مراقبت پرستاري قبل از عمل جراحي در بخش جراحي

مراقبت پرستاري قبل از عمل جراحي در بخش جراحي
كار در بخش جراحي ايجاب مي‌كند كه پرستار در همة شئون مراقبت بيماري كه احتياج به جراحي دارد سهيم باشد. ضمن اينكه پرستار مي‌تواند انتظار اين را داشته باشد كه در بخش بعنوان يكي از اعضاي تيمي بسيار ماهر و با مقررات زياد در مراقبت قبل از جراحي بيمار مشاركت داشته باشد.
اصول مراقبت كامل از بيمار جراحي قبل از عمل در بخش شامل موارد زير است:
1- ارزيابي وضعيت فيزيكي و رواني بيمار جراحي در تمام اقدامات قبل از عمل جراحي
2- برنامه‌ريز، انجام و بررسي جهت مراقبت مناسب
3- ثبت احتياجات بيمار و فعاليتهاي پرستاري
4- آموزش و حمايت والدين و يا ديگر افراد خاص مربوط به بيمار
5- آماده‌سازي لوازم مورد لزوم براي يك مراقبت دقيق بدنبال انواع مختلف بيهوشي و بي‌حسي.
6- مشاركت مؤثر، در جهت كاهش اضطراب بيمار و فراهم آوردن ارتباط كاري خوب در يك تيم با مقررات.
7- تعيين و كار كردن روي مواردي كه ايجاد خطر هم براي بيمار و هم براي پرستار دارد و همچنين فعاليت مناسب در جهت جلوگيري از صدمات مربوطه.
8- مشخص نمودن عوارض احتمالي داروهاي خواب‌آور و بيهوشي مختلف.
9- تشخيص علائم اوليه عوارض و عملكرد مناسب در جهت رفع آنها.

مراقبت بيمار در اتاق عمل
توجه اين فصل كتاب روي جهات مختلف مراقبت بيمار در اتاق عمل و حين انجام عمل جراحي معطوف گرديده است. در اتاق عمل، پرستار مي‌تواند به عنوان عضوي از تيم جراحي هم نقش پرستار در گردش و يا پرستار اسكراب را داشته باشد.
در خلال مدتي كه پرستار درگير مراقبت بيمار در اتاق عمل مي‌باشد از وي انتظار مي‌رود كه:
در برنامه‌ريزي جلسات اتاق عمل و اداره و ترتيب ليست اتاق عمل شركت داشته باشد.
در مراقبت كلي و برنامه‌ريزي و كمك به بيمار بيهوش و خواب‌آلود دخالت داشته باشد.
در مرحله حين عمل جراحي در برنامه‌ريزي مراقبت از بيمار و اثبات آن همكاري داشته باشد.
يك محيط ايمن و درمانگر هم براي كاركنان و هم براي بيمار ايجاد كند.
طرز صحيح پوشيدن لباس اتاق عمل را عملا نشان دهد.
تمام عمليات وي هماهنگ با رعايت اصول استريليتي داشته باشد.
همكاري و ارتباط مؤثر با ديگر اعضاي تيم جراحي داشته باشد.
نقش و مسئوليتهاي دستيار اسكراب
دستيار اسكراب يكي از اعضاي اصلي تيم مي‌باشند كه وسايل و تجهيزات استريل را آماده مي‌كند. او ممكن است يك پرستار و يا يك دستيار اتاق عمل ب اشد.
قبل از عمل جراحي، وظايف دستيار اسكراب عبارتند از:
1- كنترل كارت مخصوص جراح و آماده‌سازي تجهيزات لازمه، نخ‌هاي بخيه وسايل دست جراحي.
2- پوشيدن گان و دستكش بطريقه استريل.
3- پوشاندن ترالي با پارچه‌هاي استريل با يا بدون استفاده از ست‌هاي قبلا بسته‌بندي شده.
4- كنترل وسايل هر ست با حضور پرستار در گردش و ليست اصلي.
5- آماده‌سازي نخ‌هاي بخيه، سوزنها، تيغهاي جراحي (بستوري) و ديگر وسايل
6- كنترل و شمارش گازها، بسته‌بندي‌ها، لوازم جراحي و سوزنها با پرستار در گردش در اعمال جراحي موضعي.
7- اطمينان از ثبت موارد فوق.
8- پوشاندن ميز يا ترالي اضافي در صورت نياز.
9- بر حسب نياز پرستار در گردش مشخصات بيمار و تطابق با باند دور دستش و ليست اتاق عمل انجام گيرد.
10- وقتي بيمار وارد اتاق عمل مي‌شود، از وجود وضعيت مناسب و ايمن بيمار روي تخت اتاق عمل اطمينان حاصل كند…..

37 صفحه

فرمت ورد

,

مروری بر علل شکست پروتز های کامل

مقدمه

بشر همواره در اين آرزو بوده كه تا حد امكان به نحوي از انحاء از دست رفتن دندانهاي خود را جبران نموده و از اين طريق مشكلات مضغي و زيبايي خود را جبران نمايد و در اين راستا سعي و كوشش فراواني نموده است كه ادامه آن تلاشها به نسل امروزي سپرده شده و حق اين است كه ما نيز تمام تلاش و توانائي‌هاي خود را در راه تكامل اين علم بكار بريم. امروزه پيشرفت در جنبه‌هاي مختلف پزشكي و امكانات رفاهي بيشتر منجر به افزايش سن متوسط مردم گشته است، از طرفي علي‌رغم پيشرفتهاي غيرقابل انكاري كه در علم دندانپزشكي در جهت نگهداري و حفظ دندانهاي طبيعي بعمل مي‌آيد، افراد جامعه در سنين پايين‌ترين دندانهاي خود را از دست مي‌دهند و همين دو موضوع يعني افزايش متوسط سن و از دست دادن دندانها در سنين پايين‌تر سبب شده است تا روز به روز بر تعداد افراديكه از پروتزهاي كامل استفاده مي‌كنند افزوده گردد.

انتقال از مرحله داشتن دندانهاي طبيعي به مرحله بي‌دنداني كامل، دوراني است بس حساس و ناشناخته براي بيماران و بايد دانست، غالباً افرادي كه دندانهاي خود را از دست مي‌دهند از نظر جسمي از سلامت كامل برخوردار نمي‌باشند و استخوانهاي خود را از دست مي‌دهند از نظر جسمي از سلامت كامل برخوردار نمي‌باشند و استخوانهاي فكين آنها تراكم لازم را ندارند. از طرفي واكنشهاي ترميمي در اينگونه افراد نقصان پيدا كرده است. در اين بيماران به جاي الياف پريودونت، مخاط نقش نگهداري و پشتيباني دندانهاي مصنوعي را بعهده مي‌گيرد، كه بايد براي بيماران توضيح داده شود، زيرا آنان انتظار دارند كه پروتز كامل همچون دندانهاي طبيعي عمل كند كه مشكلي است مزيد بر مشكلات ديگر.

در برخورد با بيماران بي‌دندان بايستي با معاينه دقيق، بررسي حالات جسماني و رواني بيمار و با توجه به خواسته‌هاي بجا و نابجاي بيمار طرح درمان مناسبي تعيين كرد و با تكنيكي صحيح و اصولي اقدام به درمان كرد، البته با پيش‌بيني نتايج احتمالي درمان و در نظر گرفتن تمام شرايط مساعد و نامساعد محيط دهان بيمار.

حفره دهان محيطي است كه اعمال مختلفي را انجام مي‌دهد و درمان با پروتز صرفاً يك درمان ساده نسجي و ساختماني نيست، بلكه بايستي با جايگزين كردن دندانهاي از دست رفته حالات تشريحي، فانكشنهاي طبيعي و فيزيولوژيك اين ناحيه از بدن را تا حد امكان احياء و بازسازي كرد.

در برخي از موارد با وجود اينكه عمل كننده نهايت سعي خود را در بكار بردن اصول لازم در ساختن پروتز كامل ايده‌آل مي‌نمايد، معهذا چه در ضمن كار و چه پس از قرار دادن پروتز در دهان بيمار با مشكلاتي مواجه مي‌گردد كه به سختي مي‌تواند به علت اصلي آن پي ببرد و با اظهار ناراحتي و شكايت بيمار روبرو مي‌شود و علي رغم اصلاحات متعددي كه انجام مي‌دهد باز مشكلات بيمار پاربرجا مي‌ماند.

اشكالات و ناراحتي‌هايي كه بعد از قرار دادن پروتز كامل در دهان بيمار ايجاد مي‌شود متنوع هستند، در ضمن واكنش بيماران نيز در مقابل آنها مختلف است، كه بستگي به وضع سلامت عمومي جسمي و رواني، وضعيت حفره دهان و طرز تفكر و شخصيت آنان دارد. بعضي از بيماران در برابر كوچكترين آزردگي و تحريك خارجي عكس‌العمل‌هاي شديدي از خود نشان مي‌دهند و بعضي با داشتن شخصيتي قوي و كنترل عصبي خوب حتي زخم‌هاي شديد پروتز را بدون شكايت تحمل مي‌كنند كه هر دو اينها براي بيمار مفيد نيستند.

دندانپزشك بايد با آگاهي بر علوم آناتومي، پاتولوژي، روانشناسي و داشتن مهارتهاي لازم، عكس‌العمل‌هاي بافت نرم را در حالت طبيعي و پاتولوژيك تشخيص داده و بتواند يك اشكال موضعي را از مشكلات عمومي جسمي و رواني بيمار تميز دهد.

فصل اول

مروري بر مقوله تشخيص و طرح درمان، و مروري بر آناتومي محيط دهان

 

1ـ تشخيص و طرح درمان

موفقيت يا شكست درمان با پروتز كامل قبل از شروع به عمل قابل پيش‌بيني است. اكثر ناراحتي‌هاي بيماران در اثر آماده نكردن بيمار از نظر جسمي و مشكلات دهاني، روحي و عدم شناخت صحيح آنها از ماهيت پروتز كامل است. براي دستيابي به موفقيت و داشتن طرح درماني دقيق و درست، در ابتدا بايد تشخيصي درست داشته باشيم.

هدف از نگارش اين بخش مطرح كردن برخي مشكلات ايجاد شده توسط پروتز است كه به علت عدم تشخيص صحيح و طرح درمان مناسب مي‌باشد. در اين قسمت بطور خلاصه مروري خواهيم داشت بر مقوله تشخيص و طرح درمان.

روشهاي تشخيص:

1ـ گرفتن Observation كه شامل تاريخچه پزشكي و دندانپزشكي بيمار است.

2ـ معاينه داخل دهاني كه شامل بررسي نسوج ساپورت كننده، روابط فكين و ضايعات پاتولوژيك مي‌باشد.

3ـ كستهاي تشخيصي براي بررسي روابط فكين.

4ـ راديوگرافي براي بررسي آنوماليها (اجسام خارجي، ريشه دندان، دندان نهفته، علائم پاتولوژيك) همچنين بررسي محل كانال منديبول و سوراخ چانه‌اي و ضخامت نسبي نسج زير مخاطي كه استخوان را در نواحي بي‌دندان پوشانده است. (25)

 

نكات مهم و مؤثر در تشخيص:

1ـ سن: با بالا رفتن سن قدرت تطابق با موقعيت‌هاي جديد و يادگيري مهارتهاي لازم نقصان پيدا مي‌كند همچنين تونسيته بافتها كاهش مي‌يابند، كه مسائل مربوط به چيدن دندانها در افراد مسن را مشكلتر مي‌كنند و همچنان كه قبلاً گفته شد با بالا رفتن سن واكنشهاي دفاعي و ترميم بدن نيز كاهش يافته و باعث تضعيف استخوان فكين مي‌شود.

2ـ سلامت عمومي (جسمي ـ رواني): گرفتن ابزرواسيون و ارزيابي سلامت عمومي بيمار بايستي در همان جلسه اول انجام گيرد تا از بروز مشكلات بعدي پيشگيري شده و درمان با آگاهي بيشتري ادامه يابد.

3ـ آموزش اجتماعي و انتظارات بيماران: ميزان تحصيلات، آموزش اجتماعي و نحوه زندگي بيمار بسيار مهم هستند و قبل از شروع به كار بايستي از انتظارات بيمار مطلع شد. ……

  • فهرست مطالب
  • عنوان    صفحه
  • مقدمه    1
  • فصل اول: مروري بر مقوله تشخيص و طرح درمان، مروري بر آناتومي محيط دهان
  • 1ـ مروري بر مقوله تشخيص و طرح درمان    2
  • ـ روشهاي تشخيص
  • ـ نكات مهم و مؤثر در تشخيص
  • 2ـ مروري بر آناتومي محيط دهان     4
  • (انسان ساپورت كننده، استخوان فكين، مخاط)
  • ـ ساپورت و انساج ساپورت كننده پروتز    5
  • ـ ملاحظات آناتوميك منديبول از نظر نواحي ساپورت كننده    6
  • ـ ملاحظات آناتوميك ماگزيلا از نظر نواحي ساپورت كننده    8
  • ـ آناتومي استخوانهاي ساپورت كننده فكين     9
  • ـ فيزيولوژي استخوان    12
  • ـ مخاط    14
  • ـ نواحي آناتوميكي بافت نرم در بيماران بي‌دندان فك بالا    17
  • ـ نواحي آناتوميكي بافت نرم در بيماران بي‌دندان فك پايين    19
  • فصل دوم: مسائل مربوط به عدم موفقيت پروتز كامل و مشكلات پس از تحويل آن
  • قسمت اول (I): مسائل مربوط به بيمار كه به منظور جلوگيري از عدم موفقيت پروتز كامل بايستي در نظر گرفت
  • الف) شرايط، خصوصيات ويژه و خواسته‌هاي بيمار    22
  • ب) مسائلي كه دندانپزشك در مورد بيمار بايد در نظر داشته باشد    23
  • ـ مرحله تحويل پروتز
  • ـ دستورالعمل‌هاي ويژه براي بيمار
  • قسمت دوم (II): اشكالات و مسائلي كه در ضمن كار براي دندانپزشك بوجود مي‌آيند و باعث عدم موفقيت پروتز كامل مي‌شوند    27
  • 1ـ گير پروتز    28
  • عوامل مؤثر بر گير پروتز    30
  • 2ـ روابط فكين    31
  • ـ اشكال در تعيين ارتفاع عمودي و عوارض ناشي از آن    32
  • 3ـ منطقه خنثي (Neutral Zone)    33
  • 4ـ پلن / سطح اكلوژن    34
  • ـ مشكلات ناشي از تعيين نادرست پلن اكلوژن    34
  • 5ـ بالانس اكلوژن    34
  • ـ مشكلات ناشي از اكلوژن    34
  • ـ عدم بالانس اكلوژن    35
  • ـ عادات پارافانگشنال    36
  • ـ اكلوژن تروماتيك    36
  • قسمت سوم (III): تجزيه و تحليل مسائلي كه پس از ساخته شدن پروتز و تحويل آن به بيمار پيش مي‌آيد
  • 1ـ بررسي مشكلات مربوط به فقدان گير پروتزها    37
  • الف) بررسي مشكلات مربوط به فقدان گير پروتز فك بالا    37
  • ـ هنگام تحويل آن    37
  • ـ هنگام باز كردن كامل دهان    38
  • ـ هنگام صحبت كردن، خواندن سرود يا آواز    38
  • ـ افتادن يا جابجايي پروتز در سمت بالانس    39
  • ـ هنگام خنديدن    39
  • ـ هنگاميكه بيمار مي‌خواهد سوت بزند    40
  • ـ هنگام بريدن لقمه غذايي    40
  • ـ نقش افزايش و كاهش بزاق بر گير پروتز    40
  • ـ لق بودن كلي پروتز    41
  • ب) بررسي مشكلات مربوط به فقدان گير پروتز فك پايين
  • ـ جابجايي پروتز فك پايين بطرف بالا هنگام زياد باز كردن دهان    43
  • ـ حركت پروتز فك پايين كه با حركات مختلف زبان ايجاد مي‌شود    43
  • ـ خارج شدن پروتز هنگام فانكشن    44
  • 2ـ بررسي مشكلات مربوط به عدم ثبات پروتز    44
  • ـ عوامل مؤثر بر ثبات پروتز    44
  • I) عدم ثبات پروتز هنگام اكلوژن مركزي    47
  • II) عدم ثبات پروتز هنگاميكه پروتزها در اكلوژن نباشند    47
  • III) عدم ثبات پروتز هنگام بريدن غذا    48
  • 3ـ بررسي آزردگي‌هاي بافت مخاطي توسط پروتز    48
  • ـ آزردگي در بافتهاي دهان توسط پروتز    49
  • ـ اشكال، علائم و نشانه‌هاي آزردگي‌هاي مخاط تحمل كننده فشار    49
  • ـ علائم و آزردگي‌هاي مخاط بستر پروتز كامل    50
  • ـ نواحي ايجاد آزردگي در بافتهاي دهان     52
  • ـ گاز گرفتن لب، گونه و زبان    63
  • ـ ضايعات مخاط دهان ناشي از پروتز كامل    64
  • 4ـ بررسي مشكلات مربوط به فانكشن    67
  • الف ـ اشكال در بلع    67
  • ب ـ حالت تهوع    68
  • ج ـ صداي بهم خوردم دندانها (Clicking)    70
  • د ـ خستگي عضلات جونده    71
  • ح ـ ضايعات و درد در T.m.j.    71
  • * احساس كلي ناجور بودن پروتز (در صورتيكه دردي وجود ندارد)    71
  • 5ـ بررسي مشكلات مربوط به زيبائي    72
  • * زيبايي    72
  • 1ـ برجستگي (پري زيربيني)    73
  • 2ـ فرورفتگي قسمت مياني لب و شيار بين لبي (فيلتروم)    73
  • 3ـ لب بالا فرو رفته (تو افتاده) است    73
  • 4ـ مقدار زيادي از دندانها ديده مي‌شوند    74
  • 5ـ مصنوعي بنظر رسيدن پروتز (نماي مصنوعي)    74
  • 6ـ مقدار كمي از دندانها در معرض ديد هستند    74
  • 7ـ عدم تقارن صورت    74
  • 8ـ رنگ دندانها    74
  • 6ـ بررسي مشكلات مربوط به تكلم    75
  • I ـ اشكال در اداي حروف لينگو ـ آلوئولار مانند (س)    76
  • IIـ اشكال در اداي حروف لبي (ب م پ)    77
  • III ـ صداهاي «ف» و «و» مشخص نيستند    77
  • IV ـ اشكال در اداي حروف زباني ـ كامي (د (ز) ـ ت)    77
  • 7 ـ بررسي مشكلات ناشي از عدم راحتي پروتز و علل آن     78
  • 1) نواحي زخم شده     79
  • 2) درد     79
  • 3) احساس سوزش در 24 ساعت اول يا در طول 2 هفته اول     80
  • 4) احساس سوزش در زبان – كام و گلو     81
  • 5) قرمزي نسوج زير پروتز يا استوماتيت ناشي از پروتز     82
  • 6) قرمز آتشين بودن تمامي نواحي مجاور پروتز همراه زبان و گونه     83
  • 7) جمع شدن غذا زير پروتز     84
  • 8) ارتباط بين پروتز، بزاق و ناراحتي هاي ايجاد شده در دهان (برسي كميت و كيفيت بزاق)    84
  • 9) اختلال در گيرنده هاي حسي     85
  • 10) آزردگي در عضلات     85
  • فصل سوم
  • مروری بر مقالات    86
  • نتیجه و خلاصه    108

