگيرد تا سرطانها، عفونت ها ، شريانهاي مسدود شده و حتي سن پيري را درمان كند. توليد مولكولي دقيقا مشخص مي كند كه چه چيزي بايد ساخته شود و هيچ ماده آلوده كننده‌اي توليد نمي‌گردد. ما در اين دوره هيجان انگيز زندگي مي كنيم و تأثيرات بزرگ تكنولوژي بر صنعت نساجي و پوشاك سنتي كه داراي يك چنين تاريخ طولاني است حس مي كنيم. به لحاظ سنتي بسياري از حوزه هاي علم و مهندسي تفكيك و متمايز شده اند. اخيراً حركت قابل توجه و همگرايي بين اين حوزه هاي تلاشگري صورت گرفته و نتايج آن خيره كننده بوده است. تكنولوژي اسمارت براي مواد اوليه و ساختارها يكي از اين نتايج است.
ساختارها و مواد هوشمند چه هستند؟ در طبيعت مثال هاي زيادي از ساختارهاي هوشمند وجود دارد. يك موجود زنده تك سلولي ساده ميتواند مباني موضوع را روشن كند. همانگونه كه در شكل 1-1 نشان داده شده شرايط متنوع زيست محيطي يا محرك ها روي لايه بيروني عمل مي كنند. اين شرايط با محرك ها ممكن است به شكل نيرو، درجه حرارت، تشعشع ، واكنش هاي شيميايي و ميدانهاي مغناطيسي و الكتريكي باشد……
فهرست
  • مقدمه 3
  • 2- توسعه تكنولوژي هوشمند براي منسوجات و پوشاك 7
  • 3-رئوس مطالب 10
  • 1- مقدمه 13
  • 2- مواد پليمري بعنوان محرك ها يا ماهيچه مصنوعي 15
  • 3- مشخصه محرك ژل پليمر 16
  • 4- محرك هاي لازم براي بكار انداختن ژل هاي پليمر 17
  • 5- ژل هاي پليمر الكترو – اكتيو بعنوان ماهيچه هاي مصنوعي 19
  • 7- نتيجه گيري ها 31
  • 1- مقدمه توليد 32
  • 2- اساس مواد ذخيره كننده گرما (گرماگير) 34
  • 3- توليد پوشاك و منسوجات گرماگير و تنظيم كننده دما 39
  • 4- ويژگيهاي پوشاك و منسوجات گرماگير و تنظيم كننده گرما 50
  • 5- كاربرد 57
  • 6-روندهاي توسعه 59

60 صفحه

 

,

اندازه گیری یون کروم به روش سینتیکی اسپکتروفوتومتری در پساب رنگرزی

مقدمه
كرم اولين نوع فلز سنگين در پساب است.  يونهاي كروم (III) و كروم (VI) براي محيط زيست و هستي بشر مضر هستند.  بر طبق استاندارد موجود مقدار كروم باقيمانده در پساب بايد mg/l 5/1 باشد. در كنار شكل ساده يونهاي كروم (III) و كروم (VI)، كمپلكس هماهنگ كروم (III)يا كروم (VI)، با پيوندهاي ملكولي آلي و غيرآلي وجود دارد.  به طور مثال كمپلكس كروم در رنگها به طور كامل در صنعت نساجي از طريق واكنش شيميايي بين Cr2O3 و يك نوع از تركيبات آزو آلي استفاده مي¬شود. ساختار هماهنگ كمپلكس كروم قبل از تخريب بسيار پايدار و سخت است. اين دسته از تركيب¬هاي كروم حد بالايي ازغلظت كروم را در پساب¬هاي صنعتي ايجادمي¬نمايند.  اگر كروم موجود در پساب مستقيماً در محيط آزاد شود به صورت يك عامل واكنش دهنده در محيط عمل نموده و از فعاليت باكتريها به صورت آشكار جلوگيري مي¬¬كند. بنابراين بازده عمليات موجودات بسيار كم مي¬شود. بنابراين سميت كروم بسيار زياد مي¬باشد. بنابراين اندازه¬گيري آن در گونه¬هاي مختلف به ويژه پساب¬هاي صنعتي همواره مورد توجه پژوهشگران بوده و تاكنون مقالات متعددي در اين زمينه در مجلات مختلف علمي ارائه شده است.
رسوب دادن شكل مؤثري از فرآيند برداشتن يون كمپلكس كروم است اما قابل اجرا نمي¬باشد، با استفاده از روشهاي مبادله يون مي¬توان به طور مؤثرغلطت يون كروم را كاهش داد ولي اين كار خيلي عملي نيست. از مهمترين عيب¬هاي اين روش بالا بودن هزينه توليد مواده مبادله كننده يوني و بهره-برداري آن است به علاوه در تعويض يون تنها مي¬توان از محدوده كمي از درجه pH استفاده .جذب روشي شناخته شده و مؤثر براي انتقال فلز آلوده كننده سنگين مي¬باشد، اما ظرفيت جذب بايد با جاذب شيميايي مناسب تقويت و يا تغيير داده شود.  مقادير كم كروم (تا 5/0 درصد) را مي¬توان به روش رنگ سنجي در محلول قليايي به صورت كرومات اندازه گرفت؛ اورانيم و سديم مزاحم¬اند ولي واناديم اثري ندارد. عبور محلول در 365 تا 370 نانومتر يا با استفاده از يك صافي كه عبور ماكسيمم آن در قسمت بنفش طيف قرار دارد، اندازه گيري مي¬شود.  خصلت قليايي محلول استاندارد به كار گرفته شده براي تهيه منحني مرجع بايد همانند محلول نمونه باشد و ترجيهاً غلظت نمكهاي خارجي در دو محلول بايد يكي باشد  محلول¬هاي استاندارد را مي¬توان از پتاسيم كرومات با خلوص تجزيه اي تهيه نمود.
هزاران نمونه از كمپلكس¬هاي كروم (III) وجود دارند كه به جز چند مورد بقيه شش كوئورديناسيوني هستند. مشخصه اصلي اين تركيبات بي اثر بودن سنجش آنها از نظر سينتيكي در محلول آبي است و به خاطر همين بي اثر بودن است كه اين همه نمونه¬هاي كمپلكس از كروم        مي¬توان جدا كرد و به همين دليل است كه قسمت عمده شيمي كلاسيك مربوط به كمپلكس¬ها كه توسط پژوهشگران اوليه به خصوص يورگنسن و ورنر مطالعه و بررسي شد، كروم را در بر مي¬گرفت. اين كمپلكس¬ها حتي درمواردي كه از نظر ترموديناميكي ناپايدارند، در محلول دوام مي¬آورند.
  • فهرست
  • چكيده
  • فصل اول : كروم
  • مقدمه 2
  • 1-1- تعريف چرم 4
  • 1-2- لزوم پوست پيرايي 4
  • 1-3- پوست پيرايي با نمك¬هاي كروم (دباغي كرومي) 5
  • 1-4- تاريخچه پوست پيرايي با نمك¬هاي كروم (III) 5
  • 1-5- معادله واكنش با گاز گوگرد دي اكسيد¬ 6
  • 1-6- شيمي نمك¬هاي كروم (III) 6
  • 1-7- شيمي پوست پيرايي با نمك¬هاي كروم (III) 7
  • 1-8- عامل هاي بازدارنده (كند كننده) 8
  • 1-9- مفهوم قدرت بازي 8
  • 1-10- نقش عامل¬هاي كندكننده در پوست پيرايي با نمك¬هاي كروم (III) 9
  • 1-11- عامل¬هاي مؤثر بر پوست پيرايي كرومي 10
  • 1-12- رنگ¬آميزي چرم¬ 10
  • 1-13- نظريه تثبيت رنگينه¬ها 11
  • 1-14- صنعت چرم سازي و آلودگي محيط زيست 11
  • 1-15- منبع¬ها و منشأهاي پساب كارخانه¬هاي چرم سازي 12
  • فصل دوم : اسپكتروفوتومتري
  • 2-1- اساس اسپكتروفوتومتري جذبي 14
  • 2-2- جذب تابش 15
  • 2-3- تكنيك¬ها و ابزار براي اندازه¬گيري جذب تابش ماوراء بنفش و مرئي 15
  • 2-4- جنبه¬هاي كمي اندازه¬گيريهاي جذبي 16
  • 2-5- قانون بير- لامبرت (Beer – Lamberts Law) 17
  • 2-6- اجزاء دستگاهها براي اندازه¬گيري جذبي 21
  • فصل سوم : كاربرد روشهاي سينتيكي در اندازه¬گيري
  • 3-1- مقدمه 23
  • 3-2- طبقه¬بندي روشهاي سينتيكي 25
  • 3-3- روشهاي علمي مطالعه سينتيك واكنشهاي شيميايي 27
  • 3-4- غلظت و سرعت واكنشهاي شيميايي 28
  • 3-5- تاثير قدرت يوني 28
  • 3-6- تاثير دما 29
  • 3-7- باز دارنده¬ها 30
  • 3-8- روشهاي سينتيكي 30
  • 3-8-1- روشهاي ديفرانسيلي 31
  • 3-8-1-1- روش سرعت اوليه 31
  • 3-8-1-2- روش زمان ثابت 33
  • 3-8-1-3- روش زمان متغير 34
  • 3-8-2- روشهاي انتگرالي 35
  • 3-8-2-1- روش تانژانت 36
  • 3-8-2-2- روش زمان ثابت 36
  • 3-8-2-3- روش زمان متغير 37
  • 3-9- صحت دقت و حساسيت روشهاي سينتيكي 38
  • فصل چهارم : بخش تجربي
  • 4-1- مواد شيميايي مورد استفاده 40
  • 4-2- تهيه محلول¬هاي مورد استفاده 40
  • 4-3- دستگاه هاي مورد استفاده 41
  • 4-4- طيف جذبي 42
  • 4-5- نحوه انجام كار   43
  • 4-6- بررسي پارامترها و بهينه كردن شرايط واكنش 44
  • 4-7- اثر قدرت يوني 45
  • 4-8- اثر زمان 47
  • 4-9- شرايط بهينه 49
  • 4-10- روش پيشنهادي براي اندازه گيري كروم 49
  • 4-11- منحني كاليبراسيون 50
  • 4-12- حد تشخيص 53
  • فصل پنجم: بحث و نتيجه¬گيري
  • 5-1- مقدمه 55
  • 5-2 – بهینه نمودن شرایط 56
  • 5-3- منحنی کالیبراسیون¬ 56
  • منابع ومآخذ 57
  • فهرست جداول
  • جدول (3-1) طبقه بندي عمومي روشهاي سينتيكي 26
  • جدول (4-1) مواد شيميايي مورد استفاده 40
  • جدول (4-2). تغييرات   بر حسب غلظت هاي متفاوت KNO3 46
  • جدول (4-3). تغييرات   بر حسب زمان¬هاي متفاوت پس از افزايش آسكوربيك اسيد 48
  • جدول (4-4). تغييرات   در محدوده غلظتي ppm (3- 05/0) كروم 52
  • فهرست نمودارها
  • نمودار (4-1) تشخيص طول¬موج ماكسيمم رنگ متيلن¬بلو 42
  • نمودار (4-2) اثر تخريب رنگ متيلن بلو بدون حضور كروم (III) 44
  • نمودار (4-3). تغييرات   بر حسب غلظت¬هاي متفاوت KNO3 46
  • نمودار (4-4). تغييرات   بر حسب زمان¬هاي متفاوت پس از افزايش آسكوربيك اسيد 48
  • نمودار (4-5). تغييرات   در محدوده غلظتي ppm (3- 05/0) كروم 52
  • فهرست اشكال
  • شكل (2-1) اجزاء دستگاه¬ها براي اندازه¬گيري جذب تابش 21
  • شكل (3-1) سرعت واكنش نسبت به زمان 23
  • شكل (3-2) روش سرعت اوليه 32
  • شكل (3-3) روش زمان ثابت 34
  • شكل (3-4) روش زمان متغير 35
  • شكل (3-5) روش تانژانت 36