 

 

کد :3517 فرمت :ورد+منابع صفحه :182

بررسی ارتباط عفونت قبلی هلیکوباکتر پیلوری با بيماری پاركينسون ….

بررسي ارتباط عفونت قبلي هليكو باكترپيلوري با بيماري پاركينسون در بيماران مراجعه كننده به بيمارستان بعثت

چكيده

مقدمه : پاركينسون بيماريي است كه باعث ايجاد اختلالات حركتي مي‌گردد. علت اين بيماري كاهش دو پامين و به هم خوردن تعادل بين دو نور و ترانسيمتر (دوپامين و استيل كولين) در سيستم دو پامينرژ يك نيگر و استر ياتال مي‌باشد. در مطالعات اخير ديده شده كه با درمان عفونت هيلكوباكتر پيلوري جذب لوودو پا بيشتر شده و نتيجه درمان بهتر شده است.

مواد و روشها : اين مطالعه که به روش Case-Control انجام شدازمیان بیماران مراجعه کننده به درمانگاه اعصاب 56 نفرانتخاب شدند.افراد به دو گروه 28 نفري به عنوان گروه مورد (مبتلا به پاركينسون) و شاهد (غير مبتلا به پاركينسون) تقسيم شدند و تست آنتي بادي IgGهلیکوباکترپیلوری در هر دو گروه انجام شد.

يافته‌ها : ميانگين سن افراد پاركينسون 60 سال و غير پاركينسوني 57 سال بود. در افراد مبتلا 18 نفر (3/64%) آنتي بادي مثبت و 10 نفر (%7/35) آنتي بادي منفي داشتند. در افراد غير مبتلا 15 نفر (%6/53) آنتي بادي مثبت و 13 نفر (4/49%) آنتي بادي منفي داشتند.

نتيجه : در اين مطالعة ارتباطي بين وجود عفونت قبلي هليكو باكتر پيلوري در بيماران پاركينسوني و افراد غير پاركينسوني يافت نشد.p>/05))اما درمان عفونت هلیکوباکتر پیلوری در بیماران پیشنهاد میگردد.

واژگان کلیدی:پارکینسون ،هلیکوباکترپیلوری،آنتی بادی

 

  • فهرست مندرجات:
  • فصل اول:مقدمه………………………………………………..10
  • بیان مساله………………………………………………………………………………………………………….11
  • اهداف وفرضیات…………………………………………………………………………………………………..12
  • فصل دوم:بازنگری منابع واطلاعات موجود ……………………..14
  • بیماری پارکینسون………………………………………………………………………………………………….15
  • اتیولوژی……………………………………………………………………………………………………………15
  • پاتولوژی……………………………………………………………………………………………………………16
  • پاتوژنز……………………………………………………………………………………………………………..17
  • درمان……………………………………………………………………………………………………………….19
  • هلیکو باکتر پیلوری…………………………………………………………………………………………………21
  • مروری بر دیگر مقالات…………………………………………………………………………………………….23
  • . فصل سوم:مواد وروشها……………………………………….24
  • نوع مظالعه…………………………………………………………………………………………………………25
  • تعداد نمونه،روش نمونه گیری ومعیارهای انتخاب نمونه……………………………………………………………26
  • معیار های پذیرش  و عدم  پذیرش…………………………………………………………………………………27
  • نوع پژوهش  و روش  انجام  کار………………………………………………………………………………….28
  • فصل چهارم :یافته ها………………………………………….29
  • فصل پنجم:بحث و نتیجه گیری…………………………………39
  • منابع…………………………………………………………45
  • ضمایم……………………………………………………….53
  • فهرست جداول ونمودارها و پیوست ها:
  • الف-نمودارها
  • نمودار شماره 1)ارتباط عفونت هلیکوباکتر پیلوری  (IgG  Ab) با بیماری پارکینسون…………..30
  • نمودار شماره 2)ارتباط استرس با بیماری پارکینسون………………………31
  • نمودار شماره 3)ارتباط  زخم پپتیک با بیماری پارکینسون…………………….32
  • نمودار شماره4)ارتباط سیگار با بیماری پارکینسون………………………..33
  • نمودار شماره5)ارتباط دیابت با بیماری پارکینسون……………………………34
  • نمودار شماره6)ارتباط الکل با بیماری پارکینسون…………………………….35
  • نمودار شماره7)ارتباط هیپرلیپیدمی با بیماری پارکینسون……………………..36
  • نمودار شماره8)ارتباط هیپرتانسیون با بیماری پارکینسون…………………….37
  • ب – پیوست ها:
  • فرم اطلاعاتی طرح………………………………………………….49

 

کد :3483 فرمت :ورد صفحه :50

وضعیت پراکسیداسیون لیپیدها در پلاسمای بیماران نارسایی احتقانی قلب

خلاصه فارسی

سابقه و هدف:

نارسایی احتقانی قلب (Congestive Heart Failure) سندرومی است که با اختلال عملکرد مزمن و پیشرونده سیستولیک بطن چپ مشخص میشود. اخیرا نقش استرس اکسیداتیو بعنوان یک مکانیزم پیشرفت بیماری مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این مطالعه بررسی وضعیت پراکسیداسیون لیپیدها در پلاسمای خون بیماران مبتلا به نارسایی احتقانی قلب (کلاس فونکسیونل وIV) و مقایسه آن با گروه شاهد (افراد سالم) بوده است.

مواد و روش ها

این مطالعه مورد – شاهد بر روی 30 بیمار مبتلا به CHF بستری شده در بخش قلب بیمارستان شهید بهشتی بابل و 30 فرد شاهد (جور شده از نظر سن و جنس و سطح اجتماعی) انجام گرفت. مقادیر MDA پلاسما برای تعیین پراکسیداسیون لیپیدها در پلاسمای خون افراد مورد مطالعه استفاده شد.

یافته ها:

میانگین غلظت ماده MDA پلاسمای خون بیماران CHF بطور معنی داری بالاتر از افراد شاهد بود (012/0=P). همچنین میزان غلظت MDA پلاسما در کلاس IV بیماری بطور معنی داری کم تر از کلاس بود.(008/0=P)

نتیجه گیری:

یافته های ما نشان دهنده بالا بودن وضعیت پراکسیداسیون لیپیدها در پلاسمای بیماران CHF و یک رابطه منفی بین غلظت پلاسمایی ماده MDA (به عنوان شاخص پراکسیداسیون لیپیدها) و شدت CHF می باشد.

کلمات کلیدی:

نارسایی احتقانی قلب ، پراکسیداسیون لیپید ، استرس اکسیداتیو ، MDA

 

 

  • فهرست مطالب
  • صفحه    عنوان
  • 1    خلاصه فارسی
  • 2    بیان مساله
  • 4    تعریف واژه ها
  • 5    اهداف و فرضیات
  • 6    فصل اول ) مقدمه
  • 26    فصل دوم) مواد و روش ها
  • 31    فصل سوم) یافته ها
  • 38    فصل چهارم) بحث و نتیجه گیری
  • 44    فصل پنجم) مشکلات و پیشنهادات
  • 46    تقدیر و تشکر
  • 47    خلاصه انگلیسی
  • 48    منابع
  • 52    پیوست

کد :3482 فرمت :ورد صفحه :52

بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم

چکیده

در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 30-20 سال بودند که حدت بینایی 20/20 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند . این افراد با استفاده از دستگاه حساسیت کنتر است E1000csv در 2 مرحله با عینک و لنزتماسی نرم تست شدند . از افراد ، ردیف های D(18cpd),C(12cpd),B(6cpd),A(3cpd) به ترتیب پرسیده شد و نتایج حاصله روی فرم مخصوص CSV1000 به طور جداگانه رسم شد و بررسی ها نشان داد که درتمام ردیف ها تفاوت معنی داری بین حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم مشاهده نشد .(P> 0/05) همچنین حساسیت کنتر است هر دو حالت در رنج نرمال جمعیت قرار داشتند .

  • فهرست مطالب
  • عنوان                                                                                               صفحه
  • چکیده     9
  • مقدمه     10
  • فصل اول : معرفی پژوهش     11
  • بیان مسئله    12
  • اهمیت مسئله    12
  • تعریف مفاهیم     14
  • فصل دوم : مبانی نظری پژوهش    15
  • حساسیت کنتراست     16
  • کنتراست    21
  • تست حساسیت کنتراست     22
  • تست csv1000    33
  • فصل سوم : بررسی متون – اهداف – فرضیه     36
  • مروری بر تحقیقات گذشته     37
  • اهداف –  فرضیه    39
  • فهرست مطالب
  • عنوان                                                                                               صفحه
  • فصل چهارم : روش تحقیق     41
  • انتخاب جامعه آماری     42
  • روش انجام آزمون     42
  • فصل پنجم : نتایج و نمودارها     49
  • نتایج     50
  • نمودارها     52
  • فصل ششم : بحث و نتیجه گیری    53
  • بحث و نتیجه گیری     54
  • منابع      56

 

 

کد :3460 فرمت :ورد+منابع صفحه :59

,

بیماریهای مشترک انسان و دام

به هر گونه اختلال در بدن بيماري مي گويند.

بيماريهاي مشترك انسان و دام (زگونوزها):

بيماريها يا عفونتهاي هستند كه بين انسان و ساير حيوانات يا بالعكس در شرايط طبيعي منتقل مي شوند. مثل شاربن يا تب مالت. اين تعريفي است كه سازمان بهداشت جهاني در سال 1966 ارائه داده است.

ابتدا در مورد هر بيماري كه خواسته باشيم بحث كنيم بايستي به موارد زير اشاره شود:

1ـ مقدمه و توضيح كلي در مورد بيماري: كه به صورت كوتاه بيماري تعريف مي شود.

2ـ اتيولوژي يا سبب شناسي: در اين قسمت عوامل ايجاد كننده بيماري تعريف مي شود.

3ـ انتقال بيماري:

4ـ علائم باليني: منظور علائمي است كه در مشاهده ظاهري و معاينه دام بدست مي آوريم.

5ـ علائم كالبد گشايي: منظور علائمي است كه هنگام كالبد شكافي دام با آنها برخورد مي كنيم.

6ـ تشخيص: در اين قسمت راههاي مهم تشخيص از جمله راههاي آزمايشگاهي مورد بررسي قرار مي گيرند.

7ـ تشخيص تفريقي: راههاي كه مي توانيم بيماريهاي داراي علائم مشابه را از يكدگر تفكيك كنيم.

8ـ درمان: داروهايي كه در درمان بيماري استفاده مي شود و بطور كلي روشهاي درماني مورد بررسي قرار مي گيرند.

9ـ پيشگيري و كنترل بيماري: در اين قسمت راههاي پيشگيري از بيماري و همچنين واكسنهاي مختلف در ارتباط با بيماري بحث مي شود.

نكته: زئفوژ: بيماري مشترك انسان و دام

اصطلاح فارماكولوژي (داروشناسي) كه در اصل آشناي به انواع داروهاست. با تراپوتيك كه در اصل شناخت روشهاي درماني است، نبايد با يكديگر اشتباه شوند.

تقسيم بندي بيماريها:

تقسيم بندي كلي كه راجع بيماريها صورت مي گيرد بيشتر براساس عوامل ايجاد كننده بيماري است كه شامل گروههاي زير مي باشد:

1ـ بيماريهاي باكتريايي: كه عامل ايجاد كننده آن باكتريست.

2ـ بيماريهاي ويروسي: كه عامل ايجاد كننده آن ويروسهاست.

نكته: پريون در اصل ذره اي بين باكتري و ويروس مي باشد مثل عامل بيماري جنون گاوي.

3ـ بيماريهاي انگلي: شامل انگلهاي خارجي و داخلي بوده است.

4ـ بيماريهاي قارچي:

5ـ بيماري متابوليكي (تغذيه اي): بيماريهايي است كه به نحوه اي مربوط به تغذيه است مانند: تب شير.

6ـ بيماريهاي ژنتيكي وراثتي: كه مربوط به وراثت است و يكسري بيماريهاي متفرقه ديگر كه عامل ايجاد كننده آنها مي تواند بعضي عوامل فيزيكي و يا شيميايي باشد.

ارزيابي قسمتهاي مختلف بدن دام:

الف) گوشها: در حالت طبيعي گوشها به طور افقي و يا كمي كشيده نگه داشته مي شود و در موارد صداها عكس العمل نشان مي دهند. در بيماريهاي متعددي ممكن است وضعيت گوشها تغيير پيدا كند از لحاظ ظاهري نيز گوشهاي يك دام سالم عاري از هر گونه انگل خارجي مي باشد.

ب) چشمها: در حالت عادي كره چشم برجسته و چشمها حالت درخشان دارد. مخاط چشم هم معمولاً يك حالت ارغواني دارد.

در يك گاو طبيعي پوزه معمولاً مرطوب و آغشته با بزاق مي باشد و در موقع لمس كردن نسبتاً سرد مي باشد.

د) پستان دام: در يك گاو طبيعي پستان داراي يك شكل مطلوب مي باشد بطوري كه همه كارتيه ها يك اندازه و سر پستانك ها نيز هم اندازه مي باشند در بيماريهاي متعدد پستان ممكن است فرم غيرطبيعي به خود بگيرد. معمولاً در يك گاو بالغ طول سر پستانك ها حدود 8 تا 10 سانتي متر عرض آنها 3 سانتي متر و نوك سر پستانك ها 45 تا 40 سانتي متر با زمين فاصله دارد.

و) دم دام: در يك دام سالم دم داراي حركات فعال بوده و در مقابل مواردي مثل خراش دادن و يا سوزن زدن به راحتي عكس العمل نشان مي دهد. در بيماريهاي متعددي ممكن است دم دچار حالت غيرطبيعي مي گردد.