60صفحه

پروژه تکنولوژی نساجی

مقدمه
   پيشرفت تكنولوژي نساجي در چند سال گذشته به اندازه اي چشمگير و تغييرات تكنيكي آن به قدري متنوتع بوده است كه مي توان به جرأت ان را به عنوان دومين تحول بزرگ صنعتي در زمينه تكنولوژي و ماشين سازي به حساب آورد. اگر اولين تحول بزرگ صنعت و نساجي را در قرن نوزدهم به كار افتادن چرخهاي اين صنعت توسط نيروي مكانيكي بدانيم، به طور قطع دوم تحول بزرگ صنعت نساجي در اواسط قرن بيستم و با ارائه روش هاي جديد رسيدنگي مانند توليد الياف فيلامنت ريسندگي اوين اند، و در بافندگي ماشينهاي بافندگي بي ماكرو و ماشين هاي بافندگي چند فازي انجام گرفته است. دلايل تحول صنعت نساجي به غير از مسائل اقتصادي و تكنيكي توليدي، به عوامل زير بستگي داشته است:
– ازدياد سريع جمعيت در قرن نوزده و بيست سبب شد تا نياز به افزايش توليد كارخانه هاي نساجي و در نتيجه افزايش توليد ماشين آلات نساجي بيشتر شود.
– پيشرفت سريع ساير صنايع در نتيجه كمبود كارگر و بالا رفتن دستمزد در اين صنايع باعث شد كه كارگران صنعت نساجي ديگر روي  آورد. در اين مورد تنها راه حل علمي اتوماتيك كردن ماشينها براي كم كردن نياز به كارگر و به موازات آن افزايش توليد ماشين آلات به منظور قادر ساختن كارخانه هاي توليدي به پرداخت دستمزد بيشتر بود.
– بالا رفتن تمدن ماشيني ملتها و تحول روز افزون مد در زندگي عامه مردم سبب شد تا ميزان معرف سرانه منسوجات افزايش يابد.
ماشينهاي بافندگي از زمان بوجود آمدن دستگاه بافندگي دستي تا مشينهاي بافندگي اتوماتيك دوره تكميلي قابل ملاحظه اي را پشت سر نهاده است. با اين وصف اگر مطالعه سطحي در اين مورد انجام گيرد، ملاحظه مي شود كه تكنيك كار ماشين هاي جديد به همان دستگاههاي بافندگي دستي شباهت دارد. با اختراع ماشينهاي بافندگي بافندگي بوجود آمد و روشهاي بافندگي جديدي ارائه شد.  در دوره توسعه و تكميل ماشينهاي بافندگي تا زمان بوجود آمدن ماشينهاي بي ماكو تحولاتي پيدا شد. در حاليكه بر روي دستگاه بافندگي دستي هر نوع پارچه اي از لحاظ جنس بافته مي شد، با مكانيزه شدن اين دستگاه ها و بوجود آمدن ماشينهاي بافندگي براي هر نوع پارچه اي ماشين مخصوصي ساخته شد. به طور مثال ماشينهاي بافندگي براي پارچه هاي پنبه اي، فيلامنت پشم و غيره ساخته مي شد و فقط در همين موارد به كار مي رفت. واضح است كه اين ماشينهاي مورد استعمال ويژه اي داشت و فقط براي بافتن پارچه مخصوصي قابل استفاده بود. با عرضه شدن ماشين هاي بي ماكو و با توجه به اين مطلب كه يكي از خصوصيات آنها  عمومي بودن كاربرد آنهاست و مي توان پارچه هاي متنوعي بر روي آنها بافت، كارخانه هاي سازنده ماشينهاي اتوماتيك براي رقابت با ماشينهاي بي ماكو مجبور شدند ماشينهايي بسازند كه كاربرد آنها عمومي باشد. در حقيقت بايد گفت كه كارخانه هاي سازنده امروزه سعي مي كنند كه ماشينهاي بافندگي را با موارد كاربرد متنوع عرضه كنند. با وجود اين ممكن است اصطلاح ماشني بافندگي عمومي كمي اغراق آميز باشد. زيرا با وجود آنكه از نظر مكانيكي و تكنولوژي بافت، امكان عمومي بودن يك ماشين بافندگي وجود دارد ولي كاربرد چنين ماشيني در بيشتر موارد از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست. در مورد عمومي بودن ماشينهاي بافندگي مي توان حداكثر تا آنجا پيش رفت كه مثلاً براي دو پارچه مختلف، نمره نخ، پهناي پارچه و تراكم در يك حد قرار داشته باشد. در غير اين صورت حتي از نظر تئوري قابل قبول نيست كه به طور مثال بتوان بر روي يك ماشين بافندگي اتوماتيك پشمي يك پارچه ظريف ابريشمي بافت.

فهرست

  • مقدمه
    2- تاريخچه
    3- خلاصه مطلب تكنولوژي و اقتصادي
    – بررسي تكنولوژي بافندگي
    – ماشين هاي بافندگي با ماكو
    – ماشين هاي بافندگي بي ماكو
    – مقايسه ماشين هاي با ماكو و بي ماكو و مكانيزمهاي راپيري
    – بررسي اقتصادي
    – ويژگيهاي ماشين هاي بي ماكوي جديد.
    ماشين هاي با فندگي با ماكو:
    1-1-1-  اجزاي يك دستگاه بافندگي
    1-1-2- اسكلت ماشين بافندگي.
    1-1-3- ميل لنگ، كلاچ و الكتروموتور ماشين بافندگي.
    1-1-4- ترمز
    1-1-5- محور بادامكهاي ضربه
    1-1-6- دفتين
    1-1-7- ماكو
    1-1-8- ترمز نخ پود در داخل ماكو
    1-1-9- مضراب
    1-1-10- كناره گير پارچه
    1-1-11- ورد ماشين بافندگي
    1-1-12- ميل ميلك
    1-1-13- لامل و دنده شانه اي
    1-1-14- غلتك نخ تار (اسنو)
    1-1-15- پل نخ تار
    1-1-16- ميله هاي تقسيم كننده نخ هاي تار
    1-1-17- غلتك كشيدن پارچه (غلتك خاردار- غلتك سمباده اي)
    1-1-18- غلتك پيچيدن پارچه
    1-1-19- عمليات مختلف در ماشين بافندگي (دايره زماني)
    مكانيزمهاي تشكيل دهنه:
    1-1- مكانيزمهاي تشكيل دهنه كار
    1-2- انواع دهنه
    – نوع تشكيل دهنه
    الف) دهنه رو         ب) دهنه زير             ج) دهنه رو- زير
    – چگونگي تشكيل دهنه:
    الف) دهنه نامنظم           ب) دهنه منظم
    – انواع دهنه در لحظه دفتين زدن
    الف) دهنه بسته          ب) دهنه باز            ج) دهنه نيمه باز
    – لحظه تشكيل دهنه:
    الف) دهنه معمولي          ب) دهنه زود            ج) دهنه زير
    1-3- انواع مكانيزمهاي تشكيل دهنه:
    1) مكانيزم تشكيل دهنه بادامك
    2) مكانيزم تشكيل دهنه دابي
    3) مكانيزم تشكيل دهنه ژاكارد
    1-4- طرح بادامك و انواع آن
    مكانيزم پود گذاري و دفتين زدن ماشين هاي بافندگي با ماكو:
    1-5- تئوري پود گذاري و دفين زدن
    1-6- محاسبه سرعت ماكو
    1-7- علل سريعتر كردن ماشين هاي بافندگي بي ماكو
    1-8- دلايل ديگر براي ازدياد سرعت ماشين هاي بافندگي بي ماكو
    1-9- تعيين مسير حركت ماكو
    2-1- محاسبه تقعر (فرورفتگي) كف دفتين
    2-2- انتخاب شانه بافندگي
    2-3-شانه هاي بافندگي مخصوص
    2-4- نگاهداري شانه

114 صفحه

بررسی اثر شوینده‌ها بر کالای پنبه‌ای

الیاف سلولز طبیعی
1- پنبه
اگرچه الیاف ساقه ای در نوع خود دارای ارزشی در صنعت نساجی است ولی اهمیت آنها هرگز به پنبه نمی رسد. از خصوصیات مهم این الیاف، استحکام زیاد در پارچه، داشتن قدرت و قابلیت انعطاف درمقابل هرگونه عملیات ریسندگی و بافندگی و تمایل به جذب رنگهای متفاوت است. همین خصوصیات باعث شده است که با وجود افزایش الیاف مصنوعی، پنبه اهمیت خودش را حفظ کند و مقدار محصول و مصرف آن همواره افزایش یابد. تاریخ تولید پارچه های پنبه ای به دوران تمدن اولیه مصر قدیم می رسد، مصرف پارچه پنبه ای عمر طولانی چند هزار ساله دارد. پنبه ماده نساجی ارزنده ای است که هنوز هیچ لیفی تاکنون نتوانسته است جای آن را بگیرد. از خصوصیات ویژه این لیف، سهولت کشت و زرع، قیمت مناسب و نسبتاً ارزان، سبکی، نرمی، خنکی، دوام، استحکام و بسیاری از مزایای دیگر راباید نام برد. نظریه استحکام زیاد و مقاومت ویژه ای که در برابر عوامل قلیایی دارد بویژه در مناطق حاره و در معرض آفتاب سوزان، البسه پنبه ای می توانند بارها و بارها شستشو شوند و به خاطر جذب رطوبت سریع آن به عنوان لباس نجات در مناطق گرمسیری به کار روند.
از لحاظ مصارف صنعتی نیز پنبه دارای شرایط منحصر به فردست بویژه در صنایع دریانوردی و ماهیگیری از طنابها و تورهای پنبه ای استفاده زیاد به عمل می آید. در این مورد باید اشاره کرد که بشر ار ابتدای آشنایی خود به دریانوردی و صید ماهی از این لیف استفاده کرده است. پنبه قابلیت دارد که بخوبی رنگرزی و چاپ بشود و به این منظور کلاسهای مختلف رنگ نظیر پیگمنت، مستقیم، آزوئیک، خمی گوگردی ، راکتیو ونفتل دایر می شوند. نظر از مصارف پوششی و صنعتی، پنبه در انواع بیشماری از پارچه های دکوراسیون و چادرهای صحرایی، قالی و مشابه آنها نیز به کار می رود.
2-خصوصیات گیاهی : پنبه گیاهی است علفی که ارتفاع آن به 0.6 تا 2 متر می رسد، برگهایش دارای بریدگی است و گلهای سفید، زرد و یا صورتی دارد. میوه پنبه کپسولی است به اندازه یک گردو به نام غوزه پنبه که نخمکها که در واقع همان تخم پنبه هستند درون آن قرار دارند. الیاف پنبه به صورت توده ای متراکم در سطح تخمکها رشد می کنند. گلهائیکه در روی گیاه می رویند، معمولاً هر کدام بیش از 15 تخمک دارند که در توی غوزۀ گیاه قرار دارند. غوزه پس از رشد کامل گیاه باز می شود و تخمکها و الیاف در داخل غوزه به صورت توده کرکدار در معرض هوا قرار می گیرند هر یک از تخمکهای گیاه در حدود 20000تار لیف در سطح خود دارد و بنابراین هر یک از غوزه ها تقریباً حاوی 300000تار لیف هستند. وقتی که غوزه گیاه باز می شود رطوبت داخل الیاف تبخیر می شود و الیاف حالت استوانه بودن خود را از دست می دهد و این عمل باعث  می شود که دیوارهای سلولی آن جمع شوند و حالت فروریختگی بیابند. در چنین حالتی تار پنبه یک پیچش مختصر، یا نیم تاب به خود می گیرد که آن اصطلاحاً پیچیدگی  می نامند.
فهرست مطالب
  • عنوان صفحه
  • فصل اول
  • 1- الیاف سلولز طبیعی 2
  • 1-1 بنبه 2
  • 1-1-1 خصوصیات گیاهی 3
  • 1-1-2 ایجاد نپ 4
  • 1-2 مشخصات قسمتهای مختلف ساختمان تار پنبه ( مقطع عرضی) 5
  • 1-2-1 لایه 5
  • 1-2-2 لایه اولیه 5
  • 1-2-3 لایه دوم 6
  • 1-2-4 کانال لومن 8
  • 1-3 مواد تشکیل دهنده الیاف سلولزی (پنبه) 9
  • 1-4 اثر حرارت 9
  • 1-5 اثر زمان 9
  • 1-6 اثر نور خورشید 10
  • 1-7 خواص شیمیایی پنبه 10
  • 1-8 اثر میکروارگانیسم ها 11
  • 1-9 اثر طول الیاف در خواص نساجی آنها 12
  • فصل دوم
  • 2- شستشو 15
  • 2-1 شستشوی کالای پنبه ای 16
  • 2-2 تغییرات حاصل در روی پنبه در اثر جوشیدن در محلول قلیائی 18
  • 2-3 قدرت تمییز کنندگی محلول شستشو یا درجه تمییزی کالای شسته شده 19
  • فصل سوم
  • 3- سفیدگری 22
  • 3-1 سفیدگری کالای سلولزی 22
  • 3-1-1 سفیدگری کالای سلولزی با پراکسیدها 22
  • 3-1-2 سفیدگری کالای سلولزی با آب اکسیژنه 23
  • 3-2 ارزش آب اکسیژنه 25
  • 3-2-1 روش تعیین ارزش آب اکسیژنه 25
  • 3-2-2 عمل سفید کنندگی آب اکسیژنه، تجزیه و ترکیب آن با سلولز 26
  • 3-2-3 تجزیه وفعال شدن آب اکسیژنه بوسیله قلیائی 27
  • 3-3 اسیدی کردن کالا پس از سفیدگری 28
  • فصل چهارم
  • 4- رنگرزی الیاف سلولزی با رنگینه های راکتیو 30
  • 4-1 نکات مهم در رابطه با رنگرزی رنگینه های راکتیو 32
  • 4-2 رنگرزی رمق کشی (غیر مداوم) با رنگینه های راکتیو 35
  • فصل پنجم
  • 5- پاک کننده های مصنوعی 37
  • 5-1 طبقه بندی پاک کننده های مصنوعی 37
  • 5-1-1 پاک کننده های آنیونی 37
  • 5-1-2 پاک کننده های کاتیونی 38
  • 5-1-3 پاک کننده های آمفولیتیک 41
  • 5-1-4 پاک کننده های غیریونی 42
  • 5-2 اثر مواد تعاونی در پاک کننده ها 43
  • 5-2-1 مواد سازنده 43
  • 5-2-2 مواد پر کننده 45
  • 5-2-3 مواد افزودنی 46
  • فصل ششم
  • 6-1 مواد مورد نیاز 48
  • 6-2 محاسبات 49
  • 6-2-1 محاسبات برای عملیات پخت و سفیدگری 49
  • 6-2-2 محاسبات برای عملیات خنثی سازی با اسید استیک 49
  • 6-2-3 محاسبات برای عملیات رنگرزی با رنگ راکتیو 49
  • 6-2-4 محاسبات برای عملیات شستشوی نهایی قلیائی 50
  • 6-2-5 محاسبات عملیات شستشو با پودرهای شوینده 50
  • 6-3 روش کار 51
  • 6-4 روش انجام تست استحکام و اسپکتوفتومتری 60
  • فصل هفتم
  • 7- نتایج حاصل از دستگاه اسپکتروفتومتری روی پساب شستشوی کالا با پودرهای شوینده 62
  • 7-1-1 رنگ قرمز با طول موج 544 62
  • 7-1-2 رنگ آبی با طول موج 609 64
  • 7-2 تست اسپکتروفتومتری روی پساب سومین مرحله شستشو 67
  • 7-2-1 رنگ قرمز با طول موج 544 67
  • 7-2-2 رنگ آبی با طول موج 609 68
  • 7-3 تست استحکام 70
  • 7-3-1 نمونه های قرمز 70
  • 7-3-2 نمونه های آبی 76
  • 7-4 تست استحکام نمونهها پس از سومین مرحله شستشوباپودرهای شوینده 82
  • 7-4-1 نمونه های قرمز 82
  • 7-4-2 نمونه های آبی 85
  • 7-5 نتیجه گیری 88
  • 7-5-1 ثبات شستشوئی 88
  • 7-5-2 استحکام 91
  • فصل هشتم
  • نمونه ها 92
  • فصل نهم
  • منابع 95