و) اندامهاي حركتي: در يك دام طبيعي دستها و پاها به صورت كاملاً طبيعي و قرينه مي باشند و مفاصل نه زياد به هم نزديكند و نه داراي ورم در قسمت مفاصل هستند و دام مي تواند به راحتي حركت كند.

ز) پوشش خارجي دام: پوشش خارجي يك دام سالم معمولاً صاف و درخشان مي باشد و رنگ آن بستگي به نوع /// آن در نژادهاي مختلف متغير است و هر گونه اختلال در اين وضعيت حالتي از بيماريست. هنگام لمس كردن پوشش خارجي دام سالم مقداري رطوبت و چربي كه در نتيجه ترشحات غدد چربي و عرق مي باشد لمي مي گردد.

علاوه بر بررسي اين مشخصات ظاهري معاينات ديگري نيز توسط يك دامپزشك از يك گاو بعمل مي آيد. مثلاً اندازه گيري درجه حرارت بدن دام، بررسي ضربان قلب، بررسي حركات دستگاه

گوارش، همچنين بررسي ادرار دام، از لحاظ مختلف مثلاً رنگ ادرار كه در حالت طبيعي زرد روشن مي باشد و يا ممكن است در بيماريهاي مختلف بسيار بدبو گردد.

بررسي مدفوغ نيز از لحاظ شكل طبيعي و بوي مدفوع مي تواند در تشخيص بيماريهاي مختلف مؤثر باشد.

بيماريهاي غيرمسري يا غيرواگيردار:

به بيماريها يا عفونتهاي اطلاق مي شود كه از دام بيمار قابل انتقال به دام سالم نيست مثل كزاز.

درصد واگيري morbility              كاشكسي: لاغري شديد

درصد مرگ و مير mortality           pk : انحراف اشتها

طرز ايجاد بيماري: زماني كه بافت كبد در اثر مهاجرت كرمهاي كبدي دچار خرابي شديد شده باشد در اين شرايط كه معمولاً يك شرايط بي هوازي است. عامل بيماري ازدياد حاصل كرده زهرابه حاصل از باكتري باعث نكروز (خرد يا خراب شدن بافت) كبدي مي گردد.

نشانه هاي بيماري: در بيشتر موارد گوسفندان مبتلا به اين بيماري بدون نشان دادن علامتي تلف مي شوند زماني كه بيماري شديد نباشد و يك مقدار طولاني تر شده باشد معمولاً گوسفند از گله عقب افتاده، تنفس سريع پيدا كرده و روي /// سينه زمين گير شده و در همان حالت از بين مي رود در مورد گاو معمولاً سير بيماري طولاني تر است ولي در هر دو دام بيماري كشنده است.

درمان: درمان مؤثري در اين بيماري نداريم مگر اينكه بيماري بسيار طولاني شده باشد.

پيشگيري: جهت پيشگيري در مرحله اول درمان انگلي مي باشد كه با كمك ضد انگلهايي از جمله رافوكسانايد، كلوزانتل، فازينكس، اين كار صورت مي گيرد از طرف ديگر واكسيناسيون نيز در مورد گوسفندان بايستي سالانه انجام گيرد.

بيماري آنتروتكسمي:

عامل بيماري: كلستريديوم پرفرانژنس مي باشد. گونه هاي متعددي از اين باكتري بيماري آنتروتكسمي را ايجاد مي كند از جمله A., B, C, D, E كه در بين آنها گونه D از همه مهمتر است و بيماري حادي را در نشخواركنندگان به ويژه بره ها ايجاد مي كند. گرچه گونه D بيشتر در بره ها ايجاد بيماري مي كند. ولي مي تواند در گوسفندان و بزهاي بالغ، گوساله ها و ندرتاً گاوهاي بالغ ايجاد بيماري كند.

چند بيماري باكتريايي: سل، شاربي، شاربي علامتي، ساليمونلوز، آنتروتوكسي، بدتوليسم، كزاز.

چند بيماري ويروسي: تب برفكي، هاري، آبله، طاعون.

طيور: آنفلونزا، نيوكاسل، برونشيت، آبله مرغان.

انگلي: تيلريوز «زردي» دارو: بوتالكس سنوروز مغزي.

در حاشيه همين تقسيم بندي يكسري بيماريهاي هستند كه بعنوان بيماريهاي مشترك بين انسان و دام قلمداد مي شوند كه در اصطلاح به آنها زئونوز گفته مي شود.

قبل از اينكه وارد بحث بيماريها شويم يكسري علائم حياتي در مورد گاو بررسي مي كنيم:……..

 

کد :3453 فرمت :ورد+فاقد منابع پایانی صفحه :75

,

بررسي نياز به درمان هاي ارتودنسي در دانش آموزان 16-14 ساله

چكيده:

عنوان: بررسي نياز به درمان‌هاي ارتودنسي در دانش‌آموزان 16-14 ساله منطقه 19 آموزش و پرورش تهران در سال 1382.

 سابقه و هدف : نياز به درمان‌هاي ارتودنسي الگوي شناخته شده‌اي ندارد و دندانپزشكان نظرهاي متفاوتي درباره نياز به درمان ابراز مي‌كنند. آگاهي از ميزان نياز به درمان‌هاي ارتودنسي براي برنامه ريزي‌هاي كلان بهداشتي و بيمه دندانپزشكي اهميت ويژه‌اي دارد. در اين پژوهش، نياز به درمان‌هاي ارتودنسي در دانش‌آموزان 16-14 ساله منطقه 19 آموزش و پرورش شهر تهران تعيين شد.

مواد و روش‌ها: در اين پژوهش 460 دانش‌آموز 16-14 ساله دبيرستاني از منطقه 19 آموزش و پرورش شهر تهران معاينه شدند و نياز به درمان‌هاي ارتودنسي به كمك جزء سلامت دنداني(DHC) شاخص نياز به درمان‌هاي ارتودنسي(IOTN) بررسي شد. نمونه‌ها از شش دبيرستان دولتي دخترانه و پسرانه به طور تصادفي وبه نسبت جمعيت انتخاب شدند و معاينات به كمك آيسلانگ و خط‌كش   DHC زير نور آفتاب و روي صندلي معمولي انجام شد و يافته‌ها براي بررسي ميزان نياز در هر گروه و مقايسه بين گروه‌هاي مختلف تجزيه و تحليل گرديد.

يافته‌ها: از ميان دانش‌آموزان معاينه شده 6/17 درصد در رتبه 4و5، 9/25 درصد در رتبه 3 و 5/59 درصد در رتبه 1و2 سلامت دنداني قرار مي‌گيرند. رابطه معني‌داري ميان نياز به درمان‌هاي ارتودنسي با جنس و سن مشاهده نشد. (P>0.05) بيشترين عوامل ايجاد كننده نياز به درمان جابه‌جايي نقطه تماس، اورجت، اپن بايت و كراس بايت بود.

نتيجه‌گيري: 6/17 درصد از دانش‌آموزان منطقه 19 آموزش و پرورش شهر تهران به درمان‌هاي ارتودنسي نيازمندند. جنس افراد تأثيري بر ميزان نياز به درمان‌هاي ارتودنسي ندارد. دانش‌آموزان حاضر در مدارس دولتي كمتر از خدمات بهداشتی و درماني بهره مي‌برند. عوامل ايجاد كننده نياز به درمان در جامعه مورد بررسي ما، جابه‌جايي نقطه تماس، اورجت، اپن بايت و كراس بايت بوده است.

با آگاهي از نياز به درمان ارتودنسي در ساير گروه‌هاي جمعيتي مي‌توانيم برنامه‌ريزي‌هاي بهداشتي بهتري تدوين كنيم و بيمه دندانپزشكي را براي بهره‌مندي افراد نيازمند به درمان توسعه دهيم.

کد :3436 فرمت :ورد صفحه :55

,

بررسي اثر يک UDMA جديد بر خواص مکانيکي کامپوزيت دنداني آزمايشي

  • عنوان: بررسي اثر يک UDMA جديد برخواص مکانيکي کامپوزيت دنداني آزمايشي

     

    چكيده:

    اهداف: هدف از اين مطالعه بررسي اثر UDMA جديد بر خواص مكانيكي كامپوزيت دنداني آزمايشي و مقايسه آن با كامپوزيتهايي كه است تنها براساس مونومرهاي متداول بكار رفته در كامپوزيتهاي دنداني (BisGMA/TEGDMA) مي‌باشند.

    روشها: يك ماتريكس رزيني حاوي 60% وزني Bis-GMA و 40% وزني TEGDMA تهيه شد. 5/0% وزني كامفوركينون و 5/0% وزني DMAEMA به عنوان آغازگر در سيستم حل شدند. سپس IP-UDMA با غلظتهاي 5، 10، 20 و 30 phr به پايه رزيني در پنج گروه آزمايشي افزوده شدند. فيلرهاي شيشه سايلنيزه با متوسط اندازه ذرات 4-2 ميكرون به پايه رزيني اضافه شدند. 8 نمونه براي هر گروه آماده شد. بطوريكه كامپوزيتهاي آزمايشي داخل قالبهاي تست مربوطه قرار داده شده و به نمونه‌ها از هر سمت 3 بار بصورت پوششي هر بار به مدت 40 ثانيه نور تابانده شد. لبه‌هاي نمونه‌ها توسط كاغذ سمباده صاف شدند و در دماي محيط به مدت 24 ساعت قرار گرفتند.

    براي اندازه‌گيري چغرمگي شكست (Fracture toughness) و استحكام خمشي (Flexural strenght)، تست خمش سه نقطه‌اي با روشهاي استاندارد انجام گرفت.

    نتايج توسط آزمونهاي آماري ANOVA و Tukey’s test بررسي شدند.

    يافته­ها: گروه 10% UDMA بالاترين ميزان Fracture toughness، و گروه 5% UDMA بالاترين استحكام خمشي را بين تمامي گروهها داشتند.

    اهميت: تهيه کامپوزيت دنداني با خواص بهتر يکي از اهداف دندانپزشکي ترميمي ميباشد. يافته ها پيشنهاد مي کنند که افزودن UDMA جديد باعث خواص مکانيکي برتر در کامپوزيت­هاي دنداني مي شود.

    واژه­هاي کليدي: خواص مکانيکي، کامپوزيت دنداني، UDMA، Bis-GMA و TEG-DMA

     

  • فهرست مطالب
  • عنوان                                      صفحه
  •  
  • فصل اول: مقدمه
  • 1-1- دلايل انتخاب موضوع                             2
  • 1-2- بيان مسأله                                    4
  • 1-3- تعريف واژه هاي عملياتي                        7
  •  
  • فصل دوم: بررسي پيشينه پژوهش
  • 2-1- تاريخچه                                      10
  • 2-2- مروري بر مقالات                               14
  •  
  • فصل سوم: اهداف و فرضيات
  • 3-1- هدف كلي                                      27
  • 3-2- اهداف اختصاصي                                27
  • 3-3- فرضيات                                       28
  •  
  • فصل چهارم: مواد و روشها
  • 4-1- متغيرهاي تحقيق و مقياس سنجش متغيرها          30
  • 4-2- جامعه مورد بررسي، تعداد نمونه                32
  • 4-3- طرح جمع آوري اطلاعات                          32
  • 4-4-طرح تجزيه و تحليل آماري                       36
  • 4-5- مسائل اخلاقي و انساني طرح                     36
  • 4-6- روش اجراي تحقيق                              37
  •  
  • فصل پنجم: يافته ها
  • فصل ششم: بحث و نتيجه گيري
  • 6-1- بحث                                          49
  • 6-2- نتيجه گيري                                   56
  • 6-3- مشکلات و پيشنهادات                            57
  •  
  • منابع                                            58
  •  
  • ضميمه                                            64
  • فهرست جداول
  • عنوان                                      صفحه
  • جدول 4-1- ساختمان شيميايي فيلر شيشه               35
  • جدول 5-1- مقادير fracture toughness، استحکام خمشي و مدول خمشي نمونه هاي مختلف                                             39
  • فهرست اشکال
  • عنوان                                      صفحه
  • شکل 4-1- قالب استفاده شده براي آزمون Fracture toughness 34
  • شکل 4-2- قالب استفاده شده براي آزمون استحکام خمشي 34
  • شکل 4-3- روش اندازه گيري خواص به روش 3-point bending    34
  • شکل 4-4- فيلر شيشه                                40
  • شکل 4-5- مخلوط رزينهاي Bis-GMA/TEGDMA/UDMA          40
  • شکل 4-6- مراحل تهيه کامپوزيت                      40
  • شکل 5-1- چغرمگي شکست نمونه هاي شامل مقادير مختلف IP-UDMA  41
  • شکل 5-2- استحکام خمشي نمونه هاي شامل مقادير مختلف IP-UDMA 41
  • شکل 5-3- مدول خمشي نمونه هاي شامل مقادير مختلف IP-UDMA    41
  • شکل 5-4- ارزيابي SEM سطح شکست با بزرگنمايي 8000   43
  • شکل 5-5- ارزيابي SEM سطح شکست با بزرگنمايي 100    43
  • شکل 5-6- ارزيابي سطح شکست توسط استريوميکروسکوپ    43
  • شکل 5-7- ارزيابي سطح شکست توسط استريوميکروسکوپ    43
  • شکل 5-8- منحني نيرو به جابجايي براي آزمون چغرمگي شکست    44
  • شکل 5-9- منحني نيرو به جابجايي براي آزمون استحکام خمشي 44

کد :3435 فرمت :ورد صفحه :60

فيزيو تراپی قلبی عروقی و ريوی جلد 3

•    تست و تمرين : عملكرد گردش خون اصلي دستگاه قلبي و تنفسي
اصول تمرين درماني فيزيكي در مديريت افراد با شرايط قلبي و عروقي اصلي مي‌تواند بطور نرمال در برنامه‌هاي ساختار بندي شده يا در جلسات پي در پي به كار گرفته شوند.  برنامه‌هاي قلبي ساختاري و احياي قلبي تنفسي برنامه‌هاي درماني چند بعدي هستند كه ضروريات بهترين تمرين درماني فيزيكي را ارائه مي‌دهند. تمايزات ميان برنامه‌هاي ساختار بندي شده در جمعيت بيماران اصلي نهفته است كه مد نظر قرار مي‌گيرند نه در اصول مديريت درماني فيزيكي.
اصول كلي درمان قابل درك شامل كار تيمي، آموزش به بيماران، تست تمرين و آموزش است و نيز تغيير طولاني مدت نحوه زندگي و غير است و اين موارد در مورد گروههاي بيمار رايج و معول است. نقش درمانگر فيزيكي به عنوان مأمور سلامت در مديريت اين گروه از بيماران مورد تأ‌كيد قرار گرفته شده است. اين اصول همچنين هنگامي به كار گرفته مي‌شوند كه سوء عملكرد قلبي و تنفسي در يك معاينه ثانويه تشخيص داده شود. براي مثال، در يك بيمار كه تشخيص در مورد او گرفتگي ماهيچه‌هاي شانه است، اما سابقه بيماري قلبي نيز در او ديده مي‌شود و يا داراي فاكتورهاي خطرزا مي‌باشد. اين شرايط زير براي كاربردهاي اصلي تغيير يك برنامه ورزشي براي گرفتگي شانه گرفته شده است.
منفعت اصلي از اين برنامه‌ها بالابردن كيفيت زندگي و سطوح تحمل فعاليتهاي روزانه است. يك هدف اساسي پايه‌گذاري تمرينات سلامت در طول زندگي است كه شامل پيشگيري ثانويه است. كاربرد اين اصل در مركزيت مديريت شرايط قلبي و عروقي قرار دارد. البته بسته به اينكه اوليه هستند يا ثانويه امروزه در تمرين كلي، بيماران (شامل كودكان) كه به فيزيوتراپ‌ها تحويل داده مي‌شوند و مشكلات عصبي عضلاني با عضلاني اسكلتي دارند بالاترين احتمال مشكل اساسي قلبي يا بيماري ريوي یا مربوط به فاكتورهاي خطرناك است.
خطوط هدايت بنا شده براي برنامه‌هاي احيا و فعاليت قلبي، عروقي شامل ارائه سرويس با مركزيت بيمار است. هر دو برنامه روي تقويت سلامت قلب و عروق در طول برنامه‌هاي فردي تأكيد دارند كه براي بهبود وضعيت قلب و عروق طراحي شده‌اند بعلاوه آنها پيشگيري ثانويه را در طول تشخيص فاكتور خطر و تغيير در تلاش براي پيشگيري از پيشرفت بيماري و اتفاقات تلخ قلبي ارائه مي‌كنند. اين در دوره‌اي روي مقالات و كتب چاپ شده حجم اکسیژن VO2 max غالباً در مطالعات مورد گزارش قرار گرفت و براي تعبير VO2 Peak حجم اکسیژن مورد استفاده قرار گرفت. علي رغم اين واژه مورد استفاده توسط تخمين گرهاي اصلي در هر مطالعه در خلاصه اين مطالعات مورد استفاده قرار گرفت.