92 صفحه

بررسی عوامل موثر برعایق حرارتی شدن پرده

مقدمه
كاهش ذخاير انرژي و نگراني مشتري به خاطر هزينه‌هاي انرژي به افزايش نياز براي تحقيق در حوزه حفظ انرژي منجر شده است. حفظ انرژي در ساختمان‌ها، حفظ انرژي گرمايي همراه با استفاده كم از انرژي را شامل مي‌شود و تا حدودي با حداقل كردن جريان گرمايي بين محيط‌هاي بيرون و داخل بدست مي‌آيد. مطالعات كمي در مورد نقش وسايل نساجي خانگي در حفظ انرژي خانه وجود داشته است. اگرچه پنجره‌هاي داراي عايق بندي خوب پيدا شده‌اند كه انتقال گرما بين محيط بيرون و داخل را كاهش مي‌دهند، اما نقش پرده‌هاي ضخيم در عايق‌بندي پنجره به طور مفصل بررسي نشده‌اند، مخصوصاً مواردي كه به تعديل رطوبت نسبي داخل مربوط مي‌شوند. پنج درصد از مصرف كلي انرژي ملي ما، از طريق پنجره‌هاي ساختماني به هدر مي‌رود. اخيراً تكنيك‌هاي حفظ انرژي خانه، در كاهش اتلاف انرژي از طريق پنجره‌ها داراي كارايي كمتري نسبت به تكنيك‌هاي حفظ انرژي از طريق ديوارها، سقف‌ها و كف‌ها بوده‌اند.
اگرچه اتلاف كلي انرژي از يك خانه كاهش مي‌يابد زماني كه به خوبي عايق‌بندي شود ولي با اين حال درصد واقعي اتلاف انرژي از طريق پنجره‌ها افزايش مي‌يابد. انواع خاصي از طرح‌هاي پنجره در كاهش اتلاف انرژي مؤثر هستند. با اين وجود، اين كاهش هنوز با كاهش اتلاف انرژي از طريق ديوارهاي داراي عايق مناسب برابر نيست. اگر به خوبي سامان‌دهي شود، پرده‌هاي پنجره مي‌توانند به كاهش اتلاف انرژي از طريق پنجره‌ها كمك كنند. همچنين آنها مزيت انعطاف‌پذيري را نيز دارد كه به سادگي مي‌توان آنها را باز كرد تا از انرژي خورشيدي استفاده حداكثر را برده يا اينكه بسته شوند تا اتلاف انرژي را كاهش دهند.
پرده‌ها مي‌توانند بر حفظ انرژي به وسيله كاهش اتلاف حرارتي زمستان و بدست آوردن حرارت تابستان تأثير گذارند. بررسي‌ها نشان داده‌اند كه توانايي وسايل سايبان پنجره براي مسدود كردن جريان هوا، تنها ويژگي مهم در تأثير بر مقدار كلي عايق بندي مي‌باشد. با اين وجود اگر پرده‌ها با مدل درزبندي كاربردي و كارايي طراحي شوند. تا اتلاف حرارت همرفتي را كنترل كنند، اهميت بافت ديگر، ويژگي‌هاي ساختاري و تاروپود به ميان مي‌آيد. در حالي كه چنين مطالعه مجزا بر ويژگي‌هاي عايق بندي مختلف پرده‌ها و ديگر وسايل سايبان متمركز شده‌اند، اهميت نسبي هر يك از اين فاكتورها مشخص نشده‌اند.
رطوبت‌هاي نسبي داخل به طور فصلي فرق مي‌كنند. براساس نوع سيستم گرمايي مورد استفاده، رطوبت‌هاي نسبي بسيار پايين در زمستان متحمل مي‌شوند. با اين وجود، پيشرفت‌ها در تكنولوژي ساخت و ساز كه از تأكيد اخير بر راندمان گرمايي نشات گرفته، به مقادير كم نشت و هواكشي در ساختمان‌ها منجر شده است. علاوه بر تأثير نامطلوب كيفيت هواي داخل  وضعيت ديگري كه از تركيب نشت كم و دماهاي پايين داخل نشات مي‌گيرد افزايشي در رطوبت نسبي داخل اغلب تا نقطه تقطير در ساختمان مي‌باشد. پيچيدگي بيشتر مسئله، رطوبت نسبي داخل را از طريق استفاده از دستگاه‌هاي مرطوب كن مكانيكي افزايش مي‌دهد و به عنوان محافظتي در مقابل سرماي زمستان توصيه مي‌شود. خواه به خاطر نشت كم، دماي پايين داخل يا استفاده از دستگاه‌هاي مرطوب‌كن فني، تغييرات رطوبت نسبي بر ويژگي‌هاي عايق بندي پارچه‌هاي پرده تأثير خواهد گذاشت…..
فهرست
  • مقدمه 1
  • 1-1- اهداف 4
  • 1-2- فرضيه ها 5
  • 1-3- پنداشت ها (گمان ها) 6
  • 1-4- محدوديت ها 6
  • 1-5- تعاريف 7
  • فصل دوم 10
  • مرور مقاله 10
  • 2-1- حفظ انرژي 11
  • 2-2- تئورسي انتقال حرارت 12
  • 2-3- طراحي و عملكرد پنجره 14
  • 2-4- ويژگي هاي بافت، ليف (رشته) وپارچه 17
  • 2- 5- نشت پذيري هوا و تخلخل 19
  • 2-5-1- رابطه بين نشت پذيري هوا و تخلخل 21
  • 2-5-2- تخلخل و هندسه پارچه 22
  • 2-5-3- فاكتورهاي پارچه و ليف مرتبط با نشت پذيري هوا 27
  • 2-5-4- لايه‌هاي چندگانه پارچه 29
  • 2-6- رطوبت 30
  • 2-7- پرده‌ها و ديگر وسايل عايق‌بندي پنجره 32
  • 2-8- ابزار سازي 63
  • فصل سوم : رويكرد 67
  • 3-1- پارچه‌ها 68
  • 3-2- ويژگي‌هاي پارچه 69
  • 3-3- شكل هندسي پرده‌ها 75
  • 3-3-1- تعيين سطح اسپيسر 81
  • 3-3-2- تعيين حجم 90
  • 3-3-3- مساحت سطح پارچه 91
  • 3-4- انتقال حرارت 92
  • 3-5- طرح تجربي (آزمايشي) 94
  • 3-6- تحليل آماري 97
  • فصل چهارم 99
  • نتايج و بحث 99
  • 4-1- مقدمه 100
  • 4-2- ضريب گسيل لايه‌هاي تكي 101
  • 4-2-1- تضادها براساس نوع بافت 109
  • 4-2-2- تفاوت‌ها براساس گشادي بافت 110
  • 4-2-3- تفاوت‌هاي براساس رنگ پارچه 111
  • 4-3- آزمايش‌هاي دو لايه 112
  • 4-3-1- نوع پارچه 116
  • 4-3-2- فشردگي پرده 117
  • 4-3-3- فشردگي آستري 117
  • 4-3-4- فاصله سه بعدي 118
  • 4-3-5- تركيب فشردگي پرده و فشردگي آستري 119
  • 4-3-6- تركيب فشردگي پرده، فشردگي آستري و فاصله گذاري 121
  • 4-3-7- رطوبت نسبي 123
  • 4-3-8- خلاصه نتايج چند لايه 124
  • 4-4- ويژگي‌هاي فيزيكي 124
  • 4-4-1- مدل‌هاي تك لايه 125
  • 4-4-2- مدل‌هاي چند لايه 129
  • 4-4-3- ويژگي‌هاي منحصر بفرد 131
  • 4-5- خلاصه 132
  • فصل پنجم 137
  • خلاصه، بحث‌ها و توصيه‌ها 137
  • 5-1- خلاصه و نتايج 138
  • 5-2- توصيه‌ها 141
  • 2-1. جدول  : ويژگی های فيزيکی پارچه 34
  • 2-4. جدول : مقدار با عدد a DF = فشردگی پرده به درصد و b LF = فشردگي آستر 41
  • 2-10.  جدول. دو عامل تحليل واريانس براي پارچه‌ها در لايه‌هاي مجزا 42
  • 2-13.  جدول ضريب گسيل، با نوع بافت و رطوبت نسبي 42
  • 2-23.  جدول مقادير ضريب گسيل با فشردگي پرده و فشردگي آستري 44
  • 2-24.  جدول مقادير ضريب گسيل با فشردگي پرده، فشردگي آستري و فاصله گذاري 45
  • 2-25.  جدول ضريب گسيل توسط پارچه و فشردگي پرده 46
  • 2-26.  جدول ضريب گسيل توسط پارچه و فشردگي آستر 46
  • 2-27. جدول ضريب گسيل با پارچه و فاصله گذاري 47
  • 2-28 .جدول  ضريب گسيل با پارچه و رطوبت نسبي 47
  • 2-40. جدول مقادير ضريب گسيل ـ فاز 2 (لايه‌هاي دوگانه) 53
  • 3-5 . جدول  مساحت سطح پارچه 91
  • 3-6. جدول مساحت سطح پارچه در وضعيت (مختلف) 91
  • 4-7.  جدول مقادير ضريب گسيل پارچه‌ها (تك لايه‌ها، صاف) 105
  • 4-14. جدول  ضريب گسيل‌ها توسط گشادي بافت 108
  • 4-15. جدول ضريب گسيل‌ها توسط گشادي بافت و رطوبت نسبي 108
  • 4-16. جدول ضريب گسيل‌ها توسط رنگ 108
  •  4-17. جدول ضريب گسيل‌ها توسط گشادي بافت و رطوبت نسبي 110
  • 4-18. جدول  ضريب گسيل‌ها توسط رنگ 111
  • 4-19. جدول تفاوت‌هاي پارچه‌هاي تك لايه براساس رنگ 112
  • 4-20. جدول ميانگين‌هاي تأثيرات عامل اصلي براي مدل‌هاي چند لايه 114
  • 4-21. جدول تحليل‌هاي واريانس براي پارچه‌هاي لايه‌دار شده 115
  • 4-31. جدول تحليل‌هاي رگرسيون براي پارچه‌هاي تك لايه مدل 1 125
  • 4-32. جدول تحليل‌هاي رگرسيون براي پارچه‌هاي تك لايه، مدل 2 127
  • 4-33. جدول تحليل‌هاي رگرسيون براي پارچه‌هاي تك لايه ـ مدل 3 127
  • 4-34. جدول تحليل رگرسيون براي پارچه‌هاي تك لايه ـ مدل 4 128
  • 4-35. جدول تحليل‌هاي رگرسيون براي پارچه‌هاي تك لايه ـ مدل 5 129
  • 4-36. جدول تحليل‌هاي رگرسيون براي پرده‌هاي چند لايه ـ مدل 1 130
  • 4-37. جدول تحليل‌هاي رگرسيون براي پرده‌هاي چند لايه ـ مدل 2 131
  • 4-38. جدول تحليل‌هاي رگرسيون پرده‌هاي چند لايه ـ مدل 3 131
  • 5-39.جدول مقدار ضريب گسيل ـ فاز يك (تك لايه) 137
  • 2-2  نمودار  : تراوش پذيری هوا از لايه های متوالی پارچه G   36
  • 2-5  نمودار:ساختار منحنی دارای فشردگی 50  درصدی 37
  • 2-6  نمودار:تعيين فشردگی 50 درصدی 37
  • 2-11  نمودار:هندسه فاصله دارای فشردگی 50 درصد 38
  • 2-12  نمودار:بخش A12 از فاصله اندازفشردگی 50 درصد 39
  • 2-13  نمودار:هندسه فاصله انداز دارای فشردگی 100درصد 40
  • 2-31 نمودار.ضريب گسيل حرارت پارچه‌هاي تكي در سطوح متفاوت رطوبت 42
  • 2-32 نمودار.ضريب گسيل انواع بافت با سطوح رطوبت نسبي 42
  • 2-33 شكل  .ضريب گسيل پارچه‌هاي پرده لايه شده با پارچه آستري 43
  • 2-34 نمودار.تفاوت‌ها در ضريب گسيل بين پارچه‌ها با فشردگي پرده 47
  • 2-35 نمودار.تأثير فشردگي آستري روي ضريب گسيل 48
  • 2-36 نمودار.تأثير فشردگي استري روي ضريب گسيل پارچه‌هاي مختلف پرده‌ای 49
  • 2-37 نمودار. ضريب گسيل پرده‌ها با فاصله‌گذاري 50
  • 2-38 نمودار.تأثير فاصله گذاري بين پارچه‌هاي روي ضريب گسيل 51
  • 2-39  نمودار. تفاوت‌ها در ضريب گسيل بين پارچه‌ها با رطوبت نسبي 52
  • 3-1 نمودار  . فاكتورهاي پارچه 68
  • 3-3 شكل فاكتورهاي شكل 76
  • 3-7 شكل. فشردگي صد در صد 78
  • 3-8 شكل ايجاد كمان داراي فشردگي 100 درصد 78
  • 3-9 شكل اسپيسر آستري 79
  • 3-10 شكل. اسپيسرهاي اوليه و ثانويه 80
  • 3-14 شكل. بخش A1 از اسپيسر داراي فشردگي 100 درصد 84
  • 3-15 شكل. بخش A2 از اسپيسر داراي فشردگي 100 درصد 84
  • 3-16 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي آستري 50 درصد 85
  • 3-17 شكل. اسپيسرمورد استفاده براي فشردگي پرده 50 درصد با آستري صاف وفاصله گذاري  صفر 85
  • 3-18 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي پرده 50 درصد با آستري صاف و فاصله گذاري 4/1 اينچ 85
  • 3-19 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي پرده 50 درصد با آستري صاف و فاصله گذاري2/1 اينچ 85
  • 3-20 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي آستري 100 درصد 85
  • 3-21 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي پرده 100 درصد با آستري صاف و فاصله گذاري صفر 86
  • 3-22 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي پرده 100 درصد با آستري صاف و فاصله گذاري 4/1 اينچ 86
  • 3-23 شكل. اسپيسر مورد استفاده براي فشردگي پرده 100 درصد با آستري صاف و فاصله گذاري2/1 اينچ 86
  • 3-24 شكل. اسپيسر براي سطوح يكسان فشردگي پرده و فشردگي آستري 86
  • 3-25 شكل. كمان‌هاي اسپيسر مورد استفاده براي سطوح يكسان فشردگي پرده و فشردگي   آستري 87
  • 3-26 شكل. كمان‌هاي اسپيسر فشردگي 100 درصد 88
  • 3-27 شكل. پنجره آزمايشي 93
  • 3-28 شكل. طرح تحقيق ـ فاز يك 95
  • 3-29شكل. طرح تحقيق ـ فاز دو 96
  • 4-30 شكل ضريب گسيل حرارتي پارچه‌هاي تك لايه 105

145 صفحه

ارزیابی زیر دست پارچه با روش عبور از نازل

 

-بررسي زير دست پارچه توسط پيرس
اولين اندازه گيري ها در رابطه با خواص پارچه به سال 1943 برمي گردد که توسط پيرس بر روي خواص خمشي و فشاري به عنوان زير دست پارچه انجام گرفت . پيرس براي اندازه گيري سختي پارچه از روشي استفاده کرد که تا به امروز نيز استفاده مي شود وآن اندازه گيري طول خمشي پارچه است . اين کميت را مي توان به صورت طولي از پارچه که در اثر وزن خود خم مي شود تعريف کرد . اين پارامتر خود نشاندهنده ي آويزش پارچه سخت تر بوده و هر چه پارچه سخت تر باشد ، طول خمش پارچه بيشتر است….
سيستم کاواباتا
در روش هاي اوليه ، زير دست پارچه از طريق لمس آن توسط کارشناسان ماهر و متخصص ارزيابي شده که اين سيستم احتياج به سال ها تجربه داشته و به طور آشکار مي توانسته است تحت تاثير سليقه شخصي افراد قرار گيرد . پروفسور کاواباتا از کشور ژاپن سعي نمود تا سيستم اندازه گيري زير دست بر پايه ي ماشين را به جاي سيستم اندازه گيري زير دست توسط متخصص که نتايج ثابت وجديدي مي دهد  رامعرفي نمايد . بنابر نظرات کاواباتا زير دست پارچه را مي توان از خواص فيزيکي و مکانيکي پارچه بدست آورد . رفتار فيزيکي و مکانيکي پارچه در ازدياد  طول و نيروي کم بر زير دست موثرند . بدين معني که اين نيرو و ازدياد طول نبايد به اندازه اي باشد که موجب زوال پارچه شود . و رفتار پارچه در اين نواحي به عنوان زير دست تلقي مي شود .
فهرست
  • فصل اول:مطالعات كتابخانه اي 1
  • 1- 1- سير تاريخي بررسي زير دست 2
  • 1-1-1- بررسي زير دست پارچه توسط پيرس 2
  • 1-1-2- سيستم کاواباتا 3
  • 1-1-2-1- اندازه گيري ذهني زير دست پارچه : 4
  • 1-1-2-2- ارزيابي واقعي زير دست پارچه : 5
  • 1-1-3- روش ارزيابي سريع 7
  • 1-1-4- اندازه گيري زير دست با استفاده از دستگاه استحکام سنج : 8
  • 1-1-4-1 – آزمايش کششي : 8
  • 1-1-4-2- آزمايش خمش : 8
  • 1-1-4-3- آزمايش برشي : 9
  • 1-1-4-4- فشار وضخامت پارچه :               9
  • 1-1-4-5- آزمايش اصطکاک : 9
  • 1-1-5- اندازه گيري زير دست با استفاده از عبور از نازل : 12
  • 1-2- خواص مرتبط با زير دست پارچه : 14
  • 1-2-1- آويزش: 14
  • 1-2-2- ضخامت و وزن پارچه: 15
  • 1-2-3- پرزينگي: 17
  • 1-2-4- پوشانندگي 17
  • 1-2-5- مقاومت خمشي: 18
  • 1-2-6- چين خوردگي پارچه: 19
  • 1-2-7- سختي و انعطاف پذيري: 20
  • فصل دوم :تجربيات 21
  • 2-1- وسايل مورد استفاده : 22
  • 2-1-1- دستگاه ها : 22
  • 2-1-1-1- دستگاه اندازه گيري استحکام : 22
  • 2-1-1-2- دستگاه اندازه گيري طول خمش : 26
  • 2-1-1-3- دستگاه اندازه گيري ضخامت پارچه : 28
  • 2-2- مواد اوليه مورد استفاده : 28
  • 2-3- آزمايشات انجام شده : 30
  • 2-3-1 -آزمايشات عبور پارچه از حلقه : 30
  • 2-3-2 -آزمايش ارزيابي زير دست نمونه ها توسط اشخاص : 35
  • 2-3-2-1- متوسط درجه ي زير دست : 37
  • فصل سوم :بحث ونتيجه گيري 39
  • 3-1- رگرسيون چند متغيره مرحله اي (Stepwise) 40
  • 3-1-1- به طرف جلو (Forward) : 40
  • 3-1-2-به طرف عقب (Backward) : 41
  • 3-2- دستور کار با نرم افزار: 43
  • 3-2- نتيجه گيري کلي
  • 3-3- پيشنهادات جهت ادامه ي پروژه :
  • ضمائم 53
  • منابع 73
  • فهرست جداول
  • جدول (2-1) مشخصات نمونه ها ي مورد آزمايش 29
  • جدول (2-2) مشخصات بدست آمده از آزمايش بر روي نمونه ها 34
  • جدول (2-3) نتايج رتبه بندي زير دست توسط افراد 36
  • جدول (2-4)  نتايج متوسط زير دست 38
  • جدول (3-1) علامت هاي اختصاري به کار رفته در نرم افزار 42
  • جدول (3-2) Regression 44
  • جدول (3-3) Model Summary 45
  • جدول (3-4) ANOVA 46
  • جدول (3-5)Coefficients 47-48-49
  • فهرست اشكال
  • شكل (1-1) فك نگهدارنده ي نازل كه نمونه ي پارچه از آن در حال بيرون آمدن مي باشد. 14
  • شکل (2-1) دستگاه استحکام سنج به همراه فك حمل كننده ي نازل 24
  • شکل (2-2) نازل  به کارفته ي به قطر 3.5cm 25
  • شکل (2-3) نازل لاستيکی به کارفته دارای سوراخی به قطر2.5cm 25
  • شکل (2-4) دستگاه به کار رفته در پروژه به همراه نازل ولاستيک 26
  • شکل (2-5) دستگاه اندازه گيري طول خمش