احياي قلبي و عروقي : پايه شواهد، تأثير و قابليت‌ها براي عملي‌ بودن:
اگرچه يك ديدگاه تيم با مديریت و خط‌مشي چند وجهي، در مورد هر دو نوع برنامه مورد توجه است، افرادي كه به طور منظم در برنامه شركت مي‌كنند قابليت عملكردي آنها افزايش مي‌يابد. استراتژي‌هاي مديريت خود همان بدست گرفتن كنترل علائم و بدست آوردن اعتماد به نفس لازم مي‌باشد. اين نوع از كنترل شايد بهمترين دليل ساده براي حمايت از دخالت براي مديريت شرايط قلبي باشد. اين جزء ممكن است به طور ساده در تعيين نتايج طولاني مدت مهم باشد. از قبيل درخواست‌هاي كاهش يافته براي مراقبت از سلامت و هزينه‌هاي مراقبت سلامت كمتر موثر بودن احياي قلبي عروقي بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است و با شواهد زيادي اثبات گرديده است. اين برنامه‌ها بطور بين‌المللي استانداردهايي را تشخيص مي‌دهند كه به خوبي توضيح داده مي‌شوند و براي تمام بيماران با شرايط قلبي و عروقي پيشنهاد مي‌شوند. آنها در آموزش بيماران به طور خاص آمده‌اند شامل منع سيگار، تغذيه و كنترل وزن و ارتقاء مديريت خود و آموزش. واژه نيازهاي درجه نهايي مورد بازبيني قرار مي‌گيرد، البته با دادن تأثير احيا در افرادي كه به شدت مورد نظر هستند با دادن اين منابع و كاربردهاي اقتصادي بزرگ در مورد نگهداري سلامت افراد و دفاتر خارجي پزشكان و بيماران، احيا مي‌تواند به عنوان يك دخالت اصلي بجاي يك اولويت دوم بعد از تأثيرات بعدي جراحي و پارا درماني مورد حمايت قرار گيرد. احياي قلبي و عروقي غير تهاجمي تأثيرگذاري قیمتي بيشتري نسبت به درمانهاي جراحي و دارويي دارد. (به صرفه تر است) و منافع سلامتي طولاني مدت و خطر كمتري را در بر دارد. يك تمايز يا عدم تطابق مهم ميان پيش‌نگري و فعاليت احياي قلبي وجود دارد. اين دخالت‌هاي بي‌پايه شواهد و غير تهاجمي و به صرفه از نظر قيمت، به ندرت مورد استفاده هستند و سرعت استفاده از آنها پايين است. بازگشت به احياي قلبي اينطور گزارش شده است كه روي گروههاي انتخابي، نامها، گروههاي سني جوانتر و آنهايي كه قبلاً شركت كرده‌اند تأثير گذار بوده است.
همچنين گزارش شده است كه در خصوص در دسترس بودن و استفاده از اين برنامه‌ها، موانع بزرگي وجود دارد. مباحثي نيز در مورد پرداخت وجود دارد. تنها يك بخش كوچك از افراد مورد نظر هستند و از آنها تنها يك بخش كوچك هستند كه مي‌توانند به اين برنامه‌ها دسترسي داشته باشند. فاز 1 احياي قلبي، يك مسير حركت صعودي تعريف شده‌اند. فيزيك‌دانان و جراحان ممكن است كه آگاهي و علم تأثير ديدگاههاي غير تهاجمي را در مورد مشكلات سلامتي نداشته باشند. مشكلاتي كه اساساً با جراحي و دارو مديريت مي‌شوند.
بنابراين كانديداهاي مناسب هميشه مد نظر نيستند. بعلاوه دلائل اجتماعي، رواني براي تحت استفاده قرار دادن اين منابع وجود دارد. زن‌ها كمتر درگير اين مشكلات هستند و سرعت‌‌هاي افت منحني‌هاي آنها بالاتر است. بنابراين يك انتخاب در ميان افراد نمونه‌برداري شده براي مطالعات در زمينه احياي قلب و عروق وجود دارد. شركت زن‌ها مرتبط است با تضمين، سطح آموزش، جراحي و در دسترس بودن امكانات نقل و انتقال. هزينه در حال افزايش و در دسترس نبودن دو مانع براي شركت در احياي قلبي به شمار مي‌آيند. سرعت‌هاي پايين شركت كردن در اين فعاليت به ویژه سرعت های مربوط به زنها، اعضاء گروه اقلیت و افراد پیر و نیز قابلیت دستيابي رو به افزايش يك مركزيت اصلي در مسئله است. از حقايق پيچيده مربوط به يك برنامه احياي قلبي، اجزاء مختلف ممكن است تأثيرات مختلفي روي سلامت قلب افراد داشته باشد. به علاوه تفاوتهاي فيزيولوژيك ميان مردها و زن‌ها منجر به تفاوتهاي در شرايط قلبي و عروقي مي‌شود و اين قبيل تغييرات ممكن است تفاوتها را در پاسخ‌هاي دو جنس به احياي قلبي توضيح دهد.
زنها تمايل دارند كه فشار خون سيستوليك و فشار پالسي پايين‌تري داشته باشند نسبت به مردان و نيزچربي خوب كمتر و سطوح هوموسيستين كمتري نسبت به مردان دارند. زنها همچنين بيماري قلبي خاموش (بي صداي) بيشتري نسبت به مردان دارند كه غالباً مربوط است به مشكلات مربوط به خواب در زنها. نتايج يك مطالعه توضيحي نشان مي‌دهد كه زنها كمتر به نظر مي‌رسد كه به رژيم جواب دهند و نيز به خطوط راهنماي تغيير تمريني در مقايسه با رژيم‌هاي ترك سيگار، مصرف دارو و مديريت استرس لازم است توجه خاصي به انگيزه بخشي از افراد شركت كننده داده شود. براي كمك به آنها در تشخيص مهارت‌هاي جديد خود فعاليت‌هاي منزل و جامعه و براي ادامه رفتارهاي روزمره زندگي جديد خود در چارچوب برنامه با در نظر داشتن اين نكته كه آموزش و تمرين اجزاء هسته‌اي احياي قلبي و عروقي هستند. درمان فيزيكي به طور نادر قرار داده مي‌شود با مراقبت براي افراد با مشكل قلبي انجام شود. مواد و ابزار آموزش بايد مطابق با نيازهاي يادگيرنده و ظرفيت‌هاي او تخصصي شده باشند؛ در غير اينصورت منابع از بين خواهند رفت. يك گوناگوني نشاندار و قابل توجه ميان توانايي متوسط خواندن آمريكايي و سطوح قابليت يادگيري ابزار آلات احياء قلبي وجود دارد. تعداد بيشمار كلمات پلي سيلابيك (چند بخشي) يك فاكتور اصلي است…..

کد :3428 فرمت :ورد+منابع صفحه :96

بررسی ویژگیهای دموگرافیک وبالینی بیماران مبتلا به کا نسر معده

بررسی ویژگیهای دموگرافیک وبالینی بیماران مبتلا به کا نسر معده بستری در بیمارستان رسول اکرم ، طی سالهای 1386_  1381

چكيده فارسي:
بيان مسئله: علیرغم كاهش چشمگير بروز سرطان معده در كشورهاي پيشرفته اين بيماري هنوز به عنوان يكي از علل شايع مرگ و مير ناشي از بدخيمي در جهان و همچنین ایران مطرح است. از اين رو هدف اين پژوهش ،بررسي ويژگيهاي باليني و دموگرافيك سرطان معده در نمونه ای از بیماران ایرانی به عنوان گامی اولیه برای افزایش آگاهی اپیدمیولوژیک بیماری و کمک به انجام مفیدتر، طرح ها ی بهداشت عمومی است.
روش انجام كار: 176 پرونده داراي گزارش پاتولوژي تاييد كننده سرطان معده در فاصله سالهاي 86-1381 كه به بيمارستان رسول اكرم شهر تهران مراجعه كرده بودند به صورت مقطعي و گذشته نگرو سرشماری مورد بررسي قرار گرفت و اطلاعات مورد نياز بنا بر چك ليست تهيه شده محتوي سن ، جنس ، سابقه خانوادگي سرطان معده، علائم باليني ، محل آناتومي درگيري معده ، نوع پاتولوژي بيماري و stage بيماري بدست آمد ودر نهايت داده ها با استفاده از آناليز توصيفي و تحليلي نرم افزار SPSS گزارش شد…

کد :3396 فرمت :ورد+منابع+فصول کامل صفحه :85

تصاویر رادیوگرافی

فصل اول : اصول اولیه

تصاویر رادیوگرافی :

بافتهایی که در مسیر تابش اشعه x  قرار دارند این اشعه را با درجات مختلف جذب می کنند . این تفاوتها در تصاویر رادیو گرافی ارزشمند است ( جدول و شکل 1-1 )

شکستگی :

وقتی یک شکستگی باعث جدا شدگی بین قسمتهای استخوان می شود اشعه x  که از بین فاصله ایجاد شده عبور می کند بوسیله استخوان جذب نمی شود که باعث ایجاد یک خط سیاه (lucext) در رادیو گرافی می شود .

گاهی اوقات قسمتهای استخوانی می تواند بر روی هم همپوشانی ایجاد کنند که نتیجه آن افزایش ضخامت جذب    اشعه x توسط استخوان و بدنبال آن یک منطقه سفید تر ( اسکروتیک یا بادانسیته بیشتر ) در گرافی دیده می شود          ( شکل   2-1 )

اصل دو نما :

 □  خیلی شکستگی ها و در رفتگی ها در یک نمای منفرد قابل تشخیص نمی باشد ( شکل 3-1 ) بطور منطقی دو نمای استاندارد ، معمولا با دو زاویه عمود بر یکدیگر لازم می باشد.

□ نمای رادیوگرافی یک شکستگی بستگی به جداشدگی یا بر روی هم خوابیدن قطعات دارد . این مسأله همیشه رخ نمی دهد و ناگریز بعضی شکستگی ها در دو نمای استاندارد  هم دیده نمی شوند.

□  در محل هایی که تشخیص شکستگی ها مشکل می باشد بصورت روتین بیشتر از رونمای رادیوگرافی درخواست می شود . این محلها شناخته شده می باشند ( مثل یک شکستگی اسکافوثیه مشکوک )

 شواهد غیر مستقیم یک شکستگی:

علائم رادیو گرافی خاصی در بافت نرم وجود دارد که می تواند نشانگی یک شکستگی باشد.

این علائم شامل جابجایی بافت چوبی آرنج ( شکل 93 و 96 ) یک حضور یک سطح هوا ( زانو ، جمجمه ) می باشد .

موقعیت بیمار و مسیر تابش اشعه x

□ دانستن موقعیت بیمار هنگام تهیه مکیشه رادیولوژی مهم می باشد . کلیشه ممکن است در وضعیت ایستاده یا خوابیده تهیه شود.

□ یک سطح مایع فقط وقتی دیده می شود که تابش اشعه x بصورت افقی صورت گیرد ( اشعه موازی با سطح باشد ) . تابش عمودی ( تابش اشعه عمود بر سطح باشد) نمی تواند سطح مایع را نشان دهد .

توصیف شکستگی :

ظاهر رادیوگرافی شکستگی نیاز به یک توصیف طبق یک الگوی ثابت دارد که با ترمینولوژی پذیرفته شده ای بکار   می رود (جدول 1-2 و 1-3 )

بعضی تظاهرات طبیعی رادیوگرافی که می تواند شکستگی را تقلید کند.

مهمترین نکته در تشخیص اینکه یافته رادیولوژی خاصی صحیح است یا خیر ارتباط آن با بالین بیمار می باشد .

مکرراً لازم است که بیمار جهت پیدا کردن تورم یا تندرنس در یک محل خاص معاینه شود تا ارتباط صحیح آن با تظاهر رادیوگرافی بررسی شود.

علائم عروقی :

عروق تغذیه کننده ممکن است بصورت یک خط سیاه (Lucezt ) در کورتکس یک استخوان بلند دیده شود .( شکل 7-1 ) این خط ممکن است یک شکستگی را تقلید کند .

در کلیشه یک خط عمودی که بطور مایل از میان فقط یک کورتکس استخوان ( از لبه داخلی کورتکس به لبه خارجی آن ) عبور می کند دیده می شود و یا در انتهای یکی از لبه ها بصورت یک نمای اسکروتیک ( دانس ) دیده می شود.

استخوانهای فرعی :

این استخوانهای کوچک می تواند قطعات شکستگی را تقلید کند. این استخوانها بیشتر اطراف مچ پا و پا دیده می شود .

□ استخوان فرعی یک لبه اسکلروتیک ( سفید ) کاملاً مشخص دارد ( شکل 8-1 ) و استخوان های مجاور استخوان فرعی کاملاً طبیعی هستند.

□  قطعه شکسته شده در یک انتها یا لبه اسکلروتیک ندارد یا نامنظم است ( شکل 9-1 ) معمولا یکی از استخوانهای مجاور نیز یک لبه نامنظم دارد که مطرح کننده محل اولیه قطعه شکسته می باشد

اپی فیر و سطوح رشد

گاهی اوقات یک صفحه رشد ممکن است با شکستگی اشتباه شود . تشخیص بین طبیعی یا غیر طبیعی بودن مشکل    می باشد ( شکل 10-1 ) وقتی که تشخیص مسحل می باشد بهتر است با یک متخصص و فرد با تجربه بیشتر مشورت کرد مثلا ً اطلس reafs  می تواند مفید باشد.

دانستن آناتومی طبیعی

تفسیر صحیح نماهای رادیولوژی بستگی به مقدار اطلاعات صحیح از اصول آناتومی استخوان دارد برای آزمودن دانش خود روی زیرنویس را بپوشانید و استخوانها یا سایر ساختمانهای مورد نظر در سه صفحه بعد را نام ببرید.

فصل دوم : جمجمه

□ بدنبال یک آسیب خفیف به سر نیاز کمی به گرافی جمجمه می باشد . دلایل این موضوع بر اساس متا آنالیز یست مطالعه در مورد ضربه سر ایجاد شده است .

□  طرفداران استفاده کمتر از گرافی جمجمه پیشنهادی مبنی بر اینکه تمام بیماران مبتلا به ضربه خفیف به سر باید جهت سی تی اسکن ارجاع شوند ندارند.

یک نکته اساسی این است که سی تی اسکن  فقط در بیمارانی اندیکاسیون دارد که شرایط بالینی آنها مطرح کننده یک دلیل منطقی مبنی بر امکان حضور خونریزی …

کد :3246 فرمت :ورد+فاقد تصاویر صفحه :237

نظام شبكه بهداشتي درماني كشور

اول: كليات

نظام شبكه بهداشتي درماني كشور

همانطور كه گفته شد خانه‌هاي بهداشت روستايي و پايگاه‌هاي بهداشت شهري و نيز مراكز بهداشتي درماني شهري و روستايي اصلي‌ترين واحدهاي ارائه مراقبتهاي اوليه بهداشتي هستند. سطوح بالاتر وظيفه پذيرش موارد ارجاع بيماران (كه نياز به خدمت تخصصي دارند.) و برنامه‌ريزي‌هاي بهداشتي را بر عهده دارند به مجموعه سطوح مختلف ارائه خدمات و برنامه‌ريزي بهداشتي نظام شبكه مي‌گويند. براي درك بيشتر نقش و موقعيت اين واحدها مي‌بايستي نماي سازماني و شرح وظايف سطوح مختلف نظام شبكه بهداشتي درماني كشور را معرفي كنيم.

نظام بهداشتي كشور ايران را مي‌توان در سه شهرستان ، استان و كشور مرور كرد:

سطح شهرستان

در سطح شهرستان همانطور كه در نمودار ديده مي‌شود واحدهاي اجرايي – از پايين به بالا – را خانه بهداشت و پايگاه بهداشت شهري ، مركز بهداشتي درماني (روستايي و شهري) و مديريت شبكه بهداشتي درماني شهرستان تشكيل مي‌دهد. مديريت شبكه بهداشتي درماني شهرستان خود از دو بخش اصلي ، مشتمل بر مركز بهداشت شهرستان و بيمارستان شهرستان تشكيل شده است .