74 صفحه

رنگرزی الیاف اکریلیک با رنگهای طبیعی

 رنگرزی الیاف اکریلیک با رنگهای طبیعی(‌اسپرک قرمزدانه پوست گردو ) با روشهای مختلف

كليات
1- هدف
در اين پروژه به منظور ارائه شرايط بهينه و قابليت جذب مناسب مواد رنگزاي طبيعي مختلف توسط الياف اكريليك رنگرزي اين ليف با 3 رنگزاي طبيعي قرمزدانه – اسپرك و پوست گردو و در شرايط مختلف و با دندانه هاي زاج سفيد و دي كرومات  پتاسيم و همچنين به 3 روش پيش دانه – همزمان – پس دندانه كه اين عملياتها به منظور ارائه‌مناسبت ترين روش با بهترين خواص شستشوئي مورد بررسي قرار مي گيرد .
2-پيشينة تحقيق :
در رابطه با استفاده از مواد رنگزاي طبيعي به منظور رنگرزي الياف طبيعي و مصنوعي تحقيقاتي به انجام رسيده و همچنين كنفرانسهايي نيز برگزار شده است و قابليت استفاده از اين مواد رنگزا را برروي اليافي همچون نايلون و پلي‌استر به روشهاي رنگرزي همزمان مورد مطالعه قرار گرفته همچنين كنفرانسي در هفدهم دسامبر 2001 در Iitdelhi در مورد اين مواد برگزار شده است كه بخش تكنولوژي نساجي در Iitdelhi تحقيق روي اين موضوع را از سال 1990 آغاز كرده است.
3-روش كار تحقيق
 كه اين بخش شامل انجام مراحل زير مي باشد
1-3-1- جمع آوري اطلاعات پيرامون مواد رنگزاي طبيعي – چگونگي به دست آوردن و استفاده از آنها و همچنين جمع آوري اطلاعات جامعي پيرامون الياف اكريليك خصوصيات و همچنين شرايط و چگونگي رنگرزي اين الياف
 1-3-2-رنگرزي الياف اكريليك تحت  شرايط مختلف به روشهاي پيش كروم – همزمان – پس كروم با مواد رنگزاي طبيعي اسپرك – قرمز دانه و پوست گردو با دندانه هاي زاج سفيد و دي كرومات و مقايسة خواص رنگ پذيري ثبات شستشوئي نمونه هاي رنگ شده .
فهرست مطالب
  • عنوان صفحه
  • مقدمه 1
  • فصل اول :‌كليات
  • 1-1- هدف 4
  • 1-2- پيشينة‌تحقيق 4
  • 1-3- روش كار تحقيق 5
  • فصل دوم : اكريليك
  • 2-1- تاريخچه 7
  • 2-2 – تعريف الياف اكريليك و مد اكريليك 7
  • 2-3- سنتز اكريلونيتريل 8
  • 2-4- حلالهاي مناسب الياف پلي اكريلونيتريل 11
  • 2-5- توليد الياف از پليمر اكريلونيتريل 11
  • 2-6- انواع الياف اكريليك و مد آكريليك 13
  • 2- 7- الياف ارلون 13
  • 2-8- الياف اكريلان 16
  • 2-9- الياف كورتل 19
  • 2-10- ريسندگي الياف اكريليك 19
  • 2-11- خواص فيزيكي و شيميايي الياف اكريليك 20
  • 2-12- چگونگي شناسايي الياف اكريليك 22
  • 2-13-كاربرد نمونه هاي نويني از آكريليك ها 23
  • 2-14- مطالب كه قبل از رنگرزي اكريليك بايد توجه شود 28
  • 2-15- كارهاي پيش از رنگرزي برروي الياف اكريليك 29
  • 2-16- اصول رنگرزي الياف اكريليك 31
  • 2-17- نحوه رنگرزي و اشكالات موجود در رنگرزي اكريليك 35
  • 2-18- مواد كمكي در رنگرزي الياف اكريليك 37
  • 2-19- رنگرزي الياف اكريليك 38
  • 2-20- اندازه گيري ارزش اشباع ليف اكريليك 44
  • 2-21- اندازه گيري سرعت رنگرزي اكريليك 45
  • 2-22- خنثي كردن الكتريسيتة ساكن الياف اكريليك 46
  • فصل سوم : رنگزاهاي طبيعي
  • 3-1- تاريخچة رنگرزي 48
  •  3-2- تاريخچة رنگرزي در ايران 55
  • 3-3- مختصري در مورد رنگينه هاي طبيعي 63
  • 3-4- كاربرد رنگهاي گياهي در هنرهاي دستي ايران 66
  • 3-5- دلايل اقتصادي استفاده از رنگهاي گياهي 68
  • 3-6- شناسائي مواد رنگزاي طبيعي 71
  • 3-7- مقايسة‌خواص مواد رنگزاي طبيعي و مصنوعي 72
  • 3-8- قرمزدانه 75
  • 3-9- انواع قرمزدانه 77
  • 3-10- طريقه جمع آوري قرمز دانه 79
  • 3-11-تأثير مواد گوناگون از قرمزدانه 81
  • 3-12- تهيه مواد گوناگون از قرمز دانه 82
  • 3-13- تقلب در قرمزدانه 82
  • 3-14- رنگ بندي قرمزدانه 83
  • 3-15- اسپرك 84
  • 3-16- تاريخچه اسپرك 85
  • 3-17- خصوصيات گياه اسپرك 86
  • 3- 18- چگونگي برداشت محصول اسپرك 88
  • 3-19- پوست گردو 89
  • 3-20-گرفتن رنگ از پوست گردو 90
  • 3-21-اثر دندانه ها بر پوست گردو 91
  • 3-22- تأثير مواد شيميايي بر محلول پوست گردو 91
  • 3-23- طرز خشك كردن گياه 92
  • 3-24- آب در رنگرزي 93
  • 3-25- دندانه ها 96
  • 3-26- اسيدهاي مورد استفاده در رنگرزي 104
  • 3-27- پتانسيل آينده استفاده از رنگزاهاي طبيعي 105
  •  فصل چهارم : آزمايشات رنگرزي
  • 4-1- توضيحات 108
  • 4-2- مشخصات كالا 109
  • 4-3-مشخصات مواد مصرفي 109
  • 4-4- وسايل آزمايشگاهي مورد استفاده 109
  • 4-5- مراحل انجام آزمايش 110
  • 4-6- دندانه دادن كالا 110
  • 4-7-انجام آزمايشات رنگرزي 112
  • 4-8- عمليات شستشوي كالاهاي رنگ شده 114
  • 4-9-تعيين ماكزيمم طول موج براي رنگهاي مصرفي 115
  • 4-10- رسم منحني كاليبراسيون 118
  • 4-11-محاسبه درصد رمق كشي123
  • 4-12-نتيجه گيري و پيشنهادات.125
  • منابع و مآخذ 129
  • فهرست جداول
  • عنوان صفحه
  • 3-1- جدول تأثير دندانه ها در روي رنگرزي پشم با قرمزدانه 84
  • 4-1- جدول مشخصات كالاي اكريليك 109
  • 4-2- جدول حمامها براي دندانه دادن 111
  • 4-3- جدول حمامهاي رنگرزي به روش پيش دندانه 112
  • 4-4- جدول حمامهاي رنگرزي به روش همزمان 113
  • 4-5- جدول حمامهاي رنگرزي به روش پس دندانه 113
  • 4-6- جدول حمام شستشوي كالاي اكريليك رنگرزي شده 115
  • 4-7- جدول ميزان جذب پساب رنگرزي و پساب شستشوي قرمزدانه در شرايط مختلف 122
  • 4-8- جدول ميزان جذب پساب رنگرزي و پساب شستشوي  اسپرك  در شرايط مختلف 122
  • 4-9- جدول ميزان جذب پساب رنگرزي و پساب شستشوي پوست گردو در شرايط مختلف 123
  • 4-10- جدول درصد رمق كشي اكريليك با قرمزدانه 124
  • 4-11-  جدول درصد رمق كشي اكريليك با اسپرك 124
  • 4-12- جدول درصد رمق كشي اكريليك با پوست گردو 124
  • فهرست نمودارها
  • عنوان صفحه
  • نمودار( 4-1) جذب   قرمز دانه 117
  • نمودار (4-2) جذب   پوست گردو 117
  • نمودار (4-3) جذب   اسپرك 118
  • نمودار(4-4) كاليبراسيون پوست گردو 119
  • نمودار (4-5) كاليبراسيون قرمزدانه 120
  • نمودار (4-6) كاليبراسيون اسپرك 121
  • نمودار (4-7) درصد رمق كشي الياف اكريليك با قرمز دانه 125
  • نمودار (4-8) درصد رمق كشي الياف اكريليك با اسپرك 126
  • نمودار (4-9) درصد رمق كشي الياف اكريليك با پوست گردو 127

140 صفحه

تشکیل پارچه توسط بافندگی تاری و پودی

مقدمه
 بطور قطع يكي از تحولات بزرگ در زمينه صنايع، در صنعت نساجي بوجود آمده است بخصوص در اواسط قرن بيستم و با ارائه روشهاي جديد ريسندگي مانند توليد الياف فيلامنت ، ريسندگي اپن اند و در بافندگي ماشين هاي بافندگي بدون ماكو و ماشينهاي بافندگي چند فازي انجام گرفته است كه مهمترين دلائل آنرا مي توان ازدياد سريع جمعيت ، پيشرفت سريع صنايع ديگر و در نتيجه كمبود كارگر و بالارفتن دستمزدها ، بالارفتن تمدن ماشيني و تحول روز افزون مد در زندگي مردم دانست .  حدود 30سال پيش خيلي از صاحبنظران صنايع نساجي اعتقاد داشتند كه ادامه توليد پارچه هاي حلقوي و بي بافت، پارچه هاي بافته شده تاري و پودي را از رده خارج خواهد كرد اين نظريه آنها از اين مسئله ناشي مي شود كه ماشينهاي بافندگي اتوماتيك با ماكو در حال نزديك شدن به نهايت توسعه و رشدشان بودند . اما آنها اولاً مزايا و ويژگيهاي مفيد مطرح شده در ماشينهاي بي ماكو را ناديده گرفته بودند و ثانياً مزاياي اقتصادي و تكنيكي پارچه هاي تاري و پودي با توجه بنوع مصرف و كاربردهايش توسط آنها فراموش شده بود و ماشين هاي پروژكتايل وجت كه اجازه ساختشان آن قبل از جنگ جهاني صادر گرديده بود به بسياري از تكنيك هاي عملي و پيشرفته احتياج داشتند تا بتوانند از ماشينهاي با ماكو سبقت بگيرند . از آنوقت تاكنون به تناسب عرض شانه بافندگي ميزان پود گذاري نزديك به 400تا 500 درصد افزايش يافته است .
بطور كلي مي توان ماشينهاي بافندگي تاري و پودي را بر اساس طريقه پودگذاري بصورت زير تقسيم بندي كرد :
1- ماشينهاي بافندگي با سيستم پودگذاري معمولي : در اين ماشينها عمل پودگذاري توسط ماكوئي كه در داخل آن ماسوره نخ قرار دارد ( و از دهنه تشكيل شده توسط نخهاي تار عبور داده مي شود ) انجام مي گيرد .
2- ماشينهاي بافندگي با سيستم پودگذاري غير معمولي : اين ماشينها به صورت زير دسته بندي مي گردند .
الف) ماشينهائي كه در آنها عمل پود گذاري توسط يك جسم پرتاب شونده انجام
 مي شود: مانند سيستم ماكو گيره اي و پروژكتايل
ب) ماشينهائي كه بطور مثبت پود گذاري مي كنند: اين ماشينها داراي گيره هائي هستند كه توسط تسمه يا ميله از دهنه عبور داده مي شوند و عمل پود گذاري توسط آنها انجام مي پذيرد ( راپيري )
ج) ماشينهاي بافندگي جت : در اين ماشينها عمل پود گذاري توسط نيروي هوا يا آب صورت مي گيرد.
د: ماشينهاي بافندگي چند فازي : جديدترين سيستم بافندگي كه در آن هم زمان چند دهنه تشكيل مي گردد و چند جسم پود گذار وارد دهنه هاي ايجاد شده مي شوند و عمل پود گذاري  را انجام مي دهند .
 در حال حاضر ماشين بافندگي پروژكتايل و راپيري داراي سرعتي هستند كه مي توان ادعا كرد حداقل حدود 90% بالاتر از سرعت بهترين ماشينهاي ماكوئي با همين عرض مي باشند . در ضمن ماشينهاي ايرجت داراي سرعت پود گذاري 80 تا 90 درصد بيشتر از ماشين هاي پروژكتايل هستند .
فهرست
  • چكيده 1
  • تاريخچه 2
  • 1- تشكيل پارچه توسط بافندگي تاري و پودي
  • 1-1- روشهاي تشكيل پارچه 13
  • 1-2- بافندگي تاري و پودي پارچه هاي بافته شده 17
  • 1-2-1- ماشين بافندگي 17
  • 1-2-2- پارچه هاي بافته شده 21
  • 2- ساختار پارچه تاري و پودي و انواع بافتهاي آن
  • 2-1- ساختار پارچه تاري و پودي 23
  • 2-1-1- نماي شماتيك بافت 24
  • 2-1-2- نقشه نخ كشي 25
  • 2-1-3- نقشه كشي نخ كشي شانه 28
  • 2-1-4- نقشه حركت وردها 29
  • 2-1-5- سطح مقطع نخهاي تار و پود 31
  • 2-2- بافتهاي پايه 32
  • 2-2-1- بافت تافته 33
  • 2-2-2- ريب تاري 34
  • 2-2-3- ريب پودي 35
  • 2-2-4- بافت پاناما 36
  • 2-2-5- بافت سرژه ومشتقات آن 37
  • 2-2-6- بافت ساتين و مشتقات آن 40
  • 2-2-7- ساير بافتهاي تاري و پودي 42
  • 3- مقدمات بافندگي
  • 3-1- بوبين پيچي 43
  • 3-1-1- طرز عمل بوبين پيچي   45
  • 3-2- آماده سازي نخ تار 49
  • 3-2-1- چله پيچي 50
  • 4- اساس بافندگي تاري و پودي
  • 4-1- مكانيزم هاي اصلي بافندگي 55
  • 4-1- 1- تغذيه نخ هاي تار 56
  • 4-1-2- تشكيل دهنه نخ هاي تار 58
  • 4-1-3- پود گذاري 61
  • 4-1-4- دفتين زدن 64
  • 4-1-5- پيچش پارچه 69
  • 4-2- مكانيزم هاي فرعي 70
  •  4-3- كنترل پارچه 71
  • 4-3-1- عرض پارچه 71
  • 4-3-2-حاشيه ها 73
  • 5- سيستم هاي تشكيل دهنه
  • 5-1- مكانيزم  ميل لنگي 77
  • 5-2- مكانيزم تشكيل دهنه بادامكي 77
  • 5-3- مكانيزم تشكيل دهند ه دابي 79
  • 5-3-1- مكانيزم تشكيل دهنه بادامكي منفي 79
  • 5-3-2- مكانيزم تشكل دهنه بادامكي مثبت 80
  • 5-3-3- دابي روتاري 81
  • 6- بافندگي باماكو
  • 7- بافندگي ماشين بدون ماكو (F2001 ) تنظيمات دستگاه
  • 7-1- راه اندازي ماشين 90
  • 7-2- حركت و ترمز 97
  • 7-3-  كنترل نخ پود 05
  • 7-4- حركت راپير 110
  • 7-5- كنترل رنگ پود 128
  • 7-6- حركت دفتين 130
  • 7-7-  كنترل پود 136
  • 7-8- تيك آپ پيچش پارچه 139
  • 7-9- تمپل 143
  • 7-10- دهانه كار 149
  • 7-11- متوقف كننده نخ تار 163
  • 7-12- سيستم لت آف 165
  • 7-13- حاشيه ساز 174
  • 8- بافندگي بدون ماكو (راپيري)
  • 8-1- پودگذاري روش گالبر 189
  • 8-2- پودگذاری روش دواس 191
  • 9- سولزر مدل F2001
  •  9-1- سوئیچ صلی 215
  •  9-2- حرکت و ترمز (کلاچ و ترمز) 215
  •  9-3- سیستم کنترل نخ 216
  •  9-4- حرکت راپیر 216
  •  9-5- کنترل رنگ پود 216
  •  9-6- دفتین و شانه 217