نمودار سطح مختلف شبكه بهداشت

خ – ب = خانه بهداشت

پ – ب = پايگاه بهداشت شهري

 

 

 

 

 

 

خانه بهداشت

خانه بهداشت واحدي است مستقر در روستا : كه غالبا چند روستاي ديگر (روستاي قمر) را نيز پوشش مي‌دهد. بهورزان زن و مرد ، كاركنان خانه بهداشت را تشكيل مي‌دهند . بهورزان بومي هستند و اين امر منجر به ارتباط مداوم آنها با مردم مي‌گردد .

وظيفه خانه بهداشت اجراي برنامه‌هاي بهداشتي و ارائه خدمات موجود در آنها به گروه‌هاي مختلف است. به منظور خدمات بهداشتي بايد چارچوب ذيل براي هر برنامه بهداشتي به منظور ترغيب آنها به ورود برنامه‌ها و بهره‌مندي از خدمات در هر خانه بهداشت اجرا شود:

شناسايي جمعيت هدف برنامه‌هاي بهداشتي

آموزش به جمعيت هدف

ارائه خدمات به جمعيت هدف

ثبت اقدامات انجام شده و نتيجه آن و ارسال گزارشات

پايگاه بهداشت

پايگاه بهداشت واحدي است مستقر در مناطق شهري كه اقدامات به ارائه مراقبت‌هاي اوليه بهداشتي در جهت مشخصي از شهر مي‌نمايد. تعداد پايگاه‌هاي موجود در يك شهر بستگيبه جمعيت آن شهر دارد. پرسنل ارائه كننده مراقبت‌هاي اوليه بهداشتي در پايگاه‌ها را كاردانهاي بهداشتي تشكيل مي‌دهند. پايگاه بهداشتي شهري اولين واحد عرضه كننده مراقبت‌هاي بهداشتي در شهر است.

مركز بهداشتي درماني

مركز بهداشتي درماني شامل مراكز بهداشتي درماني شهري و روستايي است . مركز بهداشتي درماني روستايي واحدي مستقر در روستا است كه يك ختنه بهداشت را در همان روستا و غالبا چند خانه بهداشت از روستاهاي ديگر را تحت پوشش خود دارد. در مركز بهداشتي درماني روستايي گروهي از كاردانهاي بهداشتي ، بهيار و كاركنان اداري با رهبري پزشك كار مي‌كنند.

مركز بهداشتي درماني روستايي اساسي را بر عهده دارد:

وظيفه ارائه بخشي و درماني كه در خانه‌هاي بهداشت امكان آن وجود ندارد، نظر درمان برخي بيماريها كه بهورز قادر به اجراي آنها نيست و يا ارائه برخي از خدمات مانند كاشتن (اي – يو – دي) كه توسط بهورزان قابل ارائه نيست و نيز انجام آزمايشات تشخيص طبي و … اين خدمات اكثرا از طريق ارجاع بيماران يا افراد از خانه بهداشت به مركز بهداشتي درماني ارائه مي‌شود. البته ممكن است در برخي مركز بهداشتي درماني خود رأسا اقدام به ارائه خدماتي خاص نمايند . مانند نمونه‌گيري از مواد غذايي و … اين وظيفه مشتمل بر برنامه‌ريزي اجرايي ، سازماندهي منابع ، رهبري و هدايت واحدهاي تابعه (خانه بهداشت) و بالاخره كنترل و نظارت بر فعاليت‌ها است. اين موضوع در نمودار نمايش داده شده است.

نمودار اعمال مختلف مديريت در مركز بهداشتي درماني برنامه‌ريزي ، سازماندهي ، رهبري و كنترل

در زمينه ارائه خدمات مركز بهداشتي درماني روستايي وظيفه دارد در صورتي كه مراجعه كننده نيازمند خدمات تخصصي باشد وي را به سطوح بالاتر (پلي كلينيك تخصصي يا بيمارستان) ارجاع دهد.

علاوه بر اين زمينه مديريت نيز مركز بهداشتي درماني وظيفه دارد چنانچه حل مشكلي نيازمند مساعدت مركز بهداشت شهرستان باشد از آنها استمداد جويد. به عنوان مثال در زمينه تامين منابع و نيز بررسي‌هاي خاص و … مركز بهداشتي درماني شهري نيز وظايفي نظير مركز بهداشتي درماني روستايي با اندك تفاوت دارد . اين مركز وظيفه نظارت بر پايگاه‌هاي بهداشتي شهري و پذيرش موارد ارجاع را بر عهده دارد.

تسهيلات زايماني

مركز تسهيلات زايماني واحدي است مستقر در روستا كه يك حوزه جمعيتي بزرگ را تحت پوشش دارد . هر مركز تسهيلات زايماني توسط كاردانان مامائي و يك راننده آمبولانس اداه مي‌شود. وظيفه اين كاردانها اين است كه در تمام 24 ساعت به زايمانهاي طبيعي كمك كنند و موارد پيچيده و دشوار را به نزديكترين بخش بيمارستاني اعزام نمايند. خدمات تنظيم خانواده (از جمله I.U.D ) از خدمات ديگر هر مركز تسهيلات زايماني است.

 

مركز آموزش بهورزي:

در نظام خدمات بهداشت و درمان ، مركز آموزش بهورزي جايگاهي پراهميت و حساس دارد . اهميت مركز مركز آموزش بهورزي در اين است كه جمعي از فرزندان محرومترين نقاطكشور براي خدمت براي مردم همان نواحي توسط مريان تربيت مي‌شوند .دانش آموز بهورزس در طول مدت آموزش خود با مربين مركز آموزش بهورزي پيوندي دائمي و تعيين كننده دارد ، از آنان تعليم مي‌گيرد، توسط آنان هدايت مي‌شود و با راهنمايي آنان براي خدمت به جامعه آموزشهاي لازم را كسب مي‌نمايند.

هر مركز آموزش بهورزي علاوه بر مدير مركز ، چندين مربي دارد . مدير و مربيان هر مركز آموزش بهورزي، شوراي مربيان آن مركز را تشكيل مي‌دهند. مركز آموزش بهورزي وظيفه تربيت بهورزان و نيز بازآموزي بهورزان شاغل در خانه‌هاي بهداشت را بر عهده دارد . اين مركز تحت پوشش مركز بهداشت شهرستان فعاليت مي‌كند.

مركز بهداشت شهرستان:

واحدي است خود گردان كه سه مسئوليت اساسي زير را بر عهده دارد :

الف- پشتيباني واحدها و سطوح تحت پوشش به لحاظ نيروي انساني و مالي.

ب- پايش و ارزش‌يابي برنامه‌ها و مداخله متناسب با آن.

ج- شناسايي مشكلات جديد و برنامه‌ريزي و هدايت واحدها و سطوح در جهت حل آن.

واحدهاي مختلف كارشناسي و پشتيباني در مركز بهداشت شهرستان وظيفه نظارت بر فعاليت مراكز بهداشتي درماني و نيز مركز آموزش بهورزي و خانه‌هاي بهداشت بهداشت – و پشتيباني آنها را بر عهده دارند.

بيمارستان شهرستان:

واحدي است خودگردان كه به صورت بيمارستان عمومي حداقل با 7 تخصص جراحي ، داخلي ، كودكان ، زنان و زايمان ، بيهوشي ، راديولوژي و آزمايشگاه و با بخش‌هاي بستري ، پلي كلينيك‌هاي تخصصي و اورژانس اداره مي‌شود و بايد محل قبول ارجاع شدگان از مركز بهداشتي درماني (شهري و روستايي) باشد.

بيمارستان شهرستان به طوركلي علاوه بر درمان تخصص سرپايي و بستري براي بيماراني كه از مركز بهداشتي درماني معرفي مي‌شوند مي‌بايست اقدام به اعلام نتايج و توصيه‌هاي درماني به مراكز بهداشتي درماني نمايند.

انجام خدمات درماني لازم در مورد فوريت‌هاي پزشكي از جمله ديگر وظايف بيمارستاني است .

 

مديريت شبكه بيمارستاني :

مديريت شبكه شهرستاني وظيفه هماهنگ سازي در واحد خودگردان بيمارستان و مركز بهداشت شهرستان و نظارت  بر فعاليت آنها را بر عهده دارد.

2- سطح دانشگاه يا دانشكده علوم پزشكي (استان):

اين سطح داراي چندين معاونت است كه بر فعاليت‌هاي بهداشتي مراكز بهداشت شهرستان و سطوح تابعه و نيز بر فعاليت بخش‌هاي درماني نظير بيمارستانها و پلي‌كلينيك‌هاي تخصصي و بخش درماني خصوصي نظارت كرده و وظيفه پشتيباني آنها را بر عهده دارد …..

کد :3236 فرمت :ورد صفحه :109

بررسي مقايسه اي اثرات درماني تركيب موضعي unna,sboot در مقايسه با كرم بتامتازون موضعي در ضايعات مزمن خارش دار ناشي از خردل

بيان مسئله

پوست بدن به عنوان وسيعترين و يکي از اولين اعضاء بدن كه در معرض گاز خردل قرار مي گيرد معمولاً بيشترين آسيب را نسبت به ساير اعضاء متحمل مي‌شود (1). سولفورموستارد  به عنوان يک عامل آلکيلان بر سلولهاي پروليفراتيو بدن مانند سلولهاي بافت پوست ، لنفوئيد و مغز استخوان تاثير ميگذارد (2)و باعث ايجاد عوارض حاد و مزمن ميشود. از جمله عوارض حاد سولفورموستارد ميتوان به اريتم و خارش اشاره کرد و از عوارض مزمن و گاهاً مقاوم به درمان اين عامل ميتوان خشكي پوست (xerosis) و خارش مزمن را نام برد(3و4)که بيشتر ناشي از اثر توکسيک مستقيم عامل ميباشند. (5)

در خصوص مكانيسم‌هاي ايجاد كننده خارش ، اگر چه مدياتورهاي دقيق ايجاد كننده آن كاملاً مشخص نيست و پاتوژتر آن روشن نمي باشد ولكن در خصوص مدياتورهاي وازواكتيو مثل هيستامين اتفاق نظر بيشتري وجود دارد كه بعنوان عامل اصلي ايجاد كننده خارش و التهاب باشد (6) و در اين خصوص تحقيقات نشان داده است كه افزايش ريليز هيستامين از لكوسيت هاي محيطي و افزايش سطح هيستامين پلاسما و پوست در مرحله تشديد خارش و ضايعات اگزمائي پوست مشاهده گرديده است (7) و به همين دليل آنتي هيستامين ها نيز بعنوان داروي استاندارد در پروتكل هاي درماني توصيه مي‌شود.

 از طرف ديگر، كورتيكو استروئيدهاي موضعي پاسخ خوبي را در بهبود ضايعات خارش دار ايجاد کرده اند  و هنوز هم جزو خط اول درمان محسوب مي‌شوند ولكن در موارد خشكي شديد پوست و خارش متعاقب آن كه گاهاً با التهاب شديد و خونريزي و آسيب هاي بافتي پوست همراه است، مصرف كورتيكو استروئيد هاي موضعي سئوال برانگيز است.(6) بعلاوه اينکه با توجه مزمن بودن اين مشکل در جانبازان شيميايي و نياز به درمان طولاني مدت با کورتيکوستروييدها، احتمال بروز عوارض جانبي اين دارو بخصوص در نواحي پوستهاي نازکتر وجود دارد.(8)

آنچه كه امروزه بيشتر در درمان اين ضايعات خارش دار استفاده مي‌شود آنتي هيستامين ها و بيحس كننده هاي موضعي بدليل كاهش حساسيت گيرنده هاي درد و در نتيجه كاهش خارش مي‌باشد و همينطور كورتيكواستروئيدها و نرم كننده‌ها جهت كاهش التهاب و كمتر كردن خشكي پوست مي‌باشد كه مورد توجه هستند. (9)

از آنجا كه ضايعات خارش دار اغلب مقاوم به درمان بوده و خشكي پوست و خارش هاي مداوم زخم هاي موضعي را نيز ايجاد مي‌كند در اين حالت مصرف كورتيكواستروئيد ها و بيحس كننده هاي موضعي با پايه چرب نه تنها كمكي به درمان نمي‌كند بلكه ممكن است عوارض پوستي را به همراه داشته باشد و ضايعات را بدتر كند.

به نظر مي‌آيد كه تركيب موضعي Unna`s boot كه شامل زينك اكسيد ، كالامين ، گليسيرين و ژلاتين مي‌باشد (10) احتمالاً‌ بتواند در درمان خارش ، خشكي پوست و بهبود زخم هاي ايجاد شده در اثر خارش مؤثر باشد و بتواند جايگزين مناسبي براي كورتيكواستروئيدهاي موضعي باشد . امروزه گزارشاتي در خصوص اثرات ضد خارش ترکيب زينک اکسيد ، کالامين و گليسرين که مواد موثر اين دارو هستند وجود دارد (11) و برخي ديگر به طور خاص بر اثربخشي چشمگير کالامين در درمان علامتي خارش تاکيد دارند.(12و13و14و15)در ارتباط با اثر بخشي اين دارو و بخصوص اثرات مفيد اين دارو در بهبود زخم ها و بخصوص زخم هاي فشاري كه در اثر بهبود وضعيت ميكروسيركولاسيون پوستي و زير پوستي آن مي‌باشد نيز گزارشهايي وجود دارد(16و17). از طرفي اين تركيب بدليل داشتن گليسيرين و ژلاتين مي تواند اثرات مفيدي در خصوص برطرف كردن خشكي ناحيه خارش دار داشته باشند.

مطابق آمار موجود در حال حاضر بيش از386653 جانباز جنگ تحميلي در کشور ما وجود دارد که از اين بين48420 نفر از ضايعات شيميايي رنج مي‌برند. اين تعداد جانبازان شيميايي در حالي روزانه وارد دوره حاد بيماري و از دست دادن قواي خود مي‌شوند كه تا کنون فقط به تنها 35978 نفر از آنان استفاده از حق پرستاري تعلق گرفته‌است.(18) با احتساب تعداد جانبازان جنگ و اضافه شدن تعداد ديگري از آزادگان به خيل جانبازان و از آنجا که اکثر اين بيماران در سنين ميانسالي و فعاليت بسر مي‌برند، لزوم توجه به مشكلات در اين بيماران بيش از پيش مطرح مي‌شود.

گاز خردل :

با وجود اينكه بشر از راه حل مشكلات بهداشتي و درماني و كنترل بيماري‌هاي عفوني درسايه پيشرفت و تمدن كمك شاياني در بقا مادي خود نموده است اما همزمان به علت داشتن خلق و خوي حيواني از ديدگاه و جنبه ديگري از اين پيشرفت بهره‌برداري كرده و همواره در فكر برنامه‌اي براي طراحي و گسترش شيوه‌هايي بوده كه از آنها بر عليه همنوعان خود استفاده كند. يكي از اين شيوه‌ها كاربرد سلاح‌هاي شيمايي است. گازهاي شيميايي كه در ابتدا به عنوان خدمت به بشر در آزمايشگاه سنتز گرديد، بعداً تبديل به سلاح‌هاي مخرب شدند كه باعث نابودي نسل بشر مي‌گردند. به كارگيري اين گازها و مواد شيميايي در جنگ‌ها به حدود 2 هزار سال قبل از ميلاد، قرون وسطي و عهد باستان بر‌مي‌گردد به طوري كه در آن زمان مدفوع اجسادي كه به وسيلة بيماري مسري مي‌مردند را در چاه آب آشاميدني طرف مقابل مي‌ريختند و آنها را مسموم مي‌كردند.(18) پس از آن استفاده از مواد شيمايي در جنگ جهاني اول صورت گرفت كه تلفات بسياري را ايجاد كرد. در طي هشت سال جنگ تحميلي عراق عليه ايران نيز بارها و بارها شواهد به كارگيري سلاح‌هاي شيميايي از طرف رژيم بعثي عراق بوديم كه اولين بار در سال 1359 بود و بيشترين مورد استفاده آن در سال 1366 در منطقه سردشت بود كه تلفات جاني و مالي بسياري را در برداشت و هنوز هم پس از گذشت 19 سال از اتمام جنگ مسائل و مشكلات مصدومين شيميايي گريبانگير جامعه ما مي‌باشد. (19)از جمله ضايعاتي كه باعث مراجعه مصدومين شيميايي به كلينيك مي‌شود مشكلات پوستي مي‌باشد كه يکي از مهمترين آنها خارش‌ مزمن است كه واقعا براي بيماران طاقت‌فرسا مي‌باشد. خارش شايعترين احساس نامطلوبي است كه ما در پوستمان تجربه مي‌كنيم، از درد شايع‌تر است، بيشترين تشويش را ايجاد مي‌كند و درمان آن مشكل‌تر است. حس خارش مي‌تواند در اثر طيف وسيعي از اختلالات پوستي و عفونت و يا در اثر تحريك خارجي از قبيل تغيير درجة حرارت، ضربه يا قرار گرفتن در معرض مواد زيان‌آور ايجاد شود.(20)همچنين خارش مي‌تواند تظاهري از يك بيماري سيستميك باشد. اكثر واكنشهاي آلرژيك جلدي و سيستميك باعث خارش مي‌شوند و اغلب يك مشكل شديد تشخيصي ايجاد مي‌كنند.(20) در سطح مولكولي، هيستامين بهترين واسطه شيميايي شناخته شدة خارش است اگرچه مواد شيميايي ديگري مثل (پاپائين، تريپسين و … ) نيز واسطه‌هاي شيميايي شناخته شدة خارش هستند(20) در وسيعترين سطح، خارش مي‌تواند به عنوان يك پاسخ همسان به طيف وسيعي از تحريكات فيزيكي و شيميايي منظور شود. پوست خشك، علل متابوليك و عللي از جمله بيماري‌هاي انسدادي صفراوي، اورمي، بيماري تيروئيد، پركاري پاراتيروئيد، ديابت، نقرس و بدخيمي‌ها،پارازيتوزيس، واكنش‌هاي دارويي و علل متفرقة ديگر مي‌توانند علل مهم بيماري‌هاي داخلي همراه با خارش باشند.(20)هنوز تحقيقاتي در مورد درمان خارش در جانبازان شيميايي ادامه دارد و ما در اين مطالعه بر آن شديم تا تأثير داروي unna’s boot  را در درمان خارش مشخص نمائيم.

تاريخچة خردل:

در اواخر جنگ جهاني اول در ژوئيه سال 1917 در يكي از شهر‌هاي كوچك بلژيك بنام ايپر (ypres) در بلوار معروف استاند(ostand)  از طرف واحد‌هاي ارتش آلمان نوعي گز سمي به كار رفت كه تلفات نسبتا” سنگيني به قواي متفقين وارد آورد زيرا نه تنها موجب آسيب‌هاي ريوي، بلكه ضايعات چشمي و جلدي و اختلالات شديد معدي- روده‌اي را نيز سبب شد. سربازان اين گاز را به مناسبت محلي كه در آن به كار رفته بود ايپريت و به علت بويي كه داشت گاز خردل ناميدند در صورتيكه به هيچ وجه با اسانس خردل معمولي ارتباطي نداشت.(20) گاز خردل ماده‌ايست به نام شيميايي سولفوردي اتيل كه سال‌ها قبل شناخته و توصيف شده بود. نكته جالب اينكه در اوايل جنگ يعني در سال 1915 يكي از فيزيولوژيست‌هاي معروف انگليسي به نام جي.بي.اس.هالدانز (J.B.S.HALDANS)  استفاده از گاز تاولزا (vesicant) را به عنوان سلاح جنگي پيشنهاد كرده بود ولي فرماندهان متفقين بدان جهت كه بقدر كافي كشنده نبود نپذيرفته بودند. بعد از جنگ جهاني اول از سال 1919 عده‌اي از محققين متوجه شدند در مسموميت با گاز خردل تعداد گلبول‌هاي سفيد خون كم مي‌شود و اراتوپسي كساني كه توسط اين گاز از بين رفته‌اند، انهدام مغز استخوان و بافت‌هاي لنفوئيدي مشاهده مي‌گردد. ده سال بعد يعني در سال 1929 دانشمندي به نام اس.برنبلوم (S.Berenblum) كه راجع به سرطانهاي آزموني به وسيلة قطران زغال سنگ مطالعه مي‌نمود. با توجه به اينكه ايپريت، آسيب‌هاي جلدي ايجاد مي‌كند، به فكر افتاد تأثير قطران را با اضافه نمودن مقداري گاز خردل تشديد كند ولي با كمال تعجب ملاحظه كرد اين ماده شيميايي بر نمو بافت سرطاني پوست حيوانات آزمايشگاهي اثر معكوس دارد و مجاور نمودن نيم درصد آن در استون اين بافت را منهدم مي‌كند. بعد از اين كشف اتفاقي، چون گاز خردل مسموميت شديد داشت عده‌اي در صدد برآمدند تركيبات مشابهي كه كمتر سمي باشند به دست آورند. اولين اقدام اين بود كه به جاي اتم دو والانسي گوگرد يك اتم سه والانسي ازت يا نيتروژن قرار دهند و والانسي اضافي را با يك راديكال الكليل مرتبط نمايند. بدين ترتيب يكدسته اجسام جديد ساخته شد كه آنها را خردل‌هاي ازت ناميدند. علت اين كه كلمه خردل هنوز در ناميدن اين اجسام به كار رفته، اين است كه مبدأ اوليه آنها يعني گاز خردل را يادآور باشند.(20) در جنگ جهاني دوم نيز مقداري از اين مواد سمي به منظور استفاده احتمالي در ميدان‌هاي نبرد ساخته شد ولي خوشبختانه بكار نرفت. از لحاظ درماني نيز بر روي اين گاز اعمالي انجام گرفته است با در نظر گرفتن نتايج رضايت بخش حاصل از استعمال خردل‌هاي ازت در سرطان‌هاي آزموني، اولين بيمار سرطاني در سال 1942 يعني در بحبوحه جنگ جهاني دوم به وسيله مكيلرواتامين (mechilorethamin) تحت درمان قرار گرفت. ابتدا بهبود قابل ملاحظه‌اي بدست آمد، اما دورة فروكش بيماري كوتاه بود، در دوره‌هاي بعدي معالجه، به علت عدم سازگاري و آسيب به مغز استخوان، نتايج حاصل رضايت بخش نبودند. بايد اضافه شود كه حتي تا مدتي بعد از پايان جنگ، نيز اين مواد جزو سلاح‌هاي سري طبقه‌بندي شده بودند. به همين علت تحقيقات فارماكوتراپيكي در مورد آنها با كندي انجام مي‌گرفت. اما بعد از اينكه ظاهرا” آزاد اعلام شدند عده‌اي از محققين مخصوصا” فارماكولوژيست‌هاي معروفي به نام‌هاي گودمن و گيلمن به اتفاق همكاران خود راجع به خواص اين اجسام مطالعات زيادي انجام دادند و مقالات مهمي منتشر نمودند (البته اين موضوع در مورد نحوة استفاده جنگي از اين مواد صدق نمي‌كند چون استكبار جهاني به منظور حفظ منافع خود براي رسيدن به هدف‌هاي استراتژيك همواره فن آخر را براي استفاده از آن به عنوان تير خلاص به صورت مخفي در دست خود نگه مي‌دارد)(20). پس از آن معلوم شد كه خردل‌هاي ازت در واكنش با ساير اجسام شيميايي يك گروه الكيل خود را جانشين يك اتم هيدروژن آنها نموده و خواص آنها را تغيير مي‌دهند. به همين دليل خردل‌هاي ازت را عوامل آلكيه‌‌كننده ناميدند. تمام تركيباتي كه بدوا” به كار مي‌رفتند سمي و فقط از راه تزريقي قابل تجويز بوده و مدت توقف و اثر آنها در خون كوتاه بود. اما به تدريج توانستند تركيبات جديدتري تهيه نمايند كه از راه دهان نيز مؤثر بوده و مقداري از معايب اوليه را از نظر عوارض فرعي نداشته باشد.(20)

 

خردل‌ها: (Mustards)

تركيبات خردل از عوامل تاول‌زا هستند كه بيشترين ضايعات را در پوست ايجاد مي‌كنند و مسموميت عمومي و علائم سيستميك آنها بروز خواهد كرد. اين تركيبات اغلب به شكل مايع روغني سنگين، فرار، محلول در حلال‌هاي آلي و نا‌محلول يا جزئي محلول در آب هستند كه در مصارف نظامي براي ايجاد مسموميت در افراد مورد تفاهم به صورت ابر يا دود در فضا مي‌گردند. ضايعات حاصل بيشتر در نواحي باز بدن به صورت اريتم و تاول همراه با خارش، سوزش و درد ديده مي‌شود.(18) گاز خردل گوگرددار يا سولفور موستارد، 2و2 دي كلرواتيل سولفايد، اولين و شناخته شده‌ترين تركيب از اين دسته بود كه توسط دسپورتس (Desprotz) در سال 1822 و در سال 1859 به وسيلة گوترينه (Guthrine) سنتز گرديد. ديگر مشتقات خردل مانند خردل‌هاي نيتروژنه تا اواسط قرن 19 كشف و سنتز گرديد. گاز سولفور موستارد براي اولين با در نزديكي دهكده يپريت در بلژيك  در سال 1917 توسط قواي آلماني مورد استفاده قرار گرفت و به همين دليل فرانسويان نام يپريت را نيز به گاز خردل دادند نام ديگر گاز خردل صليب زرد بود زيرا براي مشخص نمودن مخازن حاوي خردل از علامت صليب زرد استفاده مي‌نمودند.(18) از نظر نظامي اختصارات H, HD, QH نيز به گاز خردل يا سولفورموستارد اطلاق مي‌شود. در سال 1918، SMITH و همكارانش جذب پوستي و در 1919، BERENBLUM مسموميت سيستميك و اثر تومورزايي سولفور موستارد را در موش سوري گزارش كردند. در جنگ جهاني دوم از اين گاز استفاده نشد، لكن انبارهاي طرفين متفاهم هم انباشته از اين سلاح گرديد، به طوريكه از سال 1945 تا سال 1954 حدود 50000 تن از اين گاز در دانمارك و حدود 2000 تن در سوئد ذخيره گرديد، اما رسما” در هيچ جنگي از آن استفاده نشد تا اينكه در سال 1984 عراق عليه قواي ايران از آن استفاده نمود. در همان سال 23 ماهيگير در درياي بالتيك به علت نشت گاز خردل از مخازن خود به دريا مصدوم گرديدند با بروز اين حادثه و همچنين استفاده گسترده عراق از اين سلاح شيميايي در جنگ با ايران فصل تازه‌اي از تحقيقات روي اين تركيبات كه از سال 1950 تقريبا” متوقف شده بود، آغاز گشت و محققين زيادي را در ايران و ساير كشور‌هاي جهان به خود مشغول ساخت (18) خواص فيزيكي سولفورموستارد: سولفور موستارد به صورت مايع روغني شكل فرار، بيرنگ تا كهربايي با واكنش خنثي مي‌باشد كه از لحاظ فيزيكي و شيميايي نسبتا” پايدار است به طوري كه در آب در مدت 2 ساعت 22 درصد آن و پس از 24 ساعت 60 درصد آن به اسيد كلريدريك و تيودي‌گليكول هيدروليز مي‌شود. حلاليت آن در حلال‌هاي آلي بسيار خوب است ولي فقط حدود هفت صدم آن در آب حل مي‌شود.

در حضور مواد قليايي: حرارت بالا هيدروليز گاز خردل تسريع مي‌يابد بر عكس در آب و هواي سرد و معتدل پايداري گاز افزايش مي‌يابد و در آب و هواي گرم از پايداري آن كاسته مي‌شود ولي به علت تبخير سريع ميزان غلظت آن در هوا نسبتا” بالا خواهد بود. و همان طوري كه مي‌دانيم پرمنگنات نيز با اكسيد كردن سولفور موستارد آن را خنثي مي‌كند ولي خردل نيتروژن‌دار كمتر تحت تأثير پرمنگنات اكسيده مي‌شود. 1فرمول مولكولي سولفور موستارد C4H8CL2S و وزن مولكولي آن 08/159 مولكول گرم و وزن مخصوص آن 338/1-27/1 بوده كه در دماي 217-215 درجه سانتيگراد به جوش آمده و در 14-13 درجه سانتيگراد منجمد مي‌شود و كريستال‌هاي بيرنگ و شمعي ايجاد مي‌كند. گاز خردل خالص بي‌بو است اما به مرور زمان به علت توليد اتيل سولفور در آن، بوي سير مي‌دهد. در يك نوع گاز خردل تحت عنوان گاز اچ حدود 30 درصد ناخالصي به صورت گوگرد وجود دارد و به همين لحاظ داراي بوي مشخصي مي‌باشد. با شستشو و تصفيه گاز خردل در خلاء، خردل تصفيه شده توليد مي‌شودكه بوي‌كمتر و قدرت تاول‌زايي بيشتر از گاز H داشته و ازآن پايدارتر است.(20)

شيمي خردل‌ها

در ساختمان همه خردل‌ها يك عنصر نوكلئوفيل و يك عنصر الكتروفيل وجود دارد. در اين تركيبات عنصر الكتروفيل با حمله الكترون‌هاي عامل نوكلئوفيل موجود در ساختمان جسم (مانند  S, N) جسم را ترك كرده و باعث ايجاد يك كاتيون سه ضلعي حلقوي مي‌گردد كه اين حلقه مي‌تواند به راحتي مورد حمله عوامل نوكلئوفيل درون بدن نظير اسيد‌هاي آمينه، آب، اسيد‌هاي نوكلئيك و … قرار گيرد و همين امر باعث تراتوژنيسيته و كارسينوژنيسيته اين تركيبات مي‌شود. در درمان مسموميت با موستاردها، آنتي‌دوت‌ها روي عاملي مؤثرتر است كه به ميزان كمتري وارد سلول مي‌شوند و كاتيون حلقوي بيشتري ايجاد مي‌نمايد به همين دليل تيوسولفات سديم كه به عنوان آنتي‌دوت‌موستارها به كار مي‌رود روي نيتروژن موستارد مؤثرتر از سولفور موستارد است چون تيوسولفات قادر به عبور از غشاي سلولي نيست.(18)

 مكانيسم عمل موستاردها: شكل حلقوي موستاردها با درجات مختلف با اكثر گروه‌هاي فعال بيولوژيكي مانند آلفاآمين‌ها، ايميدازول، سولفوهيدروكسي، سولفيد، فنل‌آمين‌ها- ايمين‌هاي اسيدهاي آمينه، پپتيدها، فسفات‌هاي معدني، گلسيروفسفات‌ها، هگزوفسفات‌ها و گروه‌هاي آمين و كربوكسي پروتئين‌ها واكنش مي‌دهد. نشان داده شده كه اثرات ستيوتوكسيك ساير موستاردها تا حد زيادي بستگي به آلكيلاسيون DNA به طور اعم و به خصوص در ناحية نيتروژن شمارة هفت گوانين دارد. به طوري كه چنانچه موستارد دارا و واجد يك بازوي فعال باشد با يك گوانين و اگر دو محل فعال داشته باشد مي‌تواند با دو نيتروژن از دو مولكول گوانين وارد واكنش شود. علاوه بر اين موستاردها با اثر بر روي قسمت‌هاي ديگر DNA مثل جفت شدن با تيمين نيز سبب آلكيلاسيون و تخريب مي‌شوند. همچنين موستاردهايي كه داراي دو بازوي فعال هستند عملا” سمي‌تر هستند زيرا سبب پارگي DNA شده و در بقاي سلولي اختلال ايجاد مي‌كنند در حالي كه موستاردهايي كه داراي يك بازوي فعال هستند خواص موتاژنيك و كار سينوژنيك بيشتري دارند و از اين رو سبب ايجاد تغييرات ثابت در درون ساختمان DNA مي‌شوند.