230 صفحه

بررسی سازه‌های پارچه‌ای

بررسی سازه‌های پارچه‌ای و خصوصیات مکانیکی پارچه‌های آن

مقدمه
سازندگان، طراحان و مهندسين، كاربرد مواد كامپوزيت را جهت توليد محصولاتي با كيفيت بالا، بادوام و ارزان مفيد تشخيص داده‌اند. مواد كامپوزيت در محصولات زيادي در زندگي روزمره ما يافت مي‌شوند، از اتومبيلهايي كه بر آن سوار مي‌شويم تا قايقها، چوبهاي اسكي و گلف كه در تعطيلات آخر هفته استفاده مي‌كنيم. علاوه بر اين، كامپوزيتها در بسياري از كاربردهاي صنعتي حساس، هوافضا و نظامي استفاده مي‌شوند. در بازاري كه تقاضا براي محصول همواره در حال افزايش است، مواد كامپوزيت ثابت كرده‌اند كه در كاهش هزينه‌ها و افزايش كارآيي، مي‌توانند موثر باشند. كامپوزيتها، مشكلات را حل مي‌كنند، سطح كارآيي را بالا مي‌برند و توسعه محصولات جديد را قادر مي‌سازند. در ايالات متحده، ساخت كامپوزيتها، يك صنعت 25 ميليون دلاري در سال است و يكي از معدود صنايعي است كه در آن نسبت به ديگر رقباي خارجي كمي پيشرفته‌تر است. بيش از 3000 مركز در ارتباط با ساخت قطعات و توزيع مواد كامپوزيت در آمريكا وجود دارند. اين امكانات، بيش از 236000 نفر را به كار گمارده است. علاوه بر آن حدود 250.000 نفر در ارتباط با تجارت اين صنعت شامل، تهيه‌كنندگان مواد، فروشندگان تجهيزات و ديگر پرسنل پشتيباني كننده، مشغول به كار مي‌باشند.  در حدود 90% كامپوزيتهاي توليد شده، از الياف شيشه و رزين پلي استر و وينيل استر استفاده مي‌شود. 65% كامپوزيتها با استفاده از روش قالبگيري باز ساخته مي‌شوند و 35% باقيمانده با استفاده از روشهاي قالبگيري بسته يا پيوسته توليد مي شوند.
كامپوزيتها به طور گسترده‌اي به عنوان پلاستيكهاي تقويت شده غالباً، الياف تقويت‌كننده، فايبرگلاس (Fiber Glass) مي باشند گرچه اليافي با استحكام بالا نظير آراميد (Aramid) و كربن (Carbon) در كاربردهاي پيشرفته به كار برده مي‌شوند.
ماتريس پليمري (Polymer Matrix) معمولاً شامل رزين ترموستي (Thermoset Resin) نظير پلي استر، وينيل استر و رزينهاي اپاكسي مي‌باشد. رزينهاي خاصي نظير فنوليك،پلي اوره‌تان و سيليكون براي كاربردهاي ويژه استفاده مي شوند. رزين‌هاي مصرفي معمولاً در ضمن فرآيند قالب گيري، شبكه‌اي شده و منسجم و جامد مي‌گردند. اين فرآيند به نام فرآيند شبكه‌اي شدن معروف است. به علت انجام اين فرآيند مقاومت شيميايي، حرارتي و خواص فيزيكي و دوام سازه‌اي كامپوزيت افزايش مي‌يابد. به دليل مزاياي بي شمار كامپوزيت‌ها كاربرد اين مواد در بازارهايي نظير حمل و نقل، ساختمان، سازه‌هاي دريايي، سازه‌هاي خيلي قوي، محصولات مصرفي، وسايل برقي، هواپيما و هوافضا، وسايل وتجهيزات تجاري روبه افزايش است. برخي از اين مزايا به شرح زير است:
1- استحكام بالا: مواد كامپوزيت براي نيازهاي استحكامي خاص در يك كاربرد مي‌توانند طراحي شوند. مزيت بارز كامپوزيتها نسبت به ساير مواد، توانايي استفاده كردن از تعداد زيادي از تركيبهاي رزينها و تقويت‌كننده‌ها و بنابراين رسيدن به خواست مشتري از نظر خواص مكانيكي و فيزيكي سازه مي‌باشد…..
فهرست
  • چكيده
  • فصل اول: آشنايي كلي با سازه‌هاي پارچه‌اي
  • بخش اول: مواد كامپوزيتي و خصوصيات آنها 1
  • 1-1- تاريخچه 1
  • 2-1- مقدمه 2
  • 3-1- كامپوزيتها چه هستند؟ 5
  • 4-1- صنعت كامپوزيتها 8
  • 1-4-1- كامپوزيتهاي مصرفي 8
  • 2-4-1- كامپوزيتهاي صنعتي 9
  • 3-4-1- كامپوزيتهاي پيشرفته 9
  • 5-1- ساختارهاي تشكيل دهنده مواد مركب 10
  • 6-1- چرا كامپوزيتها متفاوتند؟ 11
  • 7-1- كامپوزيتها از نقطه نظر ديگر 13
  • 8-1- طبقه بندي كامپوزيتها 14
  • 1-8-1- كامپوزيتهاي اليافي (رشته‌اي) 15
  • 2-8-1- كامپوزيتهاي لايه‌اي 16
  • 3-8-1- كامپوزيتهاي ذره‌اي 17
  • 4-8-1- كامپوزيتهاي پولكي 17
  • 5-8-1- كامپوزيتهاي پرشده 17
  • 9-1- مزاياي هشتگانه كامپوزيتها (پلاستيكهاي تقويت شده با الياف FRP) 19
  • 1-9-1- انعطاف پذيري در طراحي 19
  • 2-9-1- پايداري ابعاد 19
  • 3-9-1- ساخت قطعات به شكل يكپارچه 19
  • 4-9-1- مقاومت بالا 20
  • 5-9-1- سبكي وزن 20
  • 6-9-1- هزينه تجهيزات متوسط 20
  • 7-9-1- هزينه پرداختكاري پايين 20
  • 8-9-1- مقاومت در برابر خوردگي بالا 20
  • بخش دوم: مروري بر تحقيقات انجام شده قبلي 21
  • 10-1- شبيه سازي سه بعدي زيرلايه‌هاي كامپوزيت بافته شده براي صفحه مدارهاي چند لايه‌اي 21
  • 11-1- شبيه‌سازي تصادفي شكل گيري كامپوزيتهاي بافته شده 21
  • 12-1- روش ميكرو سطح/ ماكرو سطح و مولتي سطح براي آناليز ورقه‌هاي كامپوزيت پارچه‌هاي بافته شده 22
  • 1-12-1- روش ميكروسطح / ماكروسطح و مولتي سطح 24
  • 13-1- روندهاي نمونه برداري براي كامپوزيت‌هاي بافته شده هشت وجهي سه‌بعدي 26
  • 1-13-1- فرايند توليد براي كامپوزيتهاي بافته شده سه بعدي 28
  • 14-1- تست فريم تصويري تقويت‌هاي كامپوزيت بافته شده با يك ثبت واتنش ميدان كامل 29
  • 15-1- مدل‌هاي ميكرو مكانيكي براي رفتار خمش كامپوزيت بافته شده 30
  • بخش سوم: سازه‌هاي پارچه‌اي 32
  • 16-1- سازه‌هاي پارچه‌اي 32
  • 17-1- خصوصيات مواد نساجي 34
  • 18-1- پارچه‌هاي مورد استفاده در سازه‌هاي پارچه‌اي 35
  • 19-1- انواع سازه‌هاي پارچه‌اي 35
  • 20-1- مزيت‌هاي سازه‌هاي پارچه‌اي 37
  • 21-1- انتخاب سازه‌هاي پارچه‌اي 37
  • 22-1- كاربردهاي امروزه 38
  • فصل دوم: مقايسه خصوصيات مكانيكي پارچه كامپوزيتي با پارچه پيراهني
  • بخش اول: روش انجام آزمايشات 42
  • 1-2- مقدمه 42
  • 2-2- معرفي مواد مورد آزمايش 42
  • 1-2-2- پارچه كامپوزيتي (سازه پارچه‌اي) 42
  • 1-1-2-2- خصوصيات پارچه كامپوزيتي 42
  • 2-2-2- پارچه پيراهني 43
  • 1-2-2-2- خصوصيات پارچه پيراهني 43
  • 3-2- اندازه‌گيري ضخامت با دستگاه 44
  • 1-3-2- اندازه‌گيري ضخامت پارچه كامپوزيتي 44
  • 2-3-2- اندازه‌گيري ضخامت پارچه پيراهني 45
  • 4-2- تعريف خواص مكانيكي 46
  • 1-4-2- خاصيت كشساني و قانون هوك 46
  • 5-2- خواص مكانيكي پارچه 47
  • 1-5-2- استحكام 47
  • 2-5-2- مقاومت خمشي 47
  • 3-5-2- قابليت ازدياد طول 48
  • 6-2- طول خمشي 48
  • 1-6-2- سختي خمشي 51
  • 2-6-2- مدول خمشي 51
  • 7-2- استحكام پارچه 52
  • 1-7-2- مقدمه 52
  • 2-7-2- خصوصيات موثر بر خواص استحكامي كششي پارچه 52
  • 3-7-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه 55
  • 4-7-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه با باريكه‌اي از پارچه 56
  • بخش دوم: نتايج بدست آمده از آزمايشات 58
  • 8-2- محاسبه سختي خمشي 58
  • 1-8-2- سختي خمشي پارچه كامپوزيتي در جهت تار 58
  • 2-8-2- سختي خمشي پارچه كامپوزيتي در جهت مورب ס45 58
  • 3-8-2- سختي خمشي پارچه پيراهني در جهت تار 59
  • 4-8-2- سختي خمشي پارچه پيراهني در جهت پود 59
  • 5-8-2- سختي خمشي پارچه پيراهني در جهت مورب ס45 60
  • 9-2- محاسبه استحكام 61
  • 1-9-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه كامپوزيتي در جهت تار 61
  • 2-9-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه كامپوزيتي در جهت مورب ס45 62
  • 3-9-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه پيراهني در جهت تار 63
  • 4-9-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه پيراهني در جهت پود 64
  • 5-9-2- اندازه‌گيري استحكام پارچه پيراهني در جهت مورب ס45 65
  • 10-2- محاسبه سختي برشي 66
  • 1-10-2- سختي برشي براي پارچه كامپوزيتي 66
  • 2-10-2- سختي برشي براي پارچه پيراهني 66
  • فصل سوم: نتيجه‌گيري
  • 1-3- مقدمه 67
  • 2-3- مقايسه خواص مكانيكي پارچه پيراهني و پارچه كامپوزيتي 67
  • 3-3- مقايسه خواص ظاهري پارچه پيراهني و پارچه كامپوزيتي 68
  • 4-3- نتايج 68
  • ضمائم 69
  • منابع و مآخذ
  • فهرست منابع فارسي 95
  • فهرست منابع غيرفارسي 96
  • فهرست جداول
  • 1-2-   جدول: اندازه‌گيري ضخامت پارچه كامپوزيتي 44
  • 2-2-   جدول: اندازه‌گيري ضخامت پارچه پيراهني 45
  • 3-2-   جدول: داده‌هاي آزمايش پارچه كامپوزيتي در جهت تار 61
  • 4-2-   جدول: نتايج آماري پارچه كامپوزيتي در جهت تار 61
  • 5-2-   جدول: داده‌هاي آزمايش پارچه كامپوزيتي در جهت مورب (o45) 62
  • 6-2-   جدول: نتايج آماري پارچه كامپوزيتي در جهت مورب (o45) 62
  • 7-2-   جدول: داده‌هاي آزمايش پارچه پيراهني در جهت تار 63
  • 8-2-   جدول: نتايج آماري پارچه پيراهني در جهت تار 63
  • 9-2-   جدول: داده‌هاي آزمايش پارچه پيراهني در جهت پود 64
  • 10-2-  جدول: نتايج آماري پارچه پيراهني در جهت پود 64
  • 11-2-  جدول: داده‌هاي آزمايش پارچه پيراهني در جهت مورب (o45) 65
  • 12-2-  جدول: نتايج آماري پارچه پيراهني در جهت مورب (o45) 65
  • 1-3-   جدول: مقايسه خواص مكانيكي پارچه پيراهني و پارچه كامپوزيتي 67
  • 2-3-  جدول: مقايسه خواص ظاهري پارچه پيراهني و پارچه كامپوزيتي 68
  • فهرست شكل‌ها
  • 1-1-   شكل: كامپوزيت طبيعي 5
  • 2-1-   شكل: كاهگل (خشت) 7
  • 3-1-    شكل: واسطه ارتباط بين الياف و ماتريس 11
  • 4-1-    شكل: تفاوت ساختاري بين كامپوزيتها و فلزات 12
  • 5-1-   شكل: شكل كلي انواع كامپوزيت‌ها 15
  • 6-1-   شكل: طبقه بندي كامپوزيتها از ديدگاه ديگر 18
  • 7-1-   شكل: روش چند سطحی برای ساختمان های کامپوزیت پارچه بافته شده 25
  • 8-1-   شكل: ترمينال حج در عربستان سعودي 32
  • 9-1-   شكل: گنبد پارچه‌اي در لندن 33
  • 10-1-   شكل: استاديوم ورزشي در كاليفرنيا 33
  • 11-1-   شكل: ساختار سازه پارچه‌اي 34
  • 12-1-  شكل: چگونگي تشكيل سازه پارچه‌اي 35
  • 13-1-   شكل: سازه‌هاي هوايي 36
  • 14-1-   شكل: سازه‌هاي كششي 36
  • 15-1-   شكل: سقف خانه 38
  • 16-1-   شكل: گنبد 39
  • 17-1-   شكل: سالن‌هاي نمايش 39
  • 18-1-   شكل: استاديوم‌هاي ورزشي 40
  • 19-1-   شكل: پاركهاي تفريحي 40
  • 20-1-   شكل: سالن نمايشگاه 41
  • 1-2-   شكل: منحني تنش- كرنش يك ماده در منطقه‌اي كه رفتار كشسان از خود نشان مي‌دهد 46
  • 2-2-   شكل: اصول اندازه گیری خمش پارچه 49
  • 3-2-   شكل: روش آزمایشگاهی بررسی خمش پارچه 50
  • 4-2-    شكل: اثر تاب بر استحکام نخ 53
  • 5-2-   شكل: دستگاه استحکام سنج کششی پارچه 57

100 صفحه