مكانيسم ايجاد تاول بوسيله عوامل آلكيله كننده موستاردي از طريق تأثير بر DNA توجيه مي‌شود به طوري كه ثابت شده است كه در سلول‌هاي پوششي، پورينهاي DNA را آلكيله كرده و نقاط آپورينيك ايجاد مي‌كنند در نتيجه آلكيلاسيون DNA ، اندونوكلئازها فعال شده و سبب شكستگي در DNA مي‌شوند. تكه‌هاي ايجاد شده از DNA سبب فعال شدن آنزيم ADP ريبوز پلي‌مراز مي‌شود كه اين آنزيم باعث پليمريزاسيون ADP شده و AD مثبت و نيكوتين آميد آزاد مي‌شود. از بين رفتن اين عنصر حياتي در سلول سبب مهار گليكوليز و فعال شدن راه هگزوز مونوفسفات و سبب القاي مهاركننده پلاسمينوژن و آزاد شدن پروتئازها مي‌شود كه موجب شروع التهاب و ضايعات پوستي مي‌گردد. به علاوه بسياري از سيستم‌هاي آنزيمي ديگر نيز به طور برگشت ناپذير توسط موستاردها مهار مي‌شوند از جمله پروتئاز‌ها و فسفوكينازها كه حساسيت‌ بارزتري نسبت به موستاردها دارند. نشان داده شده كه حساسيت آنزيم‌ به مهار توسط موستاردها، به بافتي كه آنزيم در آن قرار دارد بستگي دارد به عنوان مثال كولين اكسيداز توسط موستارد در كليه موش صحرايي مهار مي‌شود ولي كولين اكسيداز مهار نمي‌شود.(18)

متابوليسم و دفع گاز خردل:

متابوليسم خردل ماركه (355) در موش سوري، موش صحرايي و انسان حاكي از آن است كه قسمت اعظم گوگرد راديواكتيو از طريق ادرار 24 ساعته دفع مي‌شود. 30-25 درصد سولفور موستارد جذب شده در بدن در حضور آب هيدروليز شده و با از دست دادن يك عامل كلر به موستارد نيمه و سرانجام به تيودي‌گليكول تبديل مي‌شود كه نسبتا” غيرسمي است. 10% سولفورموستارد در بدن توسط واكنش‌هايي كه در شاخه‌هاي جانبي انجام مي‌شود در جهت هيدروليز يا ايجاد متابوليت سمي حذف مي‌شود. 50% سولفورموستارد جذب شده در بدن با اسيد آمينه سيستئين كونژوگه شده و ايجاد دي سيستئين اتيل سولفون مي‌كند از طريق ادرار دفع مي‌شود.(18) علائم باليني مسموميت با سولفورموستارد: پوست در مقايسه با ساير ارگان‌هاي بدن بافت هدف مهمي براي موستاردها است و در مسموميت با اين عوامل، سوختگي‌هاي شديد پوستي ديده مي‌شوند. علت اين امر ممكن است كاهش سريع تبخير شدن موستارد و تسريع حلقوي شدن آن در نواحي مرطوب باشد. علائم پوستي ممكن است پس از 6-4 ساعت با عامل تاولزا بروز كند اما گاه ديده مي‌شود كه علائم حتي تا 24 ساعت و در بعضي موارد 12 روز بعد ظاهر مي‌شود. در ابتدا اريتم ظاهر شده كه بتدريج يك حالت پيگمنتاسيون كه خاص سوختگي با موستارد است ظاهر مي‌شود. ادم جلدي 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد ظاهر مي‌شود. ادم زير جلد 9-3 روز بعد از تماس با سولفورموستارد بستگي به پوست ناحيه خاص ايجاد شده، سپس تاول‌هاي پوستي ظاهر مي‌شوند. در ابتدا تاول‌هاي كوچك به تعداد‌ زيادي روي پوست ايجاد شده كه در اثر به هم پيوستن، تاول‌هاي بزرگتري ايجاد مي‌نمايند. در بسياري از موارد متوسط زمان لازم براي بروز اولين تاول‌ها در نواحل مختلف بدن حدود 2/7 روز است. تاول‌هاي سطحي بعد از چند روز خودبه‌خود بهبود مي‌يابند ولي در 1/1% موارد تاول‌هاي عمقي در 4 روز اول تماس با سولفورموستارد ايجاد مي‌شود. اين امر موجب از دست دادن لايه شاخي پوست و بروز درد گشته و احتمال بروز عفونت‌هاي پوستي در اين گونه موارد ازدياد مي‌يابد، در چنين مواردي متوسط زمان لازم براي بهبود 19 روز تا چندمين ماه مي‌باشد. (18) تماس مجدد و يا سوختگي با گاز خردل مي‌تواند منجر به بروز پديده حساسيت شود. به طوري كه مقدار كمي گاز خردل كه روي پوست طبيعي سوختگي جزئي ايجاد مي‌كند بر روي پوست حساس موجب سوختگي وسيع مي‌شود. در سال 1983 علائم باليني غيرمنتظره‌اي از مجروحين شيميايي ايراني كه در جزيرة مجنون مجروح شده بودند توسط تعدادي از پزشكان ايراني و اروپايي گزارش گرديد كه در آن صدمات ريوي شديد با درصد مرگ و مير بالا و پوست اكسونولياتيوپيگمانته شده مشاهده مي‌شد. از آنجايي كه اين مشاهدات با علائم باليني كلاسيك گاز خردل تفاوت زيادي داشت نام سندرم مجنون به آن اطلاق گرديد. بعد از بررسي‌هاي انجام شده بر روي بمب‌هايي كه توسط نيروهاي عراقي به كار گرفته شده بود نشان داده شد كه خردل به كار گرفته شده حاوي مقدار زيادي از تركيبات نامحلول به نسبت يك به دو از جمله سيليكاتها، كلسيت و آهن مي‌باشد.

کد :3232 فرمت :ورد صفحه :59

ويروس (EBV) يا هريس ويروس انسانی

ويروس (EBV) يا هريس ويروس انساني

فصل 1

بيان مساله:

اپشتن بار _ ويروس (EBV) يا هريس ويروس انساني 4، جزو هرپس ويروس گاما است كه يكي از شايع‌ترين ويروس‌ها در انسان‌ها به شمار مي‌رود. زيرا انسان‌ها تنها دريافت كننده EBV مي‌باشند. اين ويروس كه به صورت جهاني است اكثر مردم را در طي زندگيشان آلوده مي‌كند. به طوريكه در 95% افراد بين 40 _35 سال، به اين ويروس آلوده هستند. اما در نوزادان به محض اينكه آنتي بادي‌ها در ، كه در هنگام تولد موجود بوده از بين برود، مستعد آلوده شدن به اين ويروس هستند، اما هيچ رابطه‌اي بين مشكلات دوران بارداري و عفونت ناشي از EBV مشاهده نشده اكثر كودكان هم به اين بيماري مبتلا هستند ولي چون هيچ علائمي ندارند،‌شناخته شده نيست يا حداقل هيچ علامت قابل تمايز از ساير بيماران وجود ندارد.

در سال 1920 اسپرونت و همكارانش نام عفونت منونوكلئوزيز را به مواردي مثل لوكوميا كه با سلول هاي خوني در ارتباط است لقب دادند.دانوي در سال  1923مورفولوژي لمفوسيت را تشريح كرد و در سال1932 پول و پانل هتروفيل ها را كشف كردند كه اين خود روزنه اي بود براي تشخيص دقيق تر عفونت منونوكلئوزيز و در نهايت در سال 1968 هنله روابط بين عفونت منونوكلئوزيز EBV را گزارش كرد.

ويروس EBV علاوه بر اينكه دو تيپ به نام هاي A وB دارد،‌بيش از 80 آنتي ‍ژن اختصاصي دارد كه لنفوسيت هاي B را كد مي كند. اين ويروس دراي دو دوره عفونت اوليه و عفونت ثانويه است. متداول ترين راه ظهور عفونت اوليه با اين ارگانيسم منونوكلئوزيز عفوني است ، كه يك سندرم محدود كننده كلينيكي است و بيشتر بزرگسالان و جوانان را مبتلا مي كند. علائم كلينيكي آن شامل گلودرد و تب است. هر چند كه EBV يك ويروس تومور انساني به شمتار مي رود ولي با بي نظمي هاي Lymphoproliferative در ميزبان هايي كه سيستم ايمني ضعيفي دارند مثل سرطان ؟؟؟ و ليمفوماي بوركيت در ارتباط است.

EBV در ابتدا، لمفوسيت هاي B را آلوده مي كند ولي در سلول هاي اپي تليال،، لمفوسيت هاي T، سلول هاي ماهيچه اي نرم و سلو هاي دنوريت مشاهده نشده، وقتي كه EBV وارد لنفوسيت هاي T شد، DNA ويروسي شكل گرفته و سيكل تكثير خود بخودي در هسته سلول آغاز مي شود. لمفوسيت هاي T نسبت به سلول هاي B عفوني، سيتوتوكسيك هستند و به تدريج باعث كاهش تعداد لمفويست هاي B آلوده به EBV مي شوند به طوريكه تعداد آنها به 1 در 106- در هر چرخه سلول B مي شود.

آنتي بادي هاي EBV در بين تمام جمعيت ها شناسائي و خالص سازي شده و اينگونه به نظر مي رسد كه اين آنتي بادي ها هيچ گونه اثر متفاوتي بر نوع جنسيت ندارد.

آنتي بادي EBV تقريبا در %95-90 از افراد تا قبل از سن بلوغ ديده مي شود. در آمريكا و انگليس 50% از افراد قبل از سن 5 سالگي Sero converts مي شوند. اما بين سن هاي 20-10 سالگي موج دوم Sero conversion ظاهر مي شود، كساني هم كه تا مرحله دوم اين آنتي بادي وارد بدنشان نشد به عفونت منونوكلئوزيز مبتلا مي شوند.

فصل 2

ويروس اپشتين – بار

ويروس اپشتين – بار (EBV) يك هرپس ويروس اجباري است كه عامل سبب زاي منونوكلئوز عفوني حاد، سرطان نازوفارنكس، لنفوم بوركيت و بقيه اختلالات لنفوپروليفراتيو (تكثير غيرطبيعي سلول هاي لنفوسيت) در كساني است كه ضعف سيستم ايمني دارند. يك ويژگي مهم هرپس ويروس ها توانايي آنها به ايجاد عفونت هاي مخفي است كه ممكن است بعدها مجددا فعال شوند.

این ویروس در بسیاری از تومورهای بدخیم انسانی مشاهده شده که اخیرا ویروس EBV با  ویروس های خانواده اونکوژنیک ترکیب شده ، اکثر جمعیت ها به ویروس EBV  آلوده شدند و ژن EBV را برای سالیان دراز با خود حمل می کنند بدون آنکه هیچ علائمی از خود نشان دهند. با توجه به اینکه این ویروس پتانسیل خود را تنها تحت تأثیر شرایط خاصی نشان می دهد که مشاهدات تقریبآً مشابهی هم در ویروس HHV-8 (که همان طور اشاره شد جزو خانواده گاما هریس ویروس است)، دیده شد ، که به صورت شایع در قسمتهایی از جهان مثل جنوب ایتالیا و آفریقا دیده شده که در برخی موارد هم ویروس سارکوما افراد را به صورت مجزا از هم جدا می کرد .

یکی از مشکلاتی که بیش از همه با آن سروکار دارند ، تشخیص و اهمیت موضوع و ایجاد شرایطی است  که به سمت رویدادی مثل تومورهای سرطان سوق می دهد وشامل EBV  یا عفونت HHV-8  است .بیمارانی که یا به صورت ارثی این بیماری را دارند ویا اینکه این بیماری به آنها سرایت کرده، بیشتر در معرض گسترش بیماری EBV یا HHV-8 قرار  دارند که این بیماریها خودبا تومورها بیشتر در ارتباط است . بایستی توجه داشت که این عوامل نقش مهمی را در مورد سیستم ایمنی بدن و کنترل سلول های بدن ایفا می کنند.

ژنوم ويروس

ژنوم DNA ويروس اپشتن بار دو رشته اي خطي با وزن مولكولي 172 کيلوزوج باز مي باشد که برحسب زیرخانواده فرق می کند. و محتواي گوانين : علاوه سيتوزين برابر با 59% دارد و در حدود 100 ژن راكد مي كند. ژنوم عفونی است ودر زیر خانواد ه های  مختلف به طور چشم گیری ا زنظر سازمان بندی فرق می کند .

کد :3172 فرمت :ورد صفحه :84

وزوز و اختلالات شنوایی

وزوز و اختلالات شنوایی+مصاحبه trt

مقدمه

تعاريف مختلفي در مورد وزوز ارائه شده است كه به جهت وسيع بودن تعاريف نمي‌توان مرز مشخصي بين نوع وزوز و منشأ آن قائل شد.

به عنوان مثال وزوز و سيتبولي يا منييري يا حلزوني يا وزوز عروقي.

در يك تعريف وزوز به دو دسته‌ي subjective , Abjective تقسيم شده است. اين در حالي است كه ممكن است وزوز obj به شكلهاي مختلفي وجود داشته ، فقط توسط بيمار قابل شنيدن باشد، نه آزمايش كننده و به موجب آن يك هم پوشي بين وزوز subj , obj وجود دارد. تعريفي كه در اين پايان نامه براساس پيشنهاد Justerboff و همكارانش ارائه مي‌شود به صورت زير است:

وزوز عبارتست از درك صوتي كه هيچگونه منشأ مكانيكي در خارج ندارد و با هيچ گونه عامل ارتعاشي در حلزون گوش مرتبط نيست.

براساس اين تعريف وزوز با اصوات خارجي تفاوت خواهد داشت و تفاوت آن در جنبه هاي حقيقي از جمله سايكو اكوستيك و masking است.

تمام اصوات ديگري كه بيمار مي شنود يا درك مي‌كند و از تعريف فوق مستثناست به عنوان اصوات بدني  يا somato sound ناميده مي‌شود. بدين معني كه رفتاري مشابه با اصوات خارجي دارند. از جمله اينكه:

1-              منحني masking آنها Vshape است.

2-              در گوش ipisi بهتر از گوش contra ماسك مي‌شوند. نياز به شدت كمتري درIpsi نسبت به   contraدارند.

3-      اگر به صورت tonal با شند، با صوت خارجي ديگر حالت زنش پيدا مي‌كنند در حالي كه وزوز اصلاً beating ندارد

                                                                                    Subjective tinnitus

مکانیزم و روشهای درمان آن:                                             

(وزوز ذهنی) هستند.s.t در طی 25سال گذشته مطالعات نشان دهنده ی افزایش شمار

به عنوان درک صدا یا چیزی شبیه احساس بدون مولد خارجی می باشد.              s.t

یا وزوز ارتعاشی صدایی است که به وسیله ی دیگران شنیده  Objective tinnitus

می شود وامکان اندازه گیری فیزیکی آن وجود دارد.

وماهیچه های کام به صدایstopedius -Tensor tempani میوکلونوس مزمن شامل

جریان خون شیپوراستاش باز از علتهای T عینی می باشند.

OAE نیز میتواند ازعلتهای T.O باشد دراین فصل ابتدا درباره ی مکانیزم ،ارزیابی

و درمان T.S می پردازیم.

به کسی که دچاربه T.S است ازطرف خدمات کلینیکی چهارپیام ارائه می شود . اول:

هیچ اجماعی دررابطه با علت T.S که یک بیماری با علتهای مختلف می باشد، وجود ندارد.

دوم: درمان شناخته شده ایی برای T.S وجود ندارد.

سوم:یک روش درمانی به تنهایی برای درمان T.S کافی نمی باشد. ما به افراد نمی گوییم که با روشهای ممکن نمیتوانیم آنها را درمان کنیم ولی به آنها اطلاعاتی درباره مولد نروفیزیولوژی وسایکودینامیکیT.S می دهیم.

چهارم:جستجوهای کلینیکی در زمینه های درمان T.S به اندازه کافی وجود دارد وتضمین کننده علاقه وفعالیتهای اودیولوژیستها می باشد.کار کردن با بیمار T.Sبستگی به نشانه های اختلال دارد. برای درمان این اختلال باید راهی برای سرکوب منبع وزوزویا فعامیتهای طبیعی غیر نرمال که باعث T.S میشود پیدا شود. کار ما این است که وزوز را از لحاظ تاریخچه ,شیوع, علت ومکانیزم ارزیابی ودرمان مورد بررسی قرار دهیم . درکوزوز ودرمان آن پیشرفت کرده است وبه جایی رسیده است که پزشک یا هر درمانگر دیگر به بیمار پیشنهاد میکند که ” یاد بگیرد که چگونه با وزوز زندگی کند. “

مروری بر تاریخچه وزوز:                                                                        

تاریخچه بسیاری از اختلالات که به نام T.S یا T.O هستند ثبت شده است. در چندین هزار   سال پیش فنیقی ها اختلافی را که امروز با عنوان وزوز می توان تعریف کرد شناسایی کردند. خطوط تصویری مصریها نشان می دهد وزوزیکی از نگرانیهای آنها

بوده است .                                                    Pharaonic آنها در دوره ی

درحدود(1532-1650) بیماران باوزوز را به عنوان کسانی که     Ebers popyrus

دارای گوشهای افسونشده هستند تعریف کرد.

خود توجه کرد.              Problemata physicalبه پدیده ی وزوز در paristotle

وزوزرابه عنوان   Alexander  وزوزرابه عنوان انعکاس صدا تعریف کرد.Gelan

بحران فیزیکی یا احساسی تعریف کرد. اتیارد یکی از اولین کسانی بود که گفت می توان وزوزرا با ابزارهای خارجی ماسک کرد و ازصداهایی مثل آب وآتش وباد استفاده کرد.

یکی از اولین مداخله گرها در زمینه استفاده از محرکGrappengiesser در سال  1801

الکتریکی گوش در درمان وزوز بود.

دلایل و شیوع وزوز:                                                                                         

از انجا که علت T.Sشناخته شده نیست فرد می تواند تنخا فرض کند که بعضی چیزها باعث

 می شود یا ارتباطا تی بین بعضی بیماریها و شروع T.Sوجود دارد. بعضی داروها ,  S.T

بیماریها وتروماها به شروع T.S کمک می کند. 25 %گزارشات نشان می دهد T.S در اثر قرار گیری در معرض نویز می باشد. 7% معتقدند که شروع وزوز به دلایل بیماریهای پاتولوژیک

مکانیزم شنوایی می باشد. علاوه بر این  6% معتقدند یک چرخه مثبت بین آسیب شنوایی و شروع وزوز وجود دارد. در 2% موارد آسیبخای شلاقی و ضربه ای باعث وزوز میشود. 15% مربوط به دیگر موارد بوده و47% بیماران با وزوز شدید پیشنهادی برای علت وزوز آنها نشده است.

وزوز تنها به کسانی با اختلال شنوایی محدود نمی شود و 70 مورد با شنوایی نرمال درermbach hoicanec قرار داده شدند که بیشتر از 5 دقیقه مدت آن نبود. در این جمعیت 94% وزوز سازگار با وزوز گروه کنترل که دارای اختلال شنوایی بوده اند را تجربه کردند مشخص شد که در افراد با شنوایی سالم صداهایی محیطی می تواند به طور مؤثر وزوز سطح پایین را skma کند.

وزوز نوع تونا ل به نظر می رسد بلندتر از وزوزی است که طیف فرکانسی بیشتری دارد.

در 1503 بیمار با وزوز شدید  88% بلندی وزوزآنها  یا  11یا کمتر بود و به طور متوسط بلندی وزوز این گروه 5.7  بود ودر کل مطالعاتی که تا کنون روی وزوز انجام شده به این نتیجه رسیدند که در71%از بیماران وزوز دارای بلندی 10  یا کمتر می باشد .

 در فرکانسهای 2000 تا 12000 در سطح 8 می تواند برای ماسک وزوز قابل پوشش  Bbn

استفاده شود. هر قدر تعداد sl های ماسکر پایین باشد نشان دهنده مشکلات کمتر بیمار است.

کسانی که روی ماسک وزوز کار میکنند پدیده ی دیگری مشاهده کردند که

 نام دارد.Residual inhibition

که به عنوان یک دوره موقتی سرکوب وزوز بوده که به دنبا ل ما سکینگ می باشد.بیمارانی مشاهده شدند که در اثر استفاده از ماسکر دوره I.R طولانی به مد ت چند روز و گاهی در حد چند ثانیه داشتند. از 1445  بیمار که برای I.R تست شدند  91% I.R جزئی نشان دادند. در بین این گروه بعضی I.R کامل نشان دادند.

                                                                                         :  Sound of tinnitus        صدای وزوز برای بیماران یکسان نیست.وقتی از بیماران پرسیده می شود صدای وزوز شما        چگونه است ؟ پاسخها طیف وسیعی را در بر می گیرد.مثلا غرشی ،زنگ دار،حالت طبل،موزیکی ،پالسی،تونال و…

در جمعیت 1664 نفری 54 %وزوز خود را به صورت یک صدای واحد می شنیدند.در 26%وزوز را به صورت دو صدائی ،9% به صورت سه صدائی ،6% به صورت چهار صدا و بیشتر می شنیدند.و 5%نمی توانستند تعداد صداهای وزوز خود را تشخیص دهند.

در جمیت 1544 نفری 79% دارای وزوز خا لص ،6% وزوز نویزی و 15% دارای وزوز بین خالص نویزی بودند.

از لحاظ فرکانسی ،در مطالعه اول بیشتر بیماران دارای وزوز در فرکانسHZ 8000 بودند.

اغلب وزوز دو طرفه بود و محل وزوز نیز متفاوت بود.

 روی 1932 بیمار ،60% دارای وزوز در هر دو Orgeon tinnitus registry در مطالعات

گوش بودند.20%دارای وزوز در یک گوش بودند. و 1%بین دو گوش بودند.صدای وزوز میتواند ممتد یا منقطع باشد..تعریف وزوز نیاز به درک علت آن و مکانیزم آن دارد. ولی مطالعات نشان دادند که ارتباطی بین تعریف و مکانیزم وزوز و محل ضایعه وجود ندارد. تعداد زیادی از بیماران در معرض نویز بودن را علت وزوز خود می دانند زیرا وزوز آنها بیشتر شبیه تن خالص بود تا نوع نویزی . نورینمای اکوستیک می تواند در زمره علل وزوز باشد.

کد :3169 فرمت :ورد صفحه :160

بررسي نگرش و ميزان همكاري بيماران مراجعه‌كننده به درمانگاههاي زنان

  بررسي نگرش و ميزان همكاري بيماران مراجعه‌كننده به درمانگاههاي زنان بيمارستان‌هاي آموزشي دانشگاه آزاد اسلامي تهران با دانشجويان پزشكي و علل مؤثر بر آن در سال 1385

مطالعه حاضر به روش Cross sectional برروي 500 نفر خانم مراجعه‌كننده به درمانگاههاي زنان بيمارستانهاي بوعلي، اميرالمؤمنين و جواهري تهران در 3 ماهه آخر 1386 انجام شده است. ابزار سنجش پرسشنامه محقق ساخته بود كه با مصاحبه با بيماران تكميل مي‌گرديد. پرسشنامه شامل خصوصيات دموگرافيك، تجربه قبلي و بينش اوليه بيماران در مورد حضور دانشجويان پزشكي و موافقت يا مخالفت آنان با مشاركت دانشجويان در مراحل گوناگون ويزيت بود.

 براي مقايسه عوامل مؤثر بر تصميم بيماران براي پذيرش مشاركت دانشجويان در بين گروههاي‌مختلف ازتست X2 يا T test و Oneway Anova استفاده شد.

  • فهرست مطالب
  • عنوان    صفحه
  • فصل اول      1
  • بيان مسأله      2
  • پيشينه تحقيق      5
  • فصل دوم      11
  • متد و روش‌ها      12
  • تاريخچه پرسشنامه      13
  • فصل سوم      14
  • نتايج      15
  • فصل چهارم      43
  • بحث و نتيجه‌گيري      44
  • پيوست‌ها       49

کد :3161 فرمت :ورد صفحه :49

 

بررسی ارتباط ارتفاع قوس طولی داخلی پا با آسیب های ورزشی مچ پا و زانو

بررسي ارتباط ارتفاع قوس طولي داخلي پا با آسيب هاي ورزشي مچ پا و زانو در دونده ها ي حرفه ای مرد

  • فهرست مطالب:
  • مقدمه …………………………………………………………………………………………………………13
  • بخش اول
  • 1.    آناتومي پا
  • 1-1-استخوان شناسي پا …………………………………………………………………………….15
  • 2-1-عضلات پا ………………………………………………………………………………………16
  • 2.    بيومكانيك پا
  • 1-2-قوس هاي كف پايي …………………………………………………………………………20
  • 2-2-قوس طولي داخلي …………………………………………………………………………….21
  • 3-2-تعادل در ساختار پا ……………………………………………………………………………23
  • 4-2-كينتيك پا ………………………………………………………………………………………28
  • 3.    متد هاي طبقه بندي انواع پا
  • 1-3-معاينه ديداري غير كمي ……………………………………………………………………..32
  • 2-3-مقادير انتروپومتريك ………………………………………………………………………….33
  • 3-3-شاخص هاي فوت پرينت …………………………………………………………………….37
  • 4-3-ارزيابي هاي راديوگرافيك ………………………………………………………………….41
  • بخش دوم
  • فصل اول
  • بيان مسأله …………………………………………………………………………………………45
  • دلايل انتخاب موضوع ………………………………………………………………………….47
  • فصل دوم
  • مروري بر مطالعات پيشين ………………………………………………………………………50
  • فصل سوم
  • اهداف ……………………………………………………………………………………………..57
  • فرضيات ……………………………………………………………………………………………57
  • فصل چهارم
  • متغير هاي تحقيق …………………………………………………………………………………59
  • تعريف متغير ها ……………………………………………………………………………………59
  • نوع مطالعه …………………………………………………………………………………………59
  • فهرست مطالب: (ادامه)
  • روش جمع آوري اطلاعات …………………………………………………………………….60
  • جامعه مورد مطالعه ……………………………………………………………………………….60
  • تعداد نمونه ………………………………………………………………………………………..60
  • روش نمونه گيري ………………………………………………………………………………..60
  • ملاحظات اخلاقي ……………………………………………………………………………….60
  • روش كار ………………………………………………………………………………………….61
  • فصل پنجم
  • يافته هاي تحقيق ………………………………………………………………………………….68
  • فصل ششم
  • بحث ……………………………………………………………………………………………….79
  • نتيجه گيري ……………………………………………………………………………………….86
  • محدوديت هاي طرح و پيشنهادات براي مطالعات آتي ……………………………………86
  • پیوست
  • پرسشنامه شماره يك ……………………………………………………………………………89
  • پرسشنامه شماره دو ………………………………………………………………………………90
  • فرم رضايتنامه ……………………………………………………………………………………..91
  • جداول ضميمه …………………………………………………………………………………….92
  • تعریف واژه ها ………………………………………………………………………………………….. 96
  • منابع مورد استفاده ………………………………………………………………………………………98
  • فهرست جداول:
  • جدول 1- ضريب Reliability داده هاي بدست آمده از emed-x platform…………………………….68
  • جدول 2- توزيع دونده هاي آسیب دیده و سالم در هر یک از سه گروه بر حسب تست بالینی “ناویکولار دراپ” ………………………………………………………………………………………………..69
  • جدول 3- توزيع ميانگين تست باليني “ناويكولار دراپ” در دو گروه دونده هاي آسيب ديده و  سالم ……………………………………………………………………………………………………………………..69
  • جدول 4-ضريب همبستگي بين دو متغير ناويكولار دراپ و  Modified Arch Index …………………………………………………………………………………………………………………………………..72
  • جدول5- نتایج مقایسه میانگین Peak Pressure A.I در سه گروه …………………………………………..76
  • جدول6- نتایج مقایسه میانگین  Maximum Force A.Iدر سه گروه ………………………………………77
  • جدول7- نتایج مقایسه میانگین Contact Area A.I در سه گروه ……………………………………………77
  • فهرست شكل ها:
  • بخش اول:
  • شکل 1- مدل Beam براي توصيف قوس طولي داخلي …………………………………………….21
  • شکل 2- مدل Truss براي توصيف قوس طولي داخلي…………………………………………21
  • شكل 3- نمايي شماتيك از موقعيت اكستانسورهاي مچ پا و نيز عضلات فلكسور و اكستانسور انگشتان پا………………………………………………………………………………………………24
  • شکل 4- موقعیت مرکز فشار در حین راه رفتن………………………………………………….29
  • شكل 5- نمودار نيروي عكس العمل عمودي زمين در حين دويدن…………………………31
  • شكل 6-Rearfoot Angle…………………………………………………………………………..35
  • شكل 7- والگوس ايندكس…………………………………………………………………………37
  • شكل 8- Arch Index ………………………………………………………………………………38
  • شكل 9- Arch Angle ………………………………………………………………………………39
  • شكل 10- فوت پرينت ايندكس…………………………………………………………………..40
  • شكل11- Arch – Length Index………………………………………………………………….40
  • شكل 12- Truncated Arch Index ……………………………………………………………..41
  • شکل 13-  Brucken Index……………………………………………………………………….41
  • شكل14- زاويه هاي رايج مورد استفاده در ارزيابي هاي راديوگرافي …………………….42
  • بخش دوم:
  • شكل 1-نحوه تعيين وضعيت طبيعي مفصل ساب تالار ……………………………………….62
  • شكل 2-نحوه انجام تست باليني “ناويكولار دراپ” ………………………………………….63
  • شكل 3- emed-x platform  ………………………………………………………………………64
  • شكل 4-  اجراي مرحله ديناميك آزمون ………………………………………………………..65
  • شكل 5- وضعيت فشار كف پاي نمونه در وضعيت ديناميك ……………………………….66
  • فهرست نمودارها:
  • نمودار1- همبستگي بين داده هاي Dynamic Peak Pressure A.I و Static Peak Pressure A.I …………………………………………………………………………………………………………………………………..70
  • نمودار2- همبستگي بين داده هاي Dynamic Maximum Force A.I و Static Maximum Force A.I …………………………………………………………………………………………………………………………….71
  • نمودار3- همبستگي بين داده هاي Dynamic Contact Area A.I و Static Contact Area A.I ……………………………………………………………………………………………………………………..71
  • نمودار4- همبستگي بين تست باليني ناويكولار دراپ و داده هاي Dynamic Contact Area A.I  ……………………………………………………………………………………………………………………..73
  •  نمودار5- همبستگي بين تست باليني ناويكولار دراپ و داده هاي  Static Contact Area A.I  ……………………………………………………………………………………………………………………..73
  • نمودار6- همبستگي بين تست باليني ناويكولار دراپ و داده هاي Dynamic Max Force A.I ……………………………………………………………………………………………………………………..74
  • نمودار7- همبستگي بين تست باليني ناويكولار دراپ و داده هاي Static Max Force A.I ………………………………………………………………………………………………………………………74
  • نمودار8- همبستگي بين تست باليني ناويكولار دراپ و داده هاي Dynamic Peak Pressure A.I ………………………………………………………………………………………………………………………75
  • نمودار9- همبستگي بين تست باليني ناويكولار دراپ و داده هاي Static Peak Pressure A.I ………………………………………………………………………………………………………………………..75

کد :3135 فرمت :ورد صفحه :105

بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم در افراد

بررسی مقایسه حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم در افراد 20 تا 30 سال مراجعه کننده به کلینیک چشم پزشکی بصیر در سال 1386

چکیده

در این تحقیق مقایسه حساسیت کنتراست بین عینک و لنز تماسی نرم در افرادی که از عینک و لنز استفاده می کردند مورد ارزیابی قرار گرفت ، افراد مورد آزمون از بین مراجعین به کلینیک فوق تخصصی چشم پزشکی بصیر در رده سنی 30-20 سال بودند که حدت بینایی 20/20 یا بهتر را با عینک و لنز تماسی نرم داشتند .

این افراد با استفاده از دستگاه حساسیت کنتر است  E1000csv در 2 مرحله با عینک و لنزتماسی نرم تست شدند . از افراد ، ردیف های D(18cpd),C(12cpd),B(6cpd),A(3cpd) به ترتیب پرسیده شد و نتایج حاصله روی فرم مخصوص CSV1000 به طور جداگانه رسم شد و بررسی ها نشان داد که درتمام ردیف ها تفاوت معنی داری بین حساسیت کنتراست عینک و لنز تماسی نرم مشاهده نشد .(P> 0/05)

همچنین حساسیت کنتر است هر دو حالت در رنج نرمال جمعیت قرار داشتند .

  • فهرست مطالب
  • عنوان                                                                                               صفحه
  • چکیده     9
  • مقدمه     10
  • فصل اول : معرفی پژوهش     11
  • بیان مسئله    12
  • اهمیت مسئله    12
  • تعریف مفاهیم     14
  • فصل دوم : مبانی نظری پژوهش    15
  • حساسیت کنتراست     16
  • کنتراست    21
  • تست حساسیت کنتراست     22
  • تست csv1000    33
  • فصل سوم : بررسی متون – اهداف – فرضیه     36
  • مروری بر تحقیقات گذشته     37
  • اهداف –  فرضیه    39
  • فهرست مطالب
  • عنوان                                                                                               صفحه
  • فصل چهارم : روش تحقیق     41
  • انتخاب جامعه آماری     42
  • روش انجام آزمون     42
  • فصل پنجم : نتایج و نمودارها     49
  • نتایج     50
  • نمودارها     52
  • فصل ششم : بحث و نتیجه گیری    53
  • بحث و نتیجه گیری     54
  • منابع      56

کد :3126 فرمت :ورد صفحه :58